سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۴ - 19:26 - -
قبول کرد که به زندگی برگرده
۲خرداد۱۴۰۴تا الان ۲۰مرداد هست در حال استفاده داروی ترک هست
سعی کردم از گل نازکتر نگم و هر چی خواست اجابت کنم
اما واقعا گاهی بســــــیـــــــــــار خودخواه میشه
ومن از زندگی کردن بدم میاد
سرم گنگ میشه آب دهنم که قورت میدم تلخ و قلبم تیر میکشه
بی صدا گریه میکنم
هیچکس منو نمیفهمه
مجبورم طاقت بیارم مجبورم
وقتی به خاناده م میفهمونم من برده ام پشتیبانم نمیتونن بشوند اما قضاوت بلدن
اما بایستی صبوری کنم تا ......
دوست دارم در زمانی که در زجر هستم مرگم فرارسد چون در لذت دنیوی آدم دلش نمیخاد این دنیای فانی رو ترک کنه
منی که روزی مستقل و آزاد بودم بایستی مانند پرنده ای قفس باشم
بودم و هستم تا زمانه با من چه ها میکند
جهنم دنیا رو چشیده ام بهشت برین را عائدم بنمای✔️