پیشکش به چشم هایی که همیشه هنوز اند و من دل به دارش
نگاه سرزده ات عین سرزمین خداست
لبان خط خطی ات مشق آخرین خداست
خطوط نازک بینی ات مست ولا یعقل
معادله ی خم ابروت سخت ولاینحل
مرام مسئله هایت کلید مجهولات
نگاه مسئله دارت،خدای من صلوات
لبان من به لبان تو مبتلا شده است
تب از چهل که گذشته است دل بلا شده است
ببین چقدر ترک دارد آینه ی بغلم
چرا که خالی ازاندام توست دست دلم
اعوذ بالله از این چشمهای بارانی
اعوذ بالله ازاین عشق های پنهانی
چقدر سین سلامت درشت وشیطانیست
میان این همه حرف رسیده پیدا نیست
چقدر کال سلامت ولی شنیدنی است
ومزه ی گس چشمان تو چشیدنی است
خطوط خنده ی ناخن و رقص انگشتان
میان معرکه ی دستهات دیدنی است
کرشمه های سئولات کی کجا چه شود
وناز واژ ه ی ( باشد ) (بیا ) خریدنی است
چقدر ردخدا روی گونه ات گل داد
ازاین بهار کمی بوسه سخت چیدنی است
کمی بخند و اگر خواستی مرا کم کن
مرا زیاد اگر خواستی نگاهم کن
من عاشقانه بلد نیستم نمیدانی ؟
تو پلک می زنی ومن شرنگ پنهانی
در عنفوان نگاه تو من چه پیر شدم
دلت هنوز و لبانت بروز ودیر شدم
اگر چه دیر ولی قد کشیده است دلم
واقتدا به نگاه تو روح شد به گلم
به عشق ماه تو تکثیر می شود بدنم
اگر چه لخت ولی عشق توست پیرهنم
لبان خط خطی ام ! با دلم مدارا کن
بریز درمن و درد مرا مداوا کن
بیا که مشق من آماده ی خط چشمت
حروف در هم خواب وخیالم وخشمت
معادله ی دل من حل شده است با نفس ات
تمام مسئله های من عاشق قفس ات
وگاهنامه ی گیسوت سال و ماه من است
نگا م کن که نگاه تو سر پناه من است