هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه

بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . . .

چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم


گـــاهـے آرام . . .



گـــاهـے بــارانـے . . .



چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو!!!!

همیشه اونی که می تونه آرومت کنه


داغونت می کنه.......!!!


....

"حوا" نام تمام زنانِ سرزمین من است


زنانی که هر صبح



به امید ذره ای عشق بیدار میشوند



وشب



با نا امیدی


امیدِ نا امید مانده را به خاک میسپارند



و فرو میدهند



بغض های بی صدای شبانه شان را



در بسترِ خیسِ اشک های هر شبه



از هرزگی های



ذهنِ بیمار مردی که



"آدم" نام گرفته.....

اعتماد مثل كاغــذِ که اگه مچاله شد ،
 
هر چقدر هم صافــش كنى مــحاله به حالت اولــش برگرده
 
 

واحد سنجش دلتنگی چی میتونه باشه؟
 
نگاه به موبایل بر ثانیه
 
یا پك به سیگار
 
زانو های بغل كرده
یا نگاه به عكس پر از خاطره !
 
 

خدایا مرا ببخش

از اینکه

همیشه از تو می خواهم

اما تو رانمیخواهم

 

چه ساده فرو میریزد .......

 

همه ی یک ذهنیت....!!

 

حتی با یک "منظوری نداشتم" ..!!!!

"دلنوشته"

افسوس...!

 

نمی دانم  برایت چه بودم...

 

بــــازیچــه....یــا عروســـک...؟؟؟؟؟؟

 

امــــا صــــد افســـوس کـــه بـــرای من  تمــــام زنـــدگــــیم بـــودی و بــــس..........

 

پیشانیت ز داغ گناهــــی

 سیـــــــاه...

 

بهـــتـــــر ز داغ مهــــر نمـــاز از

 ســـر ریا....

 

(دلنوشته)

من آدمم..

امــــــــــا...

همدردتم مترســـک..!!

حسرت اين را داشتم که کسي ديوانه وارعاشقم باشد..

امـــــــــا...

هرگـــزنشد!!!

ی روزایی،ی شبایی،

به ی آدمای خاصی خیلی احتیاج داری،

گوشیتو برمیداری شمارشو بگیری،

اما میدونی بی فایدس،

اینقدر دلگیر و دلتنگی که یهو به خودت میای میبینی

خیره شدی به ی صفحه خالی بی جواب،

اشکات سرازیر شدن،

بعد با خودت فقط ی جمله میگی،

اون همه دوست داشتن آخرش چرا اینطوری شد...

 

گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن!

به رفتن که فکر میکنی;

اتفاقی می افتد که منصرف می شوی...

می خواهی بمانی،

رفتاری می بینی که انگار باید بروی!

این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است...!!!

شبی باران...

شبی آتش...

شبی آیینه دلتنگم...

شبی با مرگ می جنگم

تو آتش میشوی بر خرمن احساس تنهاییم

تو را با هر نفس می بویم .....امـــــــــــا

بــــــــــــــــاز دلــــــتـــــنـــگــــم

کسی که با شخصیتش حرفی برای گفتن داشته

باشه

از تنش برای جلب توجه استفاده نمی

کنه...

زندگی به زیبایی همین مداد رنگی هاست...

می تونی از شادترین رنگ ها شروع کنی


نگاه مهربونت و صورتی کن


به خاطرات قشنگت، رنگ نارنجی بزن


با رنگ آبی، آسمون دلت و رنگ آمیزی کن


با رنگ زرد،قلب مهربونت و طلایی و درخشان کن


با رنگ قرمز، حرارت بیشتری به دوستیمون بده


مهربونم! حالا دوست داری امروز و با کدوم رنگ شروع کنی؟

دختری نباش که به مردی نیاز داره...

دختری باش که مردی به اون نیاز داره...

این دو با هم خیلی متفاوتند

قصه ی عشق


می دونستید بر طبق قانون اگه 1 مرد با 1 زن تصادف کنه و منجر به

نقض

عضو او بشه باید با او ازدواج کنه؟


فقط هول نشید.........

خیابون پر ماشینه..

این ماشین نشد ماشین بعدی.......

به امید موفقیت

امشب دوباره غرق در تمنای نگاهت
سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم
امشب دوباره تو را گم کرده ام
میان آشفته بازار افکار مبهمم
توی کوچه های بی عبور پاییزی
دستان گرمت را...نگاه مهربانت را...شانه های بی انتهایت را منتظر نشسته ام

درد و دل یک دختر

پیاده از کنارت گذشتم گفتی: چندی خوشگله؟

سواره از کنارت گذشتم گفتی: برو پشت ماشین لباسشویی بشین...

در صف نان نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیر باران منتظر تاکسی بودم مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

عاشق که شدی مرا ب زنجیر انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن گفتی بچه مال مادراست

وقتی خواستی طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر است