السلام علیک یا عشق
تقدیم به پیامبر نور(ص)
بی صدا دست مرد با لا رفت بغض یک ریز آسمان افتاد
لحظه ای در سکوت غار حرا نای هوهوی بی امان افتاد
اقرء بسم ربک ... یا عشق! الذی ... شور در سرت رقصید
الذی علم... قلم کافی ست تا که پاهای نی به جان افتاد
مثل تکرار آینه در نور چارده سجده روی پیشانی
اشهد انک ... زمان لرزید! اشهد انک ... اذان افتاد-
پای این ریگ های پا برجا پای قد قامت دو ابریت
جبرئیلی که در تو آرامید در هیاهوی نامتان افتاد
عشق تان در تن جهان گرم است تو ولی خوب من نظر شده ای
ناگهان سردی تنت می گفت: شاعری باز از زبان افتاد....
شاید حقیقت شبیه سیزده بدری باشه که از خودمون برمیگردیم به خودمون.