میدانی این روزها خیلی خودم را دوست دارم ...

 

چشم هایم را دوست دارم چون تو را نگاه میکنند

دست هایم را دوست دارم چون تو در دست های تو آرام میگیرند 

لب هایم را دوست دارم چون با دستهای تو انار میخورند

قلبم را دوست دارم چون تو ضربان بیتابیش را گوش میدهی

تنم را دوست دارم چون تو به آغوشش میگیری

من خودم را این روزها خیلی دوست دارم و دلیل این دوست داشتن تویی 

 

+ تاريخیکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت9:42نويسنده |

ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

+ تاريخپنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ساعت9:43نويسنده |

پاییز که می رسد من عاشق میشوم

بویش را حس میکنم

نزدیک است ...

+ تاريخشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ساعت9:43نويسنده |

مهم نیست
 آدمی حریص باشی…
 یا حوا یی اغوا گر…
 مهم اینست
 که سیبی باشی ممنوع!
 دور…
 غیر قابل دسترس…
 تنها…
 تک
 رها..
 مغرور..
 تکیده بر تک درخت ارزوها…
 بر بلندای اخرین شاخسارامید
 زیر نور بی منت خورشید!

 

یا حتی..
 افتاده در لجنزاری بدبو..
 در اعماق عفن وتاریک فراموشی
 زیر سایه ی سکوت و خاموشی!

وقتی ممنوع باشی…
 نباشی…
 نرسی…
 نخواهی…
 باز همان سیبی
 که بهانه هبوطمی..

از عرش به فرش!
از عشق به منطق!

"م . ب"

+ تاريخسه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۱ساعت9:43نويسنده |

قراری نیست
برای بی قراری من
تو پشت هیــچ پنجره ای نیستی
راستی کجایی؟

یاد تو
پوستینی است که بین من و زمستان
فاصله میاندازد

نام تو
شعله نه
تکه ای از تابستان است
که گوشه ی دلم میسوزد
و سوی چشمانم است
وقتی برای یافتنت - کورمال کورمال -
دنیا را لمس میکنم

یک آن آفتابی میشوی
و تمام معنی زندگی در همان لحظه میچکد - غلیظِ غلیظ -

نام تو
مرگ را به تاخیر میاندازد.

"ساغر شفیعی"

 

 

خودم را دوست دارم
از روزی که دریافته ام
جز خودم کسی را ندارم
که دلداریم بدهد
برایم آواز بخواند
و با همۀ بدی‏هایم
ترکم نکند.. .
از وقتی خودم را دوست دارم
دیگر تنها نیستم !

+ تاريخدوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۱ساعت9:43نويسنده |

دلم برای وبلاگم خیلی تنگ شده بود ...

برای صدای قشنگ بارون ِ ش

برای ماهی های شیطون و خوشگلش

برای حس فوق العاده ای که بهم منقل میکنه

خعلی میخامش :)

سایت مرکز لرزه نگاری کشور

+ تاريخپنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ساعت9:44نويسنده |

می گویند باید رهایش کنی هر آنچه را که نسبت به آن تعلق خاطر پیدا کرده باشی    

و تو رهایـم کردی ...

چقدر خوشحالم که  "من" ارزش رهـــا شدن را داشتم ...

کم کم  سعی می کنم تا من هم

رها کنم هر آنجه را که دلم بدان بسته شده است

:بارانی

+ تاريخپنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۱ساعت9:44نويسنده |

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود ...

 

باید کمی بیشتر حواسم باشد

باید گاهی هم بگویم 

آهای خودم

خودِ خودِ خودم

خیلی دوستت دارم ...

بهتر است گاهی هم خودخواه باشم

راستش دیگر دارم خسته میشوم از دگر خواهی

دلم برای "خودم" تنگ شده ...

 

+ تاريخیکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت9:45نويسنده |

دلت گرفته که باشد حتی اگر فردایش امتحان خیلی مهم هم که داشته باشی

 

دل و دماغ خواندن نداری

و

بیخیال ...

التماس دعای فراوان دارم...  باشد که کمی آرام شویم

انشاا...

+ تاريخچهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت9:45نويسنده

تاکی میخواهی با عاشقانه هایم تا آسمانها برسی !؟

تا کی قند ها تنها در دل تو آب شوند !؟

من هم دلم پرواز می خواهد

من هم دلم عاشقانه می خواهد

من دلم تو را میخواهد

تو که باشی آسمان هم ازان من خواهد بود

تنها يك اشاره كافي است تا من هم آسماني شوم  ...

:بارانی

+ تاريخپنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت9:45نويسنده |

زندگی زیباست

 

زنگی تلاطمی همچو دریاست

گاه پایین گاه بالا

               گاه داد و گاه بیداد

زندگی باران است

شرشر لحظه هایش

بی نهایت زیباست

زندگی زیباست !

چون "خدا" با ماست

:بارانی

+ تاريخچهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت9:46نويسنده |

سکوت میکنی در برابر عاشقانه هایم سکوت میکنی و حرف میزنی با چشمهایت و من خیره میشوم در نگاهت و غرق میشوم در عاشقانه هایی که با چشم هایت برایم میگویی

+ تاريخسه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت9:46نويسنده |

نوشت :

" فاطمه "
یعنی خدا غزل گفته است  !
غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است

نوشت:

" فاطمه "

 

 

 تعریف دیگری دارد:

ز درکــ خـاک 

مقـــام 

فـراتری دارد !

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ

 اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ نَبِىِّ اللّهِ

 اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ خَلِیلِ اللّهِ

پی نوشت:

 دود ِ خیمه ها بوے در سوخته مےداد،و زینب یاد مادر افتاد.

 
+ تاريخدوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت9:47نويسنده |

با سلام خدمت دوستان دوست داشتنی و با معرفت خودم

 

خواستم به اطلاع برسونم که به دلیل مشغله های فراوان و درس های نخوانده و تلنبار شده بر روی هم که کم هم نمی باشند وبلاگ تا اطلاع ثانوی آپ نخواهد شد

اما شما دوستان در این مدت ما رو از محبتتون (که میدونم تمومی نداره) محروم نفرمایید

دلم براتون تنگ میشه  ولی خوب شما هم زیاد ناراحت نباشید سعی می کنم زود برگردم بچه ها فقط یادتون نره دعام کنید

دوسِتون دارم زیااااااااد   

+ تاريخجمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ساعت9:47نويسنده |

وقتی به تو می اندیشم

تمام افکارم را در برمیگیری

و من بی اختیار پر میشوم از تو

حسی عجیب همه وجودم را سرشار می کند

ته دلم خالی و چشمانم پر می شوند

به گمانم این همان حس عشق باشد ... 

:بارانی

+ تاريخدوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ساعت9:48نويسنده |