یادم نمیاد آخرین باری که داربی رو از تلویزیون دیدم کی بوده ولی امروز بعد از مدت ها نشستم خونه تا از پای تلویزیون هفتادمین داربی پایتخت رو ببینم . داربی ای که با امدنش کلی از خاطرات داربی های قبلی تو ذهنم زنده می شه از داربی سال 73 گرفته تا همین داربی سال گذشته که فرهاد مجیدی سرخکی ها رو به آتیش کشید .
راستش الان که دلم بدجوری هوای استادیوم رو کرده بد ندیدم که بعضی از خاطرات داربی های گذشته رو برای خودم و برای همه ی علاقه مندان بنویسم ،یادآوریشون برای خودم خیلی شیرین و لذت بخشه .
سال 73 بود هنوز فرق استقلال و پرسپلیس رو نمی دونستم عموم که تنها سرخکیه فامیله مثل همیشه عازم استادیوم بود با گریه های بچه گانه و اصرارهای دیوانه وارم پدرم راضی شد من هم با عموبم به ورزشگاه برم .فکر کنم نیمه ی دوم بود که پرسپلیس در فاصله ی 3-4 دقیقه 2 گل زد . یادمه گل اول رو پیوس برای سرخکی ها زده بود . چند دقیقه بعد شاهرودی از بازی اخراج شد و سرخکی ها شروع کردند فحش دادن عموم هم بلافاصله گوش هام گرفت که من چیزی نشنوم . آخرهای بازی استقلال بازی رو به تساوی کشوند . ولی نمی دونم چی شد که لنگی ها ریختند وسط زمین . تنها صحنه ای که یادمه این بود که عموم منو بغل کرده بود و داشت به سمت تونل های خروجی می دوید . موقع خروج ستون دود از ورزشگاه به آسمان بلند بود .
تا 3 سال بعد دیگه اجازه ی حضور در استادیوم رو نداشتم تا اینکه سال 76 با خود بابام رفتیم استادیوم ولی چشمتون روز بد نبینه که استقلال 3- 0 اون باز رو باخت از این بازی فقط گریه هاشو یادم میاد اولین بازی ای که یه عنوان استقلالی تیر رفته بودم استادیوم استقلال بد باخت .
سال 79 بود و قرار بود برای یکی از بستگان خواستگار بیاد بابام هم به عنوان بزرگ فامیل رفته بود به این مراسم برای اینکه بتونن منو آروم کنند راضی شدند با پسر خاله ام برم استادیوم . علیرضا ااکبرپور بعد از 5 سال ناجی استقلال شد استقلال برد موقع برگشت تو آسمون ها بودم .
3 بازی بالا هیچ وقت از یادم نمیره ولی از سال 82 که تقریبا تمام بازیها رو از نزدیک دیدم هم خاطرات زیادی دارم از شوت زیبای علی سامره و محمود فکری یگیر تا تک گل رضا عنایتی تو اون روز بارونی که تو راه بازگشت بی خیال بارون کل مسیر رو پیاده برگشتیم خونه .
یا از اون بازی ای بگم که نیکبخت پشت پا یه عشق خودش زد و راضی شد لنگ به تن کنه تمام لحظات اون بازی حواسم به نیکبخت بود و تو این فکر بودم که چه جوری حاضرشده بود بی خیال عشق نوجوونیش بشه و به این همه هوادار خیانت کنه (ولی شروع بازی که طرفدار ها به سمتش سکه پرت می کردند و پارچه نوشته ی واحدی پول پرست یکی از صحنه های پاک نشدنی ذهنم باقی خواهد ماند .)
نمیشه از داربی ها نوشت و یادی از عیزاده نکرد ، سلطان پرتاپ اوت ایران که بدجوری دستش علیه استقلال بالا آمد . پنالتی لحظات آخر اون بازی اشک همه ی استقلالی ها رو در آورد .
یادش یه خیر گل دقیقه ی 93 پیروز قربانی که شیرین ترین داربی ای است که تا حالا دیدم .تمام راه بازگشت رو بیریک می زدیم یادمه یه جا خوندم پدر پیروز که پرسپلیسی بود بعد از اون بازی پیروز رو تا چند روز به خونه راه نمی داده بنده خدا سامورایی استقلال بعد از اون بازی خونه ی خاله اش می خوابید.
آخرین خاطره ی تلخم هم بر می گرده به داربی 68 که توپ افتاد جلوی پای کریم، فریاد نذار شوت کنه ی بغلیم گوش من رو کر کرد ولی به کوش مدافعان استقلال نرسید و رکور شکست ناپذیری وحید شکسته شد .
و دقیقه ی 92 تو داربی 69 دقیقه ی 92 تو داربی 69
شیث رضایی دنبال فرهاد بدو شیث رضایی دنبال فرهاد بدو
آی بدو آی بدو آی بدو آی بدو