پرسپولیس بازی را به هوشیار باخت...

امروز فجر سپاسی بازی را در حالی برد که هیچ برتری بر پرسپولیس نداشت به جز دروازه بان

آری امروز تنها برتری فجر بر پرسپولیس که باعث شد 3 امتیاز را به دست آورد دروازه بان بهتر فجر بود.امروز ما بازی را به فجر سپاسی نباختیم بلکه به دروازه بان خود؛حسین هوشیار باختیم.دروازه بانی که با بازی ضعیف خود نشان داد که به هیچ وجه شایسته ی دروازه پرسپولیس نیست...

هوشیار

درست است که میثاق با بازی ضعیفی که در بازی با نفت از خود به نمایش گذاشت شکست تیم را رقم زد ولی هر چه باشد نمیتوان بر حسب یک بازی کارنامه یک دروازه بان را صادر کرد و او را نیمکت نشین دروازه بانی بی تجربه که از لیگ یک به پرسپولیس آمده کرد.

هوشیار بی تجربگی و بازی ضعیفش را در بازی داربی به خوبی ثابت کرده بود.اگرچه ما بازی داربی را بردیم اما به هیچ وجه گل هایی که هوشیار خورد و ضعف هایی که داشت را از یاد نبردیم.امروز حضور هوشیار در چارچوب دروازه پرسپولیس اشتباهی بزرگ بود که تاوانش از دست دادن 3 امتیاز دیگر بود و از بین رفتن امیدهایی که بعد از داربی شکل گرفته بود...

 

گرچه بازی امروز را باختیم ولی نکته مهم این است که امروز تیم زیبا بازی کرد و واقعا شایسته ی باخت نبود و همین برای ما کافی است تا بتوانیم با امید منتظر شروع بازی های آسیا باشیم و با ایمان به پرسپولیسمان و مربی بزرگش هم دل و هم صدا  شعار "پرسپولیس قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه" را سر دهیم...

به امید موفقیت در آسیا

طوفان سرخ در ده دقیقه

پرسپولیس3  استقلال2

داربی ۷۴ سرخ شد...

امروز حتی یار دوزادهم استقلال (داور) هم نتوانست به فریاد استقلال برسد و با ده نفره کردن پرسپولیس و اخراج نابجای اولادی نه تنها به استقلال کمکی نکرد بلکه برعکس باعث شد پرسپولیس به خودش بیاید و استقلال مغرور شود و در نهایت نتیجه ای بر خلاف انتظارش رقم بخورد!

ابتدای بازی برتری پرسپولیس کاملا محسوس بود و گل اول استقلال در شرایطی زده شد که نه تنها ما بلکه هواداران استقلال هم انتظارش را نداشتند.در مجموع نتیجه ای که تا دقیقه 80 رقم خورده بود نتیجه ای کاملا ناعادلانه بود.و داور هم با اخراج نابجای اولادی باعث عصبی شدن بازیکنان شد اما چه کسی فکرش را میکرد که ده نفره شدن پرسپولیس چنین نتیجه ای را به دنبال داشته باشد که استقلال چنین مغرور شود و پرسپولیس طوفانی این چنین برپا کند؟!

به راستی که پرسپولیسی که در 10 دقیقه پایانی مشاهده کردیم پرسپولیسی دیگر بود،و حقیقتا طوفان سرخی برپا کرد و به ما نشان داد که باید تا آخرین لحظه به تیم امیدوار بود و ناامید نشد.

دنیزلی امروز بار دیگر اقتدارش را به رخ مربی های پر ادعای ایرانی کشید...به راستی که او مربی بزرگی است؛مربی ای بسیار فراتر از لیگ ایران...کدام مربی ای میتواند با 3 تعویض چنین تحولی در تیمش پدید آورد که بازی 2 بر هیچ باخته را با نتیجه ی 3 بر 2 ببرد آن هم با تیمی ده نفره و در ده دقیقه؟!و نکته مهم تر همان که 3 بازیکن تعویضی باعث به ثمر رسیدن این 3 گل شدند...

روزی که تفاوت مربی ها مشخص شد...

و این پاسخی بود در برابر هواداران گستاخ استقلال که بی شرمانه امروز نام علی دایی را بر زبان می آوردند تا محبوبیت این مربی بزرگ را زیر سوال ببرند.

البته گستاخی هواداران استقلال تنها به دنیزلی محدود نشد و با شعار های خود سعی در تخریب روحیه علی کریمی هم کردند که خدا را شکر پاسخ همه آن گستاخی ها را گرفتند و هیچ چیز بیش از چهره های گریانشان بعد از بازی نمیتوانست دل ما هواداران پرسپولیس و جادوگر و دنیزلی را شاد کند.

هت تریک ایمون زائد نیز بیش از هر چیز این دربی را دلپذیر و زیبا کرد.

در پایان جا دارد از مهدی مهدوی کیا؛ستاره ی بازی امروز که با آمدنش به بازی روند بازی را دگرگون کرد تشکر کنیم.

تعویض های طلایی

علی کریمی....کاپیتانی که باید یک تنه بار یک تیم را بر دوش کشد

۳ هفته از لیگ گذشت و فقط از ۹ امتیازی که میتونستیم به دست بیاریم ۱امتیاز به دست آوردیم

این بدترین شروع ممکن برای تیم بود...و شاید بدشانسی برای استیلی

استیلی ای که با مخالفت های هواداران به پرسپولیس اومد و برای به دست آوردن حمایت هواداران به یک شروع طوفانی نیاز داشت،حالا با این شروع بد کم کم باید با نیمکت پرسپولیس خداحافظی کنه...

بازی اول مساوی در تهران و در مقابل ۵۰ هزار هوادار.....گفتیم برای قضاوت زوده و باید به استیلی فرصت داد....هرچند هوادارانی که به استادیوم رفته بودن حتی ۹۰ دقیقه هم صبر نکردن چه برسه به اینکه بخوان چند بازی دیگه  به استیلی فرصت بدن...

بازی دوم باخت در بوشهر.....گفتیم هوا شرجی و گرم بود و شاید بازیکنان حق داشتن که بازیشون در جنوب افت کنه و اون بازی افتضاح رو ارائه بدن...هرچند همه این حرفها فقط توجیه بود

بازی سوم....تهران....استادیوم آزادی....در مقابل۷۰ هزار هوادار.....باخت ۲ بر یک.....که چه بسا اگر علی کریمی نبود نتیجه ای بسیار بد تر از این رقم میخورد....

اما  واقعا چه کسی مقصر بود؟

آیا فقط کاشانی و استیلی مقصر بودند؟اون بازیکنایی که در زمین پیاده روی میکردند هیچ تقصیری نداشتند؟شاید بشه گفت دیشب همه مقصر بودند جز یک نفر....یک نفر که میخواست یک تنه بار تیم رو بر دوش بکشه....یک نفر که ۹۰ دقیقه تنها تلاش کرد و دوید....یک نفر که میخواست یک تنه تیمش رو از شکست نجات بده...علی کریمی....کاپیتان محبوبمون که دیشب همه تلاشش رو کرد اما فوتبال یک بازی تک نفره نیست...ثمره تلاشش همون گلی بود که در لحظات آخر زد و هرچند جلوی از دست دادن امتیاز را نگرفت ولی باز هم کمی آروممون کرد.همین که بین اون همه بازیکن بی غیرت هنوز کریمی باغیرتی رو داریم که با جون و دل برای پرسپولیسمون بازی میکنه و از جون مایه میذاره تا دل هوادارا نشکنه و تیم نبازه برامون مرهمیه بر این زخم عمیق بی غیرتی....

سرتو بالا بگیر....تو تنها کسی بودی که از بازی دیشب سربلند بیرون اومدی

اما شاید هنوزم برای قضاوت زود باشه.هرچند دیگه با این ۳ تا بازی افتضاح بیشتر امیدمون رو از دست دادیم ولی هیچ وقت ۳ هفته اول همه چیز روشن نمیشه...

همون طور که یادمون هست استقلال قلعه نوعی که در لیگ هشتم قهرمان شد هفته های اول تا همین رده ی هفدهم پایین اومد....

و در پایان :

"صبورانه در انتظار زمان بمان!

هر چيز در زمان خودش رخ ميدهد. باغبان حتي اگر باغش را غرق آب كند، درختان خارج از فصل خود ميوه نمي دهند"

پی نوشت:در گذشت بابک معصومی رو به خانواده بزرگ پرسپولیس تسلیت میگویم.

تشییع پیکر بابک معصومی

یه حس غریب و دلتنگی من برای اون روزایی که .....


دیشب پرسپولیسم بازی داشت.تیمی که هنوز با تار و پود وجودم دوستش دارم.تیمی که باهاش کلی خاطره دارم،اشکها و خنده ها،شکست ها و پیروزی ها،قهرمانی ها و .... اما دیشب مثل همیشه نبودم.یه حس غریبی در من وجود داشت.یه حسی که نمیذاشت با تمام قلب و روحم برای پیروزی تیمم دعا کنم.یه حسی که نمیذاشت وقتی توپ میومد دست بازیکنای پرسپولیس قلبم به تپش بیفته و هزار بار توی قلبم بگم "خدایا این دیگه گل بشه" یه حسی که نگذاشت وقتی که پرسپولیس گل خورد اشک از چشمام جاری بشه و قلبم بشکنه.... این یه حس بد بود.یه حس بد که باعث و بانی اون کسی نبود جز حبیب کاشانی و سرمربیش؛حمید استیلی... وجود همین دو نفر باعث یه خشم در درونم شده بود و نمیذاشت با تمام قلب و روحم برای پیروزی تیمم دعا کنم. وقتی پرسپولیسم گل خورد شکستم.خورد شدم.دلم برای 50 هزار هواداری که اون موقع شب به استادیوم رفته بودند سوخت.دلم برای تیمم و برای عشقم سوخت.برای بازیکنانی که هنوز برام عطر و بوی پرسپولیس واقعی روزهای گذشته رو دارند سوخت؛مخصوصا برای جادوگر ولی وقتی چهره پر از خشم و غم استیلی رو دیدم آروم شدم.آروم شدم چون این شکست با همه تلخی هاش شکست استیلی هم بود.کسی که بدون مقبولیت هواداران به پرسپولیس اومد و این نیمکت رو تصاحب کرد.کسی که هنوز یادم نرفته 4 سال پیش برای بیرون کردن امپراطور و تصاحب این نیمکت به چه کارهایی که متوسل نشد.اما اون موقع موفق نشد.چون امپراطور با یک دل شیر تا آخرش ایستاد.ایستاد و تیم رو قهرمان کرد.از همون روز تا الان استیلی در حسرت این نیمکت بود تا بالاخره امسال به لطف دوست عزیزش،حبیب کاشانی،به این آرزوی دیرینه اش رسید.اما من فراموش نکردم.من روزهای سختی که پرسپولیس به خاطر اون تحمل کرد رو فراموش نکردم.من کارشکنی های اون رو فراموش نکردم و نخواهم کرد من امروز به خاطر وجود اون احساس مثبت و منفی دارم.وقتی تیمم گل میخوره پر از غم و حس شکست میشم اما با دیدن چهره استیلی آروم میشم.وقتی تیمم گل میزنه پر از حس شادی میشم اما با دیدن چهره استیلی همه شادی هام پرپر میشه دیشب وقتی که بادامکی تونست گل مساوی رو بزنه لحظه ای پر از شوق و نشاط شدم.خوشحال شدم از اینکه حداقل لیگ رو با یک باخت خانگی شروع نکردیم و قلب 50 هزار هواداری که به استادیوم رفته بودند اگرچه خوشحال نشد ولی حداقل نشکست.اما وقتی چهره استیلی که با به ثمر رسیدن گل آروم گرفت رو دیدم همه شادی هام از یادم رفت.گل شادی ای که به خاطر پرسپولیسم و تک تک اونهایی که به استادیوم رفته بودند در قلبم شکوفا شده بود با دیدن چهره استیلی پژمرد. من از این احساس بیزارم.دلم پرسپولیسم رو مثل گذشته میخواد؛با قدرت،با شکوه،پر از عشق و سرخ سرخ مثل روزهایی که برای بازی هاش لحظه شماری میکردم نه امروز که حتی نمیدونم چه روزی بازی داره! دلم پرسپولیسی را میخواد که به خاطرش با همه بحث و جدل میکردم و کل مینداختم و ....  دلم برای پرسپولیسی تنگ شده که  شب و روزم و خواب و خوراکم بود دلم پرسپولیسی رو میخواد که برای گل زدنش با قلبم و بند بند وجودم دعا میکردم.دلم پرسپولیسی رو میخواد که برای قهرمانیش نذر میکردم و به 14 معصوم متوسل میشدم.دلم برای پرسپولیسم تنگ شده.... پرسپولیسم چقدر ازهم فاصله گرفتیم.اون روزها رو یادت میاد؟ یعنی میشه یه روزی دوباره این احساساتی که انقدر دلتنگشون شدم تکرار بشن؟یعنی میشه یه روزی دوباره برای بازی هات روز شماری و برای گل زدنت خدا خدا کنم؟یعنی میشه یه روزی دوباره از اون اشک هایی که بعد از شکستهات گونه هامو میشست از چشم هام سرازیر بشه؟یعنی میشه یه روزی دوباره برای قهرمانیت دعا کنم،نذر کنم و صلوات بفرستم؟یعنی میشه یه روزی دوباره یه قهرمانی به شیرینی قهرمانی دقیقه 96 تکرار بشه؟تو بگو...یعنی میشه؟

جادوگر سرخ

ای هوادار درفش کاویانت را به اهتزاز در بیاور....

خداوندا بار دیگر به دستانم توان نوشتن بده تا قدرتمند تر از قبل شروعی دوباره داشته باشم

قصه ی ضحاک ماردوش را همه ما در ادبیات خوانده ایم.اما بد نیست مرورش کنیم.چرا که وضع امروز پرسپولیس ما بی شباهت به آن قصه نیست....

روزگاری ایران زمین پادشاهی جمشید نام با فروغ ایزدی داشت.در آن زمان ایران زمین پر از صفا و دوستی بود و هیچ اثری از رنج و سختی و ظلم نبود.اما سر انجام جمشید مغلوب ضحاک نامی شیطان صفت شد و از آن روز بدبختی های ایرانیان شروع شد...ضحاک که با بوسه های شیطان بر شانه هایش مار هایی روییده بودند مجبور بود برای تسکین دردش هر روز دو پسر را قربانی کرده و مغز سر آن دو را به مارها بدهد تا آرام شود.سر انجام کاوه آهنگر علیه ضحاک به پا خاست.او که از 18 پسر 17 پسرش خوراک مارهای ضحاک شده بودند برای نجات آخرین پسرش به پاخاست.او با علم کردن پیش بند چرمین آهنگری  خود مردم را علیه ضحاک متحد کرد تا بتواند پادشاه راستین ،فریدون،را به پادشاهی برساند.او استشهاد نامه ای که ضحاک برای تبرئه خود به امضای بزرگان مملکت رسانده بود و از او میخواست که او هم گواه بر آن استشهاد نامه باشد نه تنها امضا نکرد بلکه آن را پاره کرد و زیر پا ریخت.و سرانجام با پیوستن به فریدون،نوه ی جمشید، او را به پادشاهی رساند.و به این ترتیب ضحاک کشته شد و ظلم و بی عدالتی به پایان رسید و  دوباره صلح و صفا در کشور برقرار شد...

و حالا داستان پرسپولیس....

اینجا پرسپولیس است.سرزمینی که روزی ۳۰ میلیون جمعیت داشت.سرزمینی پر از پاکی.سرزمینی پر از عشق و صفا و دوستی.سرزمینی پر از نشاط و موفقیت.سرزمینی که ۳۰ میلیون جمعیتش از آن با جانشان حفاظت میکردند.سرزمینی که همه به رنگ سرخ پرچمش سوگند یاد میکردند.سرزمینی که وسعتش نه به اندازه یک مستطیل سبز بلکه به وسعت قلب های هوادارانش بود....اما از روزی که حبیب کاشانی فرمان روای این سرزمین شد همه شور و نشاط و صفا و دوستی از این سرزمین رخت بربست.این سرزمین پر شد از بوی بد سیاست و دورویی و نفاق و دروغ و ریا.... و این فرمان روای جدید به زودی شروع به قربانی کردن اسطوره ها کرد(درست مثل کار ضحاک)...یکی پس از دیگری اسطوره ها قربانی شدند تا این آقا در سمت خود باقی بماند،عابدزاده مهدوی کیا و .... اما "حکومت با کفر باقی میماند ولی با ظلم باقی نمیماند"

این ظلم هایی که آقای کاشانی به 30 میلیون عشق سرخ کرده اند دیر یا زود موجب فروپاشی فرمانرواییشان میشود.فقط کافی است کاوه ای دیگر به پا خیزد و درفش کاویانش را علم کند...آن کاوه ما هوادارانیم....

آن کاوه یکی از ماست که باید با به اهتزاز در آوردن پرچم سرخش درفش کاویانی دیگر بسازد.حماسه ای دیگر بسازد تا فردوسی های آینده آن را به نظم درآورند....

هوادار به پا خیز....من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟.......به پا خیز تا ضحاک زمان را از سرزمینمان،پرسپولیس،بیرون کنیم

به پا خیز تا بار دیگر این سرزمین را پر کنیم از بوی فوتبال پاک....

به پا خیز که فریدون منتظر ماست...

به پا خیز و استشهاد نامه ی کاشانی(حکم سرمربی گری حمید استیلی)را پاره کن و زیر پا بینداز...

به پا خیز و بار دیگر صلح و صفا،دوستی و پاکی،موفقیت ونشاط،عدالت و فوتبال واقعی  را به پرسپولیست که غرق در ظلم وسیاست شده بازگردان....

استادیوم قبل و بعد از حضور کاشانی در پرسپولیس

closed

هنوز روزی رو که این وبلاگ رو ساختم به یاد دارم.روزی که با دلی پر از عشق و هیجان این وبلاگ رو ساختم تا از تیم محبوبم و بازیکنانش حمایت کنم.روزهای تلخ و شیرین زیادی رو با این وبلاگ همراه پرسپولیس پشت سر گذاشتم و الان این وبلاگ برام درست مثل یک دفترچه خاطرات شده.اما الان دیگه از اون شور و هیجان و عشق من چیزی باقی نمونده.یعنی نذاشتن چیزی باقی بمونه.اولش بازیکن محبوبم از تیم رفت و بعد محرومیتش.اما بازم با عشق به پرسپولیس به کارم ادامه دادم ولی الان دیگه با این وضعیت انگیزه ای برای ادامه دادن ندارم...

یه یاد همون روزهایی که با عشق قلم به دست میگرفتم و می نوشتم آخرین پست این وبلاگم رو برای کسی می نویسم که با همه شکست هاش و با همه ظلم هایی که بهش شد هنوزم اگر بخواد بهترین چپ پای ایرانه...

برای علی نیکبخت که یک روزی ستاره بی چون و چرای فوتبال ایران بود.برای علی نیکبختی که یک روز در پرسپولیس با گل هایی که میزد شادی را بر لبان ما می آورد.به یاد کسی که بازی های زیبایش هیچ گاه از یادم نخواهد رفت.به یاد کسی که خیلی زود از ذهن ها پاک شد و برای خیلی ها به خاطره ها پیوست...برای کسی که گل هایش را فراموش کردند و او را از صحنه فوتبال ایران محو کردند.به یاد کسی که گل هایش،زحمت هایش و بازی های زیبایش برای پرسپولیس از یاد هرکس برود از یاد من نخواهد رفت.

اما او هنوز هم اگر بخواهد میتواند علی نیکی سابق شود و با بازی زیبایش در زمین بدرخشد.

این را وقتی در بازی پرسپولیس-صبا او را دیدم باور کردم.او که در فصل قبل در استیل آذین خیلی ضعیف نشان داده بود و هرکسی به این باور رسیده بود که "علی نیکبخت تمام شده است" یک شنبه با بازی زیبا و جنگنده خود در مقابل پرسپولیس ثابت کرد که هنوز هم میتواند همچون ستاره ای در زمین بدرخشد.و ای کاش خودش هم به این باور برسد و باز هم بتواند به روزهای زیبای گذشته بازگردد...

در پایان از همه شما دوستای خوب و عزیزم که برام خیلی عزیزید یه تقاضای کوچیک دارم:اونم اینه که در این پست هر کس یه جمله قشنگ یا یه بیت شعر برام یادگاری بنویسه...

 

به پايان آمديم دفتر حکايت همچنان باقی است...

خدانگهدار...

تولدی دوباره....

برگی دیگر از دفتر خاطرات این وبلاگ ورق خورد.2 سال گذشت.دو سال از روزی که این وبلاگ رو ساختم.دو سال پیش درست در همین روز بود که با ساختن این وبلاگ پا به دنیای جدیدی گذاشتم.شاید بشه اسمش رو گذاشت:تولدی دوباره....

آره تولدی دوباره برای من .تولدی در یک دنیای دیگه،با یه آدمای دیگه،یه دنیای مجازی،یه دنیایی که با مجازی بودنش پر از عشق و محبت و صفاست،پر از دلای عاشقی که همشون با عشق مینویسن...

دو سال با این وبلاگ زندگی کردم.هیچ وقت فکرش را هم نمیکردم که این چنین با یک وبلاگ انس بگیرم.حالا این وبلاگ بخشی از خاطرات گذشته من،بخشی از زندگی حال من و بخشی از آینده من شده.2 سال با این وبلاگ خاطراتی تلخ و شیرین را تجربه کردم و دوستانی پیدا کردم که هیچ گاه در دنیای واقعی نمیتونستم پیدا کنم.این وبلاگ بهترین دوستان دنیا رو به من هدیه کرد و من رو با یه دنیای دیگه آشنا کرد.دنیایی که اگر چه مجازی است اما با این مجازی بودن به صد هزار دنیای حقیقی می ارزه!

حالا که دو سال گذشته تعداد دوستانم انقدر زیاد شدن که هر چقدر هم تلاش کنم که همه رو نام ببرم باز هم عزیزانی از قلم می افتند.من تا جایی که در توانم هست تلاش میکنم همه رو نام بردم.ولی پیشاپیش از کسانی که اسمشون جا افتاده معذرت خواهی میکنم.

تانیای عزیزم(وبلاگ هواداران نیکبخت و حقیقی)،فریناز عزیزم(وبلاگ ابراهیم شکوری)،ستاره پرسپولیسی عزیزم(وبلاگ ستاره سرخ)،عسل عزیزم(وبلاگ فریدون زندی)،گشین عزیزم(وبلاگ آرسنال،میلان،پرسپولیس) ،حمیده عزیزم(وبلاگ پرسپولیسیای با تعصب بیان تو)،سحر عزیزم(وبلاگ پرسپولیسی و کاظمیان)،آبجی سحر عزیزم(وبلاگ دختران پرسپولیسی)،سحر عزیزم(وبلاگ سلام پرسپولیسم)،سحر عزیزم(وبلاگ سرزمین عشق)،ناهید عزیزم(وبلاگ تو با منی تا همیشه)،ستاره عزیزم(وبلاگ سال های بلند من بی تو)،حوری وش عزیزم(وبلاگ دختران تاجی)،مرضیه جان(وبلاگ دختر 2 آتیشه پرسپولیسی)،رها جان(وبلاگ رها)،حوری ناز عزیزم(وبلاگ دنیای منی پرسپولیس!!بی مقدمه...!!!)،لیلی عزیزم(وبلاگ مجید اخشابی)،آتنای عزیزم(وبلاگ دیوید بکام و پرسپولیس)،شهره جان(وبلاگ پرسپولیس)سارا جان(وبلاگ علیرضا حقیقی)،وبلاگ اختصاصی شیث رضایی،هانیه جان(وبلاگ عشق ما پرسپولیس)،نازنین جان(وبلاگ علیرضا واحدی نیکبخت)،شیلای عزیز(وبلاگ بروبکس پرسپولیس)،سایه جان(وبلاگ پرسپولیس قهرمان همیشگی)،متینای عزیز(وبلاگ متینا و شیث...)،مینوی عزیز(وبلاگ میثاق معمارزاده)،مژی جان(وبلاگ ایران سبزم...پرسپولیس رویاهام)، یاسی جان(وبلاگ توپ ورزشی)،صادق عزیز(وبلاگ پارسپولیس)،آرمان جان(وبلاگ پاتوق آرمان)،علیرضا جان(وبلاگ یادیار فرهنگی-اجتماعی)،محمد عزیز(وبلاگ یخاب)، بابک عزیز(وبلاگ بابک پرسپولیسی)،فرزاد عزیز(وبلاگ رسمی هواداران فرزاد فرزین)،افشین عزیز(وبلاگ مستر افشین)،محمد عزیز(وبلاگ رد هارت)،محمد جواد عزیز(وبلاگ اختصاصی محسن خلیلی9)،امیرحسین عزیز(وبلاگ آبنبات لیسی+وبلاگ چرک نویس های یک سر دبیر)،مهدی عزیز(وبلاگ پرسپولیس.آرسنال.آ ث میلان.بارسا)،محسن عزیز(وبلاگ دلسوخته عشق)،سروش عزیز(وبلاگ سرزمین کره)،ماهان عزیز(وبلاگ ستاره سرخ)،آقا علیرضا(وبلاگ تیفوسی34)،آقا مسعود(وبلاگ هواداران فوتبال دوست اراکی)،آقا علیرضا (وبلاگ دست نوشته های یک پسر غرغرو)،آقا امین(وبلاگ شن سا دلان)،آقا محمد رضا(وبلاگ من و بی بی)،آقا رضا(وبلاگ دیگه دیدنم محاله)، آقا نیما(وبلاگ به نام یزدان)،آقا علیرضا(وبلاگ پرسپولیس قهرمان)،آقا علی(وبلاگ ورود استقلالی ها ممنوع شد!)،آقا محمد رضا (وبلاگ از اول تا ابد عشق است پرسپولیس)،آقا علی(وبلاگ جزیره تنهایی)،آقا ایمان(وبلاگ استقلال ایمان)،آقا حسین(وبلاگ نامه نگاری های حسین بن باباش)،آقا علی (وبلاگ نیشخند) و ده ها دوست عزیز دیگری که اسمشان از قلم افتاد!

با یک شعر زیبا که پست رو به پایان میبرم:

قلب من قالی خداست

تار و پودش از پر فرشته هاست

شب که می شود خدا

روی قالی دلم

راه می رود

ذوق میکنم،گریه میکنم

اشک من ستاره می شود

هر ستاره ای به سمت ماه می رود

قلب من چقدر قیمتی است

چون که قالی ظریف و دست بافت اوست

این پرنده که لای تار و پود آن نشسته است

هدهد است

می پرد به سوی قله های قاف دوست!

 کیک تولد وبلاگ

هیاهوی جام نوزدهم

مطلب از وبلاگ شن سا دلان با عنوان"هیاهوی جام نوزدهم"که خواندنش خالی از لطف نیست:

از رویای جهانی تا کابوس ایرانی

به واسطه خریدن آبروی ایرانیها: 

 THANKS MR JI SUNG

به راستی که چه تلخ است قصه نالایقیمان.حالا بیش از پیش پی می بریم که چطور بازیچه دست کوچک و بزرگ شده ایم.حالا که همه دنیا در هیاهوی یک رویا قرار گرفته اند.رویایی که 4 سال یکبار برای ما به کابوسی تلخ تبدیل می شود.تلخ تر از تمام تلخی های عالم.تلخ تر از توهین به شعور مردم.تلخ تر از همه ضعف های موجود.تلخ تر از همه ناکامی هایمان که ما را روز بروز تحقیر کرد و به جایی رساند که بنشینیم و ببنیم کدام قهرمان یک رگ ایرانی در بدن دارد و به واسطه ایرانی بودنش پشت قهرمانی اش قایم شویم و به ریش مردم لبخند که چه عرض کنم قهقهه بزنیم.تلخ تر از این همه شکست پیاپی در عرصه های مختلف.تلخ تر از قصه دردناک المپیک کابوس وار پکن.

حالا باید بنشینیم و ساق های هنرمند بزرگان فوتبال را نظاره گر باشیم به امید روزی که یکبار دیگر گذر مردانی چون ایویچ و برانکو به وطنمان بیفتد و به واسطه زحماتشان آنها را محاکمه کنیم و از ایران فراری دهیم.حالا میفهمیم همین ویچ هایی که مدتی سوهان روحمان بودند چطور در ضعف مطلق امکانات کارهایی کردند که دار و دسته آقایان با هزینه های میلیاردی در انجامش ناتوان ماندند.حالا بخند آقای کفاشیان.حالا کلمنته را اسکورت کن ناصر خان شفق.حالا کشورت را فدای شهرت کن آقای تاج.حالا 10 هفته مانده به پایان لیگ اخراجها و سقوط تیم های خصوصی را پیش بینی کن آقای X. حالا پشت سکوهای سیمانی ورزشگاههای مدرنت (!) که با هزینه های شخصی (!) ساختی پنهان شو آقای علی آبادی و حالا ایران را قدرت اول فوتبال آسیا بدان آقای ...

کاش قصه درد ما به همین جا ختم میشد اما مشکلات ما فراتر از اینهاست.مشکلات ما به روزهای ناخوشیمان نیست.ما در روزهای خوشمان از روزهای بدمان ناخوش تریم.هنوز حوادث جام هجدهم از خاطرمان پاک نشده است که حالا باید حسرت خورد و به نظاره نشست این همه ذوق و شور و شعف جهانیان را.اما کمی هم به خود بیاییم ما لیاقت جهانی شدن نداریم.ما همان هایی هستیم که به خاطر صعود به جام ملتها دور افتخار میزنیم.پس رویای ما حضور در جام ملتهاست و بیش از آن را هم نمی خواهیم.نه لبخند موقت در جام جهانی را میخواهیم و نه اس ام اسهای آنچنانی بعد از بازیها را.نه نامگذاری های آن چنانی اش را می خواهیم(مردان آریایی) و نه لگد زدن به ساکهایش را.ما با صعود به جام ملتها خوشحالیم و عین خیالمان هم نیست که جام جهانی را بدون نام ایران ببنیم.خدا را شکر این همه نماینده در جام جهانی داریم.یک عکاس،محمود یاوری،و از هم مهمتر اینکه حالا کفاشیان هم در آفریقا حاضر است و خود نماینده ای برای ماست.پس دست به دعا برداریم برای آنهایی که مانع از صعود مجددمان و البته آبروریزی مجددمان شدند.پس به واسطه گل بی موقعت متشکریم آقای جی سونگ...

منبع: شن سا دلان

 

قهرمانی

سه روز از قهرمانی میگذره و برای این آپ خیلی دیر شده...

ولی در هر صورت قهرمانی پرسپولیس رو به همه شما دوستان سرخ دل عزیزم تبریک میگم.

خوشبختانه بازی فینال قشنگ و حساس بود.گسترش فولاد هم همه تلاشش رو کرد ولی بیشتر بازیکنانش کم تجربه بودند و توان مقابله با پرسپولیس رو نداشتند.جای شکرش باقی است که بازی رو مقتدرانه بردیم و مثل بازی رفت ضعیف نبودیم.

خدا رو شکر با این قهرمانی سال آینده جام باشگاه های آسیا بدون پرسپولیس نیست.امیدوارم سال آینده با هر مربی و هر بازیکنی که هستیم بتونیم برای ایران افتخار بیافرینیم.

راستی جشن قهرمانی چقدر بد بود.آخه بی نظمی هم حدی داره.تازه نیم ساعت طول کشید تا جام رو دادن.وقتی هم میخواستن جام رو بدن اصلا معلوم نبود روی سکو چه خبره و کی به کیه...اومدن لیدر ها هم که وضع رو بدتر کرد.آخه کجای دنیا وقتی یک تیم قهرمان میشه لیدرهای تیم هم میرن روی سکوی قهرمانی؟واقعا شرم آوره.تعداد لیدرها به قدری بود که دیگه بازکنا روی سکو گم شده بودند....

اما این توی این بازی یه چیز همش آزارم میداد....نمیتونستم ببینمش.اشک تو چشام جمع میشد و دلم میگرفت.اون منو به میبرد به دو سال پیش....به روزای اوج....به روزای قشنگ و رویایی....به اون روزایی که یه پرسپولیس به تمام معنا سرخ و پاک و یه عالمه دل عاشق داشتیم....آره اون عباس آقایی بود.....چقدر دیدنش در مقابل پرسپولیس سخت بود....چقدر دوست داشتم به جای پیراهن گسترش فولاد پیراهن پرسپولیس بر تنش باشه.اما افسوس که اونم مثل بقیه رفته....یادش بخیر دو سال پیش وقتی سر کلاس زبان سحر بهم گفت که عباس آقایی رفت.... چه حالی شدم و چقدر دلم شکست.ای کاش برمیگشت...

و اما افتضاحی که محسن در این بازی بالا آورد و غرور ایرانی را بر باد داد و ما را مسخره خاص و عام کرد....

بوسیدن پای یک عراقی(هوار محمد) توسط یک ایرانی (محسن خلیلی) در روز آزاد سازی خرم شهر....

چرا این کار رو کرد؟چرا غرور ما ایرانی ها رو شکست؟چرا باعث شد که مسخره کل دنیا بشیم؟چرا ....؟

هوار بهش پاس گل داد و شاید محسن در اون لحظه نه قصدی داشت و نه متوجه بود که چه کار میکنه ولی افسوس که این عمل نا آگاهانه محسن چقدر عواقب و بازتاب بدی داشت....

گل زدن محسن در بازی قهرمانی خیلی شیرین بود ولی افسوس که خودش این شیرینی را تلخ کرد....

لینک دانلود گل محسن:  http://www.4shared.com/video/rf_UQqEg/perspolis3-1gostareshpnncir.html

جشن قهرمانی

پ.ن1: دعوت شدن هادی نوروزی،علیرضا حقیقی،حمیدرضا علی عسگر و علیرضا محمد رو به تیم ملی تبریک میگم.واقعا شایسته پیراهن تیم ملی هستند.

پ.ن:با توجه به اینکه فصل امتحاناست احتمالا تا آخر امتحاناتم دیگه پست جدید نمیذارم.پس تا 20 روز دیگه خدا نگهدار

28 اردیبهشت 87/28 اردیبهشت89

۲ سال از اون روز تاریخی و از اون لحظه رویایی گذشت.اما هنوز خاطراتش برام زنده است.انگار همین دیروز بود.دقیقه ۹۶ بود و داشتیم مرگ قهرمانی که براش یک سال زحمت کشیده بودیم رو جلوی چشمامون میدیدیم.اما همه ته دلمون امید داشتیم.چون میدونستیم خدا هم پرسپولیس رو دوست داره و دلش میخواد تیمی که واقعا حقش قهرمانیه جام رو ببره.و بالاخره معجزه خدایی رخ داد و پرسپولیس در دقیقه ۹۶ قهرمان شد...چه جشنی....چه قهرمانی ای.... چه شکوهی.....چه اشک های شوقی.....و چه عظمتی....ای کاش یک بار دیگر تکرار میشد ولی افسوس که معجزات فقط یک بار انجام میشوند....

حالا بعد از 2 سال یک بار دیگر در چنین روزی پرسپولیس و سپاهان به مصاف هم رفتند تا پایان بخش لیگ نهم باشند.ولی تفاوت بین این دو بازی از زمین تا آسمان بود....

این بار سپاهان از قبل قهرمان شده و پرسپولیس حتی امیدی به سوم شدن هم نداشت چه برسد به قهرمانی....این بار دیگر نه امپراطوری بود نه بچه های با غیرتی که تا دقیقه 96 از جان و دل مایه بگذارند....

این بار فقط یک شبه پرسپولیس در زمین بود و این بازی فقط یک بازی تشریفاتی بود که سپاهانی ها با گذشت هر لحظه از این بازی به جام قهرمانی نزدیکتر میشدند. این بار هم در لحظات پایانی بازی 1-1 مساوی بود؛درست مثل 2 سال قبل.اما این بار هیچ کس تلاشی نمیکرد تا بازی 2-1 شود.این بار همه ایستاده بودند و منتظر سوت پایان بازی و قهرمانی سپاهان بودند.و اما دقیقه 96 ای که دیگر تکرار نشد و در دقیقه 93 این بازی به اتمام رسید... و چه جشنی!!!!!!!!!! جشنی در سکوت و در ورزشگاهی خالی....

درست نقطه مقابل جشن 2 سال پیش پرسپولیس

درسته که این بازی حساسیت 2 سال پیش را نداشت ولی ای کاش بچه ها برای این بازی هم از جان ودل مایه میگذاشتند تا حد اقل در روز قهرمانی سپاهان با شکستشان جام را به کامشان تلخ کنیم...

 پرسپولیس-سپاهان 89

نام پرسپولیس از نام ستارگانش جدا نیست/اول تعصب ملی بعد تعصب تیمی

با وجود اینکه امتحاناتم شروع شده و درسام خیلی خیلی سنگینه و اصلا وقت نت رو ندارم ولی برای اینکه شرمنده شما دوستان عزیزم نشم شنبه با هزار بدبختی اومدم نت و نزدیک به ۱ ساعت بیشتر پستی رو نوشتم تا وبلاگم خاک نگیره ولی از شانس قشنگ بنده (!)وقتی میخواستم یکی از صفحه های باز رو ببندم استباهی صفحه بلاگفا رو بستم و تمام زحماتم در عرض یک ثانیه بر باد فنا رفت.دیگه هم نه وقتشو داشتم که دوباره از اول بنویسم نه حوصله اش رو.

سعی میکنم حرفای اون روزم رو دوباره بنویسم.دیگه اگر حرفام یه مقداری قدیمی شده و تاریخ مصرفش گذشته به بزرگواری خودتون ببخشید.

در ضمن خیلی خیلی شرمنده کسانی هستم که نظراتشون رو نرسیدم جواب بدم.فصل امتحاناست و خودتون کمبود وقت رو درک میکنید مخصوصا برای من که امتحاناتم نهایی است و ۱۵ درصد کنکور رو تشکیل میده.اگر درسا فرصتی باقی بگذاره مطمئن باشید پاسخ دادن به کامنت های شما برای من در اولویت قرار داره.

دیگه از این حرفا بگذرم و برم سراغ اصل مطلب:

بازی رفت فینال رو بردیم و هر چند دیر ولی جا داره که به همه شما دوستان این برد رو تبریک بگم.اگر چه من قبلا نظرم رو در مورد جام حذفی گفته بودم.به قول روزنامه های ورزشی با این برد نیمی از جام سرخ شد.جای شکرش باقی ست که این بازی داوری خوبی داشت و با تلاش و شانس بازی رو بردیم نه به کمک داوری!

راستی گفتم شانس.شما دقت کردید که چقدر خوش شانس بودیم که موقعیت های گسترش فولاد گل نشد؟و چه آبرو ریزی میشه اگر در بازی برگشت این شانس رو نداشته باشیم؟اون وقت دیگه حسرت جام و آسیا به دل همه هواداران میمونه....!

اما از این حرفا بگذریم.توی پست قبلی حرفایی که زده بودم صدای خیلی ها رو در آورد.بعضی حرفا واقعا حق بود و بعضی از حرفا ناحق.

اونایی که اومدن و از کاشانی حمایت کردند که باید بگم من نظرم در مورد ایشون عوض نمیشه و همچنان معتقدم یک مدیر سیاسی هیچ جایی در فوتبال نداره و ایشون فقط به انگیزه شهرت و محبوبیت به پرسپولیس اومدن وگرنه که دلشون برای پرسپولیس نسوخته.البته با رفتن ایشون هم فکر نمیکنم مشکلات حل بشه.چرا که مشکل فوتبال ما باید ریشه ای حل بشه.از کجا معلوم که کاشانی بره یه مدیر فوتبالی جاش بیاد؟از کجا معلوم یکی بدترش نیاد؟این مشکل فقط وقتی حل میشه که پرسپولیس خصوصی بشه.

اما افرادی که از علی دایی حمایت کردند و حرفای من رو زیر سوال بردند.تا حدی حرفا و انتقادها به جا بود.

در مورد اینکه میگید علی دایی تیم رو خودش نبسته و نباید نتایج ضعیف تیم رو به اون نسبت داد حرف شما رو قبول دارم.شاید توی پست قبلی تند رفتم و دلیلش عصبانیتم بود ولی فراموش نکنید من توی پست قبلی علی دایی رو با وینگادا مقایسه کردم که شرایط کاملا مشابهی داشتند.منظورم اینه که وینگادا هم خودش تیمش رو نبسته بود.

همه میگن که باید فصل بعد رو به علی دایی فرصت داد.مطمئنا تیم خوبی رو میبنده و پرسپولیس فصل آینده خیلی متحول میشه.همه این حرفا رو قبول دارم احتمالا هم چند تا از ستاره های تیم های دیگر رو فصل بعد به پرسپولیس بیاره.ولی با وجود علی دایی اصلا نمیتونیم امیدوار باشیم که ستاره هایی مثل علی کریمی(که هیچ وقت یادمون نمیره فصل قبل با رفتنش چقدر همه ناراحت شدیم) به پرسپولیس برگردند...

جواب کسانی که معتقدند عابد زاده،کریمی،مهدوی کیا،پیروانی و ... اسم هایی هستند که میان و میرن و اون چیزی که باقی میمونه پرسپولیسه رو نیز باید بدم:

یه سوال برام پیش اومده.شما جوابش رو بدید:آیا اسم پرسپولیس جدا از اسم این افراده؟آیا وقتی یک نفر اسم پرسپولیس رو میاره شما چهره مجتبی زارع،مهدی شیری،هادی نوروزی،نبی باقریها و .... در ذهنتون مجسم میشه یا عابد زاده،جادوگر،مهدوی کیا،افشین پیروانی و بقیه اسطوره ها؟

آیا میشه این افراد رو از پرسپولیس جدا کرد؟درسته که الان توی تیم دیگه ای هستن،درسته که اونا رو از خونه خودشون بیرون کردن ولی آیا روحشون،عشقشون و دلشون رو هم میتونن از پرسپولیس جدا کنند؟آیا میتونن نام این افراد رو از تاریخ پرسپولیس پاک کنند؟از ذهن ما هوادارا چی؟میتونن کاری کنن که حتی ما هم از یاد ببریم که با چه کسانی عاشق پرسپولیس شدیم؟آیا اگر این افراد نبودند پرسپولیس این همه محبوب بود و این همه هوادار داشت؟چند میلیون از این 30 میلیون هوادار فقط به خاطر این افراد پرسپولیسی شدند؟

اگر امروز عشق به پرسپولیس سراسر وجود ما رو فرا گرفته و زندگی ما رو سرخ کرده دلیلش همون روزهای اوج پرسپولیس با این افراده و ما هیچ وقت اون روز ها رو از یاد نمیبریم.

امثال آقای کاشانی بالاخره از پرسپولیس میرن و فقط یک لکه سیاه از خودشون در تاریخ پرسپولیس باقی میذارند ولی عقاب همیشه همچون نگینی بر تاریخ پرسپولیس خواهد درخشید.

شادی شیث بعد از گل

پرسپولیس-گسترش فولاد


چند کلمه حرف هم با هوادارانی دارم که حذف استقلال رو از جام باشگاه های آسیا تبریک گفتند!

واقعا برای این افراد متاسفم.تعصب تیمی تعصب ملی ما رو از بین برده ودیگه فراموش کردیم که ما قبل از اینکه یک پرسپولیسی باشیم یک ایرانی هستیم.شماهایی که به خاطر باخت تیم رقیب جشن گرفتید آیا در سطح بین المللی هم استقلال رقیب ماست؟یا نماینده کشور ما؟آیا شما به این موضوع فکر نمیکنید که بعد از حذف استقلال عرب ها چی میگن؟ آیا اونها میگن که یک تیم ایرانی را حذف کردیم یا اینکه رقیب پرسپولیس(!) را حذف کردیم؟

آخه چه بر سر ما اومده که از اینکه توسط کشورهای عربی مورد تمسخر قرار بگیریم خوشحال میشیم؟

ما همون ایرانی هایی نیستیم که همیشه از تیم های عربی بیزار بودیم؟آیا ما خاطره تلخ شکست به عربستان توی ورزشگاه آزادی رو از یاد بردیم؟شکستی که باعث شد حسرت جام جهانی بر دلهای ما بماند!

کجای این مطلب شادی آور است؟درسته که ما خودمون پارسال حسرت آسیا بر دل هایمان ماند و به خاطر این موضوع بسیار دل شکسته شدیم ولی این موضوع نباید تعصب ملی ما رو از بین ببره.

البته در مورد سپاهان موضوع کمی فرق میکنه و با اینکه سپاهان هم نماینده ایران بود و حذف زودهنگامش کمی ناراحت کننده بود ولی خود من به یک دلیل از حذف این تیم خوشحال شدم.

دلیلش این بود که با حذف سپاهان ناپاکی لیگ ایران بیش از پیش اثبات شد.چرا که امیر قلعه نوعی که دو سال است تیم خود را قهرمان ایران میکند هر دو سال با تیم قدرتمند خود در آسیا هیچ کاری نمیکند و در مرحله مقدماتی حذف میشود.

چقدر لیگ ایران ناپاک است که تیم سپاهان قهرمانش باید این گونه حذف شود و تیم مس که این فصل همش در خطر سقوط به دسته اول بود و هیچ کس به این تیم امیدی نداشت اینطور قدرتمند در آسیا حاضر شد و چه قدر تلخ و غم انگیز حذف شد....

با این حال حضور یکی از قدرتمندترین و پاک ترین تیم های ایرانی در جمع 8 تیم برتر آسیا امیدوار کننده است و همه با هم به دور از تعصب تیمی از تنها نماینده ایران در مرحله بعد حمایت میکنیم.

 

به امید قهرمانی ذوب آهن در آسیا

 

کرانچار چه چیزی از دایی کم داشت؟

از نوشتن برای یک تیمی که فقط نام پرسپولیس رو یدک میکشه خسته شدم.تا کی از عشق پاکم به پرسپولیس بنویسم در حالی که یه عده بازیکن این اسم رو به تمسخر گرفتند؟کجاست اون غیرت پرسپولیسی که همیشه زبانزد بود؟کجان اون بازیکنای متعصب پرسپولیسی که به عشق پرسپولیس و با غیرت تا آخرین لحظه میجنگیدند؟این تیم چی براش مونده جز یه تاریخ و یه اسم؟این پرسپولیس چه شباهتی به اون پرسپولیسی داره که عاشقش شدم،با بردهاش خندیدم، با باخت هاش گریه کردم،با گل زدناش فریاد کشیدم،با گل خوردناش بغض کردم، با قهرمانیاش اشک شوق ریختم و به خود بالیدم که هوادار چنین تیمی هستم و ...

اما پرسپولیس امروز چیه؟تیمی که بالاترین هدفش رو گرفتن سهمیه آسیا قرار داده؟ تیمی که چون احساس میکنه دیگه جام حذفی رو میبره (که اونم معلوم نیست ببره یا نه!) دیگه قید لیگ برتر رو زده؟تیمی که انقدر نسبت به احساسات 30 میلیون هوادارش بی تفاوته که می ره و جلوی ابومسلمی که سقوط کرده 3 تا گل میخوره؟تیمی تا این حد بی غیرت که دیگه براش اهمیت نداره سوم جدول باشه یا چهارم یا پنجم؟تیمی که تحقیر شدن هواداراش اصلا براش مهم نیست!واقعا اگر جام حذفی رو نبره چی میشه؟چقدر غرور این هوادارا باید لگد مال بشه؟(هرچند با این فوتبال پاکی که داریم(!!!!!) و به لطف آقای کاشانی(!!!!!)انقدر هوای تیممون رو دارند که حتی اگر گسترش فولاد خودش رو هم بکشه جام رو تقدیم پرسپولیس کنند)

دیگه فریادهایی که بعد از گل زدن پرسپولیس میکشم از ته قلبم نیست،دیگه باخت هاش اشکم رو جاری نمیکنه،دیگه موقع بازی سلام و صلوات نذر نمیکنم که ببره،دیگه بردهاش تمام شادی های عالم رو مهمون قلبم نمیکنه چون دیگه عشقی نمونده...

روزی که من از کرانچار حمایت میکردم همه شما از من انتقاد میکردید و میگفتید کرانچار مربی خوبی نیست ولی امروز جایگاه پرسپولیس رو ببینید!علی دایی تیم سوم کرانچار رو تحویل گرفت و اکنون آن تیم پنجم است.فصل قبل وقتی وینگادا تیم سوم پیروانی رو تحویل گرفت و اون تیم به جایگاه پنجم جدول نزول کرد همه انتقاد ها به سمت وینگادا سرازیر شد و او انواع توهین و تحقیر را تحمل کرد.اما امروز که علی دایی شرایطی مشابه با وینگادا دارد هیچ کس کوچکترین انتقادی از او نمیکند و همه  به وضع امروز تیم راضی و قانع هستند به امید آنکه قهرمان حذفی شویم.آیا شما فکر میکنید کرانچار نمیتوانست تیم را به فینال جام حذفی برساند؟دایی چه کاری برای تیم انجام داده که کرانچار توانایی انجام آن را نداشت؟به راستی این قهرمانی جام حذفی چه ارزشی دارد؟قهرمانی که فینالش بازی در برابر یک تیم دسته اولی باشد چه ارزشی دارد؟هر چند این تیم با چنین فوتبالی برای برد همان تیم دسته اولی هم به لطف ویژه ی داوران نیاز دارد!

من عاشق اون پرسپولیس پاک بودم وهستم نه پرسپولیس امروز که بازیچه دست آقای کاشانی شده.اما امیدوارم که با محو شدن فوتبال دولتی از صحنه فوتبال ایران و به وجود اومدن یک فوتبال پاک و خصوصی باز هم پرسپولیس خودم رو ببینم.یه تیم پاک با بازیکنای متعصب وجنگنده که برای تیمشون با جون و دل بازی کنند...به امید آن روز

دایی و کاشانی

تیمی به اسم پرسپولیس!

نیمه نهایی به رنگ فینال با عطر قهرمانی

روز گذشته پرسپولیس در حالی به مصاف صبای قم رفت که حریفش در فینال مشخص شده بود.تیم قدرتمند ذوب آهن حذف شده و تیم دسته اولی گسترش فولاد تبریز به فینال جام حذفی راه یافته بود.بنابراین صعود به فینال تا حدی حکم قهرمانی پرسپولیس در جام حذفی بود.

اما هیچ کدام از انتظارهایی که داشتیم تا تیم محبوبمان یک بازی مهیج و زیبا را از خود به نمایش گذاشته و در مقابل 70 هزار تماشاگر خود در ورزگاه آزادی خیلی زود کار را تمام کند بر آورده نشد و پرسپولیس 90 دقیقه بازی سرد و بی روحی را از خود به نمایش گذاشت تا بازی در وقت قانونی اش صفر صفر مساوی شود.علاوه بر این با اینکه یک پرسپولیسی هستم اگر بخواهم از جایگاه حق قضاوت کنم داور در این دیدار با پرسپولیس همراه بود و اخراج بازیکن صبا درست نبود.بسیاری از خطاها که به نفع پرسپولیس گرفته شد و بسیاری از خطاهای صبا که گرفته نشد نیز همگی گواه این گفته من است.اما بازیکنان پرسپولیس با تمام این مزیت هایی که داشتند نتوانستند بازی را به نفع خود رقم بزنند تا کار به وقت اضافه و ضربات پنالتی نکشد.در وقت اضافه شاهد بازی ای به مراتب گرم تر و مهیج تر از هر دو تیم بودیم ولی باز هم گلی ندیدیم تا کار به ضربات پنالتی کشید.ضربات پنالتی نیز بسیار نفس گیر و حساس بودند چرا که در ابتدا حوار اولین پنالتی را خراب کرد و بعد از آن برق ورزشگاه آزادی رفت تا برای چند دقیقه همه ما در استرس به سر ببریم.اما بعد از آمدن برق و ادامه پنالتی ها با درخشش علیرضا حقیقی در چارچوب دروازه توانستیم با نتیجه 4 بر 3 به فینال راه بیابیم و این بازی طولانی و مضطرب را به خوبی و خوشی به پایان برسانیم.بعد از صعود به فینال گویی حس قهرمانی زنده شده و این نیمه نهایی برابر با یک فینال شده بود.70 هزار تماشاگر زیر باد و باران همگی با هم جشن پیروزی را گرفته و از آنجایی که حریف در فینال یک تیم دسته اولی است شانس زیادی برای قهرمانی داریم.

به امید قهرمانی تیم همیشه سرخ پرسپولیس

پرسپولیس-صبا

محسن بازیکن همیشه محبوب سرخ

کارت زرد به بازیکن صبا

ترکتور1-پرسپولیس1

بازی امروز دو نیمه کاملا متفاوت داشت.

نیمه اول در حالی که همه با هیجان وصف ناپذیری منتظر یه بازی فوق العاده بودیم یه بازی خیلی ضعیف و بد از تیم دیدیم.نیمه اول پرسپولیس فقط دفاع میکرد و اصلا در فکر گل زدن نبود و هیچ موقعیت خطرناک درست و حسابی ای روی دروازه تراکتور ایجاد نکرد.در عوض تراکتور سراپا حمله بود و هرلحظه احتمال باز شدن دروازه ما می رفت.دفاع پرسپولیس هم که همیشه با نبود شیث  خیلی آسیب پذیر میشه،امروز هم استثنا نبود و افتضاح کار کرد. خیلی شانس آوردیم که بیش از این گل نخوردیم. اشتباه های دفاع به بیشترین حد خودش رسیده بود .بیچاره حقیقی از دست این دفاعها چی میکشه!بزرگترین اشتباه هم در این بین جلال اکبری مرتکب شد و یک گل رو به فرهاد خیر خواه تقدیم کرد.آخه کی باورش میشه این فرهاد خیر خواه همون فرهاد خیر خواهی باشه که فصل قبل توی پرسپولیس بود؟فصل قبل خیرخواه یا اصلا بازی نمیکرد یا اگر هم بازی میکرد اصلا وجودش توی زمین موثر نبود ولی الان شده ستاره تراکتور!شاید اگر کمی تیزهوش بود و از موقعیتهاش بهتر استفاده میکرد میتونست بیشتر از اینا دروازه ما رو باز کنه.حالا از فرهاد خیرخواه بگذریم.

فکر کنم باید از جلال اکبری ممنون باشیم که این گل رو به خیر خواه تقدیم کرد.چرا که پرسپولیس تا این گل رو دریافت نمیکرد قصد نداشت به خودش بیاد و چه بهتر که زوتر گل رو دریافت کرد و فرصت جبران داشت.بعد از دریافت این گل بود که پرسپولیس تازه بازی رو شروع کرد و به فکر حمله افتاد.هرچند دیگه نیمه اول رو به اتمام بود.اما نیمه دوم ما با پرسپولیسی کاملا متفاوت با پرسپولیس نیمه اول مواجه شدیم.این بار پرسپولیس سراپا حمله شده بود و تراکتور دفاع!بالاخره هم با همکاری قشنگ خلیلی و نوروزی به گل رسیدیم.خلیلی که نیمه اول خیلی ضعیف نشون داده بود و همش یا موقعیت ها رو خراب میکرد یا توپ رو لو میداد در این صحنه خیلی عالی ظاهر شد و تونست از بین 3 مدافع حریف توپ رو به هادی نوروزی پاس بده و نوروزی هم یک گل خیلی قشنگ رو به ثمر رسوند.

بعد از اون گل هم  موقعیت های خیلی خوبی به دست آوردیم و شاید اگر شانس نیمه اول در نیمه دوم هم با ما همراه بود میتونستیم 3 امتیاز بازی رو بگیریم.هر چند یک امتیاز هم چندان بد نبود.

این یک امتیاز از یک جهت خوب و از دو جهت بد بود.

خوب بود چون تا امروز فقط یک تیم یعنی سایپا تونسته توی تبریز از تراکتور ببره و ما هم چندان توقعی نداشتیم که توی اون شرایط سخت تیم بتونه ببره.

بد بود به 2 دلیل:یکی اینکه ما با بازی خوب نیمه دوممون میتونستیم سه امتیاز رو بگیریم و دومین تیمی باشیم که توی تبریز تراکتور رو برده،ولی خب از بدشانسیمون نشد.

دوم اینکه با این 1 امتیاز جایگاه سوممون توی جدول سست شد و چه بسا اگر استقلال ذوب آهن رو ببره ما به رتبه چهارم جدول سقوط میکنیم.در اون صورت دیگه باید به کسب سهمیه آسیا از طریق حذفی امیدوار باشیم.چون بازی هایی هم که در پیش رو داریم بازی های سختی هستند.بازی بعدی با استیل آذین داریم و استیل آذین هم میخواد که با برد ما در هفته آینده به کسب سهمیه آسیا امیدوار بشه.بازی بعد هم با ابومسلمه.ابومسلم هم که داره نفس های آخرش رو توی لیگ میکشه حتما توی بازی با ما همه تلاشش رو برای بقا توی لیگ میکنه.و بازی آخر هم که با سپاهان داریم و یه بازی حیثیتی و سخت برای هر دو تا تیم هستش و حتی اگر تا اون موقع قهرمانی سپاهان تثبیت هم شده باشه ما باید تیم قلعه نوعی رو ببریم.

ولی با همه این حرفا بازم امیدوارم که حداقل جایگاه سوممون رو از دست ندیم.

در آخر هم باید بگم که:باز هم عشق است پرسپولیس

نوروز89 مبارک باد

دوباره ماهی سرخ

دوباره آبی آب

دوباره عیدی من

غزل های ترد ناب

دوباره دست های تو

سفره هفت سین من

وقت تحویل بهار

ساعت عاشق شدن

***

بعد از مدتها که این وبلاگ را آپ نکرده بودم و هیچ حسی برای نوشتن نداشتم اکنون این پست را نوشتم تا این زیباترین جشن باستانی را به همه شما عزیزان تبریک گویم.

فعلا چندان در جریان اتفاقات فوتبال نیستم و هفته گذشته که سفر بودم حتی دو بازی اخیر تیم رو هم ندیدم.پس حتی اگر حس نوشتن هم داشتم چیزی برای گفتن نداشتم.نمیدونم پست بعدی این وبلاگ کی باشه.ولی اگر در سال جدید روحیه جدیدی برای نوشتن پیدا کنم حتما بیش از سال گذشته در خدمت شما عزیزان خواهم بود ولی اگر باز هم مثل یکی دو ماه گذشته باشم پستی نخواهم گذاشت.به امید موفقیت همه شما عزیزان و تیم محبوبمون در سال پیش رو.سال گذشته که از هر نظر برای من سال بدی بود.از نظر فوتبالی ناکامی های پرسپولیس در فصل گذشته به بیشترین حد ممکن رسید؛حذف شدن از آسیا و جام حذفی و همین طور نگرفتن سهمیه آسیا و رفتن ستاره های تیم.تیم شهرم هم که در فصل گذشته خیلی امیدوار بودیم به لیگ برتر صعود کنه در کمال ناباوری صعود نکرد.از لحاظ سیاسی هم که افتضاح بود.نمیخوام پست رو سیاسی کنم پس توضیحی نمیدم چون خودتون همه متوجه منظورم میشید.از لحاظ شخصی هم سال پر فراز و نشیبی رو پشت سر گذاشتم.حالا با همه خاطرات تلخ و شیرین سال 1388 خداحافظی کرده و با قلبی سرشار از امید و شادی به استقبال سال 1389 میرویم.به امید آنکه این سال سالی زیبا و موفقیت آمیز برای تیم محبوبمان،برای کشور عزیزمان ایران و برای همه ما در زندگی شخصیمان باشد.

نوروز،یادگار صداقت جمشید،عشق فرهاد،عظمت کوروش،غیرت آرش و غرور پارسیان بر همه شما سرخ دلان عزیز مبارک باد.

شکسته شدن طلسم مساوی ها

هرچند برای آپ کردن از بازی دیروز خیلی دیر شده ولی نمیشه از دربی ۶۸ ننوشت.

دیروز یکبار دیگر پرپسولیسی را دیدم که مدت ها از آن خبری نبود.پرسپولیسی که بوی عشق و غیرت بدهد.پرسپولیسی که اشک شوق را از چشمانم سرازیر کرد.دیروز همه بچه ها با جان و دل بازی کردند تا دیگر این دربی مساوی نشود و با برد سرخ ها به سر انجام برسد که این گونه شد.گل اول که از همکاری زیبای حمیدرضا علی عسگری و هادی نوروزی به ثمر رسید واقعا جای شگفتی داشت چرا که دو جوانی که هیچ کس حتی فکرش را هم نمیکرد چنان گل زیبایی را به ثمر رساندند.گل دوم هم که کاپیتان کریم باقری با چنان ضربه ای به ثمر رساند که نزدیک بود تور دروازه استقلال پاره شود!با این حال در این بازی حق بود که تعداد بیشتری گل در دروازه وحید طالب لو جای گیرد چرا که به راستی پرسپولیس تیم برتر میدان بود و موقعیت های بسیاری را از دست داد.همچنین درباره استقلالی هایی که میگویند در این بازی داور بود که پرسپولیس را برنده کرد شب گذشته در برنامه نود جواب خود را گرفتند.و چه بسا اگر حسین کاظمی به درستی از بازی اخراج میشد یک بار دیگر ما حماسه 6 تایی ها را تکرار میکردیم.اما بخت و اقبال و داور با آنها همراه بود و چنین نشد و همین یک گل کافی بود تا طلسم مساوی ها شکسته شده و شعار ما(وعده ما تو داربی وقت گریه آبی) به حقیقت بپیوندد.

هادی نوروزی؛زننده اولین گل مسابقه

داربی و گریه آبی

اما این بازی نکات جالبی چون درگیری شیث و حقیقی داشت که با وساطت کاپیتان به خیر و خوشی تمام شد.اما اظهارات آن دو در این باره خیلی جالب بود که منکر هرگونه اختلافی شدند و میگفتند:این درگیری از قبل برنامه ریزی شده بود و میخواستیم به تیم شوک بدهیم!واقعا از صمیم قلب آرزو دارم این حرفشان درست باشد چرا که دیروز از آن حرکت شیث به شدت ناراحت شدم.شیثی که در این فصل به بازیکنی خوب و شایسته و بدون حاشیه تبدیل شده بود بار دیگر به شیث شیطون و پرحاشیه سال های گذشته تبدیل شد و حرکتی انجام داد که اصلا در حد شخصیت او نبود.

دعوای شیث و حقیقی

غیرت سرخ علی دایی نیز شایسته تقدیر است.گریه های علی دایی بعد از بازی بوی غیرت سرخ می داد.غیرتی که فکر میکردم دیگر مرده است اما نمرده بود.

شادی دایی بعد از گل کریم

شادی علی دایی بعد از گل کریم باقری

ادامه نوشته

این دربی مساوی نخواهد شد اگر آقایون بگذارند

دلم نمیخواد هیچ وقت چنین فاصله ای بین پست هام بیفته.ولی به دلیل درس های سنگین متاسفانه وقت نمیکنم چندان به وبلاگ رسیدگی کنم.

بعد از بازی استیل آذین و استقلال قصد داشتم طی پستی درباره این بازی بنویسم.از بی شعوری هواداران استقلال که به ورزشگاه رفتند و باز هم  بی شخصیتی خود را به نمایش گذاشتند.از علی نیکی بنویسم که هنوز هم باید بدترین تحقیر ها و رکیک ترین فحش ها را از این هواداران قدر ناشناس بشنود.ولی وقت نشد و تمام حرفهایم ناگفته ماند.

با برگشت مهدوی کیا دوست داشتم در یک پست از این بازیکن عزیز بنویسم که اولین فوتبالیستی بود که در قلبم جا باز کرد.از بازگتش به ایران و رفتنش به استیل آذین !(به جای پرسپولیس)بنویسم.از اینکه استیل آذین کم کم دارد تمام مهره های پرسپولیس گذشته ای که اکنون حسرت آن را میخوریم را جمع کرده و از این راه در صدد است به محبوبیت برسد بنویسم.ولی باز هم نشد

جمعه نیز میخواستم بلافاصله بعد از بازی آپ کنم که مشکلی به وجود آمد و باز هم فرصت نوشتن نیافتم.بازی جمعه پرسپولیس بسیار امیدوار کننده بود وبوی امید میداد.امید به یک دربی داغ و پرهیجان که اگر آقایون لطف کنند و اجازه بدهند مساوی نخواهد شد.با بازی طوفانی که پرسپولیس روز جمعه در قزوین انجام داد اقتدار خود را به استقلال نشان داد و زنگ خطر را برای استقلال به صدا در آورد.هر چند استقلال هم در همان روز نتیجه ای مشابه کسب کرد،اما دو نکته متفاوت در این دو بازی وجود داشت:1-پرسپولیس مهمان بود و استقلال میزبان!و این ارزش برد پرسپولیس را دو برابر میکند 2-حریف پرسپولیس قدرتمندتر از حریف استقلال بود

چیزی که اکنون میخواهم از آن حرف بزنم روز دربی است.به راستی کدام دربی بزرگی در روز غیر تعطیل برگزار میشود که امسال دربی بزرگ پایتخت در روزی غیر تعطیل برگزار میشود؟آن هم در ساعتی که اکثر بچه های دوستدار فوتبال در مدرسه هستند؟!!!هر کاری میکنم نمیتوانم با این قضیه کنار بیایم.با این کار آقایون مسلما تعداد هوادارانی که به ورزشگاه میروند کمتر شده و بسیاری از افرادی که در شهرستان ها هستند و هر ساله برای دربی به تهران میرفتند نمیتوانند امسال به دربی خود را برسانند.

با همه این وجود شعار چند ساله خود را تکرار میکنیم:

وعده ما تو داربی                   وقت گریه آبی

مطمئن باشید ما برنده دربی هستیم فقط به شرط اینکه تبانی در کار نباشد.

محسن رفت و برگشت

اینم بگم ایشالله محسن توی این دربی هم گل بزنه.استقلالی ها پارسال شانس داشتن که محسن نبود و لی امسال وجود محسن هم یک هشداره چرا که محسن گفته:میخواهم هفتمین گلم را به استقلال بزنم

نیکبخت در بازی استیل آذین-استقلال

پ.ن:سر این پست اشکم در اومد.آخه میدونید چیه تازگیا ویندوز عوض کردیم و داداشم firefox نصب کرده که مثلا سرعت یه ذره بره بالا تر.منم که چند ساله  با enternet explorer کار کردم همش اشتباه میکردم.مثلا یه crtl+enter میزدم فایرفاکس قاطی میکرد.اومدم پست بذارم آدمکای بلاگفا محو شده بود و همه این آیکن های بالا تغییر شکل داده بودند!خلاصه یک 10 دقیقه ای الاف این آیکون ها بودم تا فهمیدم چی به چیهبعد از اینکه با هزار بدبختی پستمو گذاشتم به داداشم گفتم فردا باید enternet explorer نصب کنی و بهم گفت enternet explorer نصب هست!با یک نگاه به start حالم این مدلی شد:

اینم گفتم تا یه ذره بخندید و حال و هواتون عوض بشه

وقتی...

بالاخره امتحانات ما تموم شد و من وقت کردم که بیام نت و این وب رو آپ کنم.توی این مدت بیشتر شب ها تا صبح بیدار بودم و حسابی بی خوابی کشیدم.الانم خیلی خوابم میاد ولی اینترنت و وبلاگ برام مهمتر از خوابه.

اول یه معذرت خواهی میکنم از همه دوستانم که تو این مدت به من سر زدند و من به علت کمبود وقت نتونستم بهشون سر بزنم و جبران کنم.

بعضی از دوستان هم فکر کردند من به علت حضور علی دایی در پرسپولیس دیگه نمیخوام این وب رو آپ کنم که باید بگم اشتباه کردند و من همچنان هستم و مینویسم چون پرسپولیس هست.

درباره بازی که هیچی نمیتونم بگم چرا که این بازی حرفی برای گفتن نداشت.وقتی بازیکنان بی غیرت میشوند،وقتی مدیر عاملی چون کاشانی و سر مربی ای چون دایی زمام دار پرسپولیس میشوند،وقتی مربی بزگی چون کرانچار را بیرون میکنند،وقتی یک دروازه بانی که هیچ رنگ و بوی پرسپولیسی ندارد به عقاب سرخ ترجیح میدهند چه انتظاری میتوان داشت؟مسلما باید منتظر نتایجی بدتر از این ها باشیم.

با همه این وجود باز هم از صمیم قلبم میگویم:پرسپولیسم دوستت دارم.

ا لیس الله باحکم الحاکمین؟

نزدیک به یک سال و نیم هست که این وبلاگ رو تنهایی اداره میکنم و الان بیشتر وبلاگ نویس های پرسپولیسی من رو میشناسند.

مدت هاپیش توسط افراد مختلف از جمله ؟آی لاو سپاهان تهدید به هک شدم.وقتی این افراد نتوانستند به اهداف شومشان برسند دست به اقدام دیگری زدند و برای لطمه زدن به حیثیت من و این وبلاگ عکسی بسیار زشت را با نام من و دوستانم سحر و نسترن در وبلاگ های ورزشی پخش کردند.اما با این کار نیز نتوانستند کوچکترین اختلالی در کار این وبلاگ ایجاد کنند چرا که اکنون بیشتر وبلاگ نویسان ورزشی من را میشناسند و چنین چیزهایی را در مورد من باور نخواهند کرد.

امروز پس از اینکه تمامی نقشه های شومشان در مورد من با شکست روبه رو شد دست به اقدامی ابلحانه زده و داستانی بسیار زشت که فقط شایسته خودشان هست در مورد من ساخته و با نام امین این داستان را در کامنت های وبلاگ های مختلف پخش کرده اند.آنها  این کار را قبلا در مورد دختران وبلاگ نویسان دیگر نیز انجام داده بودند (از جمله نازنین و غزل و رها) و اکنون همه آنها را میشناسند و میدانند که این داستان ها غیر واقعی است.

به راستی این افراد با چنین کارهایی چه قصدی دارند؟

مسلما آنها از موفقیت وبلاگ های پرسپولیسی(به ویژه وبلاگ های دختران) در عذابند و از شدت حسادت دست به چنین کارهایی دست میزنند.اما مطمئن باشند با چنین کارهایی نمیتوانند به ما وبلاگ نویسان ضربه زده و باعث شوند ما وبلاگ هایمان را تعطیل کنیم.

فرق ما انسانها با حیوانات تنها در یک چیز است:قوه عقل واندیشه.امروز نیز هر کسی که اون کامنت رو از جانب شخصی به نام امین که مسلما اسم واقعیش امین نیست و به احتمال زیاد همان آی لاو سپاهان هست دریافت کند چه مرا بشناسد و چه نشانسد به کمک همین قوه عقل میتواند دریابد که این کامنت حقیقت ندارد و چه بسا کسی با نیت سوء این داستان را ساخته است.

من بارها توسط آی لاو سپاهان تهدید شده بودم و دریافت چنین کامنتی که مطمئنا به زودی در همه وبلاگ های پرسپولیسی پخش میشود اگرچه برایم دردآور بود ولی غیرمنتظره نبود.

در هر صورت کسانی که چنین عمل قبیحانه ای انجام دادند بدانند وبلاگ پرسپولیسی های دو آتشه هرگز نمیگذارد آنها به اهداف شومشان برسند و این وبلاگ همچون گذشته قدرتمند به کار خودش ادامه میدهد.البته شماها را نیز به خدا واگذار میکنم چرا که خدا بر همه اعمال ما ناظر است و بهترین حکم کننده است.و در پایان با تمسک به آیه ای از قرآن کریم که در تمام سختی های زندگیم تسکین دهنده قلبم بوده است این پست را به پایان میبرم.

"ا لیس الله باحکم الحاکمین"

علی دایی شایسته پرسپولیس نیست

 خبر تکراری که همه ما دیگه اونو شنیدیم برکناری کرانچار و انتصاب علی دایی به جای اوست.

خبری که شاید همه ما رو شگفت زده کرد.زلاتکو کرانچار با اینکه تیم را خودش نبسته بود و بازکنان نه چندان مطرحی در اختیار داشت توانست تیم را تا رده سوم جدول بالا بکشد و این چیز کمی نیست و نشان از بزرگی کرانچار دارد.اما از همان روز اول که او به ایران آمد من این روز میدیدم.وقتی مصاحبه کرانچار رو خوندم که گفته بود دوست دارم 6 سال در پرسپولیس بمانم در دلم به او خندیدم که چقدر ساده است چه خیالی دارد غافل از اینکه اینجا ایران است و همه از سرمربی خارجی انتظار معجزه دارند و اگر تیم او نتیجه نگیرد همیشه او مقصر است و دیگران همه بیگناه هستند.آقای کاشانی با این کار چهره واقعیش را به هواداران نشان داد.واقعا علی دایی چه برتری به کرانچار دارد؟

سرمربی پرسپولیس باید هم از لحاظ فنی و هم از لحاظ اخلاق نمونه باشد وعلی دایی حتی اگر از لحاظ فنی هم شایسته پرسپولیس باشد از لحاظ اخلاق به هیچ وجه شایسته پرسپولیس نیست.

علی دایی که هنوز وارد تیم نشده کینه توزی های شخصی اش را شروع کرده و عابد زاده را از تیم بیرون کرده است مسلما آینده پرسپولیس را به خطر میندازد و از طرفی برخورد او با خبرنگاران و رفتارهایش پرسپولیس را غرق در  حاشیه خواهد کرد.

من که اصلا به آینده پرسپولیس با علی دایی خوش بین نیستم.کرانچار خیلی حیف شد و از هر نظر به علی دایی برتری داشت.حالا با آمدن علی دایی دیگه خواب علی کریمی،نیکبخت و بازکنان بزرگمان را نمیبینیم.

حیف از او که رفت.....

پ.ن:قابل توجه کسانی که این روزها حرف از بی حرمتی به عاشورا میزنند و ما سبزها را محکوم میکنند.ما سبزها خیلی خیلی از شماها حسینی تریم.الانم به پیروی از همون امام حسین هست که میایم تظاهرات تا بگیم ما ظلم پذیر نیستیم.مگه همون امام حسین برای مبارزه با ظلم به شهادت نرسید؟اصلا یک سوال:اونایی که توی ماه محرم که خونریزی حرامه زدن ملت رو کشتن حرمت عاشورا رو شکستن یا ما که فقط اعتراض خودمون رو اعلام کردیم؟

آهنگ وبم تقدیم به تمام عاشقان  واقعی امام حسین

شاید برای مدتی پست جدید نگذارم.فعلا

پرسپولیس همچنان درخواب غفلت

چند هفته ای از نیم فصل میگذره و کم کم داریم به بازی های سرنوشت ساز و مهم میرسیم.

نیم فصل اول هر جا تیممون بد بازی میکرد و نتیجه نمیگرفت به خودمون امیدواری میدادیم که حالا اول راه هستیم و باید به تیم فرصت داد و صبر کرد.با همین امیدواری از اشتباهات تیم و امتیازهای از دست رفته چشم پوشی میکردیم.

اما حالا دیگه وقت و فرصتی باقی نمونده که به سادگی امتیاز از دست بدیم و بعدش بگیم فرصت هست و جبران میکنیم.دیگه به بازی های مهم و سرنوشت ساز نزدیک شدیم.بازی بعدی ما یکی از همین بازی های سرنوشت سازه که باید با تیم دوم جدول یعنی ذوب آهن انجام بدیم.

اگر غفلت کنیم و امتیازها رو دو دستی به حریفها تقدیم کنیم قهرمانی که سهله دیگه آسیا رو هم از دست میدیم.درست مثل سال گذشته

وقتی که تعطیلات نیم فصل تموم شد کرانچار بهمون قول داد که یه پرسپولیس متحول شده رو میبینیم.بازی مس هم گویای همین مسئله بود و خیلی ما رو امیدوار کرد.ولی بازی های بعدی همه امیدها رو از بین برد.چرا که پرسپولیس تفاوت چندانی با قبلش نکرده بود.و در حقیقت اون مس بود که ضعیف بود و پرسپولیس قوی نبود.

کرانچار مربی خوب و بزرگیه اما با بازیکنهایی که در اختیار داره کاری بیش از این نمیتونه برای تیم ما انجام بده.وقتی توی بازی با  سپاهان دو تا پنالتی رو به سادگی از دست میدیم آیا این اشکال کرانچار هست یا بازیکن ها؟کسانی که حالا از کرانچار ایراد میگیرند و معتقدند با رفتن کرانچار اوضاع تیم خوب میشه و همه مشکلات حل میشه باید بدونن که چنین نیست و رفتن سرمربی به ضرر تیم هست.پس چه بهتر که همه با هم همدل باشیم و فقط از تیم حمایت کنیم تا وضع بهتر بشه.

هرچند تیم چندان با نیم فصل قبل تغییر نکرده اما قرارگرفتن خلیلی و آرفی در ترکیب اصلی تغییر بسیار بزرگی است که میتواند نویدبخش بازی های زیبا تر و نتایج بهتری باشد.

آرفی و خلیلی بازیکنان بسیار بزرگی هستند که در نیم فصل گذشته با بی توجهی کادر فنی مواجه شدند و به ستاره هایی ناکام تبدیل شدند.اما اکنون آرفی بعد از ۲ بازی که در ترکیب اصلی قرار گرفت توانست اولین گل خود را به ثمر برساند.خلیلی نیز که چند بازی در ترکیب اصلی است علاوه بر زدن یک گل با بازی های زیبا و موقعیتهایی که خلق میکند کرانچار را متوجه اشتباه خود در عدم استفاده از محسن در نیم فصل گذشته کرده است.

امیدواریم با وجود این ۲ بازیکن در خط حمله پرسپولیس به تیمی که همه انتظارش را داریم تبدیل شود و بیش از این شاهد ناکامی هایش نباشیم.

در پست قبلی فراموش کردم در گذشت آیت الله منتظری رهبر بزرگ سبز رو تسلیت بگم.با تاخیر درگذشت این مرجه عالیقدر را به همه سبزها تسلیت میگم.

پیشاپیش تاسوعا و عاشورای حسینی را نیز به همه عاشقان امام حسین (ع) تسلیت میگم.

مجید توکلی

هیچ حسی برای نوشتن از فوتبال و پرسپولیس ندارم.در بازی با پاس چیزی که خیلی دلم میخواست در موردش بنویسم نوشته های پیراهن بازیکنان پاس همدان بود:

سبز فقط سبز علی....رهبر فقط سید علی

آخه پاچه خواری تا چه حد؟این بازیکنا چه طور حاضر شدند چنین پیراهنی رو بر تن کنند؟

تا جایی که ما به یاد داریم همیشه سبز سبز حسین بوده.

شعار ما هم تا ابد همینه:

سبز فقط سبز حسین....رهبر فقط میر حسین

و درود بر شرف عادل فردوسی پور که حتی یکبار هم چرت و پرت هایی که بر روی صفحه تلویزیون حک میشد را نخواند.

در مورد فوتبال حرف دیگه ای ندارم.جمله زیر تقدیم به برادر هم وطنم؛مجید توکلی:

{رهبر ما آن جوان 23 ساله ایست که حکومت برای تحقیرش لباس زنانه بر تنش میکند غافل از اینکه تن آدمی شریف است به جان آدمی}

درود بر مجید توکلی عزیز و مجیدهای توکلی وطنم

مجید

سرور هر چی گل زنه...محسن ما گل میزنه

یه تبریک فوق العاده به همه بچه های پرسپولیسی و  سرخ دل به خاطر این بازی قشنگ تیممون،گلزنی محسن و برد شیرین مون.

وقتی بعد از بازی با سپاهان من اون پست رو نوشتم و انقدر امیدوارانه حرف زدم خیلی ها ازم انتقاد کردند که چرا انقدر دلت خوشه و زیادی از حد امیدواری.اما امروز به همشون ثابت شد که من بی خودی امیدوار نبودم.بازی که ما امروز از پرسپولیس دیدیم بهترین بازی این فصل پرسپولیس بود و ترکیبی هم که توی زمین بود عالی ترین ترکیب ممکن بود.اگر پرسپولیس همین طور ادامه بده و دشمنانش براش حاشیه و مشکل درست نکنند بدون شک قهرمانیم و میتونیم یکبار دیگه جشن قهرمانی رو توی آزادی در مقابل لشکر شکست خورده ی زرد بگیریم.

حالا بریم سراغ بازی:

امروز حسین بادامکی خیلی خیلی عالی بازی کرد و مثل بادامکی 2 سال پیش شد. بعد از 2 سال واقعا بازی خوبی از خودش نشون داد.فکر میکنم با این بازی زیبا دیگه با هواداران هم آشتی کرده باشه.واقعا امروز بادامکی و محسن به شدت با هم مچ شده بودند و یه خط حمله طوفانی برامون ساخته بودند.ایشالله توی بازیهای آینده هم همین طور خوب بازی کنه.

و اما سپهر...این گل سوم سپهر در این فصل بود.اولین گل رو وقتی به استقلال اهواز زد در کمتر از 2-3 دقیقه گلش پرپر شد.گلش به سپاهان هم هرچند خیلی شیرین بود ولی سرانجامی تلخ داشت و ما اون بازی رو باختیم.امروز وقتی گل اول رو سپهر زد توی دلم گفتم:"خدایا کاری کن که این گل سپهر پرپر نشه و سرانجام خوبی داشته باشه" که خدا هم صدامو شنید و این بازی با این نتیجه به پایان رسید.

یکی دیگه از نکات این بازی بازگشت محمد پروین به زمین بازی بود.محمد پروین که مدتها ازش خبری نبود و نه تنها در ترکیب اصلی بلکه روی نیمکت هم  نمی دیدیمش امروز شاهد حضورش در زمین برای دقایق پایانی بودیم.پروین هم امروز خیلی خوب ظاهر شد و در همون مدت کوتاهی که توی زمین بود موقعیت های قشنگی به وجود آورد و شاید اگر کمی خوش شانس بود امروز گلزنی هم میکرد.ایشالله در آینده شاهد حضورش در ترکیب اصلی باشیم.

و اما محسن... شادی من در لحظه گلزنی محسن وصف ناپذیره.از اول فصل منتظر این لحظه بودم.وای که چقدر گلهای محسن با بقیه فرق داره و چقدر برام لذت بخش تره.دلم میخواد همیشه محسن برای پرسپولیس بازی کنه و توی هیچ تیم دیگه ای نبینمش.ایشالله که در تمام بازی های آینده پرسپولیس فیکس باشه و خیلی زود به تیم ملی هم دعوت بشه.امروز انگار حس میکردم محسن میخواد گل بزنه.همش منتظر گلزنیش بودم.وقتی هوادارا توی استادیوم شعار میدادن:"پرسپولیس حمله ....محسن باید گل بزنه" من هم در دلم باهاشون این شعار رو میخوندم.و بالاخره اون لحظه رسید و محسن اولین گل فصلش رو زد.

گلزنهای این بازی یعنی سپهر و محسن همون گلزنهای قهرمانیمون هستند و شاید شادی وصف ناپذیر امروز من دلیلش همین باشه.

به امید قهرمانی

محسن و محمد

تجدید خاطره

امروز وقتی سپهر گل مساوی رو زد گریه کردم.گریه کردم چون یاد 2 سال پیش افتادم که همین سپهر با گلی که به این تیم زد زیباترین قهرمانی دنیا رو بهمون هدیه کرد.اما افسوس که گل امروز سپهر مثل دو سال پیش شیرین نبود و سرانجامی تلخ داشت.

شاید اگر کرانچار به جای محسن کس دیگه ای رو از زمین بیرون میاورد و یکی از اون دو پنالتی تباه شده نصیب محسن میشد نتیجه بازی چیزی جز این بود و اکنون من با چشمانی اشکبار این پست را نمینوشتم.

الان داره بارون میاد.انگار آسمون هم داره برای دل ما هوادارای پرسپولیس گریه میکنه.نمیدونم شاید آسمون هم پرسپولیسی باشه.دلم میخواد برم بیرون و زیر و بارون حسابی گریه کنم تا هیچ کس جز خدا اشکامو نبینه...

پرسپولیسم امروز باختی.باختی و غم و اندوه رو مهمون خونه دل هوادارات کردی.باختی و اشک رو از چشمامون سرازیر کردی.باختی و شادی رو به قلب قلعه نوعی و شاگرداش آوردی.

اما پرسپولیسم تو ناراحت نباش.ناراحت نباش چونکه تو امروز حقت این باخت نبود.ناراحت نباش چون تو با اینکه 10 نفره بودی هزاران بار زیباتر از سپاهان بازی کردی.ناراحت نباش چونکه تو باید الان بازی رو 3 بر 2 برده بودی نه اینکه 2 بر یک باخته باشی.ناراحت نباش چون این باختت هزاران بار از برد ابومسلم بهتر بود.

یادته وقتی 2 بر 1 ابومسلم رو بردی چه قدر همه از دستت ناراحت بودن و همه میگفتن این برد چه فایده ای داره؟اما الان با اینکه باختی من به اندازه اون روز ناراحت نیستم.چون انقدر قشنگ بازی کردی که میتونم به آینده ات امیدوار باشم.به قول افشین باید از این شکستت درس بگیری.

یادته 2 فصل پیش هم آخرین بازی نیم فصل رو رفتیم توی اصفهان و باختیم.اما بازی آخر فصل چی شد؟توی تهران چی بر سر همین تیم آوردیم؟

آره پرسپولیسم.ناراحت نباش.شاید خدا میخواد یه بار دیگه اون لحظه و اون خاطره رو برامون زنده کنه.ناراحت نباش و امیدوار باش.چون معجزه امید رو نباید از یاد ببریم.

محسن خلیلی؛درمان درد تیم ملی

چند روز از باخت تیم ملی به اردن میگذرد و هنوز هم تیر روزنامه ها حرف های کسانی است که میخواهند تمام تقصیرات را به گردن افشین قطبی بیندازند و او را مقصر جلوه دهند.البته این افراد همیشه به دنبال چنین فرصتی بودند تا افشین قطبی را تخریب کنند و از شنیدن حرفهای آنها نباید تعجب کرد.چرا که آنها به محبوبیت امپراطور حسادت میکنند و دوست ندارند ببینند که کسی تا این حد محبوب شده است.اما به راستی این باخت تقصیر چه کسی بود؟

مسلما مهمترین عامل این باخت بازیکنان بودند.بازیکنانی که ذره ای غیرت ندارند.بازیکنانی که نمیدانند پیراهن ایران را بر تن دارند.بازیکنانی که هنوز قدر و ارزش پیراهن تیم ملی را درک نکردند.بازیکنانی که در تیم ملی فقط به دنبال کسب شهرتند.(البته به استثنای 2-3 تا از بازیکنان)

ایران همچنان از نداشتن یک مهاجم خوب و تمام کننده رنج میبرد.مهاجمی مثل آرش برهانی که فصل قبل در هر بازی استقلال  چندین گل به ثمر میرساند برای تیم ملی هیچ سودی ندارد(!).سایر مهاجم های تیم ملی نیز این چنین اند.

وقتی در برنامه 90 عادل فردوسی پور گفت:"بعد از علی دایی هیچ مهاجمی نتوانست جای او را پر کند" و لیستی از مهاجمانی که بعد از علی دایی آمدند ولی هیچ یک موفق نشدند جای او را پر کنند خواند،در آن لیست اسم محسن خلیلی نبود.و این تنها یک دلیل داشت.دلیلش هم واضح است.چرا که محسن تنها مهاجمی بود که میشد به او و آینده اش امیدوار بود.مهاجمی که میشد امید داشت که در آینده جای علی دایی را بگیرد و این مشکل بزرگ تیم ملی را حل کند.اما افسوس که محسن بد شانس بود.بعد از آقای گل شدن مصدومیت به سراغش آمد.بعد از6-7 ماه هم که بازگشت وینگادا به او بازی نداد.اکنون نیز بعد از گذشت نیم فصل از لیگ نهم هنوز محسن 90 دقیقه بازی نکرده است(!)

به راستی آیا محسن لیاقتش از هادی نوروزی کمتر است؟

شاید با این همه نیمکت نشینی محسن اعتماد به نفسش را از دست داده و تا مدت ها نتواند به محسن گذشته تبدیل شود اما با بازی دادن به محسن میتوان اعتماد به نفس را به محسن بازگردانده و انتظار داشت که هرچه سریعتر همان محسن آقای گلی شود که از سخت ترین موقعیت ها بهترین و زیباترین گلها را به ثمر میرساند.

امیدوارم در نیم فصل دوم شاهد حضور محسن در ترکیب اصلی پرسپولیس و همچنین در تیم ملی باشیم

الان حدودا یک هفته است که آهنگ مردان پرسپولیس 2 رو گذاشتم روی وبلاگ.کسانی که میخوان این آهنگ رو دانلود کنن به یکی از دو لینک زیر برن:(من لینک اول رو پیشنهاد میکنم)

http://perspolis2atisheh.persiangig.com/mardane%20perspolis2.wma

http://rapidshare.de/files/48707427/mardane_perspolis2.wma.html

به امید برد در بازی با سپاهان

 

امروز 9تیر 88 برایم تکرار شد؛اما غم انگیز تر

یادم میاد روزی که پست رفتن نیکبخت به تراکتور رو مینوشتم احساس میکردم که اون روز تلخ ترین و غم انگیز ترین روز زندگیمه.اشک میریختم و اون پست رو مینوشتم(هرچند بعد از اون نیکی محروم شد و قراردادش با تراکتور فسخ شد)

حالا نمیدونم الان باید بگم امروزبرام سخت تر و غم انگیز تره یا روز ۹تیر؟!

پست امروز من محتواش خبری است که همه شما تا الان شنیدید.خبر رفتن نیکی به استیل آذین!خبری که شاید کسانی که دوست نداشتن نیکی به پرسپولیس برگرده  و دشمنان نیکی رو خیلی خوشحال کرده و کسانی مثل من رو که در حسرت این هستند که یکبار دیگر نیکی رو در پیراهن سرخ پرسپولیس ببینند رو ناراحت کرده.

من نمیدونم چرا وقتی باشگاه پرسپولیس شرایط و توانایی بازگرداندن بازیکنانی مثل نیکبخت و کریمی رو ندارد آقای کاشانی به ما هوادران وعده میدهند و بی جهت ما را امیدوار میکنند؟چرا این طور با احساسات ما بازی میکنند؟

امروز تمام رویاها و آرزوهایم را سرابی بیش ندیدم.امروز تصمیم گرفتم تا دیگر به هیچ حرفی دلم را خوش نکنم و به وعده هیچ کس امیدوار نباشم چرا که هرگاه چنین کردم برخلاف آن را دیدم.مثلا:

*روزی که نیکی با اطمینان از حضورش در پرسپولیس در فصل نهم حرف میزد و میگفت که یک سال دیگر قرارداد دارد اما نگذاشتند که یک سال دیگر در این تیم بماند...

*حرفهای آقای شریفی که میگفت نیکبخت تنها ۱۲۰ امتیاز منفی دارد و برای محرومیت باید ۳۰ امتیاز دیگر داشته باشد.میگفت که تحت هیچ شرایطی او محروم نیست اما محروم شد...

*حرفهای آقای انصاریفرد از ماندن کریمی در پرسپولیس و وعده و وعیدهایش که هیچکدام تحقق نیافت...

*حرفهای کاشانی از بازگشت کریمی که بعد از بازی با استیل آذین تمام حرفهایش را فراموش کرد و گفت که بعید میدانم این امر تحقق یابد...

*حرفهای کاشانی از بازگشت نیکی که امروز همه آنها نقش بر آب شد....

چه زمانی آقایون می آموزند که وعده دادن و عمل نکردن کار درستی نیست؟چه زمانی دست از این کارهایشان بر میدارند؟چه زمانی یاد میگیرند که پس از انجام عمل حرف بزنند؟گویی ین رسم فوتبال ایران است و شاید آن زمانی که من منتظرش هستم هیچ گاه فرا نرسد....

در هر صورت چیزی که واقعیت دارد و امروز تمام خبرگزاری ها از آن خبر دادند رفتن نیکبخت به تیم استیل آذین بود.تیمی که هرگاه از آن نوشتم نفرتم را از آن نشان دادم.تیمی که بارها و بارها برای اینکه آن را تیم دوم پرسپولیس نخوانند خودم را به آب و آتش زدم. و حالا آن تیم تیمی است که بازیکن محبوبم در آن فوتبال بازی میکند.تیمی که اگر آرزوی باختش را کنم آرزوی ناراحتی نیکبخت را نیز کرده ام.تیمی که دیگر نمیدانم چه احساسی باید نسبت به آن داشته باشم؟!:

نفرت یا عشق؟

لینک چند خبر در رابطه با این پست:

با عقد قراردادي يك و نيم ساله نيكبخت واحدي به استيل آذين پيوست

نيكبخت: هواداران پرسپوليس من را ببخشند، مجبور بودم

 
 
این روزنامه مال زمانیست که نیکی از استقلال به پرسپولیس اومد و حسرتش برای همیشه روی دل آبی ها موند.چقدر آرزو دارم که یکبار دیگه چنین تیتری رو ببینم.امیدوارم حسرت دوباره پرسپولیسی دیدن نیکی رو قلب ما نمونه...
 

 
تیم ملی که مدتها بود نسبت به آن بی تفاوت و بی احساس شده بودم امروز بار دیگر احساس گذشته ام را زنده کرد.امروز تیم ملی با بازی زیبایی که ارائه داد باعث شد که احساس کنم فوتبال ایران هنوز نمرده است و با حضور سرمربی توانمندی چون افشین قطبی روزهای روشنی در انتظار تیم ملی ایران است.بازی که مدتها از تیم ملی ندیده بودیم و شاید دیگر هرگز امید نداشتیم چنین بازی زیبایی از این تیم ببینیم امروز دیدیم وچه زیبا و غرورآفرین بود این بازی...
چه حس لذت بخشی داشتم زمانی که موقعیت های گل ایران را با موقعیت های اردن مقایسه میکردم و چه قدر لذت بخش بود بازی زیبا و هجومی ایران...
جواد نکونام نیز باری دیگر نشان داد که از سرمایه های ارزشمند فوتبال ایران است و امروز که دیگر مهدوی کیا و کریمی در تیم ملی ما نیستند باید قدر و ارزش بازیکنی چون نکونام را بدانیم.
 
به امید قهرمانی آسیا با افشین امپراطور
 

پرسپولیس سرخ و بازیکنانش صورتی!

 

«آینده از آن ملتی است که گذشته خود را بشناسد»

این جمله پر معنا در وصف امروز پرسپولیس بسیار صادق است.خیلی از افراد به خاطر پست هایی که میگذارم و حرفهایی که میزنم از من انتقاد میکنند و میگن که تو پرسپولیس رو به خاطر بازیکنانش دوست داشتی و چون الان اون بازیکنان در پرسپولیس نیستند این حرفها رو میزنی!

شاید حرف اونها در نگاه اول درست باشه اما اگر چنین بود و اگر من پرسپولیس رو دوست نداشتم هیچ وقت انقدر به خاطر برد و باخت پرسپولیس خوشحال یا غمگین میشدم؟اگر من پرسپولیس رو دوست نداشتم و اون بازیکنان رو دوست داشتم پس چرا با رفتن اونها هنوزم من برای پرسپولیس و عشقم به پرسپولیس مینویسم؟پس چرا انقدر خودم رو به آب و آتیش میزنم که چرا پرسپولیسم انقدر ضعیف شده؟

من پرسپولیس رو دوست دارم و هر چیزی که میگم فقط برای خاطر عشقم به پرسپولیسه.به خاطر اینه که دلم میخواد بازیکنایی توی پیراهن پرسپولیس باشند که لیاقت این پیراهن رو داشته باشند.بازکنایی که بدونند این پیراهن چه حرمتی داره.بازیکنایی که غیرت سرخ داشته  باشند.بازکنایی که همه حرفشون پول نباشه و به خاطر پول پرسپولیس رو نفروشند.امروز چند تا از  بازیکنای پرسپولیس چنین خصوصیتی دارند؟چندتاشون حاضر نیستند به خاطر چند میلیون تومن پول بیشتر به تیم دیگه برند؟چند تاشون انقدر پرسپولیس براشون عزیزه که حاضر باشند به هر قیمتی شده این پیراهن رو از دست ندهند؟آیا جز محسن و سپهر و شیث و کریم کس دیگری چنین خصوصیتی دارد؟

به راستی که آینده از آن ملتی است که گذشته خود را بشناسد.

اگر امروز بازیکنان پرسپولیس گذشته خود و غیرت بازیکنان گذشته پرسپولیس را میشناختند،اگر میدانستند پرسپولیس چه تیمی بود و چه فرقی با سایر تیمها داشت که توانست 30 میلیون هوادار داشته باشد و اگر میدانستند پوشیدن این پیراهن چه مسئولیتی میطلبد و اگر میدانستند که غیرت سرخ چیست امروز وضع تیم ما چنین نبود و  ما میتواستیم با اطمینان بگوییم که آینده از آن ماست.

ولی اکنون ما نمیتوانیم چنین ادعایی داشته باشیم  و تنها دلیل آن هم بازیکنانی هستند که هیچ بویی از غیرت سرخ نبردند.بازیکنانی که از شدت بی غیرتی امروز باید به آنها لقب بازیکنان صورتی را داد.بازیکنانی که دیگر سرخ نیستند...

 

غیرتمندان سرخ

هوادار بیدار باش

تیم ما بعد از بازی با استیل آذین_ که آقایان به زور میخواهند برچسب تیم دوم پرسپولیس را به آن بزنند_دومین شکست فصل خود را تجربه کرد.این شکست به هیچ وجه حق تیم ما نبود چرا که پرسپولیس در تمام بازی نسبت به استیل آذین برتر بود و چه بسا اگر هادی نوروزی آن تک به تک را خراب نمیکرد نتیجه چیز دیگری رقم میخورد.با این حال از سر بدشانسی در در دقیقه 90 گل دوم استیل آذین وارد دروازه پرسپولیس شد تا پرسپولیس با چشیدن طعم دومین باخت خود دوباره وارد حاشیه شود و دوباره سخن تعویض سرمربی بر سر زبان ها بیفتد.

هواداران پرسپولیس صبور باشید.چرا که تیم پرسپولیس برای موفقیت به امید و زمان نیاز دارد.امروز که عباس انصاریفرد از پرسپولیس رفته و حاج حبیب به تیم بازگشته است ما باید کمی به تیم فرصت دهیم.اگر کمی صبر کنیم حاج حبیب با درایت خود بار دیگر تیم را به روزهای اوجش بازمیگرداند.مطمئن باشید که با رفتن عباس انصاریفرد همدلی و یک رنگی به تیم باز میگردد و باری دیگر همه بچه ها دست در دست هم برای قهرمانی خواهند جنگید.

آیا دادن شعار "کرانچار حیا کن پرسپولیس رو رها کن" در چنین شرایطی درست است؟ آیا مشکل پرسپولیس سرمربی آن است؟آیا با رفتن کرانچار همه مشکلات ما حل میشود؟

به خدا چنین نیست.چرا شماها انقدر زودباور و ساده لوح هستید؟کسانی که شما را به دادن چنین شعاری تحریک میکنند صلاح پرسپولیس را نمیخواهند آنها تنها در فکر منافع شخصی خودشان هستند.شما را به خدای پرسپولیس قسم میدهم که اندکی بیندیشید،چه کسی پشت این ماجراست؟چه کسی از برکناری کرانچار سود میبرد؟

بهتر نیست این بار با عقل و منطق خود بیندیشیم و برای هرچه بهتر شدن پرسپولیس لیگ نهم دعا کنیم؟

من هفته گذشته بالاخره فیلم مردان پرسپولیس 2 رو خریدم  دیدم و با دیدنش بار دیگر خاطرات 2 فصل اخیر برام زنده شد.واقعا چقدر عمر آدم زود میگذره.انگار همین دیروز بود که در دقیقه 96 اون معجزه اتفاق افتاد.فیلمش خیلی قشنگ بود و به همه کسانی که این فیلم رو ندیدند توصیه میکنم که این فیلم رو بخرند و ببینند.

اما من از سر کنجکاوی فیلم "آبی لستقلالی2"رو هم دیدم.اول باید بگم با اینکه کارگردان مردان پرسپولیس و آبی استقلالی یک نفر هست ولی آبی استقلالی به پای مردان پرسپولیس نمیرسه.اینم از سر تعصب نمیگم،چون خود استقلالی ها هم به این مساله اعتراف کردند.حالا من آبی استقلالی 2 رو دیدم که میگن قشنگه.دیگه وای به حال آبی استقلالی 1 که همه میگن خیلی خیلی چرته!

 توی آبی استقلالی2، دوبار مجسمه آرم پرسپولیس رو –که فکر میکنم در جلوی هتل استقلالی ها توی مشهد بود-نشون داد که برام خیلی جالب بود و دو عکس ازش گرفتم و براتون میذارم:

 

مجسمه پرسپولیس در فیلم آبی استقلالی!به نظر شما این چه دلیلی میتونه داشته باشه؟به جز اینکه استقلالی ها حسرت آرم باشگاه ما رو میخورند؟

 

پیش به سوی قهرمانی؟!

با بازی خوبی که تراکتور در نیمه اول از خود به نمایش گذاشت کمتر کسی انتظار داشت که پرسپولیس بتواند در این بازی پیروز شود.اما چنین نشد و با گل غافلگیر کننده مجتبی زارعی تراکتور روحیه خود را باخت.این گل نیز نکته جالب توجه خود را داشت و آن لایی خوردن حسن رودباریان بود.گل دوم را نیز هوار محمد بسیار زیبا به ثمر رساند.هوار محمد بازیکن بسیار خوبی است و از روزی که برای پرسپولیس به میدان رفته پرسپولیس به مراتب زیبا تر و بهتر بازی میکند.ولی زمزمه هایی شنیده میشود حاکی از این که تیم فولاد خواهان هوار محمد و آرفی است.امیدوارم حداقل هوار محمد برای خالی شدن لیست پرسپولیس قربانی نشود چرا که پرسپولیس به بازیکنی چون او احتیاج دارد.اما آرفی با وجود اینکه یک بازیکن بسیار خوب بوده و در فصل گذشته 17 گل زده است امسال برای پرسپولیس چندان مثمر ثمر نبوده و فکر نمیکنم بود و نبود او چندان فرقی به حال پرسپولیس کند.گل تراکتور نیز که به وسیله فرهاد خیر خواه زده شد همه ما را متوجه یک موضوع کرد و آن اینکه:عشق پرسپولیس در قلب بازیکنان عاشقش باقی میماند هر چند آنها از این تیم بروند.اگر بازیکنی که روزی در پرسپولیس بوده است امروز از گل زدن به این تیم شادمانی کند او هیچ گاه عاشق پرسپولیس نبوده اما کاری که امروز فرهاد خیرخواه انجام داد نشان دهنده آن بود که او از صمیم قلب پرسپولیس را دوست دارد.حرکت او برای همیشه در ذهن من باقی میماند و فراموش نمیشود.اما زیاد بودن موقعیت های خطرناک تراکتور در نیمه اول نشان دهنده نقش مؤثر شیث رضایی در دفاع پرسپولیس داشت که با یک روز غیبت او این چنین دفاع پرسپولیس سست و لرزان میشود.

اکنون من یک سؤال از شما عزیزان دارم:آیا برد امروز میتواند ما را به قهرمانی و صدر جدول امیدوار کند؟

به امید موفقیت های روز افزون پرسپولیس

پرسپولیس-تراکتورسازی تبریز 

برای دیدن عکسهای شخصیت های ورزشی در نمایشگاه مطبوعات به ادامه مطلب بروید:

ادامه نوشته

حس غریب

بعد از یه مدت طولانی بالاخره تصمیم گرفتم تا وبلاگ رو از کسادی در بیارم.راستش تو این مدت اصلا دل و دماغ نوشتن نداشتم.فقط بعد از بازی با مقاومت میخواستم آپ کنم که متاسفانه فرصت نشد و بعد از اون هم دوباره بازی های مساوی شروع شد و من اصلا حس نوشتن نداشتم.اما امروز با خودم گفتم هر نتیجه ای باشه باید آپ کنم که خوشبختانه این نتیجه برد بود.انقدر از بازی های مساوی خسته شده بودم که دیگه ترجیح میدادم بازی ها رو نبینم.اصلا دیگه کم کم داشتم نسبت به تیم احساسمو از دست میدادم.انگار یه تیم غریبه توی زمین بازی میکرد.و من نسبت به این تیم حس گذشته رو نداشتم و یه حس غریب داشتم.تیمی که جز 3-4 تا بازکناش بقیشون برام غریبه بودند.

از اینکه میبینم محسن روی نیمکته دلم میگیره.از اینکه میبینم هیچ اثری از علیرضا محمد نیست اعصابم داغون میشه.توی ذهنم دائم ااین سوال تکرار میشه که"محمد پروین کجاست؟"

خلاصه خیلی دلم گرفته.البته برد امروز یه ذره آرومم کرد.وقتی هم حرف بازگشت علی کریمی رو میشنوم دلگرم میشم و امیدوار به اینکه یکبار دیگه میتونم با تمام وجود و احساسم برای تیمم بنویسم.بگذریم،بهتره به جای این حرفا یه ذره از بازی امروز بنویسم.

اولین نکته ای که توی این بازی توجه همه رو بر انگیخت نیمکت نشینی هادی نوروزی؛عزیز دردانه کرانچار بود.علی رغم نیمکت نشینی نوروزی و خط خوردن آرفی از لیست باز هم به محسن اجازه بازی داده نشد و وسلی به عنوان مهاجم بازی کرد.این در حالی بود که همه ما قبل از بازی شنیده بودیم که قرار است امروز محسن به عنوان مهاجم بازی کند.اما باز هم آرزویمان بر آورده نشد.

گل مجتبی زارعی در این بازی بسیار تماشایی بود و بازی فوق العاده تکنیکی وسلی و همچنین بازی زیبا و تماشایی هوار محمد بسیار تاثیر گذار بود و دفاع حریف را غافلگیر کرده بود.سر انجام طلسم وسلی بدشانس در این بازی شکسته شد و موفق به گلزنی شد.

بادامکی نیز بعد از مدتها و بعد از حاشیه هایی که همه از آن مطلع هستیم باری دیگر فرصت بازی یافت.

مصدومیت میثاق هم باعث شد تا نیمه دوم علیرضا حقیقی به میدان آید.امیدوارم مصدومیت میثاق جدی نباشد.اما علیرضا هم امروز خیلی زیبا بازی کرد و چند شانس گلزنی را از حریف گرفت.تا جایی که قضاوت در مورد اینکه آیا حقیقی بهتر است یا معمارزاده خیلی دشواره.این مسئله باعث شد تا من نظرسنجی جدیدی در وبلاگ برای مدت یک هفته بگذارم.از همه شما دوستان تقاضا دارم در این نظر سنجی شرکت کنید.

برمیگرده؟!

یادش بخیر...

یاد اون روزها بخیر که با گلهای قشنگت تو آسمونا پرواز میکردیم.شوت های تو هر کدوم تیری بر قبل حریفای پرسپولیس بودند.ام حالا....

میثاق یا علیرضا؟

چپ یا راست؟

پ.ن:همین الان دو تا مصاحبه خوندم که خبر از بازگشت کریمی و نیکی میدادند.من از صمیم قلبم آرزو میکنم این واقعه محقق بشه.خیلی وقته که ما هوادارای پرسپولیس رنگ شادی رو ندیدیم.شاید با بازگشت کریمی و نیکی رنگ شادی هم بیاد.خبرها رو حتما بخونید:

مصاحبه اول:نیکبخت:با کاشانی صحبت کردم که به پرسپولیس برگردم

مصاحبه دوم:کاشانی:کریمی و نیکبخت را میخواهیم

و اما عکسی که با دیدنش فوق العاده سوپرایز شد.تماشاگران بازی سایپا-پرسپولیس:

دلم برات تنگ شده!

وای که چقدر دلم براش تنگ شده

 پ.ن۲:از طریق لینک زیر میتوانید به علی کریمی رای دهید تا به عنوان محبوبترین بازیکن سال ۲۰۰۹ انتخاب شود(ایرانی نیستی اگر رای ندی)

http://www.iffhs.de/?b002ec70a804f4cd003f09