دلم تو را می خواهد !
حوصله نوشتن هم ندارم !
این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن …
دلم تــــــــو را می خواهد ... !

دلم تــــــــو را می خواهد ... !

عاشقانه اش نکن !
من او او ما نشدیم........

چون “تـو”، “من” نیستی!
پس لطفا قضآوتم نکن…


بــــغض هــــایش را زنــــده بــــه گــــور مــــی کــــند...

شوخــــــــــــــــی هایت تنــــــــــــــــگ شده...![]()
دختر بودن تاوان دارد
عاشق میشوی.....
از روی عشق نه هوس
تنت را به او میسپاری
پس از مدتی میرود
آن زمان تو هرزه ای !
و او فقط کمی جوانی کرده...
کاش میشد از بعضی لحظه ها عکس یادگاری گرفت!
لحظه هایی که با کسی هستی که دوس داری![]()
![]()
و شاید آخرین لحظه هاست .......

برای تــــــو
برای چشم هایــت
برای مـــن
برای درد هایـــم
برای مـــا
برای این همه تنـــهایی
ای کــــاش خدا کاری کـــند ..
دلـــــم برای صدایـــی تنـگ شـده اسـت
که هـر شــب قبـل از خواب گــوش هــایم را نـوازشـــ مـیکرد ...
دلـــــم برای آن نـگــاه هــایی تنـگ اسـت
که وقتــی بـه مـن مـینـگریـــست تا عـمـق وجودم را به آتــش میــکشیــد ...
دلـــــم برایـت تنـگـ شـده اســت همــه کســِ مـن ...

اگر بیـــایی
این خـــون ِ دل ،خــوردنـــها را
تـــلافی نمیـــکنم
آنقـــــدر عاشــــقت میکنـــــم
که دیــگر نتــــوانـــی
هــــرگــز بــــروی…


یادت باشد
دلت که شکست.
تلافی نکن ، فریاد نزن ..
حواست باشد ؛
دل شکسته ، گوشههایش تیز است.
مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به تلافی،
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود…
مبادا فراموش کنی…
