سخنی با تو که در انتظار مرگ منی
سلام...بعد از یکسال که اومدم مورد لطف عزیزی قرار گرفتم که هر روز انتظار شکست و مرگم را می کشد...برایم جالب است احساسش که روزی دیوانه بود و اکنون دشمن...اما چندان هم که فکر می کنید مهم نیست....چون معادلات زندگی همیشه آنجور که ما می خواهیم پیش نمی رود....خداوند بهترین و بزرگترین قاضی اعمال انسانهاست...اینکه که من چه بودم و او چگونه رفتار کرد موضوعی نیست که بتوان در این چند سطر گفت اما خدا می داند و بس.....تا آن قسمت که من گناهکارم بر سر عهدم با خدا هستم و منتظر مجازاتش اما آن بخش که من مقصر نیستم را نه به خدا که به خود او که در حقم چنین کرد می سپرم هرچند که می دانم آنقدر بی انصاف است که هیچ گاه رای بر گناهکار بودن خودش نمی دهد ....اما بازهم می گویم در بسیاری از شکست ها یک نفر به تنهایی مقصر نیست بلکه همه عوامل در کنار هم راهی برای شکست در یک مسیر را می گشایند.











