درد می آید
تمام مرا از آن خود خواهد کرد
غم
زانوانم را
اشک
چشمانم را
و تنها یاد تو
حجم سبزیست که آرامم میکند
حتی در خوابهایی که تعبیرشان را نمیدانم...
درد می آید
تمام مرا از آن خود خواهد کرد
غم
زانوانم را
اشک
چشمانم را
و تنها یاد تو
حجم سبزیست که آرامم میکند
حتی در خوابهایی که تعبیرشان را نمیدانم...
آیینه تمام قد
روبه رویم نشسته
دهن کجی میکند
به تصویر زنی
که باد در دامنش تاب میخورد
و موهایش
اسبی است که می تازد
آسمان گرفته ی مردی
با سیگاری تلخ
که پوک میزند مدام لبهایش را...
وقتی کسی اینگونه دوستت دارد...
همیشه نباید خوب بود
نباید لبخند زد
نباید امید داد...
گاهی لازم است
لبخندت را جیره بندی کنی
خوبی را برای روز مبادا
در جایی ...
بانکی ...
ودیعه بگذاری...
امید که بدهی
میپرد آن خیالی که پرواز نمیداند...
.............................
میان تردیدهایم
وسوسه هایم
دلشوره های همیشگی
کاش میشد میان عروسک هایم پیدایت کنم
یا در دفتری قدیمی...
کاش ساعت مقرری حکومت نظامی اعلام میکردی...
نگران که میشدم
شهر را بهم میریختی
تا نبض دلشوره هایم رابدست بگیری...
میان تردیدهایم
وسوسه هایم
دلشوره های همیشگی
یا دفتری قدیمی
خطی بودی کاش
که پاک شدن در تقدیرت پرسه میزد...
سربازی شوم
برایت پا بچسبانم
*
کودکانه هایم را در کوچه جا گذاشته ام
و در اتاق خانمان
به دنبال مادرانه ای کوچک میگردم
*
مشتی لبخند در جیب هایم ریخت
پول هایم عاشق شدند
*
از ترس رفتنت
چشمهایم
مبتلا به شب ادراریست
*
گاهی نانوا می شوم
و هر نوبت
خمیرهای زیادی
از داغ نبودنت
سیاه پوش می شوند
دلم لرزید
چیزی شبیه مورموری
در من فرو افتاد.
میبرم
دلی را که به زوربسته بودم.
بند دلت شدم
که دلبندم شوی
رخت های دلتنگیت را آویزانم کن...
از تو میپرسم حالم را
آیینه باش و دروغ به صورتم بپاش
هیچ چاقویی قاچ نخواهد کرد
هندوانه هایی که زیر بغلم گذاشتی
12 ساعت
از
12ماه
دنبال نبودنت
من ولنگه کفشی که پای دلم را میزد.
بغضی که زیر پیراهنم جاخوش کرده
گیج میچرخد در اتاق
احساس خوب بودنت
من
بدون تو درآیینه چندین وچندتا میشوم
گاهی میخندم
گاهی مضطربم
و گاه میخزد زیر پوستم شیطنت های هجده سالگی ام
با لبخندی به طعم آلبالو
وعصر حیاط خانه ی مادربزرگ...
این راسته از بازار
چندبار دورم زده بود
وکفش هایش پایم را چندین بار امتحان
بازهم نه
نه
نه
کفش هایی که پایم را زار میزد
ومن
خسته تر از دیروز
واین بازار
که چند بار دورم زده بود...
"هوایم
هوای دختر بچه ای است
با موهای سیاه و بهم ریخته
گم شده درچشمانش جنگلی پر از تشویش
و دستهایش کثیف تر از ...
ازهوای من بگذریم
هوای تو؟؟؟
هواشناسی مقدرکرد آسمان نگاهت ابر
در بیست وچهار ساعت آینده
باران را
وباد
که موهایت را آشفته تر از همیشه..."