مادرم!

چقدر شبیه مادرم نیستم! تموم ِلحظه هارو با من درد کشید!

عجیبه! اما زنده موندم...


 



به من بگو، به تو خیانت نیس؟

همخواب ِ این ترانه ها بودم

وقتی همه وجودمو با عشق

به نفرت از همخوابت آلودم...


دوست داشتن ِ کسی که نیست و نمی دونه

شبیه هیچ چیزی نیست

دوستت دارم و این غمگین ترین اتفاق دنیاس

دلم می خواد فردا صبح که از خواب بیدار شدم مستاجر باشیم تویه خونه قدیمی

یه عالمه قرض و بدهی داشته باشیم.

تو روز مجبور باشیم یه وعده غذا بخوریم

اما من هر شب که می خوام چشامو ببندم نگران این نباشم فردا که بیدار می شم تو اونجا کنار پنجره ممکنه نباشی  و رفته باشی پیش خدا...

فکر می کنم 10سال نگران از دست دادن یه آدم بودن می تونه آدمو به نابودی بکشه

ما به یه معجزه احتیاج داریم.

کسی هست که صداش به خدا برسه؟


عاشق دستایی ام که مال من نیس

تو سرش خیالی واسه ما شدن نیس

.

.

.

برای محال ترین دنیا...

 

بازهم دعوت به طوفان کن مرا اما بدان

من دلم دریاست دریا را به دریا می بری

من شبیه یوسفم راه سقوطم چاه نیست

چون بیاندازی مرا درچاه بالا می بری

روزبه بمانی

غمگین ترین لحظه دنیا

وقتی دلت می خواد بمیرم

تو فکر اینم تویِ پاییز

می چسبه دستاتو بگیرم


می چسبه از کابوس پاشم

گرم از نفسهای تو باشم

با لحنی که عاشقش هستم

جوری که دوس دارم صدا شم

.

.

.

به خودم فکر می کنم،

به لبخندی که نیست...

تو مثل ِیک روزن میون ِتاریکی

مسیر ِخورشیدو به من نشون می دی

آغوش ِتو امنه از شب نمی ترسم

وقتی به پروازم یه آسمون می دی

فقط تو می ذاری مثل ِخودم باشم

طاقت نمی آری جدا بشیم از هم

گم می کنم راهو برای برگشتن

صبور می مونی یادم می دی کم کم

.

.

.

 

 یکی از قدیمی ترین های من

میناامری

 

 

جوابم نکن

جوابم نکن مردم از ناامیدی

شاید عاشقم شی خدارو چه دیدی

خیال کن جواب منو دادی اما

عزیزم جواب خدارو چی می دی

همین جوری اشکام سرازیر می شن

دیگه از خودم اختیاری  ندارم

من از عشق چیزی نمی خوام به جز تو

ولی ازتو هیچ انتظاری ندارم

.

.

حسین صفا

 

 

 

دست تو بوی زندگی می ده

مرده ترین جنازه شهرم

دست ِتو بوی ِزندگی می ده

مثل ِبهشته لحظه ها با تو

چشای من جهنمو دیده

 

تولدت تو فصل پائیزه

دستات گرمه مثل تابستون

فقط تو می تونی با لبخندت

فصلای زندگیمو برگردون

.

.

.

 

 

 

 

بهار ۹۱با آرزوی تو

زندگی

چقد این زندگی بی روحه وقتی

نگاهت مثل ِیه غریبه سرده

عوض نمیشه احساسم به چشمات

چه ساده حس ِ تو تغییر کرده

 

شبای من پر از سیگارو تشویش

تو مثل ِیک عروسک غرق ِخوابی

نمی تونم بپرسم،سخته واسم

دلت تنگم نمیشه هم اتاقی؟

.

.

.

میناامری