دینگ دینگ دینگ زنگ تفریحه بچه هاااااا:))
| دینگ دینگ دینگ... | |||||
چند روزه بدجور سرما خوردم دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو دانشگاه، عزیزم استراحت کن! منم نرفتم. هیچی دیگه از صب ساعت 6 دارم کابینتا رو دستمال میکشم بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم مامان آب زیر کاهه من دارم :| يه روز يه چينيه ميره بالاى كوه و فرياد ميزنه : یه اخلاقی که من دارم اینه که وقتی میخام واسه مطالب دخترا توو فیس بوک لایک بزنم اول یه بار دور اتاق میچرخم که مبادا از روی هوای نفس باشه. یه همچین آدم مومنی ام مــن ! یه دوستی داشتم که اصلن اهل این سوسولبازیا و تقلب و این حرفا نبود. یه روز قبل از امتحان یه چاقو میزاشت جیبش میرفت دم خونهی استاد دختره پست گذاشته : مُردم از تنهایی ... از این به بعد میخوام یه دستکش آشپزخونه باد کنم از زیر لحاف هر شب بذارم بیرون دهن این پشهها سرویس شه باهاش مشغول باشن!!! داشتم واسه امتحان میان ترم توو خونه تقلب مینوشتم...یهو دیدم مامانم بالا سَرمه... اومد تقلب رو پاره کرد.. مونده بود چی بگه....... گفت: ما تو این خونه نماز میخونیم دختره یادش رفته کیبوردش رو فارسی کنه، استاتوس زده : lk ]rnv phgl hlv,c o,fi...fifi...]rnvhdk[h o,fi 150 تا هم لایک خورده ... ... کامنت پسرها: * خیلی زیبا گفتی مثل خودم فکر میکنی * چقدر متن پر احساسی بود، تحت تاثیر قرار گرفتم * من اولش مخالف این جمله بودم، اما وقتی یه خورده فکر کرد دیدم حق با توئه * زیبا بود، مرسی، Share میکنم.... یارو 95 سال عمر کرده پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده با دوستم چت میکردم. گفت: موزیک چی گوش میدی؟ گفتم: داریوش یه زمانی یه تلفن خونه بود، وای میستادیم باباهه بره سره کار مامانِ بره بازار ما یه زنگ به دوس دُخترمون بزنیم، هَمشم با استرس، همیشه هم قبضِ تلفن که مییومد کُلی بارمون میکردن. | |||||













فردا كتابيست كه امروز مينويسيم طوري ننويسيم كه فردا از خواندنش پشيمان شويم...