ای تنها امیــــــــدم...

خدایا!دستانم را محکم تر بگیر...
به دستان تو اطمینان دارم
ولی از سستی دستان خود نگرانم...
خـــــــــــــــــــــدا جــــــــــون...
خُــدایــا...
میـــــدانَم این روزهـــا از دستـَــــم خستـــه ای
کـــــمی صبـــر کُن خـــــوب میشــــوم....
بُگـــــذار بــــاران بزنــَــــد...
دلـــــم بگیـــــرَد...
میـــــروم زیر آسمــــانَت...
دستــــــهایَم را میسپــــارم به دستـَــت...
ســـرم را میـــگیرم به سمتـَت...
قلـــــبَم مال تو...
اشکــــــهایم که جاری شَــود...
میشــــوم هَمانی کــــه دوســـت داری...
پـــــاک،استــــوار،امیـــــــدوار...
بــُـــــگذار بــــاران بــــــزَنــــد.
حضور یه مهمون ناخونده تو مراسمی که مال خودشون بود!!!
چه حس قشنگیه وقتییه مهمون عزیز رو دعوت کنید، و ایشون قبول زحمت کنن و قدم بر چشماتون بذارن
جای همتـــــــــــــــــــــون خالی بود !!!
دیروز یه شهید گمنام روی شونه های ما و بچه های مدرسه ما تشییع شد، در واقع ما مهمون این بزرگوار بودیم...
فضای مدرسه بوی حضرت زهرا(س) رو گرفته بود....
بچه های مدرسه رو دیگه نگو سنگ تموم گذاشته بودن...
تازه مادرای شهید هم دعوت بودن...
هنوزم باورم نمیشه، یعنی خواب نبود؟؟؟
بذارید جریان رو براتون از اول تعریف کنم...

یک نکتـــــــــــــه از شیطــــــــــــــــــــون!!!
میگن شیطان با بنده ای همسفرشد :
.
.
.
موقع نمازصبح رسید و بنده همچنان در خواب بود و نماز نخواند !
.
.
.
از خواب بلند شد و صبحانه ای خود و به امورات و کارهایش رسیدگی کرد و نهاری نوش جان
.
.
.
تا اینکه زمان نماز ظهر و عصر فرا رسید اما بنده نماز نخواند !
.
.
.
در نهایت زمان مغرب و عشاء فرا رسید و اثری از رکوع و سجود این بنده نبود ...
.
.
.
موقع خواب شیطان به زبان آمد و به بنده گفت:
.
من باتو در زیر یک سقف نمی خوابم ، چون اوقات نماز پنجگانه شد و تو حتی یک نماز هم نخواندی
.
.
.
می ترسم غضب الهی از آسمان برما نازل شود که من هم باتو شامل بشم
بنده گفت توشیطانی و من بنده خدا .چطور غضب الهی بر من نازل بشه؟
شیطان درجواب گفت : من فقط یک سجده ، آن هم به بنده خدانکردم از بهشت رانده شدم و تا روز قیامت لعن شدم.
.
.
.
درصورتیکه تو از صبح تاحالا باید چند سجده به خالق می کردی و نکردی
وای به حال تو که ازمن بدتری؟؟؟؟
الهی العفــــــــــــو
گـــــــــــر کند کودکی از دور نگــــاه
شــــرمت آیـــــــــــــد
ز گـــــــــناه در گذری
پــــــرده ی عصمت خود را نــــــدری
شــــــــــــرمت نیاید ز خــــداوند جهان
کو بود آگـــــــه اســــــرار و نهــــــــان؟
{شعری از امام خامنه ای}
می فروشی گفت کالایم می است
رونق بازار من ساز و نی است
من خمینی دوست دارم چون که او
هم خم است و هم می است و هم نی است
ما کجـــــــــــــای کاریم؟؟؟؟
یه صبح زود، طلبه شهیدمهدی عباسی کنار حیاط حوزه علمیه روحیه بابل نشته و سرش رو زانوهاش، صدای
هق هق گریه هاش بلند بود، ازش پرسیدن: مهدی جون! چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟ تو رو خدا مهدی؟
با اصرار بچه های طلبه، با گریه آروم پاسخ داد:
««نماز شبم قضا شد...»»
لطفا گوش کـــــــــــــــــــن!!!
گفت : لا تقنطوا من رحمه الله ... ( از رحمت خدا نا امید نشوید )
گفتم : هیچکسی نمیدونه تو دلم چی میگذره!

گفت : ان الله یحول بین المرء و قلبه ... ( خدا حائل است میان انسان و قلبش )
گفتم : هیچ کسی رو ندارم
گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید... (من از رگ گردن به انسان نزدیکترم )
گفتم : ولی انگار منو فراموش کردی
گفت : فاذکرونی اذکرکم... ( منو یاد کنید تا شمارو یاد کنم )
گفتم : پس چرا جوابمو نمیدی ؟
گفت : ادعونی استجب لکم... ( بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را )
دیگه حرفی برای گفتن نداشتم
من کی هستم؟؟؟
بنده ای خریدم و به خانه آوردم.

از او پرسیدم:
نامت چیست؟
گفت: تاچه خوانی!!
- چه میخوری؟
- تا چه دهی!!
- چه می پوشی؟
- تا چه آری!!
- چه میخواهی؟
- بنده را با خواست چه کار!!
سهل گفت: یک شب را تا صبح به استغفار و گریه پرداختم و با خود گفتم اگر او بنده است ، پس من چه کاره ام...
واقــعــا بــرای خــــودم متاسـفـــــــــــــــم!!!

دنیا براش ارزشی نداشت.
مختصر درآمدی که داشت رو در راه مستمندان می داد.
در سال 1362 در شهر بودیم و رحمان 50 تومن تو جیبش بود.
همون روز، زنی فقیر دستش رو به طرفش دراز کرد،
و رحمان اون 50 تومن رو به زن محتاج داد.


بهش گفتم: چرا همه پولا رو به اون فقیر دادی؟
ما خودمون چیکار کنیم؟
تا غروب باید تو شهر بمونیم؛ الانم ظهره و ما هنوز ناهار نخوردیم و گشنمونه.
جواب داد:« خدا میرسونه».

تو همون زمانی که هنوز صحبت مون تموم نشده بود، یه نفر اومد و بهش گفت:
«این 200 تومن بابت فلان مسئله ای هستش که از شما قرض گرفته بودم؛ بیاو بگیرش.»
بعد اینکه اون مرد رفت، رحمان رو به من کرد و گفت:
« نگفتم خدا میرسونه!!!»







شهید رحمان اکبری بنگر
بانوی ملکوت
از انجماد زمین می رهانی ام بانو!
به سمت آینه ها می کشانی ام بانو!
دلم به پنجره هایت دخیل می بندد
شبی که منتظر مهربانی ام بانو!
مگر برای دلم عارفانه می خوانی!
که روبه روی خدا می نشانی ام بانو!
تمام خانه ات از عطر یاس لبریز است
به مرز عشق و جنون می رسانی ام بانو!
شما کریمه ترین مریم کویر قمی
سروش لحظه بی هم زبانی ام! بانو!
وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد
انــــقــــلابـــــــــی آگـــاه
... هم پای بزرگتر ها در فعالیت های انقلابی شرکت می کرد، وقتی پول توجیبی می گرفت، آن را برای خریدن اعلامیه و مجله منافقین کنار می گذاشت؛ بعد از خریدن مجله، آن را همان جا جلوی چشم فروشنده پاره می کرد و عمدا می ریخت توی جدول کنار خیابان.
می خواستم مطمئن شوم که واقعا با فکر خودش این کار را می کند، یا از دیگران تقلید کرده؛ برای همین یک بار از او پرسیدم:
بودن یا نبودن یک مجله که تاثیری روی آن ها ندارد! می دانی در روز چندتا از این ها تکثیر می شود؟
جواب داد:
مهم نیست! یک خواننده کمتر، یعنی یک گمراه کمتر؛ اگر چند نفر مثل من همین کار را بکنند، جلوی این ها گرفته می شود.
شهید حسن جان عباس تبار
... شاید یه روزی به کار تون اومد!!!
لبیـــــک قبل از دعــــا!!!
تا كه شيرين مىشد از ذكرش لبى
گفت شيطان: آخر اى بسيار گو! اين همه «الله» را «لبيك»كو؟
مى نيايد يك جواب از پيش تخت
چند «الله» مىزنى با روى سخت
او شكسته دل شد و بنهاد سر
ديد درخواب او خضر اندر خَضَر
گفت: «هين» از ذكر چون واماندهاى
چون پشيمانى از آن كش خواندهاى؟
گفت: لبيكم نمىآيد جواب
زآن همى ترسم كه باشم رد باب
گفت: آن «الله» تو «لبيك» ماست
و آن نياز و سوز دردت پيك ماست
ترس و عشق تو كمند لطف ماست
زير هر يارب تو لبيكهاست...
مسابقه بزرگ پیامکی
ویژه دانش آموزان استان مازندران
زیر نظر گروه تبلیغی حامیان ولایت مازندران(بابل(
موضوعات مسابقه:
1- چرا باید حجاب داشته باشیم)چرا حجاب آری؟(
2- چرا باید نماز بخوانیم)چرا نماز آری؟(
شماره پیامک : 30002551772938
تذکرات:
1-فقط دانش آموزان مجاز به شرکت در مسابقه می باشند.
2-فقط از طریق موبایل خود یا یکی از والدین در این مسابقه شرکت
کنید.
3- نام مدرسه و شهر بصورت دقیق در پیامک
قید شود.
4- پاسخ شما حداکثر 100 حرف یا در سه سطر باشد.
5- هر نفر می تواند در هر دو موضوع بصورت
جداگانه شرکت کند.
6- آخرین مهلت شرکت در مسابقه پایان سال 1392(فاطمیه اول) است
7- حداقل به 14 نفر( ایام ولادت حضرت زهراء) جوائز نفیسی اهداء میشود
8- فقط به سامانه( 30002551772938) پیامک کنید و نظرات خویش را به شماره مدیریت گروه (09122522938) ارسال کنید.
9- در صورتی که در مدرسه ای بیش از 100نفر شرکت کنند یک قرعه کشی جداگانه ای در همان مدرسه برگزار می شود.
10- پاسخها باید بر محور دلایل، آثار و فوائد یکی از موضوعات فوق از نگاه قرآن یا احادیث یا بزرگان دین یا پزشکان یا تحقیقات علمی باشد.
پاســخ به یـک چــرایــی!!!
آیا میدانید که چرا بعد از نام پر برکت پیامبر(ص) از جمله (صلی الله علیه وآله) برای گرامی داشت مقام و منزلت ایشان استفاده می شود و بعد از نام مبارک ائمه اطهار و حضرت زهرا(س) از جمله (علیه السلام، سلام علیها، سلام الله) استفاده میشود؟
پاسخ: صلوات و سلام بر پيامبر، منشأ قرآني دارد. در قرآن كريم آمده است كه: خداوند و فرشتگان بر پيامبر صلوات مي فرستند، پس اي كساني كه ايمان آورده ايد، بر او صلوات فرستيد – احزاب56 –گاه به جاي لفظ صلوات، از لفظ سلام، استفاده مي شود. در دعاها، هردو كلمه صلوات و سلام، بكار رفته است. در دعاي ضراب اصفهاني در اعمال روز جمعه (كتاب مفاتيح)، براي پيامبر و يك يك ائمه ، از كلمه" صلِّ "، استفاده شده، ولي در بسياري از دعاها كلمه سلام يا السلام آمده است . بنا براين در عرض ادب به معصومين، بكار بردن كلمه صلوات يا سلام ، تفاوتي ندارد. در باره حضرت زهرا ، مي توان گفت عليها سلام ، يا سلام الله عليها.اين بستگي به جمله و ساده تر بودن كاربرد آن دارد. ولي به هر حال در باره ايشان بايد بجاي ضمير" ه " ، ضمير "ها"، را بكار برد.
در مورد پيامبر، در روايات آمده است كه، در صلوات و سلام به آن حضرت، بايد از اهل بيت آن حضرت نيز ياد شود. بدون ذكر اهل البيت، صلوات ناقص است. از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه شخصي در خانه خدا مي گفت: اللهم صل علي محمد. امام فرمودند: صلوات را ناقص نكن و در حق ما ظلم روا مدار، بگو اللهم صل علي محمد و اهل بيته. (كتاب وسائل الشيعه جلد 4 صفحه 1219) اين عبارت در روايات ديگر" وآله" آمده است . لذا مي توان گفت و آله، تفاوتي ندارد.
بديهي است در سلام و درود به هريك از ائمه، ذكر اهل بيت، بي معنا است. لذا در باره ايشان، فقط به سلام عليه يا عليه السلام، اكتفا مي شود.
امیدوارم استفاده لازم را برده باشد
پاســــــخ از شــــما ...
بیخودی حرص زدیم سهم مان کم نشود
ماخدا را با خود سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم
ما به هم بد کردیم ، ما به هم بدگفتیم
ما حقیقتها را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم
روی هرحادثه ای حرفی از پول زدیم
از شما میپرسم ما که را گول زدیم ؟
یلـــــــدای بلنــــد تاریخ
بی شک شب های بلند بسیار دیده ای. شب های انتظار هم به یقین از شب های بلند زندگی محسوب می شود. امان از شبی که دختری منتظر رسیدن بابا باشد و او نیاید... هرگز نیاید... امان از شبی که خانه ات و خیمه ات سوخته باشد و ندانی شب را چه طور تا صبح سر کنی و اگر دست و بالت سوخته و زخمی هم باشد که دیگر هیچ، سوزش زخم ها خود، شب را برایت بی نهایت می کند.
غربت مهدی(عج)
منی که مایه ننگم به حد رسوایی
چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی؟
چو خویش یار تو دیدم، چه نیک فهمیدم
عزیز فاطمه، مهدی، چقدر تنهایی!!!

خــــدایا دیــده ای بینـــا عطاکن..
پروردگارا ببخش مرا
آنقدر حسرت نداشته هایم را خوردم ،
که شاکر داشته هایم نبودم..

خــدایی شــدن...
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند و
خدا را نمی شناسند
بواسطه آشنایی با تو ،
با خدا آشنا شوند . . .

مـراتب ایـمـان
کسی به دیگری گفت: آیا تو مومنی؟
مخاطب در پاسخ گفت: اگر منظور تو از مومن، مومنی که در این آیه آمده:
«آمنا بالله و ما انزل علینا؛ ما به خدای عالم و کتابی که به ما نازل شده ایمان
آوردیم».(آل عمران/84)؛
آری مومنم.
![]()
ولی اگر منظورت مومنی است که در این آیه آمده است:
«انما المومنون الذین ذکر الله وجلت قلوبهم؛ مومنان آن ها هستند که چون
یادی از خدا میشود، دل هایشان ترسان و لرزان شود.»(انفال/2)؛
نمی دانم!!
حمید نادری، مجله بشارت، شماره92.
مـرگــــــت را نـخــــــــواه
مردی از خدا مرگش را
میخواست. امام کاظم
(علیه السلام) از او
پرسید:"آیا بین تو و
خداوند نزدیکی و قرابتی
هست که به خاطر آن
بعد از مرگ در امان
باشی؟"
مرد گفت: "نه!"، امام(علیه السلام)
دوباره پرسید: "آیا
کارهای نیکی داری که پیش فرستاده باشی و از بدی های تو بیشتر
باشد؟"،مرد دوباره گفت:"نه". فرمود:"پس چرا تقاضای هلاکت ابدی میکنی؟!"
کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج۲، ص۲۵۲.
خواستم خدایم را شکر کنم

در مسیری اطراف مدینه داشتند همراه
امام کاظم(علیه السلام) میرفتند که
ناگهان امام(علیه السلام) از مرکب پایین
آمد و همان جا وسط راه، برای مدتی
طولانی به سجده رفت. بعد هم سوار شد و به راهش ادامه
داد.یکی از همراهان دلیل سجدهی امام(علیه السلام) را پرسید.
جواب داد: به یاد یکی از نعمت های بزرگ خدا افتادم؛ خواستم شکر کنم.
کافی، ج۲، ص۹۸.
چرا مراسم عزاداری امام حسین(ع) پیش از شهادت ایشان صورت میگیرد؟
عشق و محبّت به حضرت باعث شده که دوستداران امام ، پیش از عاشورا خود را آماده کنند و لباس سیاه بپوشند، نیز مساجد، تکایا و حسینیه ها را سیاهپوش کنند.
عزادارى براى اباعبدالله(ع) عزادارى معمولى نیست؛ بلکه تبدیل به فرهنگ فراگیرشده است. وقتى تبدیل به فرهنگ شد، دیگر زمان و مکان نمى شناسد، از این رو تا نسیم محرّم به مشام جان میوزد، پوشیدن لباس عزا و سیاهپوش کردن کوچه و خیابان ها و مساجد و تکیه ها شروع می شود. البته بعد از عاشورا و حتی تا ماه صفر و در غیر محرم نیز عزادارى در فرصت هاى مناسب برگزار می شود، شیعیان بهدستور اولیاى دین مخصوصاً به دستور امامان بعد از امام حسین(ع) براى زنده نگهداشتن اهداف امام و فرهنگ عاشورا تلاش و کوشش میکنند. امام باقر(ع) در زمینة برپایى عزا در خانهها برای امام حسین میفرماید: «باید بر حسین(ع) عزادارى و گریه کنید و به اهل خانة خود دستور دهید که بر او بگریند . با اظهار گریه و ناله بر حسین(ع) مراسم عزادارى بر پا کنید و یکدیگر را با گریه و تعزیت در سوگ حسین (ع) ملاقات کنید».(۱) یکی از یاران امام صادق(ع) نقل می کند که در محضر امام بودیم، از حسین یاد کردیم و بر قاتلانش لعن نمودیم، امام گریست، ما نیز گریه کردیم، سپس حضرت گفت: «حسین(ع) فرمود: من کشتة اشکم! هیچمؤمنی به یاد من نمیافتد مگر اینکه اشک می ریزد.(۲)
رمز جاودانگى نهضت حسینى، زنده نگه داشتن و بزرگداشت آن بوده است. امامخمینی فرمود: «الآن هزار و چهارصد سال است که با این منبرها با این روضه ها و با این مصیبت ها و با این سینه زنى ها (دین اسلام) را حفظ کرده اند».(۳)
با آغاز مام محرم مصائب امام حسين (ع) ويارانش تداعي مي شود وسيره ائمه عليهم السلام نيز احياي دهه محرم بود همان طوري که امام رضا (ع) مي فرمايند کان أبي إذا دخل شهر المحرم لا يري ضاحكا و كانت الكآبة تغلب عليه حتي يمضي منه عشرة أيام فإذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته وحزنه وبكائه ويقول: هو اليوم الذي قتل فيه الحسين صلي الله عليه.
يعني: وقتي ماه محرم فرا مي رسيد در پدرم امام کاظم عليه السلام آثار شادي ديده نمي شد و همواره غمگين بودند ، روز دهم ، روز مصيبت و اندوه و گريه او بود و مي فرمود : در اين روز بود که حسين عليه السلام را به شهادت رساندند.(۴)
عزاداری، احیاى خط شهادت و رساندن صداى مظلومیت آل على به گوش جهانیان است. این موضوع زمان و مکان ندارد و هر زمان که زمینه آماده است ، می توان مجالس عزا را بر پا کرد. عزاداران حسینى پروانگان شیفتة نورند که شمع محفل خویش را یافته، آمادة جان باختن و فدا شدن اند. نقش عزادارى در حفظ فرهنگ عاشورا مهم است و آثار و برکات خوبى براى بشر داشته و خواهد داشت. افزون بر این، کاروان امام حسین روز دوم محرّم سال 61هجرى وارد کربلا شد، پس از آن سپاه کوفیان به تدریج وارد شدند و عزا و مصیبت خاندان اهل بیت(ع) از همان زمان آغاز شد.
روز نهم (تاسوعا) کاروان امام را محاصره کامل کرده،روز دهم (عاشورا) آن بزرگوار ویارانش را به شهادت رساندند.
بنابراین چون اصل گرفتارى حضرت از دهۀ اوّل محرم آغاز شده است، پیروان حضرت از
اوّل محرم عزادارى مىکنند. عزاداری از ابتدای محرم سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اوّل محرم آن هم به صورت فراگیر همانند عزاداری امروزه را میتوان از عصر معزالدوله دیلمى ازسلسله آل بویه دانست .(۵)
معزالدّوله اولین کسى است که فرمان داد مردم شیعهء بغداد در دههء اوّل محرم براى حضرت امام حسین (ع) سیاه بپوشند و بازار را سیاهپوش کنند و در روز عاشورا دکّان ها را ببندند و از طباخى جلوگیرى کنند وتعطیل عمومى نمایند. این مراسم در تمام کشورهاى اسلامى از جمله ایران تا اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بود،که تا به امروز ادامه دارد.(۶) (۷)
--------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
۱. جواد محدثى ، فرهنگ عاشورا، ص 312، به نقل از کامل الزیارات ، ص 175.
۲. «... أنا قتیل العبرة، لا یذکرنی مؤمن إلاّ بکى» بحار الانوار، ج 44، ص 279.
۳. همان، ص 313..
۴.امالي صدوق، ص 78 و بحار الانوار، ج 44 ص 284.(http://www.valiasr-aj.com
۵. مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار، ج 17، ص 94
۶. جواد محدّثى ، فرهنگ عاشورا، ص 313.