میکروسکوپ الکترونی


5750068885_20d64c9538.jpg?1312368769
این تصویر آسمان و صخره های سنگی زیبا نیست. بلکه عکسی است که توسط یک میکروسکوپ الکترونی از ترک های روی یک فلز هنگام خم شدن گرفته شده است. ‏ ‏ این تصویر برنده مسابقه FEIدر بهترین تصویر میکروسکپی سال ۲۰۱۱ شده است.

5679999618_8ca21ea26d.jpg
این یکی رتبه دوم مسابقه را از آن خود کرده از آلوئول های درون ریه انسان تهیه شده و گلبول های قرمز را در حال تبادل اکسیژن در عروق خونی نشان می دهد. ‏

5886650891_d0eb4fdd32.jpg
تصویر یک «مایت» که برنده رتبه سوم شده است. «مایت»‌ موجودی میکروسکپی است که به وفور در خانه ها و به خصوص در فرش و گرد و خاک پیدا می شود. این موجودات کوچک یکی از عوامل اصلی به وجود آورنده انواع آلرژی ها، اگزما و آسم به حساب می آیند. ‏ ‏ حالا که تصویرشان را هم دیدیم کاملا مشخص است که از چنین ابهتی این کارها به خوبی بر می آید!

برزخ بین دو دریا

چند شب پیش که داشتم قران می خونم (ریا نباشه)با ایه ای در سوره ی الرحمن رو به رو شدم که معنایش مرا به فکر برد...

چند روز بعد این میل را دریافت کردم ...


در شهر توریستی اسکاگن با این زیبایی رو می شوید، این شمالی ترین شهر دانمارکی ها می باشد..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا به وجود می آید.

و این همان چیزی است که در قرآن آمده است

سورة مباركه  الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22) 
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.
سوره مباركه فرقان آیه 53:
« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
 و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آندو حريمي استوار قرار داد.
  سوره مباركه فاطر آيه 12:
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
 اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
  سوره مباركه نمل آيه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آيا شريكانى كه مى‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى‏دانند.

again start

بعد از یک تاخیر  چند ماهه می خواهم دوباره شروع کنم....

حمایت و بازدید شما را می طلبم...

التماس دعا

روایت حسن عباسی از یک دین جدید!

 دوستان حتما این متن را کامل بخوانید ، ضرر نمی کنید!!

شیوه ی زندگی جدیدی که چند وقت دیگر ما را درگیر خود می کند پس چه بهتر که قبل از درگیری آگاه باشیم.

متن سخنرانی دکتر عباسی در مورد secend life:


برای اینکه مخاطرات مسئله زندگی دوم کاهش پیدا کند و حتی تبدیل به فرصت شود، از خود نفس انسان که  در معرض این قضیه است و بهتر این موضوع را ادراک می کند و می فهمد می توان کمک گرفت و ابعاد بنیادین این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد. 

برای این منظور هر چند که در social network ساختار شبکه های اجتماعی امروز و تمدن 500 میلیون نفری فیس بوک امید است که با در نظر گرفتن قاره اروپا از نظر جمعیت آرام آرام به قاره آسیا وارد شود و اما موضوعseco
nd life یا زندگی دوم اهمیت، حساسیت و مسائل ویژه خاص خودش را ایجاد کرده که ما در بعضی از طبقه های اجتماعی ابعادش را می بینیم.


بیشتر مطالبی که بیان می کنم ناظر به چارچوب های خود تحلیل گران غربی در مورد esecond life است. اگر رصد فرهنگی و جریان شناسی فرهنگی کنیم امروز یکی از مهمترین نکات، موضوع زندگی دوم است و برای اینکه این موضوع در آینده به چالش جدی زندگی ما تبدیل نشود از همین امروز که هنوز ما با آن خیلی درگیر نشده ایم باید چاره ای اندیشید. لذا این جلسات در این دوره ها جلسات مقدماتی است و ان شاالله به سمتی برود که در فضای دانشگاه ها به طور عمیق تر و تخصصی تر به این موضوع پرداخته شود.

سوال اینجاست که با این پدیده چه باید کرد؟ در سال 1979 و 1980 و همزمان با وقوع انقلاب اسلامی نویسنده کتاب موج سوم گفته بود که در آینده کلبه الکترونیک شکل خواهد گرفت و بعدا این جمله را تحت عنوان کلبه دیجیتالی کامل کرد. امروز کلبه دیجیتالی محقق شده و شما می دانید که هرکس که بوسیله کامپیوتر شخصی خودش می تواند به جامعه تمدنی دیجیتالی در فضای سایبر متصل شود و آن دوره ای که پیش بینی شده بود عملا محقق شده است. 

ادامه نوشته

جدايي نادر از سيمين

 

خلاصه فيلم 

سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر (پیمان معادی) نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند.این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند اما دادگاه درخواستش را رد می کند و مجبور می شود به خانه پدرش برگردد. ترمه تصمیم می گیرد پیش پدرش نادر بماند به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد.نادر نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است. یک روز نادر به خانه برمی گردد و پدرش را در حالی که طناب پیچ شده و تنها رها شده می بیند. وقتی‌ راضیه به خانه بر میگردد دعوای شدیدی در می‌گیرد که عواقب تراژیک آن نه تنها زندگی‌ نادر را زیر و رو می‌کند بلکه تصویر دخترش از او را دستخوش تغییر می کند.

و اما بررسي ان:

موضوعي كه بيشتر از همه ذهن من را درگير خود كرد مسئله دروغ گفتن بود...

در اين فيلم گويا سعي شده بود  دروغ گفتن از زبان نادر يا در واقع قشر مرفه جامعه كم اهميت جلوه نمايد و در قبال ان تند خويي  و خشم حجت كه همان قشر محروم و اسيب ديده ي جامعه است پر رنگ...

در اين فيلم هم مثل بسياري از دگر فيلم ها قشر محروم و مذهبي افرادي خشن و بي فرهنگ به نمايش در امدند ...

ايا همه ي افراد اين قشر به همين صورت هستند؟

چرا بايد در سينماي ايران همواره افراد مذهبي اين گونه باشند و يا در هر حال اين دسته افراد يك جاي كارشان ايراد داشته باشد و باعث شود جلوه ي مذهب در ذهن افراد تخريب شود؟؟!!

فيلم هاي هاليوودي كم نبود ؟ ايا ما بايد از داخل  و از طريق خودمانهم  به مذهبمان ضربه برنيم !

 

در اين جا هم افراد به اصطلاح مدرن قصد مهاجرت به خارج از كشور را دارند زيرا شرايط براي پيشرفت را مهيا تر مي بينند ...

پس كي و در چه زماني ما با فيلم هايمان مردم را ترقيب مي كنيم كه در وطن خود بمانند و باعث پيشرفت خود و كشورشان شوند ؟

ايا زمان ان فرا نرسيده كه تغيير اساسي در سينما ي ايران ايجاد شود؟؟

2012

دانشمندی هندی در سال 2009 متوجه تششعات بزرگ خورشید به سمت زمین می شود که در نهایت باعث زلزله های پی در پی و بالا امدن سطح اب دریاها می شود که نهایتا باعث نابودی ساکنان زمین در سال 2012 می شود.

او موضوع را به کاخ سفید می گوید و انها تصمیم می گیرند که 400 نفر از انسان های برگزیده را انتخاب کنند(افرادی از بزخی از کشورهای جهان،اثار فرهنگی و چند جفت از حیوانات)، کشتی ای در منطقه ی بلندی در چین ساخته و در ان ساکن شوند.

در این میان یک رمان نویس ناموفق امریکایی به نام جکسن که شغل دوم ان رانندگی یک سرمایه دار روس است از ماجرا مطلع می شود ، و با پشت سر گذاشتن اتفاقا سهمگین متعدد همسر و دو فرزندش را به ان کشتی می رساند.

کشتی دچار ابگرفتکی شده و جکسن می تواند با پسرش نواه(نوح)نقص فنی دریچه ی کشتی را در اخرین لحظه برطرف کندو ساکنان کشتی را از مرگ حتمی نجات دهد.

یک سال و یک ماه و 27 روز بعد مسافران به خشکی های افریقای جدید رسیده و در عرشه به دنیای جدید می نگردند.

 

این فیلم از داستان حضرت نوح الگو گیری شده است ولی با تفاوتهای زیاد.حضرت نوح انسانهایی را به کشتی راه داد که به خدا ایمان داشتند ولی در این فیلم از ایمان خبری نیست بلکه کشور های خاص و که در واقع امریکا و طرفداران ان هستند انتخاب می شوند.افرادی که یا سیاست مدار هستند یا درجه علمی دارد.و جکسن نیز به صورت اتفاقی متوجه شده و وارد کشتی می شودان هم با کمک یک خانواده تبتی.

 

از اسم پسر جکسن نیز می توان متوجه شد که از داستان نوح الگو گرفته و در انتها نیز نوح است که انها را از غرق شدن نجات می دهد.

 

این فیلم دیگر فیلمی است که به نابودی زمین و دوباره زنده شدن ان اشاره می کند ولی مجددا از ایمان به خدا اثری نیست ،

که این سبب می شود که با دیدن این فیلمها انسان به این نکته بیندیشد که ایمان دیگر مطرح نیست و تو باید یا سیاست مدار یا یک انسان علمی یا در واقع یک انسان موفق و برتر باشی تا نجات یابی حال این موفقیت به هر نحوی می خواهد به دست اید با ایمان یا بدون ایمان!

بوی ماه بهمن

شعار های ان زمان

" مرگ بر این سلطنت پهلوی"

" توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد"          "شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد"

" ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است"         " لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است"

" مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است!"  " گول نخورید نهضت ما اساسی است"

" نظام شاهنشاهی نابود باید گردد"

" زندگی مصرفی معادل بردگی است"

 " نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست"

" شاه باید برگردد"    " اعدام باید گردد"

" مرگ بر این سلطنت پر فریب"

" مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند"

- "الله اکبر"

- "لا اله الا الله"

-" یا حسین!"

- "حسین جان، حسین جان!"       "راهت ادامه دارد"

- "نهضت ما حسینیه"         "رهبر ما خمینیه"

 

لبیک

اربعین حسینی تسلیت و التماس دعا

بمب خنده

مجموعه جدید مهران مدیری مجموعه ایست که این چند وقت در محفلی در مورد ان صحبت می شود.

این مجموعه مضرات ماهواره را خوب به تصویر کشیده است ولی ای کاش خیلی از موارد ان را با وضوح و به این مستهجنی نمایش نمی دادند!

چه لزومی داشت که رقص کاملا ماهرانه را نمایش دهند؟؟ همگی ما می دانیم که شبکه های ماهواره پر است از این حرکات ، اگر هم نمایش نمی دادند یا حداقل شطرنجی هم می کردند مردم متوجه مسئله می شدند .

چه را باید از ارایش های غلیظ استفاده شود حتی اگر طرف مرد باشد؟

ای کاش این قدر از کلمات ناسزا  استفاده نمی کردند و یا حداقل با سانسور صوتی همراه بود تا مردم خود متوجه شوند که به علت رکیک بودند قابلیت پخش ندارد.

کاش اهنگ های ساسی مانکن با این وضوح پخش نمی شد، به این سادگی مسائل جنسیتی و موارد مربوط به ان گفته و مطرح نمی شد.

و اما نحوه اتمام ان ...

ایا این افراد که از پشت تلویزیون بلند شدند و اعلام اعتراض به ماهواره داشتند دیگر به سراغ ان نمی ایند؟؟

بیشتر خانواده ها شاید در دفعه ی اول خوششان نیاید ولی می توان مطمئن بود که بعد از مدتی به ان عادت کرده و برایشان عادی می شود وخیلی ساده از ان الگو گیری می کنند بدون ان که خود متوجه ان بشوند...

اقای مدیری شما که توانایی های بالایی داشتید چرا برای پایان ان بهتر از این کار نکردید؟

چرا این قدر راحت انواع رقص ها و موارد دیگر که بیان شد را به مرحله نمایش گذاشتید ؟انتظار نمی رفت ...

(البته قسمت دهم قهوه تلخ نیز از این موارد داشت که از ان لحظه بود که محبوبیت ایشان لکه دار شد و شاید ذهن ها به این سوی سوق پیدا کرد که شاید دلیل عدم پخش از صدا و سیما این صحنه ها می تواند باشد.)

اگر به این صورت پیش بروند و از این دسته فیلم ها بسازند می توانند به راحتی محبوبیت خود را در بین مردم از دست دهند و با اعتراضات مردم روبه روشوند.

به نظر من این مجموعه بجای این که خنده دار ترین کار اقای مدیری باشد دردناک ترین و گریه دار ترین طنز بود....

Wall . E

در کارتون هایی که برای کودکان نیز ساخته می شود می توان کارتون هایی را دید که با اندیشه و با محتوای خاص برای کودکان ساخته می شود . این کارتون به نظر من از این دسته کارتون ها می باشد.

در این کارتون رباتی به نام والی در کره ی زمین وجود دارد که وظیفه ی از بین بردن زباله های زمین را دارد ، زمین در صحنه هایی که نشان می دهد پر از زباله بوده و هیچ گیاه و جانداری وجود نداردو به قول معروف پرنده ای پر نمی زند.

بعد از مدتی نشان می دهد که رباتی دیگر به نام ایو از خارج از کره ی زمین وارد این کره می شود که نشانی از موجودات زنده پیدا کند،انسان ها بعد از این که این کره را از بین بردند به کره ای دیگر رفته اند و این رباط را فرستاده اند تا از اوضاع زمین مطلع شوند.

این رباط در کنار روابط عاطفی که والی با او بر قرار می کند برگی را پیدا کرده و با والی به کره جدید انسان ها می روند تا برگ و وجود موجود زنده را به انسان ها خبر دهند،در انجا اتفاقاتی صورت گرفته و در نهایت انسان ها به زمین بر می گردند.

 

در ذهن کودکان نیز می خواهند این موضوع را جا بیندازند که یک روز زمین از بین می رود و پر از زباله های صنعتی می شود و در نهایت مجددا زمین از نو زنده می شوند و انسان ها نیز به خود امده و در زمین زنده شده شروع به زندگی می کنند .

 

مورد دیگر این کارتون روابط عاطفی و عاشقانه ایست که بین دو رباط وجود دارد،والی با دیدن یک فیلم در اتاقش این روابط را یاد گرفته و با دیدن ایو دوست دارد این روابط را با او داشته باشد،علاوه بر اینکه این روابط را به کودکان یاد می دهد کودک را متمایل به دیدن این فیلم های عاطفی نیز می کند.

 

نابودی زمین و از نو زنده شدن آن در کارتونها نیز نفوذ کرده است، این باعث می شود کودک از ابتدا در ذهنش باشد که هر چه قدر هم که زمین را الوده کند یا خود را درگیر صنعت غلط یا به عبارت ما در گیر گناه شود  ایرادی ندارد چون دوباره زمین زنده شده و می توان جبران کرد.یعنی تا می توانید گناه کنید جا برای جبران است!مثل تمام فیلم های دیگر آخرالزمانی هالیوود!

رمز "یا حسین"

 

View Image

عصیان گری از اول خلقت شروع شد

آدم که توبه کرد نبوت شروع شد

شیطان قسم به عزت پروردگار خورد

هابیل کشته شد که مصیبت شروع شد

تاریخ  این حکایت دنباله دار ما

در خواب غار بود و مصیبت شروع شد

جای امام را به خلیفه سپرده اند

مولا علی، نماز جماعت شروع شد

قرعه فقط به نام امام زمان نبود

بعد از غدیر دوره غیبت شروع شد

قربانی خلیل که موکول شد به بعد

ان وقت  خط سرخ شهادت شروع شد

شیطان هزار چهره عوض کرد تا یزید

با رمز یا حسین  امامت شروع شد

میثم امانی

برگرفته از بانک اشعار و نثر عاشورایی

وقتي كه سينماي ايران مي تركاند!!!

 

فيلم ملك سليمان فيلمي است كه چند وقت اخير موضوع بحث خيلي ها بخصوص وبلاگ هاست، فيلمي كه گويا ادم هاي زيادي را جلب خود كرده است اين را از صف طويلي كه يك ربع مانده به پخش فيلم تشكيل مي شود مي توان حدث زد.

يك فيلم تاريخي-مذهبي ديگر كه همانند فيلم ها و سريال هاي ديگر مي درخشد.

به نظر من فيلمي خيلي خوبي توانسته ايم بسازيم ،‌فيلمي كه با آن صداگزاري هاي خوبش ما را در صحنه ي واقعي فيلم قرار مي دهد كه گويا خود در ان شرايط هستيم .

اين فيلم اوضاع فتنه در زمان حضرت سليمان را خيلي زيبا نمايش مي دهد و البته در اين فتنه ها مي توان دست يهود را مشاهده كرد.

حضرت سليمان وقتي در ان حالت روحاني جسم بي جان خود را بر روي تخت پادشاهي اش مي بيند و با نداهايي كه از سوي خداوند مي شنود پي به اين موضوع مي برد كه حكومت او حكومت مرده ايست.

از جنگي كه قرار است بين او و شياطين صورت گيرد متوجه مي شود سعي مي كند تمامي سران را به وحدت دعوت كند تا همگي به جنگ شياطين بروند ولي اين سران يهودي كه حضرت سليمان را قبول نداشتند و اعمال زشت همانند ربا را بدون هيچ ابايي انجام مي دادند اين وحدت را رد مي كنند و سخن سليمان را باور نمي كنند.

حال وقت ان شده است كه اين شياطين بر روح ادم هاي زشت كار غالب شوند و دست به كشت و كشتار بزنند،بايد اشاره كرد كه ادم هايي كه شيطان به درونشان نفوذ كرده بود نقش خود را خيلي عالي و طبيعي بازي مي كردند.

و اين سپاه حضرت سليمان است كه به تنهايي و در ان جامعه ي پر از فتنه به جنگ شياطين مي رود و انها را شكست مي دهد.

مي توان اين فيلم را فيلم موفقي در برابر فيلم هاي هاليوودي كه بر ضد عقايد ما درست مي كنند دانست، فيلمي است كه نشان مي دهد شيطان هميشه شكست مي خورد و در اخر فيلم حضرت مي فرمايد در اخرالزمان نيز وقتي شياطين در انسان ها نفوذ مي كنند منجي ظهور مي كند كه با انها مي جنگد.

هر فیلمی ایراداتی نیز دارد به نظر بنده بعضی از جلوه های ویژه ان خیلی طبیعی نبود جوری که بعضی از اتفاقات را کم می توان باور کرد البته شایدم اینها حقایق و معجزاتی است که در درک ما نمی گنجد!

شرايط فتنه اي كه در فيلم به نمايش در امده است انسان را ناخود اگاه ياد شرايطي كه بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران داشتيم مي اندازد.

خدايا اين فتنه چه افت بزرگ و البته مهمي است  كه در هر زماني خود را نشان مي دهد و دست فتنه گر ها رو مي شود،كه از زمان هايي كه اين فتنه ها رو مي شود مي توان زمان حضرت سليمان، امام علي (ع) و ... را نام برد ، و يك بار ديگر در زمان ما نيز اتفاق افتاد ، بله اين جاست كه مي گويند تاريخ تكرار مي شود.

اي كاش از تاريخ اعصار گذشته درس بگيريم اي كاش......

وقتی اسمان به زمین می اید!!!

وقتی که آسمان به زمین آید | www.Persian-Star.org

وقتی که آسمان به زمین آید | www.Persian-Star.org

وقتی که آسمان به زمین آید | www.Persian-Star.org

وقتی که آسمان به زمین آید | www.Persian-Star.org

وقتی
 که
 آسمان

 به

 زمین آید | www.Persian-Star.org

خدای بزرگ و مهربان به خاطر همه ی زیبایی هایت شکر

شکر  شکر ......

Clash of the taitan

 

اين فيلم از دسته فيلم هاي جالب و البته یک جورایی نا مفهوم است .و تا جایی که من اطلاع دارم از عقاید یونانی ها نیز سرچشمه گرفته است.

فقط مي توانم شرحي از ان بدهم ولي نمي توانم خوب تحليل كنم چون از عقايد یونانی هااطلاعي ندارم.

 

فیلم به این صورت شروع می شود که راوی یک سری از اتفاقات را قبل از خلق انسان بیان می کند.

زمان به قبل از حکومت انسان ها و خدایان و زمانی که تایتان ها بر زمین حکومت می کردند بر می گردد.تایتان ها قدرتمند بودند ولی حکومتشان توسط فرزندان خودشان زئوس ، پوزیدون و هادس به پایان رسید.

زئووس هادس را متقاعد کرد که هیولایی را خلق کند که بتواند والدینش را شکست دهد و هادس از گوشت خود کراکن را خلق کرد ،زئوس فرمانروای اسمان شد و پوزیدون فرمانروای دریا.هادس توسط زئوس فریب خورد و حکومت دنیای مردگان نصیب او شد.

زئوس انسان را افرید و عبادت انسان منبع ابدیت خدایان شدند.

 

بعد از مدتی انسان ها علیه خدایان قیام کردند ، در این زمان پسری به نام پرسیوس از دریا توسط یک خانواده ماهیگیر گرفته شد که بعدا معلوم شد که پسر زئوس می باشد.

مردم در شهر مجسمه زئوس را انداختند و جنگ علیه خدا را اغاز کردند.و در این جنگ هادس به کمک مردم امد تا با کمک انها زئوس را شکست دهد و انتقام خود را بگیرد.

پرسیوس مامور بود تا جلوی این جنگ را بگیرد و به مبارزه با هادس برود و برای این کار ابتدا باید کراکن را شکست می داد.برای پرسیوس اسب و شمشیر فرستادند،و بعضی از انسان ها و جنیان را نیز به کمک او گماشتند.

او باید به جنگ با یک جادوگر می رفت که هر کس به چشم های او خیره می شد تبدیل به سنگ می شد،او سر جادوگر را از تن جدا کرده و با خود حمل کرد و به کراکن نشان داد در نتیجه تبدیل به سنگ شد و نابود شد با نابودی او هادس ضعیف شد و گفت من می روم ولی دوباره با بی خدا شدن مردم و ترک کردن عبادت بر می گردم.

 

ImageShack, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site

چند مورد را در این فیلم می شود به خوبی ملاحضه کرد:

- دشمنی صریح و آشکار با خدا

- عاجز نشان دادن خدا

- وابستگی خدا به محبت و عبادت انسان( ضد آیه ۹۷ سوره مبارکه آل عمران خداوند می فرماید : « فان الله غنی عن العالمین » « ما از عالمین بی نیازیم » و یا  آیه ۲ سوره اخلاص : « الله الصمد » « خداوند از عبادت شما بندگان، بی نیاز است »

- خدا را  یگانه ندانستند

- خدا را دارای والد دانستند و توانایی زادو ولد کردن (کاملا مخالف سوره ی توحید)

- از بین نرفتن  کامل شیاطین و جادوگران

و در نهایت برای نجات از این وضعیت احتیاج به یک منجی داشتن تا صلح را بین خدا و انسان ها بر قرار کند ، منجی که دارای اسب و شمشیر خاص می شود .یک جورایی شبه منجی در اسلام که مرکب و شمیر خاص دارد.

این فیلم کاملا اعتقادات اسلامی را زیر سوال برده ، گوشه گوشه ی این فیلم بر ضد ایات کتاب اسمانی ما یعنی قران ساخته شده است و  به اسلام ضربه ی بدی زده است .فیلمی کاملا ضد اسلامی !

نقد جالبی از دیدگاه  دیگر در یکی از سایت ها خواندم حتما به ان هم مراجعه کنید.

خود قضاوت کنید!

بنا بر سخن مقام معظم رهبری امام خامنه ای"نباید قضیه سفر رئیس جمهور به لبنان را دست کم گرفت

 ُ اگر این اتفاق برای  سران استکبار می افتادُ فصل گسترده ای را در تبلیغات می گشودند"

 

با دیدن این تصاویر و تصاویر دیگر می توان متوجه شد که مردم لبنان استقبال بی نظیری از رئیس جمهور کشورمان انجام دادند ُ این استقبال گرم و مردمی کم مسئله ای نیست ُ این خیلی مهم است که رئیس جمهور یک کشور برای مردمان کشور های دیگر محبوب باشد .

این رئیس جمهور مردمی نه تنها در بین ایرانیان بلکه در بین کشور های دیگر نیز انسانی مهم و مطرح شده است و همین قضیه باعث شده است که خشم کشورهای مستکبر به خصوص امریکا و سران اسراعیلی و صهیونسمی بر انگیزد.

اگر رئیس جمهور امریکا به لبنان می رفت مردم چه برخوردی داشتند؟

اوباما در بین مردم کشور خودش و یا کشور های مستکبر مانند خود دیگر جا و مکانی ندارد و بارها شده است که مردم کشور های دیگر به دلیل حضور اوباما در کشورشان راهپیمایی اعتراض امیز انجام داده اند.

حال خود قضاوت کنید ایا این استقبال تحسین برانگیز نیست!!!

به این ادرس حتما سر بزنید و نظر دهید

 

 

http://ammarnameh11.blogfa.com

روز دختر

 

مبارک باد

 

THE DAY TEH EARTH STOOD STILL

صحنه ابتدايي از سال 1928 شروع مي شود ، مرد ي در يك مكان سرد و برفي متوجه اتفاقي مي شود،از اقامتگاه خود خارج شده و متوجه گويي شبيه كره زمين مي شود به سمت ان رفته و با كلنگ خود ان را مي شكافد،بعد بيهوش مي شود و بر روي زمين مي افتد ،البته با دستي زخمي!و مانند يك علامت!

زمان به زمان حال باز مي گردد زندگي يك زيست شناسي را نشان مي دهد به نام هلن كه در دانشكده در حال تحصيل است ،وقتي به خانه باز مي گردد گروهي از ارتشي ها او را مي گيرند و با هواپيماهاي نظامي به مكاني مي برند كه گويا همه متفكرين و نظامي هاي مهم در انجا جمع شده اند تا تصميمي بگيرند.

انها متوجه جسمي شده اند كه به سمت زمين مي ايد و مي خواهند جلوي ان را بگيرند ولي نتوانسته و ان جسم به زمين حمله مي كند ،بله ان جسم همان گوي سال 1928 است كه دوباره به زمين امده است.و البته در جاهاي ديگر از كره زمين نيز مشاهده مي شود.

نظامي ها ان را محاصره مي كنند و از ان يك جسمي شبيه انسان و يك ادم اهني با عظمت خارج مي شود .شبه انسان را به ازمايشگاه مي برند ،شبيه يك جنين كه در داخل لايه هاي جنيني كوريون امنيون و .. است مي باشد پوست اندازي مي كند و شبيه انسان مي شود پوست ان لايه اي لزج است مانند لايه هاي جنيني،حتي فرم قرار گيري ان روي تخت نيز مانند فرم جنين است،ولي فقط اندازه يك انسان بالغ است به سرعت كامل شده و توانايي حركت و صحبت كردن پيدا مي كند.

نظامي ها مي خواهند او را نابود كنند ولي هلن او را نجات مي دهد ، اين شخص كه در فيلم به نام كلاتو مي باشد به هلن مي گويد كه من به زمين امده ام تا زمين را نجات دهم.

بعد از مدتي با يك پير مرد(كه قيافه شبيه ژاپني ها يا كره اي ها دارد)قرار مي گذارد ، گويا او نيز نماينده ايست كه 70 سال پيش براي نجات زمين امده و به كلاتو مي گويد اين مردم را نمي توان نجات داد و با انها مسالمت كرد انها با اينكه مي دانند اشتباه مي كنند ولي خودشان را اصلاح نمي كنند و تو نيز نمي تواني كاري بكني ، كلاتو به او مي گويد ما بايد ماموريت را تمام كنيم و زمين را نابود كنيم تو نيز بايد با ما بيايي ولي ان مرد قبول نمي كند و مي گويد من  نمي ايم چون در اينجا خانواده دارم.

هلن تمام تلاش خود را مي كند كه كلاتو را از تصميم خود كه نابودي زمين است منصرف كند و از نظامي ها دورش مي كند،هلن پسري دارد به نام جكوب كه مكان انها را لو مي دهد،ولي فرار كرده و گير نمي افتند.

از ان سو نظامي ها بر روي ان ادم اهني ازمايش انجام مي دهند ولي ادم اهني ناگهان نابود شده و با تمام وسايل دورش و كل زمين را نابود مي كند .

كلاتو تصميمش عوض مي شود به سوي گوي رفته دست خود را به گوي زده و يك لحظه همه چيز مي ايستد برقها خاموش شده ماشين ها مي ايستند زمان مي ايستد و در واقع كره زمين مي ايستد .

گوي ها از زمين دور مي شوند و همه چيز به حالت عادي بر ميگردد و به انها مهلت داده مي شود. 

 

بله اين هم فيلمي بر خلاف عقيده مسلمان هاست ، انها نمي خواهند باور كنند وقتي منجي مي ايد از امان ديگر خبري نيست و همه ي ظالمان نابود مي شوند و هيچ چيز جلو دار او نمي باشد حتي بمب هسته اي!

 

تمامي اسامي كه در اين فيلم بكار رفته هم جاي تفكر دارد هلن؟ كلاتو؟ جكوب؟ ولي بنده حقير عاجزم!خوشحال مي شوم اگر اطلاعاتي داريد  در اختيارم بگذاريد.

 

اللهم عج لوليك الفرج

Knowing

 

فیلم معرفت یک فیلم اخرالزمانی است که در سال 2009 ساخته شده است.

 

 

در سال 1959 دانش اموزان مدرسه ای در امریکا درباره ی ارزوها و ایده های خودشان نقاشی می کشند و ان را در داخل کپسول زمان گذاشته و در داخل زمین دفن می کنند تا دانش اموزان دیگری پنجاه سال بعد(2009) ان کپسول را برداشته و هر دانش اموز یکی از انها را بردارد.

پسر بچه ای به نام کیلب یاداشتی به او می رسد که مربوط به دختری به نام لوسیندا بوده و اعدادی بی ربط را یاداشت کرده بود.لوسیندا در همان روز دفن کپسول، در اتاقکی کوچک به خراشیدن در و دیوار و حك كردن اعداد و حروف مي پردازد.

پدر کیلب به نام جان که استاد فیزیک و نجوم بود این اعداد را دیده و با انها کلنجار می رود و به حقایقی می رسد که در واقع پیش بینی اینده بوده ، چند تا از انها اتفاق می افتد و او نمی تواند کاری برای جلوگیری از انها انجام دهد به همین دلیل به دنبال دختر لوسیندا می گردد تا بتواند جلوی اخرين اتفاق را بگیرد.جان قبلا با پدر کشیشش زندگی می کرده ولی بدلیل تفاوت در اعتقاداتشان از او جدا می شود ، زیرا او عقیده ای به افرینش معنادار نداشت.ولی بعد از این اتفاقات در مورد این موضوع به فکر فرو می رود.

او متوجه می شود که اتفاق اخر نابودی زمین است و سعی در جلوگیری از ان می کند ولی موفق نمی شود .

 

اتفاق جالب دیگری نیز که در این فیلم می افتد این است که چند نفر از کودکان در گوششان زمزمه هایی می شنوند که کیلب و ابی (نوه لوسیندا) نیز از ان دسته کودکان بوند و این زمزمه ها حاکی از ان بود که  انها بايد به یک جای امنی بروند،پس انها به بهشت یا کره ی جدید دیگری می روند و زمین نیز با بقیه انسانها نابود می شود. در واقع کیلب و ابی قرار است ادم و حوای برگزیده و کوچکی باشند که اینده شان تداوم بشریت در سیاره ای دیگر است.

 

بحث گسست خانواده در اخرالزمان نیز به زیبائی در این فیلم نشان داده شده زیرا هم جان همسر خود را از دست داده و هم دختر لوسیندا از همسرش جدا شده بود.

جلوه های ویژه در این فیلم اثرات بیشتری بر روی بیننده دارد فیلمی که به صورت ترسناکی شروع می شود.

در این فیلم از امان خبری نیست ولی افرادی خاص انتخاب شده و نجات می یابند ، این فیلم یک مقدار انسان را یاد قیامت می اندازد ولی مشكلي دارد : افرادی که انتخاب می شوند و گویا به بهشت می روند معلوم نیست از روی چه صفتی انتخاب شده اند ایا میزان(به اعتقاد ما مسلمانان) ایمان بوده است!!!

 

فقط یک دغدغه عذاب آور

نمي دونم چرا هرچي فيلم مي بينم اخر الزمانيه؟! يه جورايي به انتهاي زمان و نتيجه ي نهايي اين دنيا ربط داره .

همه دنيا دارن در اين باره فكر مي كنند و محصول فكراشون اين فيلم ها مي شه .

فيلم هايي كه واقعا ادمو تحت تاثير خودش قرار مي ده  !

فيلم هايي که در ان همه دنيارو ظلم گرفته و يك نفر به عنوان منجي انتخاب مي شه تا دنيا را نجات بده.

وقتي او مياد همه مردم تحت فرمانش مي شن و نمي تونن در مقابلش بايستند چون اون از همه انرژي و نيروي بيشتري داره و همه صلاح ها در برابر او هيچ اند.

منجي مي ياد تا با شيطان كه حاكم بر زمين شده و مردم نيز از اون حمايت مي كنند  بجنگه ، جنگشو شروع مي كنه و مردم به سمت اون بر مي گردند.

 

ولي انتهاش خيلي برام  جالبه!خيلي از اون ادم بد هايي كه با شيطان دوست بودند و همكاري مي كردند نجات پيدا مي كنند و منجي باشون كاري نداره و يعني يه جورايي بشون امان مي دهد و تو بعضي هاشونم شيطون كشته نمي شود بلكه براي مدتي مي رود تا دوباره  با گناه كردن مردم انرژي بگيرد و برگردد.

 

اين فيلم ها با اعتقادات اسلامي ما فاصله ي زيادي دارند ، ما اعتقاد داريم كه وقتي منجي مي ايد تمام ظالمان را از بين مي برد و حكومت جهاني پر از عدل و داد بر پا مي كند و همه انسان ها به فطرت اصليشان بر مي گردند و دست شيطان كوتاه مي شود.

 

همه دنيا و همه اديان فيلم مي سازند اعم از امريكا ، يهود، يونان (كه البته همه انها تو هاليوود خلاصه مي شه ) ولي صداوسيما و سينماي ما هنوز در مسائل خانوادگي ، عاشقانه ، گاهي هم اجتماعي و اقتصادي! دست و پا مي زند(اخه ايناشم خوب نيست).و از دنيا بي خبره !

اين فيلم ها خيلي راحت بين جوان ها عرضه مي شود و با اعتقادات انها بازي مي كند و اين جوري مي شه كه اسلام را از ما مي گيرند فرهنگمان را از ما مي گيرند.

 

وقتي اين چيزا رو بين جوان ها ديدم تصميم گرفتم از اين به بعد هر فيلمي كه ديدم يك تحليل ان هم تحليل بنده حقير كه امكان اشتباه نيز داره براي ان بنويسم و در اينجا قرار دهم .

شايد خيلي مفيد نباشد ولي وجدان خودم ارام تر مي شود.

 

خدايا به اميد تو و همراهي و دعاي اقا امام زمان در حق ما 

The Hurt Locker

کارگردان: Kathryn Bigelow

بازیگران: Jeremy Renner (جیمز) Anthony Mackie (سنبورن) Guy Pearce (تامپسون) Evangeline Lilly (کانی جیمز)

خلاصه داستان:

گروهی از سربازان آمریکایی که متخصص خنثی کردن بمب هستند بر اثر یک انفجار رئیس خود را از دست می دهند و(جیمز) به عنوان رئیس جدیدی برای آنان می آید که رفتارش با قبلی فرق میکند.ابتدا تنش بین او و گروه زیاد است تا جایی که حتی فکر کشتن او به سر یکی از افراد گروه میرسد اما با پیش آمدن وقایعی سخت و بروز شجاعت هایی از او همه او را می پذیرند اما مشکلات در عراق بسیار است ...

                             

بررسي

در ابتدا براي بررسي اين فيلم بهتره از معناي لغوي فيلم شروع كرد:

Hurt Locker را مي توان قفس رنج و يا قفسي كه با عث اسيب مي شود معنا كرد. كه هم مي تواند كنايه اي از لباسي باشد كه سرباز ها در هنگام خنثي كردن بمب ها بر تن مي كنند  يا شرايط سختي كه سرباز ها در عراق و يا كلا در هنگام جنگ در كشورهاي  بيگانه دارند باشد و دوري از خانواده و روز شماري كه براي برگشتن مي كنند.

بعضي ها مي گويند اين فيلم براي اين ساخته شده است كه توجيهي براي حضور سربازان امريكايي در عراق باشد يعني به زبان ساده تر انها براي خنثي كردن بمب هايي امده اند كه مسلمانها (به قول انها تروريست ها) كار گذاشته اند وانها مي خواهند جان مردم عراق را نجات دهند.

 به نظر من امريكا در اين فيلم تصميم داشت بگويد كه اين بمب ها توسط خود مسلمان ها و يا در واقع كله گنده هاي عراق و در مناطقي كه مردم عادي حضور دارند كار گذاشته شده و در واقع مي خواهد بگويد كه براي مسلمان ها كشته شدن مردم بي گناه مهم نيست .در حالي كه يادشان رفته اگر بمبي توسط مسلمان ها كار گذاشته مي شد در محل اسكان انها براي نابودي متجاوزان بود نه در اماكن عمومي !

اين بي اعتنايي به جان مردم عراق توسط كساني كه بمب كار مي گذاشتند را در چند جا از فيلم مي توان ديد يكي پاره كردن شكم ان پسر بچه(پسر بچه اي كه دي وي دي هاي فيلم هاي هاليوود را مي فروخت و اسمش را بكهام گذاشته بود و عاشق غرب بود) و قرار دادن بمب در داخل ان ، كار گاشتن بمب در اماکن شلوغ مثلا مسجد!(انگار انها نمي دانند كه مسجد جاي مقدسي براي مسلمانان است و در نزديك ان بمب كار نمي گذارند پس مي شود نتيجه گرفت حتما كار گذاشتن بمب ها كار خودشان بوده!)و صحنه اخر كه بمب را به ان مرد بي گناه وصل كرده بودند و قهرمان فيلم نهايت تلاش خود را براي نجات ان شخص انجام داد.

تمام اين موارد مي تواند نشان دهد كه كار گذاشتن بمب كار يك مسلمان نمي تواند باشد چون هر چه باشد حس انسان دوستي در مسلمان واقعي بيشتر است تا يك كافر يا يهودي!

    

امريكا گويا فراموش كرده است كه به عنوان يك متجاوز وارد عراق شد و مردم عراق را كشت البته به گفته خنده دار خودشان انها به عراق امدند تا مردم عراق را از دست صدام نجات دهند و با مردم عراق كاري نداشتند ولي من يكي نمي دانم چرا مردم عراق را مي كشتند ، اگه مي خواستند صدام را بكشند چرا مردم را كشتند و چرا از انجا بيرون نمي روند، حال كه ديگر صدامي در كار نيست.

بله انها هدفشان تسلط بر عراق و غارت منابع و نفت انها است.

در فيلم مي توان ديد كه انها از مردم عادي عراقي هم بد جوري مي ترسيدند چون بالاخره مي دانستند متجاوز هستند و ممكن است به انها حمله كنند.اين صحنه هاي فيلم را من خيلي دوست داشتم چون خيلي زيبا ترس از اسلام و حق را نشان مي داد.

 

صداهاي اذان و قران در چند صحنه از فيلم پخش مي شود در اول فيلم در لحظه خنثي سازي بمب ، در هنگام احتمال انفجار و فرار سازنده بمب و موقع جستجو براي دستگيري خرابكاران در ساختمان متروكه، كه جاي بسي تفكر دارد!

پرچم هايي كه در ان ساختمان متروكه وجود دارد و اذكار الهي بر روي ان نوشته شده نيز نشان دهنده ان است كه سازندگاه بمب مسلمان هستند. و دوباره تاكيد بر اين كرده كه مسلمان ها مي خواهند مردم عراق را بكشند نه امريكا ايها!

 

نماهايي از گربه با پاي شكسته يا يه گربه نحيف و كثيف حسابي آدم را درگير حس و حال و هواي  جنگ و دربدري مي كند كه حتي به حيوان ها هم رحم نمي كنند.
و ان طرف قضيه هم نشان دادن سرباز امريكايي در حال پلي استيشن بازي كردن
و امكانات مثل اتاق اختصاصي يا دوش و سرويس بهداشتي كاملا تميز و كامل كه نشان مي دهد كه به هيچ نحوي نمي گذارند به سرباز هايشان بد بگذرد. ولي مردم عراق بايد در كثافت زندگي كنند و رنج ببرند!

 جالب قسمت انتهای فیلم است که نشان می دهد بعد از اتمام دوره ماموریت به خانه های خودشان برمی گردند و دوباره برای ماموریتی جرید تر و این بار به مدت یک سال با قدم های قوی تر وارد عراق می شوند، یعنی ما حالا حالا ها عراق را ترک نمی کنیم!!! 

بله بايدم يك چنين فيلمي كه قدرت نمايي امريكا و فاسد و بد بودن مسلمان ها را نشان مي دهد جايزه اسكار را ببرد ، فيلمي كه شايد از لحاظ حرفه سينمايي ان قدر هم خوب نباشد ولي از لحاظ سياسي خوب است !و اين طور مي شود كه  فيلم مهلكه با بردن 6 اسكار برنده نهايي اسكار امسال مي شد!

 

نیرویی که از راه پیوستگی سبز ، گل را می شکفد!

روزگار سبز مرا به جلو می راند ، نیرویی که ریشه های درختان را نابود می کند!

نابود کننده من است!

و من ناتوانم از گفتن به گل های سرخ پژمرده !

که جوانی من با همین تب زمستانی به پایان رسیده است!

نیرویی که آب را از خلال صخره ها به پیش می برد!

خون سرخ مرا به جریان می اندازد ، آنچه که جویبارهای زمزمه کننده را می خشکاند !

خون مرا به موم تبدیل می کند!

و من در مقابل چشمه ساران ناتوانم که در رگ هایم  زمزمه کنم:

«این اوست که در نبض چشمه های کوهستان می تپد»

ایران و اسلام (5)

دولت صفوی

از ورود اسلام به ايران تا روزگار تشکيل دولت صفوي، ايران هيچگاه به يگانگي کامل دست نيافت و اين صفويان بودند که با دو عامل به ميدان آمدند، يکي رسميت مذهب شيعه که از آغاز ايرانيان اگاه چون فردوسي به آن رو اورده بودند و ديگري يگانگي ايران و زنده شدن ايران و مليت ايراني. با پديد آمدن دولت صفوي و يگانيگي ايران و ايجاد امنيت زندگي پرشور ايراني دوباره شروع به پاگرفتن نمود و هنرها و دانش هاي مختلف خود را بروز دادند. جالب توجه است که در همه ي اين مدت اروپاييان در خواب بودند و هرچند که از جغرفيا و اوضاع جهاني آگاهي يافته بودند تنها پيشرفت قابل آنها اختراع وسايل جنگي نوين بود تا بتوان با آنها بيشتر و بهتر و تندتر با يکديگر بجنگند و يا آنکه به ديگران تعرض نمايند. با اين همه دولت صفوي ضعف جهاني داشت و از اوضاع جهاني و کشورهاي متعدد آن بي خبر بود و تنها وجود آنها را به سسب اثراتي که داشتند و يا از راه دولت عثماني  درک مي کردند.

بنابراين اگر رويه اي که دوباره در روزگار صفوي آغاز شده بود باقي مي ماند، اکنون ايران در زمره ي کشورهاي برتر بود، ولي بدبختانه بخت ايران يار نبود و ديري نپاييد که به خاطر بي کفايتي شاهان صفوي دولت آنها از ميان رفت و دوران اشوب رخ نمود. در چنين هنگامي بود که اروپا پس از مدت ها جهالت رو به پيشرفت نهاد و در آشفته بازار خاور خود را نيرومند ساخت. روي کارامدن دولت قاجار گذشته از ايراني نبودن انها، ضربه هاي بساير بزرگي به ايران زد.

قاجار يکي از ايل هاي کوچ نشين بود که به همراه مغول به ايران درآمدند.( ايران در دوره ي سلطنت قاجار: علي اصغر شميم)بعدها با صفويان متحد شدند و در ساخت سياسي صفويه نفوذ کردند و در پي حوادث پس از کريم خان زند به حکومت رسيدند.

به هر حال ايران بعد از ان همه كشمكش بر سر حكومت و تشكيل ساسله ها يكي بعد از ديگري به اين نقطه از تاريخ رسيده و اكنون ما وظيفه داريم تا تلاش خود را براي پيشرفت آن به كار بنديم و تاريخي به ياد ماندني و خوب براي آيندگانمان شويم.

 

منابع

کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام /استاد مطهری

وبلاگ های: ببر مازندران،آریانام ،

یا مهدی ادرکنی

مشتاق توام  اگر چه غرق گنهم

زان دیده مهربانگدای نگهم

آيت الله وحيد خراساني :

اعمال زير را در شب نيمه شعبان انجام دهيد و ديگران را هم آگاه كنيد كه در صورت عرم اهتمام در آگاه كردن ديگران روز قيامت براي شما يوم الحسرت خواهد بود

1.قرائت سوره يس و هديه ان به امام عصر

2.قرائت زيارت آل يس

3.دعاي فرج راس ساعت 11 شب

 

ایران و اسلام (4)

دلايل شكست ايرانيان از مسلمانان

حقيقت اين است كه مهم‌ترين عامل شكست حكومت ساساني را بايد ناراضي بودن مردم ايران از وضع دولت و آيين و رسوم اجحاف‌آميز آن زمان دانست.

اجتماع آن روز ايران يك اجتماع طبقاتي عجيب بود كه همه‌گونه عواقب و عوارض در آن وجود داشت. نوشته‌اند كه حتي آتشكده‌هاي طبقات مختلف با هم فرق داشت.

دين زرتشت در اصل هرچه بود، به قدري در دست موبدها فاسد شده بود كه ملت باهوش ايران هيچگاه نمي‌توانست از روي صميم قلب به آن علاقه داشته باشد. و حتي آنچنان كه محققين گفته‌اند اگر هم در آن وقت اسلام به ايران نيامده بود، مسيحيت تدريجا ايران را مسخر مي‌كرد و زرتشتي‌گري را ازميان مي‌برد. روشنفكران و باسوادان آن روز ايران را مسيحيان تشكيل مي‌دادند نه زرتشتيان.

يكي از پيامد هاي ورود اسلام به ايران

ورود اسلام به ايران باعث شد تا بسياري از ايرانيان که خواهان فراگيري دانش بودند ولي قوانين نادرست ساساني  آنها را مانع مي شد، اين فرصت را پيدا کنند چنانکه دانشمندان بسياري از ميان ايرانيان پديد آمدند که کارهاي بزرگي در تاريخ دانش بشر انجام دادند، با آنکه نظام منسجمي در ايران نبود که از آنها حمايت کند. اين پيشرفت علمي چنان بود که اگر دولتي نيرومند ازآن پشتيباني مي کرد مي توانست به نتايج بزرگي برسد و شايد بسيار زودتر از اروپاييان به پيشرفت هاي علمي دست يابند. با اين همه نبود حکومتي نيرومند در ايران و سپس حمله ي مغولان باعث از ميان رفتن تلاش هاي ايرانيان شد. بخش بزرگي از آنچه به عنوان دانشمندان اسلامي، از آنها سخن به ميان مي ايد ايراني بوده اند. پس از حمله ي مغول تنها علمي که مورد توجه باقي ماند، علم دين بود و دانش هاي ديگر يا از ميان رفتند و يا آنکه رو به فنا بودند.

يكي از موضوعات مهمي كه در ايران خصوصا خراسان مورد توجه قرار گرفت موضوع علم حديث بود ، بايد انان را موسس مكتب علم الحديث ناميد. كسانيكه با كتب حديث و صحاح و مسانيد و حالات شيخ ورايت آشنايي دارند ، مي دانند كه همه ي اصحاب صحاح سته ي اهل سنت و مولفين كتب اربعه ي شيعه ايراني هستند.شش نفر از آنها ، شيخ طوسي ، مسلم شيرازي ، ابو عبد الرحمان نسائي ، محمد بن اسماعيل بخاري ، ابو داوود سجستاني ،ترندي و بيهقي خراساني هستند .

نحوه ي اشنايي دختر پسر ها!!

 

View Image

نمونه ي عملي و مقايسه اي آن اين شب ها در سريال فاصله ها در حال پخش است .

يك دسته افرادي كه قبل ار هر اقدامي خانواده ها را با خبر مي كنند و وقتي از اجازه آن ها مطمئن شدند آن وقت در مورد خودشون و اينده زندگي شون صحبت مي كنند آن هم با رعايت حيا و عفاف

و اصالت خانوادگی را یکی از اصول مهم در انتخاب همسر می دانند .

يك دسته افرادي كه دور از چشم خانواده ها با هم ارتباط بر قرار مي كنند ،كه البته بايد متذكر شد كه اين روابط به صورت اهسته و پله پله اثرات سوء ان مشخص مي شود.ارتباط هايي كه با يك نگاه ،يك پيامك ، يك تماس تلفني و يا يك سخن احساسي شروع مي شود و ارام ارام افراد را درگير مي كند و اين عشق هاي كاذب را بوجود مي آورد و پله پله دو فرد روي هم اثر مي گذارند و اگر به طور مثال يكي از دو نفر از نظر عقيدتي ضعيف باشد تحت تاثير قرار مي گيرد و از اعتقادات خودش فاصله مي گيرد. و ارام ارام اين فاصله ها از همه لحاظ چه فاصله از خانواده و چه از خدا زياد و زياد تر مي شود .و این دسته ار افراد به اصالت خانوادگی اهمیتی نمی دهند.

اين دسته از افراد امروزه در جامعه ما بيشتر هستند كه روز به روز فاصله اشان بيشتر مي شود و الوده مي شوند و جالب اين است كه دوستان خود را نيز به اين ارتباطات دعوت مي كنند .

و اما اميد است كه با نشان دادن اين مشكلات و البته نشان دادن راهكار به خانواده ها به حل ان كمك كنيم .

ولي اگر اين سريال هم مثل سريال هاي ديگر باشد از راهكار خبري نيست!!!

ایران و اسلام(3)

ورود اسلام به ايران را شايد بايد از نامه ي پيامبر(ص) به خسرو دوم (پرويز) آغاز کرد:

" به نام خداي بخشنده و مهربان

از محمدفرستاده ي خدا به خسروي بزرگ ايران. درود برآن که راستي جويد و به خدا و پيامبر خدا ايمان آورد.. من به فرمان خدا تو را به سوي او مي خوانم. او مرا براي راهنمايي همه ي مردم فرستاده است تا همه را از خشم او بترسانم و حجت را بر کافران پايان دهم. اسلام آور تا در امان باشي و اگر از ايمان و اسلام سربرتافتي، گناه مردم زردشتي برگردن تواست.

طبق گواهی تاريخ ، پيغمبر اكرم در زمان حيات خودشان پس از چند سالی‏ كه از هجرت گذشت نامه هايی به سران كشورهای جهان نوشتند و پيامبری خود را اعلام و آنها را بدين اسلام دعوت كردند . يكی از آن نامه ها نامه ای‏ بود كه به خسرو پرويز پادشاه ايران نوشتند و او را به اسلام دعوت كردند ، ولی چنانكه همه شنيده ايم خسرو پرويز تنها كسی بود ، كه نسبت به نامه آن‏ حضرت اهانت كرد و آنرا دريد
اين خود نشانه فسادی بود كه در اخلاق دستگاه حكومتی ايران راه يافته بود ، هيچ شخصيت ديگر از پادشاهان و حكام و امپراطوران چنين كاری نكرد ، بعضی از آنان جواب نامه را با احترام و توأم با هدايايی فرستادند.

 خسروپرويز به پادشاه يمن كه دست‌نشانده حكومت ايران بود، دستور داد كه در مورد اين مرد مدعي پيغمبري كه به خود جرات داده كه به او نامه بنگارد و نام خود را قبل از نام او بنويسد، تحقيق كند ودر صورت لزوم او را نزد خسروپرويز بفرستد. ولي از آنجا كه « يريدون ليطفؤ النور الله بافواههم والله معهم نوره » ، هنوز فرستادگان پادشاه يمن در مدينه بودند كه خسرو سقوط كرد و شكمش به دست پسرش دريده شد. رسول اكرم قضيه را به فرستادگان پادشاه يمن اطلاع داد، آنها با حيرت تمام خبر را براي پادشاه يمن بردند و پس از چندي معلوم شد كه قضيه كاملا صحت داشته است. خود پادشاه يمن و عده‌ي زيادي از يمني‌ها بعد از اين ماجرا مسلمان شدند و به همراه آنها گروه زيادي از ايرانيان مقيم يمن نيز اسلام اختيار كردند.

در اواخر دوران حکومت ابوبکر و تمام دوران حکومت عمر جنگ هایی میان ایرانیان و مسلمانان صورت گرفت و تقریبا تمام اراضی ایران به دست مسلمانان افتاد.  ايرانيان آن روز چه از نظر سرباز و چه از نظر ابزار و آلات جنگي و چه از نظر آذوقه و امكانات ديگر برتري فوق‌العاده‌اي نسبت به مسلمانان داشتند. ولي با ابن همه حكومت ساساني برای هميشه محو و نابود شد.

پس علت اساسي شكست ايران را بايد در جاي ديگري جستجو كرد.

ایران و اسلام (2)

علل حمله مسلمانان به ایران

دین اسلام و رسالت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) جهانی بود:

(وَما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کافَّـةً لِلنّاسِ بَشِـیراً وَنَذِیراًوَلـکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ); و ما تو را جز برای همه ی مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداش های الهی) بشارت دهی و (از عذاب او) بترسانی; ولی بیش تر مردم نمی دانند.

1. بر این اساس بود که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پادشاهان از جمله خسرو پرویز، شاه ایران را به اسلام دعوت نمود. گستاخی او نسبت به دعوت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) سبب شد که مسلمانان به دستور پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) سپاهی را برای جنگ با ایران تجهیز کنند.

2. از طرفی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بارها بشارت فتح ایران را به مسلمانان داده بود که دومین انگیزه ی حمله ی مسلمانان به ایران شد.

3. انگیزه ی دیگر برداشتن مرزهای بین اسلام و سایر نقاط دوردست بود که پس از حمله ی مسلمین این مقصود نیز حاصل شد و بسیاری از شاهان کشورهای مجاور و دور به اسلام گرویدند و برای دفاع از اسلام و ترویج آن با دیگران جنگیدند.

4. از مهم ترین علل حمله ی مسلمانان به ایران و سایر نقاط جهان، پیشدستی در دفاع بود; چون با اوج گیری دامنه ی اسلام در تمام جزیرة العرب، قدرت های بزرگ جهانی آن روز که دو امپراطور بزرگ ایران و روم بودند، برای مقابله با آن تدابیری اندیشیده و خواهان نابودی اسلام در آغاز راهش بودند; لذا مسلمانان با مشورت های بزرگان اسلام، خصوصاً امیرمؤمنان(علیه السلام) و با تدابیری که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)قبلاً دیده بود، آمادگی لازم را برای دفاع از اسلام و گسترش آن بهوجود آوردند، مرزهای طبیعی و معنوی را گشودند و پیام اسلام را در تمام نقاط طنین انداز کردند. حمایت های امیرمؤمنان در این فتوحات، نقش بسیار مهمی در رونق اسلام داشت.

5. از علل دیگر حمله که برخی از مورخان به آن اشاره کردند، مشغول کردن مردم به فتوحات خارجی بود که نتیجه ی آن کاهش یافتن آشوب های داخلی، مانند قضیه ی «رده» و مدعیان نبوت و دل گرمی مردم به فتوحات و غنایم جنگی بود.

شعارهای اسلام، مانند عدالت، آزادی، مساوات ، ظلم ستیزی و...، هرگز بار معنایی استعمارگری را در خود ندارد و مسلمانان اولیه که یاران و صحابه ی بزرگ پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز در میان آنها حضور داشتند، هرگز در پی چنین هدفی نبودند; لذا مردم ایران از همان آغاز از مسلمانان استقبال کردند و گروه زیادی به اسلام گرویدند. استقبال مردم ایران از دین اسلام که محتوای آن شامل پیام های عالی اخلاقی انسانی بود، کاملا مغایر با استعمار و استثمارگری بود، نتایج حضور اسلام در ایران بهترین دلیل بر نفی هر گونه استعمار از طرف دین اسلام و مسلمین بود.

اما بعدها مدعیان دروغین اسلام و مسلمانی اهداف خود را تغییر دادند و به شیوه ی استعمارگران عمل نمودند که مردم ایران در مقابل آنها چهره ی ضد استعماری به خود گرفتند. برخورد برخی از خلفا و فرماندهان نظامی و امویان با موالی و مردم ایران به قدری تبعیض آمیز بود که به شعارهای اسلامی لطمه می زد; اما مردم ایران با توجه به هوشیاری کم نظیر خود، حساب اسلام اصیل را با سلطه جویان و مدعیان دروغین اسلام، جدا کردند و با شایستگی خود در راه رشد اسلام راستین کوشیدند و خدمات ارزنده ای به اسلام عزیز ارائه دادند و دانشمندان بزرگی را پروراند و با پناه گرفتن در دامن اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) عزت ابدی خویش را به دست آوردند.

ایران و اسلام(1)

 

شرایط ایران در آستانه ی طلوع خورشید اسلام

جامعه ی ایرانی در طول حکومت ساسانیان بر دو رکن قائم بود: مالکیت و خون. بر اساس نامه ی تنسر، مرزبندی بسیار محکم، نجبا و اشراف را از عوام الناس جدا می کرد و امتیاز آنان به لباس و مرکب و سرای و بستان و زن و خدمتکار بود.

بر اساس قوانین ساسانی، هیچ کس نباید خواهان درجه و طبقه ای برتر از آنچه گذشتگان و نسب او داشتند باشد; یعنی همه ی امتیازات در این جامعه ی ظلم گستر براساس وراثت و پیشینگی خانوادگی بود و دهقان زاده هرگز حق نداشت در طبقه ای دیگر حضور یابد و استعدادهای خود را نشان دهد، بلکه در این جامعه سرنوشت همه به اجبار براساس گذشته ی آنها مشخص می شد، اشراف زاده اگر چه کودن باشد، حق حاکمیت و برتری اش محفوظ بود و قانونی کاملا خشک حاکم بود و از عدالت هیچ خبری نبود. در چنین جامعه ای هیچ زمینه ی رشدی وجود نخواهد داشت، چون استعدادهای مختلف انسان ها از بین می رود.

وضع اقتصادی

زمین های کشاورزی و باغ ها تحت اختیار خاندان بزرگ از اشراف مثل قارن و مهران و... و نظامیان بود و عده ای از دهقانان و فرودستان برای آنها در مزارع و باغ ها بیگاری می کردند. مالیات های سنگین بر مردم تحمیل می شد و حکومت ساسانی به خاطر وجود جنگ های طولانی بین ایران و روم; یک حکومت میلیاتریسمی (نظامی) بود بُعد نظامیگری از طرف دربار تقویت می شد و هزینه ی گزاف این جنگ ها بار سنگینی بود بر دوش مردم ایران و همین عامل سبب رواج فساد و رشوه و گرانی در جامعه بود.

وضع فرهنگی

علم و هنر و مسائل فرهنگی، به خاطر ساختار طبقاتی، در اختیار گروهی محدود بود. موبدان به عنوان حاکمان شرع، فرهنگ خرافاتی آتش پرستی را ترویج و به مردم تحمیل می نمودند و هیچ کس حق رشد و ترقی در علم و فرهنگ را بدون میل و خواسته ی شاه نداشت.

زنان و دختران حق خواندن و باسواد شدن را نداشتند، مگر زنان طبقات خاص از اشراف و...; لذا پس از اسلام آثار علمی و هنری و فرهنگی ایران اسلامی با گذشته ی آن هرگز قابل مقایسه نیست. آثار و بناهای اسلامی، مثلا مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان، جهان ریاضیات را در برابر چشم انسان به نمایش می گذارد که در دوره ی ساسانی و پیش از آن چنین آثاری در تاریخ ایران سراغ نداریم و این اثرِ مستقیم وحی اسلامی بر روح ایرانیان است.

بطری آب

 

 

هر روز وقتي بر مي گشتيم بطري آب من خالي بود ، اما بطري مجيد پازكي پر بود . توي اين حرارت آفتاب لب به آب نمي زد .نزديك ظهر روي يك تپه خاك نشسته بوديم و ديد مي زديم كه مجيد بلند شد ، خيلي حالش عجيب بود ، تا حالا اين طور نديده بودمش ، هي مي گفت پيدا كردم ، اين همون بلدزره و ...

يك خاكريز بود كه جلوش سيم خاردار كشيده بودند.روي سيم خاردار دو شهيد افتاده بودند كه به سيم خاردار جوش خورده بودند و پشت سر آنها چهارده شهيد ديگر . مجيد بعضي از آنها را را به اسم مي شناخت .مخصوصا آنها كه روي سيم خاردار خوابيده بودند .جمجمه شهدا با كمي فاصله روي زمين افتاده بود.مجيد بطري  اب را برداشت  روي دندان هاي جمجمه مي ريخت و گريه مي كرد و مي گفت :بچه ها ! ببخشيد اون شب بهتون آب ندادم ، به خدا نداشتم .