به نام خدا
یکی را برد و اشک های ریخت
به نام خداوندی که
عشق داد تا دشمن را درک کنی
به نام خداوندی که
یکی را آسوده کرد ولی دیگری رو تا آخر عمر چشن به در ماند
به نام خدایی که
عزیزت رو پیش چشمت نابود می کند و هیچ راهی نداری و گاهی هم تو ا سر دوراهی قرار می دهد
به نام خداوندی که
وقتی نابود می شوی میگوید چرا ان رارو نرفتی
به نام خداوندی که
تا کمکت کند هزار بار زمین میخوری


قصه نخور درست میشه