من..

من..

همانند سنگی هستم که تو با سردی تمام از کنارم گذشتی و ندانستی که من هم دلی دارم..

آری..تو مرا با نام سنگ خوادی.!

اما ندانستی رفتنت همانند گل سنگی است که مرا از درون متلاشی میکند..

رفتن و ماندنت برای من چه سود؟؟

وقتی خودت اینجایی و دلت با دیگریست..

قضاوت باتو..

کداممان لایق نام سنگ دل هستیم؟؟

من یا تو؟؟؟

لااقل من با تمام وجود درکنارت بودم اما تو فقط جسمت پیش من بود..

قضاوت باخودت.!

لفظ سنگ دل لایق من است یا تو؟؟؟؟؟


به افتخاره همه دخترا..

مرا دخترخانوم میخوانند.!

لفظی که معنایش نفس گیر است..

دنیای من نه با عروسک معنا پیدا میکند ونه با درد و افسون..اما همه ی اینها را در بر میگیرد..!

من ناتوان نیستم..!زیرا خداوند مرا بدون زور و بازو هم میپسندد.!

اشک ریختن ضعف من نیست قدرت روح من است..!

اشک نمیریزم تا نظری را جلب کنم.!

من با اشک ریختن روحم را میشویم...

فقط یک خواهش..

باز در آستان غروب و آغاز دلتنگی های من..

این چه حسی است که تمام وجود مرا احاطه کرده.!

این چه احساسیاست که مدتهاست روزو شب لحظه به لحظه در تعقیب من است و مانند سایه ای مرا دبال میکند..؟؟

بگذار رها شوم از تمام آزردگی های دنیا و همانند آهویی شاد.چابک و سریع در باغ وبستان خیالم بدوم بدون اینکه گمان کنم صیادی در پی من درخت به درخت در تعقیب است..

میخواهم مثل همان آهویی که تمام نگرانی اش این است که نکند آخر به دام صیاد بیفتد و تمام دلخوشی اش به بره هاییست که روز و شب از آنان با جان ودل  نگهداری میکند.....

منم همانطور باشم که نگرانی جز شکار شدن نداشته باشم..

خسته شدم.!

خسته شدم از تمام نگرانی ها و تنش های گوناگون که مرا لحظه به لحظه همانند شکارچی دنبال میکند.!

مرا به حال خود بگذارید..

تنها خواهش من این است..!

دلم گرفته..


دلـــــم گرفتـــــــــــــــه ...

مثـل هـــوای ِ ابــری ِ شهــری خامـــوش

دلــــم تنـگ اسـت ...

مثـل آسمـــــــــــــان ِ بــــــی ستــاره ی ِ شـبیِ زمستــــــانـی

حــال ِ دلـــــــــــم خـــوب نیســت

خدایا

خستــه ام ...خستـــــه ...

به مــن جـــایی بــــــــــــــــــــده آنجـا

حـــــــــوالی ِ ابـــرها

دیـوار به دیــوار ِ کلبـــه ی ِ ستــــاره ها

آنجـا که همـــه جـا نـــــــــــــور است و نگــــار

می خواهـم بخوابـــــم

می خواهـــــــــــــــم در آغــــوش ِ گــــــــرم ات آرام گیــرم



دلــــم گرفتــــه ...

دلـــــم تنگــــــــــــــــــــ اسـت

دلــــم پـــرواز می خواهـد 

خداجونم..

وقتی دلت میگیره و میخواد بترکه چیکار میکنی؟

به روی خودت نمیاری و یه گوشه میشینی و دلتو قایم میکنی؟

یه لیوان آب میخوری که بغضت رو بفرستی پایین؟

با نگاهت بازی میکنی که یادش بره میخواسته گریه کنه؟

نمیدونی که امروز من چقد خدا بودم..!

من یک دخترم..

من یک دخترم..!

وقتی خسته ام..وقتب کلافه ام..وقتی دلتنگم..!

بشقابهارا نمیشکنم..شیشه هارا نمیشکنم.!دلت را نمیشکنم..!

در این خستگی ها..

زورم به تنها چیزی که میرسد...

این بغض لعنتی است.!

یادم باشد..


یادم باشد که حرفی نزنم که به کسی بر بخورد..

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد..

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را..

یادم باشد که روز و روگار خوش است و تنها دل ما دل نیست..!

یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و در برابر سیاهی ها نور بپاشم..!

یادم باشد باید از چشمه درس خروش بگیرم و از آسمان درس پاک زیستن..!

یادم باشد که سنگ خیلی تنهاست..!

عجب..

رسم زمونه چه رسم جالبیست..

محبت را میگذارند پای احتیاجت..!

صداقت را میگذارند پای سادگیت..!

سکوتت را میگذارند پای نفهمیت..!

نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت..!

و..

وفاداریت را پای بی کسیت آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج..!

؟؟؟؟؟؟؟!!!!

جریان چیست؟؟

هیچ گاه پیدا نمیشود جسد آنهایی که ادعا میکردند..

بدون ما..

میمیرند!

باورکن..


باورکن..

من هرگز لایق دوست دارم های تو نبودم..

خواهشانه از تو میخواهم دوست دارم هایت را به کسی بگویی..

که..

"لایق دروغ هایت باشد"

خدایا..

خدایا..

خط پایانت کو؟؟......من منتظرم!

آیا جهنم تو همین جا نیست؟

من آتش جهنم تورا به نامردی ها,خیانت ها و فاحشه ها ترجیح میدهم.

شاید اگر ایوب هم در عصرما بود..

"صبرش لبریز میشد"

بچه ها..

آهای دوستای خوبم..

لطفا ازتون خواهش میکنم که آهنگ وبمو کامل گوش بدید و نظراتونو بهم بگین!!

میخوام بدونم نظرتون چیه!


آری روزگار خواهد رسید..

روزگار خواهد رسید..

همچنان که در آغوش دیگری خفته ای..

به یاد من ستاره هارا خواهی شمرد تا آرام شوی..

دلت هوایم را خواهد کرد..

به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را..

به یاد خواهی آورد خنده هایم را..

به یاد خواهی آورد اشک هایم را..

به یاد خواهی آورد حرفهایم را..

مطمئنم در آن لحظه میگویی...

دلتنگ شده ام..

گاه..

گاه دلتنگ میشوم..

دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها..

گوشه ای مینشینم و صدای باختن ها,شکستن ها را میشمارم..

نمیدانم..

من کدامین امید را ناامید کردم..

و کدام خواهش را نشنیدم..

و به کدام دلتنگ خندیدم..

که اینگونه دلتنگم..

خدایااااااااااااااااااا................

به چه کسی تکیه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوندا..

خداوندا..

پریشانم.چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی..

خداوندا..

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیرپای نامردان بیاندازی..

وشب آهسته و خسته.تهی دست و زبان بسته به سوی خانه بازآیی..زمین و آسمان را کفر میگویی..

نمیگویی؟؟

خداوندا..

اگر در روز گرماخیز تابستان تنت بر سایه ی دیوار بگشایی لبت بر کاسه ی مسی قیراندود بگذاری و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد..

زمین و آسمان را کفر میگویی..

نمیگویی؟؟

خداوندا..

اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه ی خلقت..

از این بودن,از بدعت..

خداوندا تو مسولی..

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است..

چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است..!

جمله های آموزنده2..

ما موجودات عجیبی هستیم..

وقتی میگوییم:تنهایم بگذار..یعنی بیش از همیشه به وجودت احتیاج دارم.!

........................

وقتی دل کسی رو بشکنید..

هرکاری ام که بعد از اون براش انجام بدین..

اون دیگه هیچوقت براتون همون دم سابق نمیشه..هیچوقت.!

........................

بی وفایی وفایت میکنن/با وفا باشی خیانت میکنند/مهربانی گرچه آیین خوشیست.مهربان باشی رهایت میکنند.!!

.......................

همیشه ببین توچه موقعیت زمانی وارد زندگی آدما میشین..

بیشتر اوقات شما یه وسیله میشین برای فراموش کردن عشق قبلی.!

......................

ساحل جواب سرزنش موج را نداد..

گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست..

......................

دریا باش تا بعضی ها از باتو بودن لذت ببرند و بعضی ها که لیاقت دیدن تورا ندارند,غرق شوند.!

......................

اگر دیدی دنیا برایت مفهومی ندارد,تحمل کن..

شاید خودت دنیای کسی باشی..

......................

در خیالم پشت سرت آب ریختم..نه برای اینکه برگردی.!

تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی.!!

......................

قلب شکستن هنر انسانهاست..

گرشکستی قلبی فردا میشکند دیگری قلب تورا.!

......................

بعضی آدمها کلا آزار دهنده اند..وقتی هستند با بودنشان و وقتی نیستند با نبودشان تورا می آزارند.!

.....................

من در جایی زندگی میکنم که دویدن سهم کسانی ست که نمیرسند و رسیدن حق کسانی ست که نمیدوند.

....................


دل نوشته..

چقد سخته وقتی کسی رو با تمام وجودت دوس داری و باهاش درد دل میکنی و تمام حرفای دلتو بهش میزنی وقتی باهاش یکم بحثت شد و بخواد از درد دلت علیه خودت استفاده کنه..

بخواد چیزایی که ازت میدونه رو سرکوفت کنه و مثل پوتک تو سرت بکوبه..

تو این موقع ها واقعا آدم باید چیکار کنه؟

خیلی حرف تو دلم هست اما نمیدونم از کجا و چجوری باید شروع کنم.!

خیلی حرف تو دلم جمع شده میخوام به زبون بیارم اما حرفام به جای زبونم از چشمام میچکن..

دیگه طاقت هیچ چیزو ندارم..

شدم مثل یه انبار باروت با کوچیکترین جرقه آتیش میگیرم..

دلم میخواد..

دلم میخواد کوله بارمو ببندمو از این شهر برم..

برم جایی که هیچکس منو نشناسه..خودم باشم و کوله بارم و تنهایی پر از خاطره...

انقد داد بزنم انقد فریاد بزنم و خدارو  صدا کنم که از اون بالا بیاد پیشم دستمو بگیره و بگه اینجا آدما اذیتت میکنن؟

بیا بریم..


جمله های آموزنده..

هنوز رو خاکیم یدمان نمیکنند.!وای به روزی که خاکمان کنند.!

...................

به لطف بی معرفتی دوستان فهمیدم که معرفت گنجینه ایست که اگر انسان نداشته باشد انگار هیچ چیز ندارد.!

...................

اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا بهترین چیزهارو ازت نگیره خودشو تقدیم نمیکند.!

..................

در رفاقت باوفا بودن شرط مردانگیست..ورنه بایک استخوان صدسگ رفیقت میشوند.!

.................

میدونی چرا وقتی بزرگ میشی با خودکار مینویسی؟واسه اینکه یادبگیری هر اشتباهی پاک کردنی نیست.!

................

باد میوزد..میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی هم آسیاب بادی.!

................

فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده,ممکن است آزاد باشد ولی راه به جایی نخواهد برد.!

من..

من همان دخترک غم زده ی دیروزم..

من همان کودک بی تاب برای بودن..

که دلش را در اندوه به زنجیر کشید..

وبه اندازه ی..

"بی معرفتی"درد کشید.!


خدایا بباران آسمانت را..

خدایا بباران آسمانت را..

دلم باران میخواهد..

تا به زیر قطره های تو..

کمی این دل بیاساید..

بباران آسمانت را..

به حرفم تو کمی گوش کن..

بیا با قطره های عشقق..

من و دل را نوازش کن..!

سرد دستام..

خدایا سرد این پایین از اون بالااگه میشه نگا کن..

یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو هااا کن..

خدایا سرده این دستام از اون بالا خودت ببین میلرزه..

مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه..

تمومش کن دیگه بسه!شدم از زندگی خسته..

یه زخمی دارم از دردش میسوزم و میخوام,میخوام بمیرم..

یه زخمی دارم از دردش هنوزم که هنوزه من میسوزم..

خدایااا..

من دارم میام یکم بامن مدارا کن..

شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم یه گوشه جاکن..

میدونم گرمه آغوشت اگه میخوای منم یه گوشه جاکن..

دیگه از دنیا بریدیم دلامون خیلی گرفته تو کجایی که ببینی همه جارو غم گرفته..

دیگه از دنیا بریدیم دلامون خیلی گرفته تو کجایی که ببینی همه جارو غم گرفته..!

باید..

باید..

بدجنس باشی تا عاشقت باشن..

باید..

خیانت کنی تا دیونت باشن..

باید..

دروغ بگی تا همیشه تو فکرت باشن..

باید..

هی رنگ عوض کنی تا دوست داشته باشن..

اگه ساده ای..

اگه با وفایی..

اگه یک رنگی..

همیشه تنهایی..

شک نکن..!

یاد میگیری..

کم کم یاد میگیری..

تفاوت میان ظریف نگه داشتن یک دوست و به زنجیر کشیدن یک روح را..

کم کم یاد میگیری..

بوسه ها قرارداد نیستند..

هدیه ها معنی عهد و پیمان نمیدهند..

کم کم یاد میگیری..

که آفتاب هم میسوزاند..

یاد میگیری تو گل هدیه دهی بجای اینکه برایت گل بیاورند..

یاد میگیری که خیلی نلرزی..

یاد میگیری محکم باشی پای هر خداحافظی..!

معذرت میخواهم..

من یک عذر خواهی به "خودم"بدهکارم..

برای اینکه احساساتی بودم..

برای اینکه یک رو بودم..

برای اینکه انسان بودم..

برای اینکه غرورم را شکستم..

برای اینکه همه را مانند دل خودم ساده میپنداشتم..

"خودم"

مرا ببخش..!

زیادی میشوی..

زیاد خوب نباش..

زیاد دم دست هم نباش..

زیاد که خوب باشی دل آدمها را میزنی..

آدم ها این روزها عجیب به خوبی

به شیرینی آلرژی پیدا کرده اند..

زیاد که باشی زیادی میشوی..!

چه بگویم..

تنهایم..

اما دلتنگ آغوشی نیستم..

خسته ام..

ولی به تکیه گاه نمی اندیشم..

چشم هایم تر هستند و قرمز..

ولی رازی ندارم..

چون مدتهاست کسی را خیلی "دوست"ندارم..

حوض نقاشی من..

رفته بودم سر حوض..

تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب..

آّب در حوض نبود..

ماهیان میگفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست..

ظهر دم کرده ی تابستان بود..

پسر روشن آب.لب پاشویه نشست..

و عقاب خورشید..

آمد اورا به هوا برد که برد..

و باز هم تنهایی..

تنهایی را دوست دارم..

زیرا..

بی وفا نیست..

تنهایی را دوست دارم..

زیرا عشق دروغی در آن نیست..

تنهایی را دوست دارم..

چون تجربه کردم..

تنهایی را دوست دارم,زیرا..

در کلبه ی تنهایی هایم خواهم گریست..

و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد..!

نیلوفر..

برکه ای در همین نزدیکی است..

با نیلوفری در آن..

در انتظار دیدن ساحل..

آه..

چه انتظار عبثی..

هرگز نشود این دیدار..

تا زمانی که اشک برگهایش در برکه..

جاریست..

نرسد به ساحل..

دوست داشتم..

چقدر دوست داشتم یک نفر از من میپرسید..

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بی رنگ است؟؟

اما افسوس که هیچکس نبود..

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره..

آری با تو هستم..!

با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یکبارم نپرسیدی..

چرا چشمانم همیشه بارانیست..