وب جدید

سلامــ

هر کی دنبالمـ میگرده  بیاد این یکی وبمـ

http://www.life-nasi.blogfa.com/

این وبه دیگه نمیام متاسفانه !

بای

 

اومدمـــــ ــــ

هاااااااااای

اووووووومدم ! سوغاتو مامانی واسه دبی گرفته وگرنه واسه شما هم میذاشتم !

هفته ی بعد انشالله داره میررررررره

گوشی جدید گرفتم !

دلم تنگیده به شمااااااااااا !

خووووشملااااااااام  !

دلم واسه مامیم تنگ میشه !

۴۰ روز میره

 

بندرعباســــ ــــ !

پنچ شنبه رفتیم بندرعباس ساعت ۶ صبح حرکت کردیم !  شبش اصلا نخوابیدم ! هم خوندم هم اومدم نت !  نوشین رو با خودمون بردیم ! عصر رفتیم بازار زیتون ! نزدیک خونمون هست !  پلیس ریخته بود تو بازارا و شهر مثلا برای طرح حجاب حالا چرا به کسی گیر نمیداد خدا میدونه ! شب هم اصلا نخوابیدم از استرس امتحان ! صبح رفتم امتحان بدم ! چررررررت ! چه مدرسه ای هست که بچه هاش آبروهاشون رو برداشتن و واسه امتحان آرایش کردن !  خب منم برم بدتر میشم !  اونا از معلما الگو میگیرن ! منم بی ظرفیتم البته نه زیاد !   امتحان بد نبود ! حالا خدا رو شکر ! هنوز هم جای امیدی هست !  ولی سخت بود ها ! نگین من تنبلم ! اتفاقا خیلی هم زرنگم !  عصر جمعه که صبحش امتحان دادم برگشتیم !  دیگه هلاک بودم از این امتحان نه نهار نه شام نه خواب !  نه آرامش ! وقتی اومدیم حال خالم بد بود انگار می خواست زایمان کنه !  بردنش بیمارستان !  مامانم و شوهرش ! نیم ساعت بعد برگشت گفتم امشب زایمان می کنه ! شب شد و خوابیدم ! ساعت ۶ صبح امروز مامانم بیدار کرد و گفت : نسرین بلند شو خالت ساعت ۴ صبح زایمان کرد   با کلی بدبختی !  اولین چیزی که به نظرم رسید و گفتم این بود : پسرش خوشگله ؟  مامانم گفت اره بلند شو بریم اون الان تنها بیمارستانه ! بیچاره مامانم حال نداشت !  از بی خوابی ! خودم رفتم مامانم موند ! بخش زنان و زایمان ! اتاق خصوصی نبود ! رفته بود عمومی !  همین که رفتم دنبال پچش می گشتم ! پشتش بود ! خوووووواب بود !  فداش ! میمیرم واسه بچه ها !  امروز دیگه حسابی الاف شدم ! هی پرستاره می گفت همراه .... میرفتم !  هی برو ازمایشگاه هی اونجا و اینا و توی این گرما ! داشتم میرفتم آزمایشگاه یه سربازی واسم گفت : خانم ؟ گفتم جان ؟ گفت : حجاب تو رعایت کن ! گفتم برووو !  به قول داداشم میگه : برو شلش بزن ! همین که گفتم برو به راهم ادامه دادم وگرنه که سه ساعت الافی و سرو کله زدن با این !  خلاصه ساعت ۳ اومدیم خونه ! دیگه حالی واسم نمونده بود ! بعد از نهار خوابیدم تا الان !

امتــ ــحانــــــ !

سلام ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

خوبینـــــــــــــــ  ؟ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 واسم دعا کنین !خیلی می ترسم ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

۳روز دیگه (جمعه ۷ صبح)تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد امتحان ورودی دبیرستان دانشگاه دارم ! اونم سخت ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

(بندرعباس) حتما یه روز شده که شما هم مث من اسطرس داشتید و نیاز به دعاهای دیگران داشتید !

سر نمازتون یا همین جور واسم دعا کنین ! خدایا انشاء الله که قبول میشم ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

این امتحان آیندمو مشخص می کنه ! که به کجا برسم ! من که بجز شما کسی رو ندارم !تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

واسه ابجیتون دعا کنید ! میخوام با خبرای خوب برگردم ! دیگه دارم می ترکم !تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 توکلم به خدا ! دوستتون دارم ! اجی و داداشای گلم ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تا چن روز دیگه نیستم ! میرم بندرعباستصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد! واسه امتحان !

گریم میاد ! خداااااااااااااااااااااااااا ! !خدااااااااا کمکمم کن ! التماس دعا ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 حتی نوشین هم داره واسم دعا میکنه ! تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ استرس نه اسطرس !

+ جدی کی هست که واسم دعا کنه ! دیگه حالی واسم نمونده !

 

 

دوستتون دالمــــــــ !

خالهــــــ و زایمانشـــــ !

دیروز رفتیم من و خالم مطلب ماما ! خالم ۹ ماهش هست و می خواد زایمان کنه !  دکتری که اونجا بود رو نپسندید !  از سر و وضعش معلوم بود به درد ... هم نمی خورده ! رفتیم سراغ یه دکتر دیگه ! گفت یا امشب یا فردا صبح زایمان می کنی !  حداقل اون موهاشو خوب بلده جمع کنه ! مث اون دکتره نیس که شالش تو راهرو افتاده ! بیخی ! اومدیم خونه ! ولی بی حال ! از بس چرخیدیم ! دکترو آزمایشا و ... ! خالم هم خوابیدو صبح شد و ظهر شد و عصر شد و ... زایمان نکرد ! بیچاره !  !

دوشــ ــــ ـــــ

دیروز من و نوشین خانمی رفتیم حموم  حالا نوشین خانم که کوشولو هست ! ولی من چیم به آب بازی و حرفاش ؟  ! نسرین خانمی هم بیا موهاتو باشامپو ایرانی اونم گلرنگ که مال نوشین هست و دوسش داره بشور!  موهام خشک شد ! غلط کردم من باشم که شامپو ایرانی استفاده کنم !  زدم نرک کننده نوشین میگه : خاله نسرین بده از اون کرمات بزنم تو موهام !  بعد از حموم : اجیم (۸ ساله) گفت : نسرین بیا موهاتو سشوار کنم !  نوشین هم کنارش ! یهو موکن دید رو میز آرایش !  خاله خاله بیا موهاتو بردارم ! مویی هم نبود تو دست و پاهام ! منم از سر و صدا موکن و سشوار سر درد گرفتم اخرش هنصفری گذاشتم تو  گوشام از دست این دو دیونه !  اول زندگیمون هم خاله شدیم ! نوشین دخمل خاله (۴ ساله) واسم میگه خاله نسرین !  شبا هم همش میخواد تو بغل خاله نسرین بخوابه ! ولی مگه این اجی و داداش ما میذارن ! بیچاره !  ميگه آخي فدات بشم !

eM0 BOy

ادامه نوشته

eM0 GiRL

 

بقیه در ادامه ی مطلب :

ادامه نوشته

جـــ ــ ــالبـــــ !

سلام ! اولش برد پرسپولیس رو تبریک می گم در جام حذفی ! و يه مطلب جالب مي زارم كه خيلي خوشم اومد ! و قابل شما رو نداره !

گفتم : خدايا از همه دلگيرم

گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند  

گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری     

گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم       

گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم  

گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم 

گفت: بیش از من؟

اليــ ــن وصفــ ـي

مجري برنامه ي * ستايل * كه خيلي ازش خوشم مياد !

ادامه نوشته

دانــ ــی تابــ ــت

ادامه نوشته

داسـتــ ــ ــانی غمـــ انگیز

یه داستان واستون میذارم تو ادامه ی مطلب : خیلی داستان جالبی بود ! شاید از خوندن داستان خوشتون نمیاد ولی من مطمئنم که ظرر نمی کنید زیاد هم طولانی نیست !

 

ادامه نوشته

جیهـــ ـ ـان علامهـ ــ

 

جیهان علامه همسر راغب علامه خواننده لبنانی/ و این بدلجات رو که می پوشه ساخته ی دست خودش هست ! بقیه ی عکس هاشو میتونید توی ادامه ی مطلب ببینید ! ۱۹ عکس !

ادامه نوشته

کــ ــ ــارنـامهــ !

امروز صبح مامانم بیدارم کرد ! گفتش خااانمی مگه نمی خوای کارنامتو بگیری ؟  اوه خوابم برده بود ! ساعت ده بود داشتم فکر می کردم چی بپوشم برم مدرسه !  ده دیقه بعد دنبال کلیپسم می گشتم ! عجبا !  هر چی گشتم پیدا نشد ! اخه اون بزرگه ! یکی دیگه زدم تو موهام ! و رفتم ! تو راه مدرسه دعا دعا می کردم !   رسیدم مدرسه ! معاون پرورشی فقط اونجا بود که خیلی دوسش دارم و روز قبل بهش اس دادم معدلم چند شده گفت فردا بیا کارنامتو ببر !  گفتم کارنامم کو ؟  واسم داد نگاش کردم !  ! لبامو چرخوندم گریم اومده بود !  معاون پرورشی واسم گفت چیه ؟ می ترسی بری خونه !  بعد از خدا حافظی و با تمام خونسردی یه نوشابه گرفتم داشتم می خوردم ! و برمی گشتم ! دوباره یه نگاهی به کارنامه کردم ! ورزش ۱۸ !  بلند گفتم کثافت ! بعد تو دلم گفتم مگه تو نگفته بودی اگه تحقیق بیاریم درباره ی فوتسال ۲۰ میدی ! سیاه متالیک ! (با معلم بودم !) اونم ۱۰ صفحه ! بابات اینا رو می خونه پدر سگ !  از اول راهنمایی حال منو گرفته ! این ورزش ما یا ۱۷ یا ۱۸ دستم بیفتی خونتو می خوردم !  ترشیده ی خر ! خب چشم به هنر افتاد ! گفتم خب این درسه ها که ۲۰ نگیرم ! خب ۲۰ گرفتم ! حرفه ۱۷ ! اونم واسه کار عملی الکی ! واسمون گفته علف بکارید ! منم علفی واسم سبز نشد ! همون جو رو گذاشتم تو حیاط و ... روز بعد دیدم از هوای سرد اینجا (گرم) چیزی واسش نمونده !  خدا بگم چیکارت کنه ؟! به تک تک معلما فحش دادم تا دلشون بخواد !  داشتم می رسیدم خونه یادم رفته بود از خدا تشکر کنم ! خدای من مرسی از همه چی ! معدلم هم بد نیس ها ! ولی خب ادم به هر چی داره راضی نمیشه ! باید ۲۰ باشه !

ســـ ــحر زکریــ ـآ

عکس های سحر زکریا

عکس های سحر زکریا

 

ادامه نوشته

پیـــ ــاده رویــــ

امروز با خالم اینا فتیم پیاده روی !  نه من چاقم نه خاله ! هر روز میریم !  اون ۲۲ ساله ۵۷ کیلو و منم ۱۴ ساله ۴۰ کیلو ! البته وقتی غذا می خوردم میشم ۴۰ !  در مقابل دوستام من لاغر ترم ! امروز خیلی شادو و خوشحالم ! ماه بعدی امتحان نمونه دارم !  بعدش هم امتحان دبیرستان دانشگاه (بندر عباس )اگه قبول شدم ۴ سال دبیرستان و پیش دانشگاهی رو اونجا می خونم ! واسم دعا کنید قبول شم !

نيـــــــ نيــ ـــ  نــ ــاز

 

ادامه نوشته

ماجـــ ــرای بــ ــازار

دیروز رفتیم بازار (من و آجیم و داداشی و خاله و نوشین )  البته نصف راهو پیاده رفتیم (پیاده روی)حسابی پخته بودیم  خاله ما رو دعوت کرده بود کافی شاپ ! (به صرف بستنی مغزدار ) کوفت کردیم !(خوردیم) کلا واسه خرید نرفته بودیم ولی می خواستم یه مانتو بخرم که خاله گفت شنبه میایم منم می خوام بخرم !  يه ذره چريديم (دور زديم) اومديم خونه ! نمي رفتيم خيلي بهتر بودا ! اون مانتو رو كه مي خواستم بگيرم يه دونه مونده بود حالا اگه تموم شد گردن خاله رو مي گيرم !

هــ ــانیه توســلیــ ـــ

 

ادامه نوشته

لالـــ ــه اســ ـکندریـــ

 

ادامه نوشته