بـــــــــــــــــــــــاران

بـــــــــاران …
بهانــــــــــه ای بود …
که زیر چتــــــــــر من ،
تا انتهای کــــــــــــــــــــــــــوچه بیایــــــــــــی
کـــــــــاش …
نه کــــــــــــــوچه انتهایی داشت …
وَ
نه بــــــــــاران بند می آمــــد…

بـــــــــاران …
بهانــــــــــه ای بود …
که زیر چتــــــــــر من ،
تا انتهای کــــــــــــــــــــــــــوچه بیایــــــــــــی
کـــــــــاش …
نه کــــــــــــــوچه انتهایی داشت …
وَ
نه بــــــــــاران بند می آمــــد…
اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی
اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی
اگه شمع بودی روشن ترین بودی
و تا زمانی که ناناس منی عزیزترینی
ولنتاین مبارک

چشمانت را ورق بزن ، شاید در گوشه ای از آن مرا به یادگار کشیده باشی .

شدم ، یا کف اون چشمات و نقش ابروهات شدم ، معناش این بود که من عاشق وجودت شدم ، عاشق احساس قلبی تو
نسبت به خودم شدم ، دوستدار محبت های ساختگیت یا بهتر بگم خام دروغ های قشنگت شدم ، صدام رو به سکوت می
فروشم و دیگه نگو خاطره هام همه پاک میشن ، آخه مگه میشه فراموش کرد اون بوسه هاتو نامرد ؟ یا اون آغوش گرمت رو با کس دیگه هم آغوش کرد...
به چشـم من نگاه نکن دوباره گـريت مـی گيره
ساده بگم که عشـق مـن بايد تو قلبـت بميره
فاصلــه بين مــن و تـو از اينجا تا آسـموناسـت
خيلـی عزيزی واسه من اما زمونه بـی وفاست
بــرای اين در به دری تو بهتــرين گـواهمــــی
دروغ نگو که می دونم هميشه چشم به راهمی
قســم نخور که روزگار به کام ما دو تا نبـــود
به هر کی عاشقــه بگو غــم که يکی دوتا نبود
بگـــو تا وقتــی زنده ام نگاه تـو سهـــم منــــه
هر جای دنيا که باشــی دلم واست پر می زنه
دست هایم خالی ، قلبم از عشق تو پر
چشمم آغشته به تصویر تو هر شب تا صبح
و من آهسته در آن خلسه ی خوش می خوانم
صبح می آید و من هر شب از عشق تو در خواب
تو را می بینم و در آن بیداری گلی از لعل لبت می چینم
دست هایم خالی ، خانه ی قلب من از مهر تو خوش
و مگر چاره ای جز عشق تو هم می ماند !؟
چنین گفت زرتشت: عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد
کسانی که هیچگاه غمم را نخوردند، لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به
صورتم ننواختند، محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند، عشق بورزم به
کسانی که عاشقم نیستند.
از انسانها غمی به دل نگیرزیرا خود نیز غمگینند!
زیرا با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند!
زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.
پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند!!!!!!!!!!!!