دهه فجر گرامی باد
وقتی صدای پای بهمن از کوچه پس کوچه های خاطره ها به گوش تو می رسد. گویی شهیدانند که آمده اند برای بیعت دوباره برای هشدار و تذکر و بیداری . بهمن که از راه می رسدشهیدان پیمان نامه ی خونین شهادت را برای تجدید امضای تک تک ما می آورند تا فراموش نکنیم که باغبان لاله ها امام مهربان بود و سایبان لحظه ها، نگاهش هنوز هم نگران باغمان است. هر بهمن امام است که دوباره بر بال ملائک به دیدارمان می آید و کوچه های باغمان را پر از نسترن و نیلوفر می نماید. گام هایش همه جا یاس می کارد و گل محمدی به خانه ها هدیه می کند.
بهمن همیشه در راه است.
فرارسیدن ایام مبارک فجر طلیعه ی آزادی ملت و محو استبداد و واپس راندن استعمار، بر ملت بزرگ ایران مبارک باد.

یا انیس النفوس . . . !
دلم شکسته ، دلم را نمی خری آقا ؟
مرا به صحن بهشتت نمی بری آقا ؟
اگرچه غرق گناهم ولی خبر دارم
تو آبروی کسی را نمی بری آقا
شهادت امام الرئوف تسلیت باد

روزت مبارک . . .!
روز دانشجو را به تو تبریک نمی گویم
تو را به این روز تبریک می گویم
که این روز بی تو، و بی حس “آرمان خواهی”
و “ایمانت به حق طلبی”، وجودی بی معناست . . .
السلام علی اسیر الکربات . . . !
گویا هنوز باور زینب نمیشود
بر سینه ی امام ...
بماند بقیه اش!
از یک نفر چقدر غنیمت گرفته اند!
در دست هر کدام ...
بماند بقیه اش!
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته
در بین ازدحام ...
بماند بقیه اش!
راحت شد از ح س ی ن همین که خیالشان
شد نوبت خیام ...
بماند بقیه اش!
السلام علی الشیب الخضیب...
بماند بقیه اش!
بماند بقیه اش!
بماند بقیه اش!...
برگرفته از وبلاگ دلتنگ کربلا
اشبه الناس خُلقا و خَلقا و منطقا برسول الله !

امان از دل ارباب . . . !
به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود
دو قدم مانده به بالای سر اکبر بود
تازه فهمید چه روزی به سرش آمده است
یا که بهتر چه به روز پسرش آمده است
پسر دسته گلش را چو گل پرپر دید
هر طرف را که نظر کرد علی اکبر دید
مثل مه پاره ی افتاده به خاک است تنش
در هم آمیخته خون و بدن و پیرهنش
نه توانست بغل گیرد و نه بوسه زند
نه توانست بماند نه از او دل بکند
زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود
ارباً اربا دل بابای علی اکبر بود
دشت مانده است وسواری که زمین گیر شده
تن صدچاک پسر دیده ،پدر پیر شده
ناله اش بین کف و هلهله ها گم شده بود
گریه اش مایه ی خندیدن مردم شده بود
ارتفاع بدنش تا به زمین کم شده بود
همه گفتند رکوع است ز بس خم شده بود
پسری مانده به خاک و پدری می نگرد
مانده حیران که چگونه بدنش را ببرد
چون که این چاک ترین جسم میان شهداست
مدد از کل جوانان بنی هاشم خواست
خوب شد بار دگر بوسه بر آن لب نگذاشت
ور نه می مرد از آن بوسه....که زینب نگذاشت...!
برگرفته از وبلاگ دلتنگ کربلا
سلام بر محرم . . .!
روزها از پی هم گذشتند، کم کم بوی محرم در فضا پراکنده می شود .
بوی هیئت ها، تکیه ها، علم ها
بوی کربلا، بوی سیب، بوی دلتنگی . . .
دل ها کم کم شور و حال دیگر می گیرند، روزها غوغا می شوند و شب ها
شب ها اما قصه ای بهتر دارند شیدایی اند. رنگی بهتر از شب های دیگر .
شب هایش بوی عاشورا می دهند، بوی عاشقی، بوی دلدادگی و جانسپاری . . .
صدای کاروان عشق را با گوش جان می شنوی، می خواهی بروی و همراهی اشان کنی تا مبادا بازبمانی از غوغای . . .
قلمم و ذهنم را یارای چینش کلمات نیست، به اینجا که می رسم کم می آورم، گنگ و مات می شوم، می مانم با چه زبانی چه قلمی چه کلماتی . . . بگویم آنچه را که در دل دارم،
سخت است که بخواهی در قالب کلمات، احساس را بیان کنی که احساس را فقط احساس می شناسد و بس . . .!!
آنکه دل دارد می داند دل چه می گوید و چه می خواهد . اینجاست که زبان نگاه به کمکت می آید . . .
آقا !
نگاهم کن ! حرف دلم را بخوان ! دلم برای حرمت پر می کشد. . .!
مرغ دلم را آشیانه باش، نا آرامی های این روزهایم را کرانه ی آرامش باش !
دست دلم را بگیر! جامانده ام !
دلم را گم کردم . . .
دل من گم شد اگر پیدا شد بسپارید امانات حسین
و اگر از تپش افتاد دلم بدهیدش به صدقات حسین
از حسین خواسته ام بگذارد که کنیزش بشوم
همه گویند محال است ولی . . .
دل خوشم من به محالات حسین . . .
جامانده
.jpg)
فاجعه ای وحشیانه . . . !
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بار دیگر در گوشه ای از کشور عزیزمان گروهک تروریستی و دست نشانده ی افسار گسیخته ی ایادی استکبار طی حرکتی مزبورانه دست به
کشتار وحشیانه ی جمعی از مرزبانان غیور و سلحشور این مرزو بوم زدند تا خباثت و بدطینتی خود را بیش از پیش نشان دهند . از تمامی ارگان ها
و نیروهای امنیتی و قضایی کشور خواستاریم که با جدیت هرچه تمام تر به بررسی این موضوع بپردازند تا عاملین این گروهک های تروریستی
مشخص و به سزای اعمال فجیع و و حشیانه اشان برسند.
طی این اقدام تروریستی که در شهرستان سراوان استان سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد 14 تن از مرزبانان شهید و 6 تن هم زخمی شدند.
غدیر تا عاشورا . . . !
چه کوتاه است فاصله ی غدیر تا عاشورا . . .
بالا رفتن دست پدر و پایین آمدن سر پسر . . .
ای عاشقان غدیر گذشت و خبر از یار نیامد
بر زخم دل فاطمه (س) غمخوار نیامد
چند روز دگر مانده که با ناله بگوییم :
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین (ع) سید و سالار نیامد
علمدار نیامد سپه دار نیامد . . .
به استقبال محرم می رویم با زمزمه ی
یا حسین

هر كس كربلا را عشق مي ورزد، بايد فاصله خويش را