سازمانهای منعطف

سلام

به لطف ايران اير اين فرصت را پيدا كردم تا بتوانم پست جديدي را ارائه نمايم. وقايع و اتفاقات جالب پيرامون زندگي انسان هميشه وجود دارد. و در مواقعي شما را وادار مي نمايد تا بيشتر به فكر فرو رويد. تفاوت ارزشهاي انسانها آنقدر زياد است كه نمي توان حتي ارزشهاي دو نفر را در يك سبد جمع نمود و اين پديده كنار آمدن دو تا آدم از دو خانواده مختلف يا فرهنگهاي متفاوت را بسيار مشكل و حتي محال نموده است. بد نيست بدانيم كه درصد بسيار زيادي از ازدواجها بهمين دليل دچار لرزش مي شود و از پايداري بسيار كمي برخودار هستند. اما تنها دامنه اين خصلت به زندگي هاي دو نفره ختم نمي شود و دامن اجتماع را نيز فرا مي گيرد. اين امر يكي از اصلي ترين موانع براي ايجاد و فعاليت تيم هاي كاري در سازمانها و در نتيجه سازمانهايي با ساختارهاي منعطف هستند. آمريكايها كه داعيه دموكراسي در سر دارند به خوبي توانستند بر اين مشكل فائق آمده و در نتيجه از دهه 1980 به بعد توانستند ساختار هاي خود را به سمت كار تيمي سوق دهند اما در اين عوامل بسيار زيادي باعث شده است تا اين روند به تاخير بيافتد. در يكسري پست قصد دارم تا بتوانم بر اساس مشاهدات خود اين دلايل را مستند نمايم.

افسوس

سلام

متن زیر را بخوانید و راهنمایی کنید که چه باید کرد من آنقدر وحشت زده و عصبانی هستم که نمی دانم چه باید کرد

http://www.sefryek.blogfa.com/post-78.aspx

نخبه کشی

سلام

مدتها است که ننوشته ام. آنقدر درگیر اداره زندگی هستم که نمی دانم چگونه با مشکلات دست و پنجه نرم کنم. شاید عبارت نخبه کشی در ایران را بارها شنیده اید و من هم قبلا در موردش نوشته بودم. اما امروز با توجه به تجربه عملی که دارم به این نتیجه رسیده ام که نخبه کشی در ایران نه یک عادت و نه یک فرهنگه بلکه یک سیاست بسیار قابل قبول در دولت محترم که بطور عمد دنبال می شود.

قشم

سلام

چند صباحی است سرنوشت من با منطقه آزاد قشم گره خورده، تقریبا از سال 82 تا کنون به این منطقه رفت و آمد داشته ام اگرچه آنچه می نویسم حاصل یک کار تحقیقاتی نیست اما بر اساس مشاهدات شکل گرفته که تقریبا مورد تائید اکثریت قریب به اتفاق ساکنین جزیره نیز بوده است.

در یک جمله می توان قشم را اینگونه تعریف کرد: پنجمین جزیره بزرگ دنیا که اصلا حال و روز خوبی نداره. این منطقه از زمانی که یادم است دوران نزولی خود را طی کرده به عبارت دیگر نه تنها رشدی نداشته بلکه روز به روز نیز وضعیت بدتری پیدا کرده. امروز قشم تبدیل شده به پاتق توریستهایی که دنبال اجناس ارزان قیمت با کیفیت پائین می گردند. این توریستها حاضر نیستند تا پول زیادی خرج کنند ضمن اینکه هیچ محلی برای ارائه خدمات تفریحی نیز برای توریستها در نظر گرفته نشده است. چند دانشگاه در این جزیره حضور دارند که موجب دلگرمی است. دانشگاه آزاد به عنوان پیش قراول، دانشگاه کارلتون کانادا، دانشگاه شیراز و دانشگاه شهید بهشتی پیش بینی می گردد که این دانشگاه ها می توانند به عنوان عوامل توسعه مطرح باشند. در حال حاضر نشانه ای از توسعه مبتنی بر دانشگاه در منطقه دیده نمی شود. اگر چه کسبهای محلی از وجود دانشجویان خوشحال هستند چرا که آنان باعث رونق کسب و کار آنها شده اند اما به کار گیری این افراد در منطقه آزاد توسط بخشهای مختلف اقتصادی صورت نگرفته است. در حالی که همین افراد با مراجعه به شهر خود توانسته اند در بخشهای مختلف به کار مشغول باشند. مراکز خرید متعددی طراحی و ساخته شده که تقریبا بجز چهار تا از آنها بقیه غیر فعال هستند.  بهمین دلیل بغیر از اندکی از افراد بقیه لقای کار کردن در قشم را به عطایش بخشیده اند. در حالی که همین مراکز تجاری می توانند به عنوان عوامل توسعه مطرح باشند.

در نهایت حضور پررنگ سپاه پاسداران اسلامی در منطقه کاملا به چشم می آید و گلایه های متعددی نیز در این رابطه به گوش می رسد.

 

حج

سلام

حج ابزاری برای فخر فروشی مذهبی نه برای مهندسی مجدد انسانها

 

کار تیمی

در کلاس درس خود بحث کار تیمی را مطرح نمودم و به عنوان تجربه شخصی عنوان کردم که بعد از اعتماد مهمترین عامل در ایجاد تیم های کارا تضمین و تعیین منافع افراد مشارکت کننده در تیم است به خصوص در دنیای کسب و کار.

جالب است این ابرازعقیده با مخالفت فراوان دانشجویان روبرو شد به نحوی که آنان با استدلالات مختلف این تفکر را مذموم دانستند. با اندکی بررسی می توان فهمید که این یک نرم اجتماعی تعریف شده و غالب در درون جامعه است. هر کس به منافع خود فکر کند کلاه بردار، شیاد و حیله گر است حال آنکه در هیچ مکتب الهی همچین توصیه ای دیده نمی شود و همه از فرد به جمع می رسند. عمده بحث بر سر نوع منافع است که ادیان مختلف آن را تایید می نمایند. بهر حال این فقط یک نمونه است تا بتوانیم بزرگترین عامل عقب ماندگی خود را (فرهنگ) بهتر بشناسیم.

نظامهای نوآوری پویا و نقش خوشه های صنعتی

امروزه دانش و نوآوری نقش بی بدیلی در توسعه و پیشرفت کشور ها بر عهده دارد. برای بهره گیری هرچه بیشتر از توانمندیهای درون کشور سیاستگذاران روی به طراحی نظام ملی نوآوری آورده و بر اساس این برنامه ریزی سعی دارند تا بسط  و گسترش دانش را در بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی نهادینه نمایند. اگرچه تعاریف مختلفی از نظامهای ملی و نوآوری در بخشهای آکادمیک صورت گرفته اما بطور خلاصه می توان آنرا یکپارچه سازی کلیه نهادهای تولید کننده دانش در راستای توسعه اقتصادی دانش محور دانست. به عبارت دیگر هماهنگی بخشهای مختلف اقتصادی به منظور تولید نوآوری و بکار بردن آن در بخشهای اجرایی کشور را می توان هدف اصلی این نظام برشمرد.

اما سیاستگذاران در اجرا با ماهیت جدیدی از نوآوری روبرو شدند. نوآوری فعالیتی هزینه بر بوده و اجرای آن تا حد بسیار زیادی مستلزم ایجاد تغییراتی در فرآیندهای کسب و کار می باشد که این مهم معمولا با مقاومتهای اجتماعی همراه است. از طرف دیگر موفقیت نوآوری که در عرضه محصول جدید در بازار حلول می نماید خود در هاله ای از ابهام است و اصولا ریسک بالایی را همراه دارد. از اینرو با توجه به ماهیت نوآوری، شرکتهای بزرگ تمایل چندانی برای درگیر شدن در پروژه های تحقیق و توسعه از خود نشان نمی دادند و در مواقعی که روند بازار آنها را به این امر مجبور می نمود به دلیل چالشهای بیشمار درون سازمانی موفقیت بسیار مشکل حاصل می شد. بهمین جهت 40 درصد از شرکتهای بزرگ در سال 1975 امروزه دیگر وجود خارجی ندارند و  در دنیای کسب و کار فعالیت نمی کنند. بخش اجرایی چاره را در برون سپاری فعالیتها دید تا ضمن درآمد زایی بیشتر در عین تخصصی نمودن فعالیتها زمینه را برای امکان توسعه نوآوری در درون شرکتها فراهم آورد. تحقیقات نیز نشان می دهد که شرکتهای کوچک و متوسط در زمینه توسعه نوآوری موفق تر و پویاتر عمل نموده اند. بهمین جهت شرکتهای کوچک و متوسط نقش بسیار مهمی را در نظامهای ملی و نوآوری بر عهده دارند.

با نگاهی به ساختار صنعتی ایران می توان شاهد توسعه کمی و متمرکز شرکتهای کوچک و متوسط بود. تعدادی از این شرکتها بطور طبیعی به صورت خوشه های توسعه نیافته فعالیت می کنند. از آنجائیکه 97 درصد ساختار صنعتی کشور را این شرکتها تشکیل می دهند باید توجه ویژه ای به این شرکتها معطوف داشت و نقش مهمی را برای انها در توسعه اقتصادی در نظر گرفت. به علاوه نوآوری به عنوان یکی از اساسی ترین منابع مورد نیاز برای توسعه کشور مطرح می باشد لذا باید توجه ویژه ای به طراحی نظام هماهنگ ملی توسعه نوآوری معطوف داشت. با توجه به موفق بودن صنایع کوچک و متوسط در تحقیق و توسعه و تبدیل نتایج آن به دانش فنی این مجموعه شرکتها را می توان به عنوان هسته اصلی اقتصاد دانش محور به حساب آورد.

 

دین محمد و اسلام امروزی

آنگاه که محمد اسلام را به اعراب معرفی نمود و زنجیر از پای آنان گشود. بردگان شیفته او شدند چرا که انسانیت را به آنان بر می گرداند و آزادی را هدیه می داد. محمد رفتار ها را تغییر داد از اعراب خشن و تند خو انسانهایی با خصلت و ویژگیهای متفاوت ایجاد نمود سعی کرد تا به آنها موقعیت ها را بشناساند و خشونت را در وقت موقع تعریف نماید.

بزرگترین علت گرایش به دین محمد در زمان حیات خود همین عامل بوده است. در طول تاریخ نیز هرگاه افرادی سعی نموده اند تا بشر را از قیود ضد انسانی رها نمایند مردمان را به سوی خود جلب کرده اند.

 

در زمان شکل گیری انقلاب اسلامی نیز دلیل گرایش مردم شعارهای آزادی گونه آیت الله خمینی بود اما بعد از انقلاب به دلیل جو و نیاز موجود کشور امکان برقراری و بسط شعارها را ایشان پیدا نکردند و البته عمر شان نیز کفاف نداد تا بتوانند در شرایط عادی به اداره مملکت بپردازند.

اسلاف ایشان نمی دانم چقدر با عقاید به جا مانده موافق می باشند اما نه تنها راهی به خلاف طی می کنند بلکه سعی و اهتمام دارند تا آزادی های بشریت را از ایرانیان سلب نمایند حق بیان، حق پوشش، حق شاد بودن و... که باعث شده تا نشاط از جامعه ایرانی رخت بر بندد. ضد دین بودن امروز به عنوان شاخص رشد و توسعه یافتگی نزد جوانان مطرح است من را به دلیل دینداری امل و سنتی خطاب می کنند. دینداران نیز مرا کافر و مرتد خطاب می کنند.

بهر حال با حاکم کردن دین و حاکم شدن محافظین دین هیچ نشانی از دین آزادی و رحمت و انسانیت یافت نمی شود.

ای کاش حکام حداقل برای ابقای خود از کیسه دین خرج نمی نمودند.

کشور من ایران

 

من به عنوان یک ایرانی کشورم را دوست دارم و مطمئن هستم که دیگر ایرانیان نیز همینطور اما اگر به اطراف خود نگاه کنیم هر روز تعداد بیشتری از آشنایان توشه سفر به سوی بلاد غرب می بندند و راهی کشورهای مختلفی مثل کانادا استرالیا و آمریکا می شوند.

حتما عبارت فرار مغز ها را شنیده اید عبارتی که بسیار برخورنده است به نظر من یعنی هر کس که در ایران می ماند جزء مغز دارها نمی باشد یک مشت افراد بی فکر و ناتوان در ایران زندگی می کنند. این در حالی است که همین مغز ها نیز که به آن طرف مرزها رفته اند در آنجا گلی به سر خودشان نزده اند. خال اگر در ایران می ماندند به نظرم موقعیت اجتماعی بهتری پیدا می کردند.

اگر چه در بین آشناییان من افاردی که برای خروج از کشور اقدام کرده اند نه تنها توانمند نیستند بلکه عمدتا واماندگان جامعه بوده که در اینجا محلی برای فعالیت خود نیافته و ترجیح می دهند تا ادامه زندگی خود را در کشور دیگری بگذزانند. قطعا اگر بررسی بیشتری صورت گیرد نسبت بین مهاجرین نخبه به مهاجرین عادی بسیار کم است به این معنی که درصد عمده ای از مهاجرین را ایرانیان عادی تشکیل می دهند. اینان اکثرا به دنبال نارضایتی های اجتماعی است که زندگی در یک کشور خارجی را ترجیح می دهند. در واقع سرخوردگی قشر تحصیل کرده اعم از نخبه و عادی در ایران بسیار بالا است. ممکن است تصور شود این همه مهاجرت دلایل اقتصادی دارد اما به نظر این انحراف از دلیل است چراکه عمدتا عذم وجود آزادیهای اجتماعی است که مهاجرت را لازم و ضروری می نماید.

امروزه من نیز تحت فشار زیادی هستم که باید از ایران رفت بنابراین خودت را هر چه سریعتر آماده کن. من هم مقاومت می کنم اما انگار حکومت نیز با من یار نیست و می خواهد من از ایران بروم.

ارزیابی مضاعف

در این چند سالی که از انقلاب اسلامی می گذرد مهمترین ابزار اجرایی طراحهای ملی ساختاری به نام نظارت مضاعف است. در این روزگار این ابزار امکان مدیریت شرکتهای نه چندان بزرگ را ندارد چه رسد به ممکلت داری. اما هنوز هم می بینیم که در طرحهایی مانند کارت سوخت از این ابزار استفاده می شود. کی می خواهیم باور کنیم که نظارت فقط در مواردی بسیار اندک کاربرد دارد این یک اصل مدیریتی اثبات شده است.