سلام دوستای خوبم .....مخاطب خاصی ندارم برا مطالبم.....مگر اینکه مطالبمو تقدیم کنم به شخص خاصی....خواهشا بعضی ها به خودشون نگیرن....

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

 

عشقم

عشقم ...

دنیا بدون تو مثل حوض بی ماهی است

من بدون تو میمیرم...

اب را از حوض ماهی ها نکش...

ومن را از خود هرگز جدا مکن....

عاشقت هستم و می مانم به شرافتم قسم

عشقم

خـلاصـــ ــ ـــه ی این روزهـایـم ..

همـیـن دو سـطـر می شـود :

تـــــــو ایـنـــجـا نیستی ..

و حـال من بد است؛

بدِ ، بدِ ، بدِ ... 





حامدم

کســی چه مــ ی دانـــد 

کــه مـَــ ن هـــوش و حـواســـم را

  لابــه لای ِ تـَــه ریش ِ مـــردانـه ات

گـُــم کـرده امـ . !!

حامدم

کمـــــی دورتــر بـایست …

لطفـــــــــا ً !!

من دیــوانه تــر از آنــم …

کــه بی هــوا ،


در آغـوشت نگیــرم … !


حامدم

تینای عزیزم تولدت 1000000000000000000000000بار مبارک

سلام عزیز دلم...خیلی دلتنگتم...کاش میشد که میدیدمت..دلتنگ شیطنتاتم...یادته اون طوطیه که اقا گرونه برات خریده بود یادته اون روز چقدر اقا گرونه رو اذیت کردیم...چقدر خندیدیم...یادش بخیر...یاد اون شبایی که باهم تو یاهو حرف میزدیم بخیر....یادت چه قولهایی بهم دادی..اره منم قول دادم.من همیشه رو قولهام هستمو می مونم تحت هر شرایطی اما تا وقتی بهم ثابت بشه که اون ادمی که براش جونمو دارم می دم ارزششو نداره..تینا جونم تو اشتباه کردی اون ادمی که حاضر بودی قسم بخوری سرش که  دوسم  داره ..دوس داشتنش بهم ثابت شد که ارزش نداره که حتی تو یه مجلس نگاش کنم..به نظرم اون با من بازی کرد اون می دونست که من قبلا چه حالی داشتم همه اون کارها رو تکرار کرد.منم تا عمر دارم نمی بخشمش..اندازه یه ارزن دیگه برام ارزش نداره واگذارش کردم به خدا وحس میکنم تو هر مرحله از زندگیش هرچی سرش بیاد اه منه که پشت سرشه وامیدوارم تو همه اون لحظه ها من بیام تو ذهنش..خدارو شکر میکنم که  تو این شرایط که با کارهای اون داشتم نابود میشدم خدا حامدو بهم دادبا وجود حامد دیگه به اون فکر نمیکنم چون فهمیدم چقدر بی ارزش بود اون ارزش اون همه نگرانی و دلتنگی و اشک را نداشت..من مثل دختر خاله نیاز نشدم من با وجود حامد بازم دوسش داشتم اما اون خوش یه کاری کرد که ازش متفربشم ..همه چیزو به حامد گفتم اونم گفت واگذارش کنم به خدا..تورو خدا دیگه بهم نگو که دوسم داره..همه حرفاش دروغ بود...همه...حتی اگه پیشم بمیره هم باور نمیکنم..حاضرم برم جهنم اما نمی بخشمش...کاش که بودی تا باهات حرف میزدم نه درباره اون درباره خودمون...خیلی دلم برات تنگ شده...راستی به داداش سامانم سلام برسون..دلم برا همتون تنگ شده...امیدوارم هرسال که داری بزرگتر میشی به پاکیت اضافه بشه...عاشقتم...خیلی دوستت دارم...اجی جونم تولدت مبارک

نیاز عزیزم تولدت مبارک

 نیاز عزیزم گـیـــرم تـمـام دنـیـا بـگـویـنــد مـا مـال هــم نـیـسـتـیــم

مــابـه درد هـم نـمــیـخـوریـم

گـیـــرم بـرای زیـر یـک سـقـف رفـتـن

عـشـق ، آخـریـن مـعـیـار ایـن جـمـاعـت بــاشـد

گـیـرم دوسـت داشـتـن بـدون سـنـد حـرام بـاشـد

عـجـیـب بـاشـد

بـاور نـکـردنـی بـاشـد

گـیـــرم تـا آخـر عـمـر تـنـهـا بـمـانـم

گـیـــرم هــرگـز دسـتـانـت در دسـتـانـم قـفـل نـشـود

مـــــن امـا

گـیـــر ایـن گـیـــــرها نــیـسـتــم

من تــا ابـد ،گـیـر چــشـمـان تــوام

گیر دوســت داشتنت. . .

 


حامدم

آدم خوب قصه های من 

دلتنگت شده ام!!!

حجمش را میخواهی؟؟؟

خدارا تصور کن....

حامدم

دکتر ,
گوشی را رویِ سینه ام جابجا می کند :
نفسِ عمیق
عمیق تر
و می گوید :
حجمِ شش هایِ شما کم شده است .
من اما فقط ,
دلم برای تو تنگ شده است...

وقتی عقیده ، عقده خوانده می شود!

و نور چراغ در آب ،مهتاب تلقی!

و متانت زمین زیر برف یخ می زند!

آنوقت است که نان از یتیم خانه می دزدیم و می فهمیم

که "دزد" اشتباه چاپی "درد" است!

 

 
موهای یک زن خلق نشده

برای پوشانده شدن

یا برای باز شدن در باد

یا جلب نظر

یا برای به دنبال کشیدن نگاه

موهای یک زن خلق شده

برای عشقش

که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...

عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!

وقتي خدا مي خواست تو را بسازد

چه حال خوشي داشت،او اینها را برای تو افرید

چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم انهم فقط بخاطر این که تو انها را با تمام وجودت دوست داری.

دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم

یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟

بگی اره ..!!!

منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم

دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :

یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...
 
حامدم یه تار موی تو رو به دنیا دنیا ها نمیدم
 



همه‌ی آنهایی که مرا می‌شناسند

می‌دانند
چه آدم حسودی هستم ؛

و همه‌ی آنهایی که
تو را می‌شناسند ...

لعنت به همه آنهایی که تو را
می‌شناسند !  
 
|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

پــِتـرُس

سوراخِ تــَهِ کاسـهِ یِ صـَـبرمــ را بیــخیال شــو  !

گاهی از این
قهر کردن ها می ترسم

شاید در نیمه شبی
زمین بلرزد
...
و ...

 

روﺳﺮﯾﺖ را درﺳﺖ ﺑﺒﻨﺪ، ﻟﺒﺎس ھﺎﯾﺖ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ، آراﯾﺶ ﻧﮑﻦ، ﺣﺘﯽ اﮔﺮ راه دارد زﯾﺒﺎ ھﻢ ﻧﺒﺎش!
دﺧﺘﺮک... ﭘﻨﮫﺎن ﮐﻦ ﺧﻮﯾﺶ را دﺧﺘﺮک...
در داﻧﺸﮕﺎه ھﺰاران ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎر داری اﻣﺎ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﯾﮏ ﺷﺒﻨﺪ!
در ﺧﯿﺎﺑﺎن ھﺰاران راﻧﻨﺪه ﺷﺨﺼﯽ داری اﻣﺎ ﻣﻘﺼﺪ ھﻤﻪ ﻣﮑﺎن ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ و ﺑﺲ...!
ﮐﻤﯽ ﻧﮕﺎه ﮐﻦ در ﻣﯿﺎن دوﺳﺘﺎﻧﺖ ﺑﺮادرھﺎ داری، ﺑﺎور ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟!
روی ﺧﻮش ﻧﺸﺎن ﺑﺪه ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ اﯾﻦ ﺑﺮادرھﺎ ﭼﮕﻮﻧﻪ ھﻢ ﺧﻮاﺑﺖ ﺧﻮاھﻨﺪ ﺷﺪ! دﺧﺘﺮک...
روز ﺑﻪ روز ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯽ، آزرده ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ ﺷﻮی، ﮐﻤﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﻟﺮزه ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ!
از دﯾﺪ ﻣﺮدم اﯾﻨﺠﺎ...! زﺷﺖ ﺑﺎﺷﯽ ھﺮزه ای! اﮔﺮ زﯾﺒﺎ ﻓﺎﺣﺸﻪ!
اﮔﺮ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮﺧﻮرد ﮐﻨﯽ ﺧﺮاب! و اﮔﺮ ﺳﺮد ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻗﯿﻤﺘﺶ ﺑﺎﻻﺳﺖ!
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮد ﺑﺎﺷﯽ اﮔﺮ ﺑﺨﻮاھﯽ زن ﺑﺎﺷﯽ دﺧﺘﺮک... اﯾﻨﺠﺎ زن ﺑﻮدن دل ﺷﯿﺮ ﻣﯽ ﺧﻮاھد...
 

مخاطب خاص

 امروز معلم عشق گفت :

دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند !

مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند .

گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟

لبخند تلخی زد و گفت :

شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد …....!! *

دخـــترکــــ دلــــ شکستهــــ کنـــار پــنـــجــ ــ ــرهـ سیـگار میکشیـــد

دخترکـــ ـ ـ خستهـــ بود

آنقدر کــــ یادشـ ـ ـ رفتـ ـ  

 بـ ـعـ ـد آخرینـ ـ ـ پُـ کـ ـ سیگـــار را بــهـ پایینــــ پرتـ ـ ـ کنه

نهـ خودشـ ـ ـ را . . . .

بـا پـنـبـه ـ بـیـصـدا ـ مـی بـرد
سـرِ ایـن عـشـق را
"دوری هـای پـی در پـی"

" اردے بهشتــــ "


مـاهـ ِ عاشقانــ‌ه هـاے بے مقدمــ‌ه استــــ ،


حتـے اگـر تمـامـِ سال را عـاشقے کردهـ بـاشے  ...

 

كاش تو


دختركي قالي باف بودي


و من


قالي دست بافي


بـر سـر ِ دار ِ تــــــــو !

آنقدر خيالاتي شده ام


كه حتي


براي بوسيدنت


نيازي به لبهاي تو نيست !


 

تقديم به تمام كودكان سرطاني

با اينكه مي دانم


هيچ مويي


روي سرت نمانده


اما بازهم


براي تولدت شانه مي خرم.

بگذار در سکوت گوش خراش اتاقم دق مرگ شوم . . .

دیگر نمیخواهم نوار کاست های یادگاری ات را گوش دهم !

یک نوار خالی درون ضبط میگذارم و بغض احساسم را پر میکنم . . .

این شده است عادت روزهای دلتنگی ام : چنگ زدن به دل و روده احساسم !

نوار کاست

وقتی کنارم نیستی . . .

زندگی یک تکلیف بی معنیست !

نگاه کردن به کبوترها دیگر جذاب نیست . . .

آسمان یکدست،خاموش و ابریست !

وقتی کنارم نیستی

شــــــــک نکــــن ...!

" آینــــده ای " خواهـــم ساخت که ,

" گذشتــــه ام " جلویــــش زانـُــــــو بزنــــد ...!

قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم ...!

برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,

آنـــقـــدر خوشبــ♥ـخت می کنــــم کـــــه ,

به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به خودت " لعنـــت "بفـــرستـی...!*

make an animated gif

مخاطب خاصی که فراموشم کرده



مــن ،
بــه سـوخــتن ..
عـــــادت دارم !
کبــــریــت را ..
بـــــــــــنـداز ..
و بــــــــرو !
 
ifygxck0uctni119bhdy متن هاي كوتاه و زيباي عاشقانه همراه با عكسهايي رمانتيك

فوق العادس

دارد صدایت می زنم... بشنو صدایم را !!

بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را



داری کنار شوهرت از بغض می میری

شب ها که از درد تو می گیرم ... کجایم را



هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم شد

از ابتدا معلوم بودم ... انتهایم را !!



در هر خیابان گریه کردم ...گریه من را کرد

شاید ببیند شوهر تو ... اشک هایم را



هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو

مستی م از نوشابه ی مشکی ست یا از تو؟



دارم تلو ... دارم تلو ... از «نیستی» مستم

حالا «دکارت» مسخره ثابت کند هستم



بودم! ... بله! ... مثل جهانی از تصوّرها

بودم! ... بله! ... در رختخوابت ... توی خرخرها



بودم ... شبیه رفتنت هر صبح از پیشم

بودم ... شبیه مشت کوبیدن به آجرها



حالا منم! که پاک کرده ردّ پایم را

می کوبم از شب ها به تو ... سردردهایم را




بودم! کنار شوهری که عاشق زن بود

خاموش کردم برق را ... تکلیف روشن بود



خاموش ماندم از فشار بوسه بر لب هام

از چشم های بچّه ات ! که بچّه ی من بود



خاموش ماندم مثل یک محکوم به اعدام

خاموش ماندی توی گریه ... وقت رفتن بود



روشن شدم مثل چراغی آن ور ِ دیوار

سیگار با سیگار ... با سیگار با سیگار ...



می ریخت اشک و ریملت بر سینه ی لختم

با دست لرزانت برایش شام می پختم



روحت دو قسمت شد ... میان ما ترک خوردی

خوردی به لب هایم ... مرا نان و نمک خوردی



بوسیدمت ... بوسیدمت ... بوسیدمت از دور

هر شب کتک خوردی ... کتک خوردی ... کتک خوردی ...



راه فراری نیست از این خواب پیچاپیچ

از هیچ در رفتم برای گم شدن در هیچ



بالا بیاور آسمان را از خدا ... از من

مستی ت از نوشابه ی مشکی ست یا از من !!



دست مرا از دورهای دووور ... می گیری

داری تلو ... داری تلو ... از درد می میری



خاموش گریه می کنی بر سینه ی دیوار

با بغض روشن می کنی ... سیگار با سیگار ...



باید بخوابی توی آغوشی که مجبوری

داری تنت را داخل حمّام می شوری



با گریه ... با خون ... با صدای شوهرت در تخت

کز می کند کنج خودش این سایه ی بدبخت



من باختم... اما کسی جز ما نخواهد برد

بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد



جای مرا خالی بکن وقت ِ هماغوشی

از بچّه ای که سقط کردی ... در فراموشی



از شوهرت ... از هر نفس ... از سردی لب هات

جای مرا خالی بکن در گوشه ی شب هات



بیدار شو از خرخرش در اوج تنهایی

و گریه کن با یاد من وقت خودا.رضایی



حس کن مرا ... که دست برده داخل گیست

حس کن مرا ... بر لکه های بالش خیست



حس کن مرا در «دوستت دارم» در ِ گوشت

حس کن مرا در شیطنت هایم ... در آغوشت



حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام

حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو تنهام



حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم

بگذار تا دنیا بداند «هستی» و «هستم»

قط باش...

همین که هستی کافیست...!

دور از من...!

بدون من...!

چه فرقی میکند؟؟؟

گل میخری!!!خوب است!!!

برای من نیست؟!

نباشد!!!

همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست...

دلخوشم به این حماقت شیرین...