استرس

و از جمله موارد استرس می توان به این مورد اشاره نمود که عروسی آدمی نزدیک است و هیچ کاری و هماهنگی نکرده باشد و هیچ کمکی و همراهی نداشته باشی و خودت هستی و این بارگران بر زمین مانده

و شکر خدای تبارک را که هرچند به سختی بسیار مشکلات دارند کم میشوند و من چون موری دانه به دندان برگرفته آن را به لانه خواهم رساند.....

مصداق مثل معروف کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

باشد که خوشبخت شویم........

 

بهشت من خاک میخورد

بهشت جانم این روزها خاک میخورد

خونه من

دلم یک روز پر از باران می خواهد

و یک چاردیواری که سقف هم داشته باشد!!!!

و یک در و یک پنجره

از پنجره هم باران ببارد و نگاهم غرق باران شود

دلم یک باغچه هم میخواهد که روزها با برگ ها و گلبرگهایش حرف بزنم

حرفهایی که فقط گلها میفهمند....

گلها تو را برای حرفهایت برای دردهایت مسخره نمی کنند....

روزت!!!!!

روز مرد که میشود نوشتن سخت تر است آخر آدم دلش میخاهد همه روزها را به مادرش تبریک بگوید....

اما پدر بیچاره هم سهمی دارد به بزرگی یک جوراااب!

میخواستم بگویم در جامعه ما زنان و مادران مظلومند و همه روزها را میتوان روز ایشان نامید ولی..

از پرش ذهن هایی که گاهی بعضیها درگیرش هستند و همیشه خدا من را درگیر میکند به سراغم اومد و سلسله تفکرات من رو به جای دیگه ای کشوند

هم اکنون یه گروه مجازی یه عکس فرستاد با عنوان عکس سلفی پدر یمنی با فرزند شهیدش!!!

پدر اشک ریزان با کفن کودک!!!!

بعد مینشینم و به این فکر میکنم امسال برایشان تبریک بگوییم یا جوراب بخریم یا یادمان برود.....

جنگ است و این عکسها دارند داد میزنند و کمک میخواهند

این عکس ها فریاد میزنند و ما نمیشنویم!!!

آدمها میمیرند و ما فکر چندشمبه های خالی خودمان هستیم که کلاس رقص برویم

عکسهاشان گریه میکنند و ما فقط منتشر میکنیم

روزها و ساعتها مهم نیستند مهم آدمهای اطرافمان هستند که شاید دیگر نباشند

قدرشان را بدانیم

میخواستم مطلب طنز بذارم نشد لدفن خودتون بیکار شدین به حالم و افکارم بخندین

دوستی دوستی

دوستم دارد او

و من به موجب دوست داشتن هایش عاشخشم!!!!!!

روزت

خودت را به نفهمی بزنی و دائم شاد باشی تا دنیا بگذرد اما

وقتی که روزت بیاید و برود و فقط بگن عزیزم روزت مبارک حتی گلی هم برایت ندهند آیا نباید پیش خودت به این بیندشی که وقت رفتن من است؟؟

اندر افسردگی های پس از روز زن که هیچی کادو نگرفته باشی و نامزد جان را بخاهی خرخره  اش را بجوی و نتوانی

وقتی دایره لغاتت محدود میشود

وقتی دایره لغات محدود باشد بعضی واژه ها که اتفاقا نوک زبانت عربی میرقصند بلااستفاده میمانند

من یک واژه میخواهم از جنس ترس خستگی و درد که اینها را شامل شود

من گاهی هم بدنبال واژه هایی میگردم که بتوانند عشق و نفرت و احساس حقارت را بیان کنند

اما پیدا نمیشود

کاش دوستان گرام ما که فرهنگ لغاتمان را اصلاح میکنند که مبادا ما به زبان بیگانه روی آوریم همان ها دست به کار میشدند و همانطور که واژه کش لقمه میسازند و دراز آویز زینتی برایمان عقبه العشق یا وازگانی میساختند که بتوانیم از احساست مگویمان بگوییم

حالا لغت ساختن در توانم نیست نباشد میتوانم به زبان فارسی جمله ای بنگارم که:

عزیزم که هم پای من در مشکلات و غم ها شریکی زحمت کشیده خودت را خسته نکن دوستی ما دراااااااز تر از این حرفهاست تو همین که از راه دور مرا تشویق کنی کفایت میکند باشد که رستگار گردی و مراتب ترقی و رشد را یک درمیان و گاها بیشتر بالا رفته و از بالا برایمان دست تکان دهی.

فارسی را پاس بداریم همه چیزمان را گرفته اند باشد که این یادآور آن چیزهایی باشد که از ما به یغما برده اند.

عشقولانه!!!

بچه خوبیست هرچند که دو انسان به سبب تفاوتهای فکری و فرهنگی نمیتوانند یکی باشند اما همین که دوستت بدارد و دوسشتش بداری کافی است؟

کفایت میکند اگر پیوندی با عشق باشد و جنابجانم مرا دوست میدارد و من نیز عاشقانه دوست تر میدارمش

تکرار

زندگیم افتاده رو دور تکرار و آخ بیزارم من از تکرار...............

اینجا ایران است

برای یک دختر هرچقدر هم که فعال باشه و کارآفرین درها بسته اند

اما

من میکوبم این درهای بسته را!!!!

اندر....

وبلاگمان خاک میخورد این روزها

آمدم این پیج گراتم را دیدم و شرمسار گشته بدلیل این همه غم افسردگی و بنده حقیر بر آن شدم که غم نوشته ها در اینجا ممنوع گردد

آخر هرکسی به اندازه کافی غصه دار است که سر به بلاگفا آورده

حالا میخواهم فاز این صفحه را تغییر داده شادی آفرین شوم

آفرین:)