احتمالا تا الان همه ماجرای فوق العاده ی  تغییر رنگ علیخانی  به دست امیر جعفری عزیز رو تو برنامه دیشب ماه عسل دیدیم و شنیدیم ، 

بد ندیدیم این کلیپ رو برای ثبت در تاریخ ، تو این وبلاگ هم ثبتش کنیم . قشنگی ماجرا تایید کری های امیر جعفری توسط احسان علیخانی بود .

عیدتون مبارک

این شما و این هم کلیپ امیر جعفری در برنامه ماه عسل 1392

 

دانلود




استقلال -الاتفاق

براي ما ايراني ها عربستان و تيم هاي عربستان و خلاصه هر چيزي كه وابسته  به اين مفتخورهاي ملخ خور باشه حكم يه دشمن نانوشته رو داره , فرقي هم نمي كنه و از بچه هاي دو سه ساله مون گرقته تا پيرمردهاي هفتاد هشتاد ساله ذاتا نسبت به عربستاني ها حساسيت بالايي  داريم .

اين اختالافات در فوتبال كه توجهات زيادي رو به خودش جلب مي كنه بيشتر نمود داره و قبل از هر بازي به اوج خودش ميرسه كافي بود امروز نگاهي به تيتر روزنامه هاي ورزشي (و حتي غير ورزشي )مي انداختيد تا متوجه ي يك عزم همگاني براي شكست  نماينده ي عربستان در مقابل استقلال مي شديد . به گونه اي كه پرسپليسي هاي زيادي نيز به شدت خواهان شكست تحقيرآميز الاتفاق عربستان سعودي بودند و حتي بودند پرسپلسيسي هايي كه براي ساعتي هم كه شده پرچم آبي به دست گرفتند و خودشون رو به استاديوم رسوندند. اين  شور  همگاني ايراني ها كه معمولا قبل از اين قبيل بازي ها بين ايراني ها ( و نه صرقا فوتبالدوستان ) ايجاد ميشه رو به شدت دوست دارم و احساس غرور مي كنم وقتي ميبينم كه ما ايراني ها چقدر روحيه جمعي پويايي داريم .

اين برد به خاطر خواست عمومي جامعه خيلي بهم چسبيد و مبارك همه ي ايراني هاي آزادانديش باشه

غرور

امان از غرور

امان از غرور

امان از غرور

تو بازي اي كه مي بايد به راحتي تمام برنده ميشديم به خاطر غرورمون از يه تيم فانوس به دست باختيم ‏ غرور بدجوري كار دستمون داد

به سرخكي ها هم تبريك ميگم حيوونكي ها خيلي خوشحال بودند ‏تا حالا تو عمرشون اينقدر شاد نشده بودند

آدم ياد حيوانات اهلي و تي تاپ مي افته !

لنگي سرتو بالا كن    صدرجدولو نگاه كن

اس اس سوبله چوبله

ما بیست و چهار بار بردیم و شما 17 بار

ما شیش تا زدیم

ما رفت و برگشت بردیمتون

ما شیش تا زدیم

علی سی ثانیه

ما شیش تا زدیم

ما دو بار قهرمان آسیا شدیم

ما شیش تا زدیم

الغرافه که یادت نرفته

ما شیش تا زدیم

ما 3150 روز از شما نباختیم

ما شیش تا زدیم

چند وقته به ما گل نزدید

ما شیش تا زدیم

دقیقه ی 92 پیروز ...

ما شیش تا زدیم

ما 4 بازی پشت سر هم شما رو بردیم

ما شیش تا زدیم

اختلاف گلها هی داره بیشتر میشه

ما شیش تازدیم

خوبی ؟

ما شیش تازدیم ...

علییییییییییییییییییییییییییه داییییییییییییییییییییییییییییییی !

ضعیف کشون

لالالای لای لالالای لای

پرسپلیس با لیگ برتر دیگه بای بای

آخ چه حالی میده وقتی آدم این سرخکی ها رو می بینه که بعد یه هفته کری خوندن الان جیکشونم در نمیاد .

چه حالی میده وقتی فرهاد مجیدی که ۳ نفره گرفته بودنش بازهم گل زد و پرسپلس رو به آتیش کشید

چه حالی داد وقتی تو یه بازی توپ دو بار خورد تو تیرک و لنگی ها فقط نگاه میکردند

چه حالی داد که محسن قهرمانی داور نبود و بازهم لنگ سوراخ شد

چه حالی داد ...

چه حالی داد ...

چه حالی داد ...

 

امیر پاشا .....................!

همیشه از امیر قلعه نوعی دفاع می کردم و اونو یکی از سرمایه های استقلال می دونستم ، انصافا هم تو مربیگری تکه و هنوز هم مدعی ام که علمش ازهمه ی مربی های لیگ برتری بالاتره و لیاقت قهرمانی های متعدد رو داره .

ولی امروز تو جریان بازی حرکت های ازش دیدم که  دیگه نمی تونم ایشون رو یکی از اسطوره های استقلال بدونم . شاید خیلی ها با بهونه ی فوتبال حرفه ای بخواهند کارهای     امیر پاشا رو توجیه کنند ولی من وافعا نمی تونم این بهونه رو بپذیرم .اینجا ایرانه واحساسات حرف اول رو می زنه ،همه مون می دونیم که ایران و ایرانی با همه ی دنیا تفاوت عمده داره . من نمی تونم به بهانه ی حرفه ای بودن فوتبال پا روی احساسات خودم بذارم .

فقط می تونم بگم که امیرخان تو برای من مردی نه به خاطر این برد که انصافا حقت بودو مبارکت باشه ،مردی چون پا  روی احساسات اون همه عاشق گذاشتی.

 


پ.ن ۱ : کسی اگه به سید مهدی رحمتی و میلاد میداوودی توهین کنه با من طرفه ها !

پ.ن ۲ : انصافا کسی فهمید سیستم مظلومی چی بود و چه تاکتیکی داشت ؟

پ.ن ۳ : علییییییییییییییییییییییه دایییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!

پ.ن ۴ : می خند ؟ اول برو درصدا رو یاد بگیره بعد می خند !!!!!!!!!!!

یکی د.و سال میشه که دیگه اون شر و شور قدیم برای رفتن به استادیوم  رو ندارم  ، رفتن استادیوم به کنار  حتی بعضی وقت ها از اینکه میشینم پای تلویزیون و فوتبال ایران رو دنبال می کنم حس بدی بهم دست می ده . این فوتبال زدگی نه صرفا به خاطر پایین بودن سطح کیفی مسابقات بلکه بیشتر به خاطر مرگ اخلاقیات و شعور فوتبالی در من و خیلی های دیگه ایجاد شده .

دیروز برای اولین بار تو عمرم دلم برای پرسپلیس سوخت و از اینکه قبل از پایان نیمه ی اول (خوب روش فکر کنید قبل از پایان نیمه ی اول ) هوادارانش شروع به اعتراض کردند حس کردم فوتبال پرسپلیس از مسیری که باید خارج شده ،دیگه تو  این تیم کسی به نام پرسپلیس اهمیت نمی ده و افرادند که دارند اتفاقات باشگاه رو جریان می دند .

هیچ وقت بازی ایران و عربستان رو یادم نمی ره و تو این سه هفته که شعارهایی به نفع دایی رو میشنوم تمام صحنه های اون بازی تو ذهنم رژه میره : خوب یادمه از جایگاه هشت ورزشگاه شاهد شروع فحاشی ها علیه دایی از سکوهای روبه روی جایگاه بودم سکوهایی که تو بازی های ملی غالبا توسط پرسپلیی ها پر میشه  .

هیچ جوری نمی تونم هضم کنم که چرا پرسپلیس ها از دقیقه 40 شروع به اعتراض کردند و اون هم در شرایطی که هنوز گلی دریافت نکرده بودند و واقعا تو ذهنم نمی گنجه که چرا علی دایی رو تشویق می کنند .

یعید می دونم یا این شرایط فوتبال ما بتونه از این قهقهرایی که توش گیر افتاده خارج بشه.

عقاب آرام گرفت

نمی تونم باور کنم

نمی تونم باور کنم ناصر خان با اون همه شکوه دیگه بین ما نباشه !

خدایا !

 

اخلاق مرد ...

اتقاقات روز جمعه فارغ از هرگونه علاقه مندی به آبی و قرمز یک پیام داشت و آن هم اینکه فوتبال ما هم چنان در سراشیبی سقوط است . فوتبالی که هرچه بیشتر در قهقرایی به نام بی اخلاقی فرو می رود و اهالی آن با افتخار تمام از آن دفاع می کنند .

برنامه ی دیشب نود برای من چیزی جزحسرت خوردن و آه کشیدن نداشت ، برنامه ای که در آن آقای گل جهان با غرور تمام حدود یک میلیون آدم را به بی فهمی و کم عقلی متهم کرد و    علی رغم تذکر عادل فردوسی پور بارها وبارها حرف خود را تکرار کرد تا بیش از پیش از چشم هواداران اخلاق گرای فوتبال بیفتد .

 تا هفته های قبل هرگاه سکوهای خالی ورزشگاه را می دیدم نا خودآگاه همه ی روزهای پر شکوه آزادی از جلوی چشمانم رژه می رفت و حسرت همه ی آن روزهایی رو می خوردم که برای نشستن بر سکوهای سیمانی طبقه ی اول باید از ساعت ها قبل از شروع بازی به استادیوم می رفتم . ولی دیشب فهمیدم فوتبالی که اسطوره اش امثال دایی ها است و فنایی ها کارشناس داوری آن هستند حتی لیاقت یک تماشاگر را هم ندارد !

تصور کنید در بازی روز جمعه اتفاقاتی بر عکس آنچه که افتاد پیش میامد آیا آقای دایی که با قطعیت تمام از تایید 95% مردم ازعمل خود دم می زند  و با صراحت تمام دم از اخلاق و حرفه ای گیری می زند بازهم یک چنین واکنشی نشان می داد ؟ 

حاضرم به تمام مقدساتم قسم بخورم که در صورت چنین اتفاقی جو حاضر 180 درجه تغییر می کرد .

 نه آقای دایی  شما علی رغم همه ی احترامی که برایتان قائلم اسطوره نیستی ! که اسطوره این چنین از بی اخلاقی دفاع نمی کند.

آقای درودگر که  با صراحت تمام از دروازه بان خود دفاع می کنی و آقای  هدایتی که به مقدسات و شخصیت یک انسان این چنین بی محابا حمله می کنی همان بهتر که تیم خود را منحل کنید  و از لیگ ایران کنار بکشید  .

هنوز هم در تعجبم از سوشا مکانی ای که در موقع تمارض و اتلاف وقت و تحقیر تیم حریف خدا رو فراموش کرده بود ولی بعد از گل به یک باره یاد خدا افتاد و خدا رو به رخ همه ی پرسپلیسی ها می کشید . وای که چقدر اعصابم به هم می ریزد وقتی که فوتبالیست ها برای برانگیختن احساسات مردمی از مقدسات آنها مایه می گذارند ...

یادم نمیاد آخرین باری که داربی رو از تلویزیون دیدم کی بوده ولی امروز بعد از مدت ها نشستم خونه تا از پای تلویزیون هفتادمین داربی پایتخت رو ببینم  . داربی ای که با امدنش کلی از خاطرات داربی های قبلی تو ذهنم زنده می شه از داربی سال 73 گرفته تا همین داربی سال گذشته که فرهاد مجیدی سرخکی ها رو به آتیش کشید .

راستش الان که دلم بدجوری هوای استادیوم رو کرده بد ندیدم که بعضی از خاطرات داربی های گذشته رو برای خودم و برای همه ی علاقه مندان بنویسم ،یادآوریشون برای خودم خیلی شیرین و لذت بخشه .

سال 73 بود هنوز فرق استقلال و پرسپلیس رو نمی دونستم عموم که تنها سرخکیه فامیله مثل همیشه عازم استادیوم بود با گریه های بچه گانه و اصرارهای دیوانه وارم  پدرم راضی شد من هم با عموبم به ورزشگاه برم .فکر کنم نیمه ی دوم بود که پرسپلیس در فاصله ی 3-4 دقیقه 2 گل زد  . یادمه گل اول رو پیوس برای سرخکی ها زده بود . چند دقیقه بعد شاهرودی از بازی اخراج شد و سرخکی ها شروع کردند فحش دادن عموم هم بلافاصله گوش هام گرفت که من چیزی نشنوم . آخرهای بازی استقلال بازی رو به تساوی کشوند . ولی نمی دونم چی شد که لنگی ها ریختند وسط زمین . تنها صحنه ای که یادمه این بود که عموم منو بغل کرده بود و داشت به سمت تونل های خروجی می دوید . موقع خروج ستون دود از ورزشگاه به آسمان بلند بود .

تا 3 سال بعد دیگه اجازه ی حضور در استادیوم رو نداشتم تا اینکه سال 76 با خود بابام رفتیم استادیوم ولی چشمتون روز بد نبینه که استقلال 3- 0 اون باز رو باخت از این بازی فقط گریه هاشو یادم میاد اولین بازی  ای که یه عنوان استقلالی تیر رفته بودم استادیوم استقلال بد باخت .

سال 79 بود و قرار بود برای یکی از بستگان خواستگار بیاد بابام هم به عنوان بزرگ فامیل رفته بود به این مراسم برای اینکه بتونن منو آروم کنند راضی شدند با پسر خاله ام برم استادیوم  . علیرضا ااکبرپور بعد از 5 سال ناجی استقلال شد  استقلال برد موقع برگشت تو آسمون ها بودم .

 3 بازی بالا هیچ وقت از یادم نمیره ولی از سال 82 که تقریبا تمام بازیها رو از نزدیک دیدم هم خاطرات زیادی دارم از شوت زیبای علی سامره و محمود فکری یگیر تا تک گل رضا عنایتی تو اون روز بارونی که تو راه بازگشت بی خیال بارون کل مسیر رو پیاده برگشتیم خونه .

یا از اون بازی ای بگم که  نیکبخت پشت پا یه عشق خودش زد و راضی شد لنگ  به تن کنه  تمام لحظات اون بازی حواسم به نیکبخت بود و تو این فکر بودم که چه جوری حاضرشده بود بی خیال عشق نوجوونیش بشه و به این همه هوادار خیانت کنه  (ولی شروع بازی که طرفدار ها به سمتش سکه پرت می کردند و پارچه نوشته ی واحدی پول پرست یکی از صحنه های پاک نشدنی  ذهنم باقی خواهد ماند .)

نمیشه از داربی ها نوشت و یادی از عیزاده نکرد ، سلطان پرتاپ اوت  ایران که بدجوری دستش علیه استقلال بالا آمد . پنالتی لحظات آخر اون بازی اشک همه ی استقلالی ها رو در آورد .

یادش یه خیر گل دقیقه ی 93 پیروز قربانی که شیرین ترین داربی ای است که تا حالا دیدم .تمام  راه بازگشت رو بیریک می زدیم  یادمه یه جا خوندم پدر پیروز که پرسپلیسی بود بعد از اون بازی پیروز رو تا چند روز به خونه راه نمی داده بنده خدا سامورایی استقلال بعد از اون بازی خونه ی خاله اش می خوابید.

آخرین خاطره ی تلخم هم بر می گرده به داربی 68 که توپ افتاد جلوی پای کریم،  فریاد نذار شوت کنه ی بغلیم گوش من رو کر کرد ولی به کوش مدافعان استقلال نرسید و رکور شکست ناپذیری وحید شکسته شد .

و دقیقه ی 92 تو داربی 69  دقیقه ی 92 تو داربی 69

 شیث رضایی دنبال فرهاد بدو  شیث رضایی دنبال فرهاد بدو

آی بدو آی بدو آی بدو آی بدو