بهترین رفیق

مدتهاست تصمیم دارم توی این محیط یه مطلب بنویسم اما مشغله فکری اجازه نمیده . راستش نمیشه گفت خیلی آدم مشغولی هستم اما همه ی مشغولیتم ذهنی هست و طبیعتا اینجا هم باید از ذهن مایه گذاشت .

یکی از قوی ترین اعتقاداتم تا امروز اعتقاد به محافظت انسان توسط خداوند متعال هست . هر جور حساب می کنم میبینم لحظه ای نیست که خداوند متوجه ما نباشه . هر بار دست دراز می کنیم خداوند با عنایت خودش آدم رو شگفت زده می کنه .
برای من خیلی عجیبه که هر وقت میخواد یه خطای خاصی ازم سربزنه یه مگس یا پشه در اطرافم شروع می کنه به چرخیدن . حتی توی جایی که اصلا احمالش رو هم نمی دم این حشرات باشن . چند روز پیش میخواستم یه کاری انجام بدم که می دونستم رضایت خدا در اون نیست . محکم هم قصد کرده بودم . توی ماشین رادیو رو روشن کردم دیدم داره میگه خدایا تو بر ما مهربان ترینی اما ما با گناهانمون بر صورتت سیلی میزنیم . به کل منصرف شدم .
تازه غیر از این مطالب هر بار خدا رو وکیل می گیرم کارم به درستی انجام میشه . هر بار می ایستم جلوش و ازش چیزی میخوام بهم عنایت می کنه . اونقدر مطمئن هستم که دست خداوند همیشه بالای سرم هست که مطمئنم ساعت 12 ظهر روز هست .

اومدم امروز بگم این رفیق بامرام و توانا عجیب رفیقیه . ازش دست بر ندارید .
اون روز که رفاقتش رو قبول کردید و به دوستیش ایمان آوردید دیگه هیچ وقت رهاش نمی کنید .
ایام بر شما خوش .

عرب (2)

اين روز ها خيلي درگير موضوع عرب ستيزي در اطرافم هستم . همكار هام ،‌شاگردهام ، مشتري هام و ... خيلي ها ابراز نفرت مي كنن . جالب اينجاست كه عموم كساني كه از اعراب ابراز انزجار مي كنن مشكلي با آمريكا و غرب ندارن (البته نه همشون) .

به علت فعاليتم در سايت هاي تبادل زبان (Language Exchange) ميبينم كه بسياري از دوستان از كشورهاي غربي و شرقي حتي كره اي ها و چيني ها ، علاقه ي زيادي به يادگيري زبان عربي دارن . به اعراب محبت دارن و از اونها به خوبي ياد مي كنن . به واسطه دوستيم با اعراب مصر ، مراكش ، عراق ، لبنان و ... هم ميدونم كه مردم كشور هاي عربي مهربان و خونگرم هستن .

اما برداشت بنده از اين جريان (نفرت ايراني ها از اعراب) برداشت ساده اي هست . ايران كشور همسايه و تاثير گذاري براي 22 كشور عربي هست . كشورهايي كه در اوضاع خاورميانه نقش مهمي دارن . از طرفي هم كشورهاي در حال توسعه و انقلابي بازار بسيار خوبي براي صدور تكنولوژي ، صنعت ، فكر و فرهنگ هستن .

خوب حال از نظر سياست گذاران جهاني كي لايق تر از همه براي ارتباط با اعراب هست ؟؟ ايران؟

به طور منطقي «بله»  اما به طور سياسي «اصلا» .

اين بازار عظيم فقط سهم غرب هست و ما بايد حتي از همسايه هامون نفرت داشته باشيد . بايد يادمون بيافته كه عرب ها فرش ما رو پاره كردن و پدر كشور ما رو در آوردن (كه البته خودش جاي بحث داره) و بدمون بياد ، تازه كثيف هم هستن ، سوسمار هم ميخورن . اما اين حرف ها همه براي ماست . براي غربي ها و مستعمراتشون اينطور نيست . مردم اروپا براي تفريح ميرن لبنان . فرانسه براي از دست ندادن سوريه دنيا رو آتيش ميزنه . انگليس هنوز هم دست از سر مستعمراتش بر نميداره .

تازه اروپايي ها با اون وضعيت بهداشت (در نحوه ي شستشوي بدنشون) شرقي ها با اون غذاهايي كه مي خورن اصلا كثيف نيستن . از همه مهمتر آثار باستاني ما رو هم همين غربي ها از بين نبردن ، 200 سال ما رو استثمار نكردن ، بر عليه مون جنگ نكردن ، ما رو تحريم مرگبار (Deathly sanctions) نكردن ، بزرگانمون رو از بين نبردن ، برامون تاريخ سازي نكردن ، فرهنگ 1000 ساله مون رو تحقير نكردن ، فرهنگ 3000 ساله مون رو تغيير ندادن ، بين ما ايراني هاي با حيا و اصيل بي حيايي رو رواج ندادن ، بهمون دروغگو ، دزد ، بي فرهنگ ، مفت خور و.... نگفتن .

از نظر بنده آشنايي ما ايرانيها با كشورهاي عربي همسايه و ايجاد روابط دوستانه بين ملل اطراف و آشنايي با زبان 22 كشور دنيا و سومين زبان جهان (از نظر صحبت كننده ها) كه همون عربي باشه نتنها لازمه بلكه واجب هم هست . نه به خاطر اسلام بلكه بخاطر اقتصاد ، سياست ، توليد ، صادرات و ... .

عرب

تا الان فكر كرديد :

چرا ما بايد از اعراب و زبان عربي بدمون بياد ؟؟

بهمن مقدس

22 بهمن
روز آغاز دوراني است كه شايد هنوز هم براي بسياري ناشناخته هست .
طبق آمار هاي غير رسمي كمتر از نيمي از مردم ايران در زمان انقلاب در راهپيمايي ها و فعاليت هاي ضد رژيم پهلوي شركت مي كردن . يعني بيش از نيمي از مردم حتي زحمت مخالفت رو هم به خودشون نمي دادن. بعد از انقلاب هم وقتي جنگ شد تعداد شركت كننده هاي در جنگ در طول 8 سال 2 ميليون نفر بوده كه اگر بخواييم صادقانه بررسي كنيم شايد كمي بيشتر از اين تعداد هم پشت جبهه در حال كمك بودن . با اين تفاسير تعداد كسايي كه كيان و خاك وطنشون براشون اهميت داشته 15% كل جمعيت ايران هم نبوده .
بعد از جنگ نظامي دشمن حمله گسترده تري در حوزه فرهنگي شروع كرد . توي اين حمله هم كلي آدم كله پا شدن ، حتي بسياري از همون انقلابي ها و جنگ ديده ها . حالا چند سالي هست كه جنگ فرهنگي همراه شده با جنگ اقتصادي . بسياري از همون آدم هاي بي توجه به جنگ و  انقلاب و يا حتي زمين خورده ي جنگ فرهنگي در رأس مشاغل مختلف قرار گرفتن . با اين اوضاع هر روز هم دامنه جنگ هاي عليه ايران (فرهنگي ، اقتصادي ، رواني و سايبري) بزرگ و بزرگ تر ميشه .
شخصا به چشم مي بينم چگونه فرزندان اين مردم در حال از بين رفتن هستن و چگونه اولياء و معلمان در اين راستا حركت مي كنن .
چند روز قبل با پدر در اين مورد صحبت مي كردم . داشتم از ناراحتي خودم نسبت به از دست رفتن انقلاب و آرمان ها مي گفتم و سيستم غلط آموزش و پرورش رو نقد مي كردم . ايشون حرفي زدن كه مثل آبي بر آتش دل من بود .گفتن :«اين انقلاب و اين نظام عظيم تر از اوني است كه كسي يا كساني بخوان با كلام اون رو از بين ببرن . چه بسا حرف هاي فلان همكارت موجب بشه نوجوون بره مطالعه كنه و راه صحيح رو پيدا كنه» . امروز صبح در حرف هاي ايشون تأمل مي كردم ديدم حضرت پدر در عمل آيات «إن تنصروا الله ينصركم و يثبت أقدامكم ...» ، «يريدون أن يدفعوا نور الله بأفواههم ...» رو به بنده تفهيم كردن . فهميدم اون نيرويي كه اين انقلاب رو به اينجا رسونده افراد سست ايمان و عقيده نيستن ، افرادي مثل پدر هستن كه در قرآن ذوب شدند و كلامشون بوي كلام وحي ميده .
در طليعه ي روز  22 بهمن از خدا مي خوام توان فهم اين نعمت بزرگ (انقلاب اسلامي و حكومت ولايي) رو به بنده و همه ي دوستان عزيزم عنايت بفرمايند

تعريف و تكذيب

دوباره دارم اراده مي كنم براي نوشتن . اميدوارم اين شروع خوبي باشه براي نوشته هاي بيشتر و بيشتر . عذرخواهم از همه ي دوستاني كه توي اين مدت ديگه به بلاگم سر نميزنن به اين جهت كه اين بلاگ رو متروك مي ديدن .

به اقتضاي شغل معلمي كه دارم و هر روز وجه جديد از زندگي برام نمايان ميشه و درس جديدي ياد مي گيرم .
امسال از اول سال چند تا از دانش آموزهام يه جمله رو دائم تكرار مي كنن : «آقا شما چرا اينقدر مي دونيد؟» نا خود آگاه يه حسي به آدم دست ميده كه آره من خيلي مي دونم . اما همون دانش آموز ها وقتي با هم هستن ميگن «اين آقا فلاني (بنده) چيزي بارش نيست ، الكي وقت كشي مي كنه تا كلاس تموم بشه» .
از اين 2 تا جمله چي ياد گرفتم :
كار خودم رو بكنم ، به خودم نگاه كنم ، نه از تعريف ها مغرور بشم  و نه از بدگفتن ها دلخور و غمگين . ياد گرفتم كه جملات مردم مثل باد هواست ، گاهي صداي خوبي از نسيم مياد گاهي هم صداي ترسناك از كوبيده شدن در ها و پنجره ها .

دارم روي سايت شخصيم كار مي كنم . ديگه ميخوام به همين زودي ها بگزارمش روي وب :)
در پناه خدا موفق و سرفراز باشيد.

نا مرد

همین جوری خواستم خطاب به یه کسی یه حرفی بزنم :

«آقای رئیس جمهور شما خیلی نامرد هستید»

الهم اجعل عاقبة امورنا خیرا ...

مسيح مصلوب

توي مغازه كه هستم يه چيزي بيش از همه ناراحتم مي كنه . اول بگم كه تم بلاگم شده غرغر و نارضايتي اما ديگه حالم اينطوريه و فعلا نمي تونم طور ديگه اي بنويسم .
يكي از چيزاي جالب توي اين مملكت اينه كه همه ميگن «خرابش كردن ، اين مملكت ديگه درست بشو نيست ، اينا همه اش تقصيره بالايي هاست ، آقا دولت مقصره ... »
اومدم توي بلاگ يه سوالي بپرسم . اين بالايي ها دقيقا كيا هستن ؟؟ اونايي كه كار نمي كنن كي هستن ؟؟‌ رشوه زياد شده ، بخور بخور شده! خب ! كي اين كار رو كرده ؟؟‌
اين آدم هايي كه الان ميشمرم همشون ميگن مملكت رو كسي ديگه خراب كرده :‌
رئيس جمهور ، وزرا ، نماينده هاي مجلس ، شهردار با كارمنداش ، فرماندار با كارمنداش، معلمها ، مدير ها ، رئيس ها ، همه ي كارمندها ، پيمانكار ها،  ورزش كارها ، محصل ها ، استادهاي دانشگاه ، كاسب ها ، دكترها و پرستار ها ، كارگر ها ، كارخونه دار ها ، سهام دار ها ، تاجر ها ، دلال ها ، راننده هاي محترم تاكسي ، اقدس خانم ، عباس آقا ، بچه عباس آقا ، جاري اكرم خانم اينا و خانواده ي محترم رجبي .
اين اينجا اعلام مي كنم ، چون كلا يكي هست كه خراب كرده ، رشوه داده و گرفته ، دزدي و اختلاص كرده ، كم كاري كرده ، مردم رو سر دوونده ، امروز و فردا كرده ، پول هاي مردم رو بالا كشيده و فرار كرده اما هيچ كسي نيست كه مسئوليتش رو قبول كنه ، بنده هم قبول نمي كنم .
فقط خواستم بگم خسته ام از كساني كه مسيح رو به صليب كشيدند ، گناهانشون رو به پاي او دادند و همگي به بهشت خواهند رفت .

اين رمضان هم ....

ماه رمضان داره تموم ميشه . دوباره يه سال ديگه هم رمضان رو در غفلت به سر برديم . راستش ترسناك ترين كلامي كه شنيده ام و هر سال با خودم مرور مي كنم اين جمله است :


«در رمضان شياطين در بند هستند ، هر چه مي كنيم ابتكار خودمان است »


خداوند در قرآن مجيد مي فرمايند : «مَن جَاءَ باِلحَسَنَه ....» يعني هر كسي در قيامت با حسنات وارد بشه ، يعني اولا نبايد توي برزخ حسنات رو باخته باشه ، دوم نبايد گناه دائم (مثل بدئت ها و ...) داشته باشه و از همه سخت تر بايد حسنات ملكه شده باشند . اين يعني با هر كاري كه ابتكار خودمونه ميريم توي قيامت . يعني اگر توي ماه رمضان غيبت مي كنيم ، دروغ ميگيم ،‌ تهمت مي زنيم ، دل ميشكنيم ، عصيان مي كنيم و... همه همونايي هست كه توي قيامت توي دستمون داريم .
ديشب اما يه جمله شنيدم ، از ديشب هر بار يادم ميافته چشم هام اشك آلود مي شه . آقاي اكبر عبدي توي فيلم معراجي ها در لحظه شهادت آخرين جمله اش اينه :‌
«يا ابوالفضل آستيگماتدان قبول اليسن» (يعني يا ابوالفضل از چشم آستيگمات هم قبول مي كني) يعني اوني كه همه رد مي كنن و ميگن ضعف داره هم بايد دستش به دامن معصومين باشه . وقتي در محضر خدا عذري براي عصيان نداريم بايد به حضرات معصومين عليهم السلام بگيم «ضعيف قبول مي كنيد؟ ناقص قبول مي كنيد؟ ناتوان قبول مي كنيد؟ نا اميد قبول مي كنيد؟ ندار قبول مي كنيد؟ قبول مون مي كنيد؟»
امروز جايي خوندم معصوم فرمودن با زباني كه گناه نكردي دعا كن ، پرسيده شد : چطوري ؟ حضرت فرمودند :‌ از ديگران بخواهيد شما را دعا كنند زيرا كه شما با زبان آنها گناهي نكرديد .
از همه ي دوستان در اين پايان ماه بركت و معرفت (كه دست خالي دارم تركش مي كنم) درخواست دعا دارم . دعا كنيد خدا آدميت نسيبم كنه و در راه راست قرارم بده .

اين رمضان هم ....

ماه رمضان داره تموم ميشه . دوباره يه سال ديگه هم رمضان رو در غفلت به سر برديم . راستش ترسناك ترين كلامي كه شنيده ام و هر سال با خودم مرور مي كنم اين جمله است : «در رمضان شياطين در بند هستند ، هر چه مي كنيم ابتكار خودمان است » خداوند در قرآن مجيد مي فرمايند : «مَن جَاءَ باِلحَسَنَه ....» يعني هر كسي در قيامت با حسنات وارد بشه ، يعني اولا نبايد توي برزخ حسنات رو باخته باشه ، دوم نبايد گناه دائم (مثل بدئت ها و ...) داشته باشه و از همه سخت تر بايد حسنات ملكه شده باشند . اين يعني با هر كاري كه ابتكار خودمونه ميريم توي قيامت . يعني اگر توي ماه رمضان غيبت مي كنيم ، دروغ ميگيم ،‌ تهمت مي زنيم ، دل ميشكنيم ، عصيان مي كنيم و... همه همونايي هست كه توي قيامت توي دستمون داريم . ديشب اما يه جمله شنيدم ، از ديشب هر بار يادم ميافته چشم هام اشك آلود مي شه . آقاي اكبر عبدي توي فيلم معراجي ها در لحظه شهادت آخرين جمله اش اينه :‌ «يا ابوالفضل آستيگماتدان قبول اليسن» (يعني يا ابوالفضل از چشم آستيگمات هم قبول مي كني) يعني اوني كه همه رد مي كنن و ميگن ضعف داره هم بايد دستش به دامن معصومين باشه . وقتي در محضر خدا عذري براي عصيان نداريم بايد به حضرات معصومين عليهم السلام بگيم «ضعيف قبول مي كنيد؟ ناقص قبول مي كنيد؟ ناتوان قبول مي كنيد؟ نا اميد قبول مي كنيد؟ ندار قبول مي كنيد؟ قبول مون مي كنيد؟» امروز جايي خوندم معصوم فرمودن با زباني كه گناه نكردي دعا كن ، پرسيده شد : چطوري ؟ حضرت فرمودند :‌ از ديگران بخواهيد شما را دعا كنند زيرا كه شما با زبان آنها گناهي نكرديد . از همه ي دوستان در اين پايان ماه بركت و معرفت (كه دست خالي دارم تركش مي كنم) درخواست دعا دارم . دعا كنيد خدا آدميت نسيبم كنه و در راه راست قرارم بده .

غرب زدگي

اين روز ها يه چيز جديد ياد گرفتم .

غرب زدگي چيز پيچيده اي نيست . لازم نيست سياست ها عوض شود ، لباس ها غربي شود ، مدل موها غربي شود يا مردم كلمات غربي استفاده كنند .

اينجا در سوپر ماركتي كه دارم همه ي كلمات غربيست ، تمام اجناس با كلمات انگليسي نوشته شده است .

اصلا چه لزومي دارد همه ي چيپس ها ، پفك ها ، كيك ها ، نوشابه ها ، شكلات ها و آدامس ها ، شير ها و ماست ها ، شامپو ها و پودر ها ..... به انگليسي باشند .

اصلا كارنيلو يعني چي ؟ رويال ؟ پتي بور ؟ دايجستيو؟ المان ؟ ميركس ؟ فِرِش ؟ چاكلز ؟ سافلن ؟ و هزار كلمه انگليسي ديگر ، يعني چي ؟؟

غرب زدگي به سادگي اتفاق نمي افتد . غرب زدگي يك پروسه طولاني مدت است . وقتي يك فرهنگ را از بيرون نتوان از بين برد ، از درون و با عوامل و افراد همان فرهنگ به آهستگي از بين مي برند .

فرزندان اين كشور كارت بازي انگري برد ، فوتبال اروپا ، سيندرلا و والت ديزني را در بازي هاي خود استفاده مي كنند اما خبري از هنر ، فرهنگ ، ورزش و ارزش هاي ملي و مذهبي نيست .

خطابم به همه ي خوانندگان هست ، هر كس دستي بر آتش دارد . دير نيست زماني كه فرزندان اين سرزمين فقط اسم فرهنگ فارسي را بلد باشند و نه چيز ديگر .