(پست ثابت)

 

 

 

(پست ثابت)

 رفیق ظرفیت پشت تکمیل است

  از جلو خنجر بزن!!!

 

 

درسته بلاگ دیگه قدیمی شده و خیلیا کم پست میزارن میتونید منو تو تلگرام ادد کنید

ایدی تلگرام  miladjoooon@

 

                            

       نظر دادن برایه این پست غیر فعال شد

زندگی من..

 

 
 
 
قرار نیست من طوری زندگی کنم که دنیا دوست داره

 

خب طبعا قرار هم نیست دنیا همونجوری بچرخه که من دوست دارم

این به اون در.. خیالی نیست :)

"جروم دیوید سالینچر" :)

گل برای سطل...

 

 

 

گل میخرم هنوز... 

 

اگرچه، برای سطل...

 

تا گل فروش بو نبرد،،،،

 

که تو رفته ای...

 

 

https://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?r=2631719

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش

 

 

 

 

 

 

شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ ولیکن خنده می‌آید بدین بازوی بی زورش

تــــــــــنهائي...

نه آرامشت را

            به چشمـﮯ وابسته كن،

  نه دستت را

            به گرماے دستـﮯ

                   دِلـــــــــــــــــــخُــوش"

  چشمها بسته ميشوند و

       دستــها مشت ميشوند...

  و تو مـﮯمانـﮯ و

       يك 

       دنــــــــيا 

 

از من نرنــــــــــج…

   نه مغــــــرورم نه بی احســـــاس…

   فقط خســــته ام…

   خسته از اعتــــــمادی بیــــجا!

   برای همین قفلی محکم بر دل زده ام"

مخاطب خواص...

تو رو نباید بالا برد.....

 

 

باید بالا آورد.....

 

 

 

ایا این عکس منه؟؟؟نه اشتباه نکن


گور بابایه کیم سانگ بوم

اخه این کجاش مثل منه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

هاهاها؟



اینم عکس خودم دیگه چی !؟


خیانت افسانه نیست....

پرسیدم: شیرین، از فرهاد چه خبر؟؟؟؟


گفت: آهسته تر، مجنون با من است...




گور باباش

گور بابای بعضیا , پیش به سوی بعدیا

بی شرف...

میدانی که غیرتم همه چیزم است....


لا اقل به خوابم که میایی،


تنها بیا، بی شرف...



هنوز درمان نشدم...

من: دکتر، چرا من خوب نمیشم؟؟؟


دکتر: {سکوت}


من: دکتر، با تو هستما. من چه مرگمه؟؟؟


دکتر: {باز هم سکوت}


من: آقای دکتر، با توام. من چم شده؟؟؟ لالی یا کر؟؟؟؟


دکتر: ببریدش، اون مرده... جواز دفنش رو صادر کردم...


عاشق این لحظه ام....

j



ادامه نوشته

دلم...


دلم تورا میخاهد


باتوبودن را...


تنهای تنها...


باخوده خوده تو...


میدانی وقتی میگویم:   " دلم تورامیخاهد"  ینی چه؟


یعنی:


             ♥میخاهم تودرکنارم باشی♥


میفهمی؟



فقط ..!


 پر از اشڪم 
 ولیـ میخندم 
 بـہ قول فروغ ڪـــــہ میگفت : 
 شهامت میخواهد ڪـــــہ سرد باشیـ و گرم بخندیـ 


فراموشش ڪردـہ ام  
 فقط ..! 
 گاهیـ 
 بیـ اختیار اسمش را ڪـہ میـ شنوم 
 میـ شڪنم ...

بی شرف.

میدانی که غیرتم همه چیزم است....


لا اقل به خوابم که میایی،


تنها بیا، بی شرف...


ساده بگم


pic83_www.jahaniha.com_


همیشه منتظر بودم چیزی بشود

 

 

اتفاق کوچکی بیافتد....

 

 

مثلا سرما بخورم....؛یا دستم را ببرم

 

 

بعد...

 

 

با آب و تاب برای تو تعریف کنم...

 

 

وقتی نگران می شوی

 

 

عاشق تر می شوم




بدون شرح...

اعتراف تلخیست...


ولی...


عشقم و آن غریبه، بهم می آیند...




فقط تو...

تو خوبی...


آنقدر که هوا، با تو خوب میشود....


اصلا هوا، به هوای تو خوب میشود....



بچه هم نبود!

نمیدانم چگونه گم شد.....


در شهری که تمام خیابانهایش را، باهم قدم زدیم....



من کجا تو کجا!!؟؟

گفتی خودت را جای من بگذار، یادت هست؟؟

 

گذاشتم....

 

             میبینی؟؟؟

 

                           اما نرفته ام.....

 

قرار اوست!!!


کسی میداند "بعدا" چندم است؟؟؟؟


قرار دارم....



تنها راه حل!!!

تیغ باش....



تا محتاج نوازش نباشی....





نتیجه گرفتم

احوال سگی این روزهای من،


نتیجه ی گربه صفتی بعضیاس.....



تو هم شرط ببند . . .

عاقبت من، شد سرنوشت جناغ...


همه، سر شکستنم شرط بسته اند...




به چه قیمتی


گفته بودم لب تر کنی، برایت میمیرم....





نه تا آن حد که لبانت با لبان دیگری تر شود....





نتیجه گرفتم...

 

ما از همان کودکی، بازیچه ی دست روزگار بودیم....

 

وگرنه، کدام روباه پنیر میخورد؟؟؟؟؟

 

 

کاش بودی...!

صدبار گفتم اینگونه باش....


" پایدار "


تا، "پای" دار


اما.....



باور کن!

تقديرم اين است.....:


اگر اسمم مراد هم ميشد،


آنوقت زندگي بر وفق هوشنگ بود....



به هوش باش

وقتي زير پايشان  "له" شدي، روي سرشان جا داري....


البته، به عزت و شرف لا اله الا الله....




عجب کابوسی

ميترسم بار ديگر عاشق شوم.....


آنوقت برگردي.....