درآمدعملیاتی[1]
درآمد
عملیاتی عبارت است از افزایش حقوق صاحبان سرمایه، بجز موارد مرتبط با آورده مالکان
سرمایه که از فعالیتهای اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده باشد. به بیان ساده تر
درآمد عملیاتی همان ماحصل فعالیت اصلی واحد تجاری است که هدف شرکت را تشکیل می دهد
و عمدتا از موارد زیر بدست می آید:
1-
فروش كالا[2]
2- ارائـه خدمات
3- استفاده دیگران از داراییهای واحد تجاری[3]، شامل سود تضمین شده، درآمد حق
امتیاز و سود سهام.
شناخت درآمد[4]
شناخت
درآمد و هزينه اغلب درنتيجه شناسایی تغييرات در داراییها و بدهیها صورت ميگيرد.
بنابراین شناخت درآمد متضمن ملاحظه اين امر است كه آيا شواهد كافي مبني بر
وقوع يک افزايش در خالص داراييها(يعني حقوق صاحبان سرمايه) قبل از پايان
دوره وجود دارد يا خير؟ اندازهگیری و زمانبندی درآمدعملیاتی (شناخت درآمد) اصلیترین
مبحث در زمینه درآمد عملياتي است که در برخی متون به آن تحقق درآمد[5] نیز گفته میشود. تحقق یک
مفهوم انتزاعی است که تعیین می کند درآمد در چه زمانی باید شناسایی شده و در دفاتر
ثبت شود. با استناد به مفهوم تحقق، از دیدگاه نظری درآمد عملياتي زماني شناسايي
ميشود كه شواهد كافي مبني بر زمان و مبلغ ورود يك جريان منافع اقتصادي به
درون واحد تجاري محتمل باشد.(فرایند کسب سود[6] کامل شده باشد)[7] و مبلغ اين منافع را بتوان
بهگونهاي اتكاپذير اندازهگيري كرد. در این صورت درآمد عملياتي بايد به ارزش منصفانه مابهازاي
دريافتي يا دريافتني با احتساب تخفيفات تجاري و خالص از هرگونه اضافه دریافتی
بابت درآمد تامین مالی اندازهگيري شود.[8] البته مابه ازاي دريافتي
قبل از انجام كار منجر به شناخت درآمد نميگردد زيرا تا زماني كه كار انجام
نشود، افزايش در داراييها ناشي از پيشدريافت با افزايشي مساوي در بدهيها خنثي
ميگردد. بهطور مثال، حق اشتراك سالانه يک مجله ماهانه كه در آغاز دوره
اشتراك دريافت ميشود تا زماني كه مجله توليد و ارسال نشود (يعني تا زماني
كه واحد تجاري يک بدهي به شكل تعهد ايفا نشده مبنيبر تحويل مجله يا برگشت
وجه دريافتي دارد)، به عنوان درآمد شناسايي نميشود.
مشکل
اصلی تعریف بالا این است که مصداق عملی برای مقطع شناخت درآمد بیان نکرده است. از
این روی در عمل حسابداران از چهار مقطع زمانی مختلف به شرح زیر برای زمان شناخت
درآمد استفاده میکنند:[9]
1-
شناسایی درآمد در خلال تولید[10] (مانند شناسایی درآمد
پیمانکاری یا درآمد اجاره)
2-
شناسایی درآمد در خاتمه تولید[11] ( مانند درآمد محصولات تضمین شده کشاورزی یا
فلزات گرانبها)
3-
شناسایی درآمد در مقطع فروش[12] ( معمول ترین زمان شناسایی
درآمد)
4-
شناسایی درآمد بعد از فروش[13] (مانند فروش اقساطی یا فروش
با حق استرداد)
فروش كالا
درآمد عملياتي حاصل
از فروش كالا بايد زماني شناسايي شود كه كليه
شرايط زير تحقق يافته باشد:
الف. واحد تجاري
مخاطرات و مزاياي عمده مالكيت كالاي مورد معامله را به خريدار منتقل كرده
باشد،
ب. واحد تجاري هيچ
دخالت مديريتي مستمر درحدي كه معمولاً با مالكيت همراه است يا كنترل مؤثري
نسبت به كالاي فروش رفته اعمال نكند،
ج. مبلغ درآمد
عملياتي را بتوان به گونهاي اتكاپذير اندازهگيري كرد،
د. جريان منافع
اقتصادي مرتبط با معامله فروش به درون واحد تجاري محتمل باشد[14]، و
ﻫ. مخارجي را كه درارتباط
با كالاي فروش رفته تحمل شده يا خواهد شد بتوان به گونهاي
اتكاپذير اندازهگيري كرد.
ارائـه خدمات
هرگاه ماحصل معاملهاي را
كه متضمن ارائـه خدمات است بتوان بهگونهاي اتكاپذير براورد كرد، درآمد
عملياتي مربوط بايد با توجه به ميزان تكميل آن معامله شناسايي شود[15]. ماحصل معامله، زماني بهگونهاي
اتكاپذير قابل برآورد است كه همه شرايط زير احراز شده باشد:
الف.
جريان منافع اقتصادي مرتبط با معامله به درون واحد تجاري محتمل باشد،
ب. مبلغ
درآمد عملياتي را بتوان به گونهاي اتكاپذير اندازهگيري كرد،
ج.
ميزان تكميل معامله به گونهاي اتكاپذير قابل اندازهگيري باشد، و
د. مخارجی
كه در ارتباط با ارائـه خدمات تحمل شده يا خواهد شد، بهگونهاي اتكاءپذير
قابل اندازهگيري باشد .
نکته: عملیاتی بودن یا نبودن یک فعالیت واحد تجاری
به ماهیت ذاتی آن فعالیت بستگی ندارد بلکه صرفا به حوزه فعالیت شرکت مرتبط می شود.
مثلاً درآمد اجاره املاک برای شرکت تولید کننده محصولات غذایی جزء حوزه فعالیت
اصلی و هدف فعالیت شرکت نیست. اما برای شرکتی که در زمینه املاک فعالیت دارد و
درآمدهای آن از طریق فروش یا اجاره املاک تأمین می شود، جزء درآمدهای عملیاتی محسوب
می شود. و یا سودو زیان ناشی از سرمایه
گذاری در سهام سایر شرکتها برای شرکت تولید کننده مبلمان یک فعالیت فرعی (غیر
عملیاتی) محسوب می شود اما همین فعالیت برای شرکت سرمایه گذاری که به امر سرمایه
گذاری در اوراق بهادار مشغول است یک فعالیت اصلی و عملیاتی محسوب می شود. معمولاً رقم
درآمدهای عملیاتی در صورت سودوزیان بصورت کلی نوشته می شود و جزئیات درآمدهای
عملیاتی و همچنین طبقه بندی آن براساس صنایع یا مناطق جغرافیایی در یادداشتهای
توضیحی افشا می شود.
[2]
شامل كالاي توليد شده توسط واحد تجاري براي فروش و همچنين كالاي خريداري
شده جهت فروش مجدد از قبيل كالاي خريداري شده توسط يك واحد بازرگاني يا
زمين و ساير املاك نگهداري شده براي فروش مجدد است
[3] درآمد ناشی از استفاده دیگران تنها در
صورتی به عنوان درامد عملیاتی تلقی می شود که ناشی از فعالیتهای اصلی و مستمر واحد
تجاری باشد.
[7] فرایند کسب درآمد باید کامل شده باشد، به این
معناست که واحد تجاری باید تقریبا تمام آنچه را که طی آن مستحق دریافت منافع درامد
باشد انجام داده باشد.
[8] درآمد باید در دورهای شناسایی شود که در
آن دوره فعالیتهای اصلی لازم برای تولید و تحویل کالاها یا خدمات انجام شده است.(ARS3- AICPA
)
[9] جهت آشنایی بیشتر با مقاطع مختلف شناسایی
درآمد به استاندارد شماره 3 حسابداری ایران یا بیانیه مفهومی شماره 5 هیات استانداردهای
حسابداری مالی آمریکا مراجعه کنید.
[10] Revenue recognition during production
[11] Revenue recognition at the completion of production
[12] Revenue recognition at the time of sale
[13] Revenue recognition after the
sale
[14] براي شناخت درآمد
عملياتي، محتمل بودن جريان منافع اقتصادي مرتبط با معامله به درون واحد
تجاري شرط اساسي است. در برخي موارد، تا زمان دريافت مابهازا يا رفع
ابهام در اين زمينه، ممكن است جريان ورودي منافع اقتصادي محتمل نباشد.
براي مثال، هرگاه خروج مبالغ مابهازاي حاصل از فروش در يك كشور خارجي
منوط به صدور مجوز دولت آن كشور باشد، در مورد جريان ورودي منافع اقتصادي
مرتبط با فروش مذكور ابهام وجود دارد، لذا تنها پس از صدور مجوز خروج وجوه،
ابهام برطرف و درآمد عملياتي شناسايي ميشود. با اين حال، هرگاه در مورد
قابليت وصول بخشي از درآمد عملياتي شناسايي شده قبلي ابهام به وجود آيد،
مبلغ غيرقابل وصول يا مبلغي كه بازيافت آن غير محتمل است، به جاي اينكه
به عنوانتعديل درآمد عملياتي شناسايي شده قبلي به حساب گرفته شود، به حساب
هزينه منظور ميگردد.
[15] هرگاه ماحصل
معاملهاي را كه متضمن ارائـه خدمات است نتوان به گونهاي اتكاپذير
براورد كرد، درآمد عملياتي را بايد تنها تا ميزان مخارج تحملشده قابل
بازيافت مورد شناخت قرار داد.(روش سود صفر)