ای نارفیق سلام پرمهرت راباور کنم یا زهر خیانتت را...
سلامتي رفيقاي نامرد شيخ آبادي..........اي بابا ماكه رفيق نامرد نداريم(قم)
دارم میرم سربازی همگی فعلأ خداحافظ یه مدتی نیستم ،دوستون دارم همتونو دلم تنگ میشه.
یاد اون روزا بخیر(مدرسه)
یاد اون روزا به خیر میز آخر کلاس،نوشته های روی میزمون،روی دیوار،خرپلیس بازی،دعوا گروهی،پشت کانتینر با بچه ها،زنگ آخر...وای خدای من دارم دیونه میشممممممممممممم
حاظرم تمام زندگیمو بدم تا برگردم به دوره دبیرستانم،مدرسه شهید آوینی
اسمس های گریه داررررررررررررررررررررررررررر
-اگه کسی بهت گفت یارت چه جوری بود؟ بگو نامرد نبود تا آخرش بود ولی قسمت نبود!
-خیلی سخته سرتو بذاری روسینش و هق هق کنی،بغلت کنه و بگه یاد عشقم افتادم...
-به خاطرش شاهرگم را زدم،نیمه جان بودم که از کنارم گذشت و گفت: فقر چه بلاهایی که سر آدم نمیاره!!!
-اگه یه روز نبودم به همه بگو : بی کس بود ولی کسی رو بی کس نکرد،دلشکسته بود ولی دل کسی رو نشکست،کوه غم بودولی کسی رو غمگین نکرد،وشاید بد بود ولی برای کسی بد نخواست
-قبل از آنکه جنازه ام را به خاک بسپارند وصیت میکنم روی سنگ قبرم بنویسند چقدر گفتم بی تو میمردم....
-لباس مشکی چقدر بهت میاد، کاش زودتر از اینا برات میمردم...
-دختر از دوست دارم های هرشب پسر خسته شده بود یک شب پسره اس میده دختره بدون اینکه اسو باز کنه موبایلشو میذاره زیر بالشش میخوابه صبح مادر پسر به دختره زنگ میزنه که پسرم مرد دختر اشک توچشاش جمع میشه میره سراغ اس دیشب پسر نوشته بود تصادف کردم بزور خودمو رسوندم جلوی درخونتون بیا برای آخرین بار ببینمت
-سلامتی پسری که به دوست دخترش گفت : روزی که جلوی دختری غیر از تو زانو بزنم روزیه که بخوام بند کفش دخترمونو ببندم.
-سلامتی بچه های قم شیخ آباد 16 متری ولیعصر،سلامتی رفیقم محمد بهارلو،مهدی حبش،علی رضا سیچان،حسین،محمد ماهنشان
-تصمیم گرفتم آنقدر سکوت کنم شاید دلی برایم تنگ شد ولی افسوس که سکوتم باعث فراموشیم شد!
-کاش فقط بودی... وقتی بغض میکنم...میگفتی... ببینم چشاتو.منونگاه کن... اگه گریه کنی قهر میکنم میرما... افسوس.......
-گفتم برایت میمیرم ولی توخندیدی ولی من از همان روز برای خود دیگر زندگی نکردم...
-همه دردم این بود عشقش بودم... وقتایی که عشقش نبود
-سلامتی اون که وقتی تو آغوش میگیرمش همه ی وجودم میلرزه نه از ترس،یالذت عشق بازی،لرزیدن وجودم واسه وحشت از فردای بدونه اونه
×××××توجه توجه داستان عاشقانه حمید و سمیرا هر جفتشون بچه قم شیخ آباد هستند برید ادامه مطلب رو بخونی
داستان عاشقونه نفس وسعيد
سری جدید اس های عاشقانه گریه دار گریه دار
چقدر سخته بعد از مدت ها زیدیت برات بفرسته خوبی.بعد 5خط با بقض براش بنویسی.....آخرش پاکش کنی فقط بنویسی خوبم خوب.
مینویسم دوستت دارم نگو تکراریست@شاید روزی نباشم که تکرارش کنم.
به سلامتی پسری که به خاطر دوست دخترش عرق خورداما نمیدونست دوست دخترش داره زیر یکی دیگه عرق میکنه.
بسوز پیر خدمت دوست دخترم مادر شد من هنوز پسرم.
داستان عاشقانه گریه دار