صفات دشمنان از ديدگاه قرآن

قرآن كريم نيز به شناخت دشمن، براي حفظ و سلامت جامعه سفارش كرده و در قالب داستان هاي عبرت آموز به معرفي دشمنان توحيد در اشكال گوناگوني چون شيطان شناسي، منافق شناسي، طاغوت شناسي و كفار و مشركان اشاره مي كند.

قرآن شناخت اهداف دشمنان اسلام و جامعه اسلامي را از حساس ترين وظايف مسلمانان عنوان مي كند. مهمترين ويژگي دشمنان اسلام ازنظر قرآن، پيمان شكني آن ها است.


قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
«كيف وان يظهروا عليكم لايرقبوافيكم لا ولاذمه »
چگونه (پيمان مشركان ارزشي دارد) درحالي كه اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خويشاوندي با شما را مي كنند و نه پيماني را (پايبند هستند).

قرآن دشمنان اسلام را داراي خصلت هاي ناپسندي نظير نژادپرستي، قانون شكني، خوي استكباري و... مي داند.
در آيه پنجم سوره حجر و در آيه 96 سوره بقره يكي از ويژگي هاي دشمنان اسلام دنياپرستي عنوان شده است.
در آيه 54 سوره نساء و آيه 105 سوره بقره حسادت و بدخواهي يكي ديگر از خصلت هاي ناپسند دشمنان شمرده شده است.

همچنين در آيه 100 سوره اسراء و آيه 53 سوره نساء و آيه هاي 75 و 119سوره آل عمران و آيه 74 سوره نساء و آيه 175 سوره آل عمران و آيه 71 سوره طه و آيه 22 سوره انفال تنگ نظري، خيانت، خشم و كينه، شيطان صفتي، خود را قيم مردم دانستن، و بالاخره بي شعوري، از خصلت هاي ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.


قرآن در جاي ديگر خطر دشمن را چنين بيان مي كند:

«اگر (دشمنان) بر شما دست يابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هايشان (به تبليغات) به بدي به سوي شما باز است و دوست دارند كافر شويد و از ارزش هاي خويش دست برداريد.»

دشمن شناسی از منظر امام علی (علیه السلام)

ضرورت آشنایی با دیگران

من فقط كتاب خدا و شريعت اسلام را نمي خوانم. من به غرب شناسي معتقدم. چرا بايد از حد معرفت اسلامي تجاوز كنيم و آثار ديگران را بخوانيم؟ اين سؤالي جدي است كه هركس بپرسد غيرت اسلامي اش ظهور كرده و هركس جواب بدهد پيروي از اميرالمؤمنين عليه السلام نموده است. پاسخ اين است كه متن دين قابليت تفسير به رأي دارد و اختلاف آراء (هواي نفس)مي تواند مانند يك لباس حجاب فهم دين بشود. چاره اين است كه به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام اختلافات را احكام كنيم . احكام (با كسره الف: در معناي مصدري) به معني ريشه جويي اختلافات و به وحدت رساندن آن است. و اين كار جز با تفكر سازگار نيست. جنگ با آراء ديگران و مطالعات پراكنده گمراهي و هلاكت يا سرگرداني در پي دارد. بايد ديگران را بخوانيم اما محكم و متفكرانه: طوري كه منشأ هواي نفس (اختلاف آراء) را دريابيم. در مورد غرب شناسي اين كار (احكام) با مطالعه مجاهدانه فلسفه غرب ممكن است. چون غرب مدرن تمدني فلسفي است.


آنچه گفتم در نامه 31 نهج البلاغه به زيبايي بيان شده است:

اَنْ اَبْتَدِئَكَ بِتَعْليمِ كِتابِ اللّهِ وَ تَأْويلِهِ، وَ شَرائِعِ الاِْسْلامِ وَ اَحْكامِهِ، وَ حَلالِهِ وَ حَرامِهِ، لا اُجاوِزُ ذلِكَ بِكَ اِلى غَيْرِهِ
رأيم بر اين شد كه ابتدا كتاب خدا و تأويلش را به تو بياموزم، و قوانين و احكام اسلام و حلال و حرامش را به تو تعليم دهم، و به غير آن توجه ننمايم.
ا ثُمَّ َشْفَقْتُ اَنْ يَلْتَبِسَ عَلَيْكَ مَا اخْتَلَفَ النّاسُ فيهِ مِنْ اَهْوائِهِمْ وَ آرائِهِمْ مِثْلَ الَّذِى الْتَبَسَ عَلَيْهِمْ،
آن گاه ترسيدم
كه آنچه از خواهشهاى نادرست و آراء ناحق و باطل مردم را دچار اختلاف نمود تا كار بر آنان اشتباه شد بر تو نيز اشتباه شود،
فَكانَ اِحْكامُ ذلِكَ عَلى ما كَرِهْتُ مِنْ تَنْبيهِكَ لَهُ اَحَبَّ اِلَىَّ مِنْ اِسْلامِكَ اِلى اَمْر لاآمَنُ عَلَيْكَ بِهِ الْهَلَكَةَ،
به همين خاطر واضح نمودن اين جهت هر چند مورد پسندم نبود پيش من بهتر است از اينكه تو را به برنامه اى واگذارم كه بر آن از هلاكتت ايمن نيستم.
وَ رَجَوْتُ اَنْ يُوَفِّقَكَ اللّهُ فيهِ لِرُشْدِكَ، وَ اَنْ يَهْدِيَكَ لِقَصْدِكَ،
اميدوارم خداوند تو را در اين برنامه به راه رشد موفق بدارد، و به راه راست هدايت كند

بیماری چه بهره‌ای برای انسان دارد؟/ حضرت رسول (ص) و ائمه پاسخ می‌دهند

برخی گمان می‌کنند بیماری عذابی الهی است اما پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) با نگاهی مثبت به بیماری آن را نوعی کفاره گناه برای انسان مؤمن دانسته‌اند که موجب پاکی وی می‌شود.









صدای شیعه: یکی از نعمات این دنیا برای انسان مؤمن، بیماری است چه آنکه اگر مؤمن احیاناً و سهواً گناه کرد، خدا دوست ندارد با بار خطا نزدش بیاید او را مریض می‌کند تا گناهانش آمرزیده شود.

خداوند آه مریض را دوست دارد

مریض در حال بیماری آه می‌کشد، تقاضای شفا می‌کند، خداوند این حالت مریض را دوست دارد و می‌پسندد که با او راز و نیاز می‌کند گاهی هم برای بالا رفتن درجات و مقامات معنوی خداوند او را مریض می‌کند.

بهترین بیمار آن است که در این مصیبت صبر کند و درد را کتمان کند و نزد افراد از مرضش شکوه نکند تا اینکه عافیت الهی و ثواب کامل نصیبش شود.

احادیث و روایات بسیاری از معصومین(ع) درباره بهره‌ها و آثار معنوی بیماری برای شخص بیمار وجود دارد از جمله امام صادق(ع) در حدیثی فرمودند: «همانا در بهشت منزلتی است، هیچ بنده‏‌ای بدان نرسد مگر با بلایی که (در دنیا) به بدنش رسد».1

ایشان همچنین می‌فرمایند: «بنده را نزد خدا مقام و منزلتی است که بدان نرسد مگر با یکی از این دو: از بین رفتن مال و دارایی‌اش یا رسیدن بلایی به جسمش»2

پیامبر خدا(ص) نیز در این خصوص در حدیثی زیبا تصریح می‌فرمایند که گناهان شخص بیمار، همچون برگ درخت، می‌ریزد.3 و در ادامه می‌فرمایند: «زن و مرد مؤمن پیوسته در جان و مال و فرزندشان گرفتار بلا می‌شوند تا آنکه بدون گناه، خدا را دیدار کنند»4

لحظه‏‌های درد، آثار لحظه‏‌های گناه را از میان می‌برد

آن حضرت همچنین در حدیثی دیگر بیماری را محو کننده گناهان معرفی کرده و می‌فرمایند: «لحظه‏‌های درد، آثار لحظه‏‌های گناه را از میان می‌برد».5

رسول مکرم اسلام در جایی دیگر می‌فرمایند: «به مؤمن در بیماری‏‌اش پاداش داده نمی‌شود؛ امّا گناه او فرو پوشانده می‌شود».6

همچنین ایشان در جای دیگری فرموده‌اند: انسان مؤمن، چون بیماری به وی برسد و خداوند، او را عافیت دهد، این بیماری، کفّاره گناهان گذشته او و مایه اندرز برای آینده اوست».7

امام سجاد(ع) نیز خطاب به بیماری که بهبود یافته بود، فرمودند: «پاک شدن از گناهان، بر تو مبارک باد! خداوند، تو را یاد کرده است. او را یاد کن، و از تو درگذشته است. او را سپاس گوی».

ذبح وحشیانه ی یک مدافع حرم حضرت زینب کبری سلام الله علیها

به گزارش شیعه ویوز ، تروریست های تکفیری در سوریه در اقدامی غیر انسانی ، راه و روش یزیدیان را پیش گرفته و به طرز وحشیانه‎ای سر یک مدافع حرم حضرت زینب کبری سلام الله علیها به نام «رضا اسماعیلی»  را از بدن جدا کردند ، این جوان افغانب 19 سال سن داشته و عضو گردان "فاطمیون" بود .

گفتنی است تروریست ها سر این مجاهد را به رسم اسلافشان در طَبَق قرار دادند.

گردان فاطمیون که متشکل از شیعیان افغانستان می‎باشد٬ عملکرد قابل توجهی در صیانت از مقدسات اسلامی در سوریه دارد و در آذرماه سال جاری هم مراسم تشییع پیکر 10 تن از شهدای این گردان در شهرهای قم، مشهد، اصفهان و تهران ایران برگزار شد.

هک شدن ، اولین شبکه اجتماعی شیعی

به گزارش شیعه ویوز ،  شبکه اجتماعی شیعه پلاس ، اولین شبکه اجتماعی شیعی توسط یک هکر وهابی ، شب گذشته هک شد .

مدیر این شبکه اجتماعی در مصاحبه با خبرنگار شیعه ویوز اعلام کرد : شبکه اجتماعی شیعه پلاس که از استقبال خوبی برخوردار شده بود ، توسط هکرهای وهابی به طور موقت هک شده است و مسئولین فنی این شبکه اجتماعی در حال برگرداندن آن هستند .

در صفحه ای که این هکر بروی  شبکه اجتماعی شیعه پلاس گذاشته است ، خود را ایرانی معرفی کرده و در بالای تصویر جملات لا اله الاالله محمد رسول الله را به سبک پرچم عربستان سعودی آورده است .

مدیر این شبکه اجتماعی افزود : این مسئله حال پیگیری است .و به امید خدای متعال کمتر از

چند ساعت دیگر به شکل اول خود باز خواهد گشت و کاربران این شبکه اجتماعی می توانند به

فعالیت خود ادامه دهند 

در سال های اخیر با توجه به رشد روز افزون مذهب حقه تشیع در سراسر جهان ، جریان های

تکفیری منطقه به  حملات سایبری روی آورده اند تا بتوانند به خیال خام خود ، نور اهل بیت

علیهم السلام را خاموش کنند .

التماس دعا

 

shiawaves-emroz-karbala0237.jpg - 264.67 kb

shiawaves-emroz-karbala0236.jpg - 390.25 kb

shiawaves-emroz-karbala0239.jpg - 629.83 kb

shiawaves-emroz-karbala0238.jpg - 488.4 kb

shiawaves-emroz-karbala0240.jpg - 881.14 kb

ارسال نظرات

به نقل از سایت شیعه ویوز:

متن کامل نامه عمر بن خطاب به معاويه درباره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها:

علامه بزرگوارمجلسی (ره) در بحارالانوارمجلد۳۰ صفحه۲۸۷ رقم۱۵۱ باسند مذکور ازابوحسین محمدبن هارون بن موسی التلعکبری ازپدرش ازابوعلی محمد بن همام ازجعفربن محمد بن مالک الفزاری از عبد الحمن بن سنان صیرفی از جعفربن علی حوار ازحسن بن مسکان از مفضل بن عمر جعفی ازجابر جعفی از سعید بن مسیب که:

زمانی که حسین بن علی(صلوات الله علیهما)کشته شدوخبر شهادت وبریدن سر آنحضرت و بردن آن نزد یزید ابن معاویه (لعنهما الله) و کشته شدن هیجده نفر از اهل بیت و پیجاه و سه نفر از شیعیان و علی اصغر که طفلی شیر خوار بود در پیش رویش و اسیر شدن ذریّه آنحضرت در مدینه منتشر شد و مجلس ماتم در حضور زنان پیامبر(صلّی الله علیه وآله)درخانه ام سلمه و در خانه های مهاجرین و انصار بر پا گردید؛پس عبدالله بن عمربن خطاب فریادزنان،لطم زنان وگریبان چاک زنان! از خانه اش بیرون آمد و می گفت:«ای گروه بنی هاشم و قریش ومهاجرین وانصار!آیا رواست این کارها نسبت به رسول خدا واهل بیت و ذریّه اش در حالی که شما زنده اید و روزی می خورید و در برابر یزید ساکت بنشینید؟»،پس از مدینه خارج شد ودر تمام روز و شب مردم را تحریک می کرد و به شهری وارد نمی شد مگر اینکه فریاد می کشید و اهالی شهر را بر علیه یزید می شورانید،تا اینکه اخبار به یزید نوشته شد.

پس از گروهی از مردم عبور نکرد مگر اینکه به حرف هایش گوش دادند و یزید را لعن کردند و می گفتند:«این عبدالله بن عمر خلیفه رسول خداست که کار یزید را با اهل بیت رسول خدا انکار می کندومردم را به نفرت جستن از یزید می خواند؛هرکه اورا یاری نکند دین ندارد و مسلمان نیست».مردم شام مضطرب شدند،عبدالله بن عمر به سوی دمشق روانه شد و عده از مردم به دنبالش بودند،پس خبرچین یزید(لعنه الله) وارد شد و خبر به ورودش داد و عبد الله می آمد در حالی که دست بر فرق سرش گذاشته بود ومردم شتابان از جلو و عقب او حرکت می کردند.

یزید گفت:«هیجانی از هیجان های ابامحمد (کنیه عبدالله بن عمر) است،به زودی به اشتباه خود پی خواهد برد! سپس به او اذن مجلس خصوصی داد؛عبدالله بن عمر داخل شد وفریاد زنان می گفت:«داخل نمی شوم ای امیرالمؤمنین!با اهل بیت محمد (صلّی الله علیه و آله) کاری کرده ای که اگر تُرک و روم توانایی داشتند روا نمی داشتند آنچه را که تو روا داشتی و نمی کردند آنچه را که تو کردی.از این بار گاه دور شو تا مسلمانان کسی را که از تو سزاوار تر است انتخاب کنند».یزید به او مرحبا گفت وتواضع کرد و او را به سینه خود چسبانید و گفت:ای ابا محمد!هیجان زده نشو و فکر کن وچشم و گوشت را باز کن.در باره پدرت عمربن خطاب چه میگویی؟ آیا هدایت کننده و هدایت شده و خلیفة رسول الله(صلّی الله علیه و آله) و یاور او و پدر زن اوکه خواهرت حفصه باشد نبود؟آیا کسی نبود که به رسول الله(صلّی الله علیه و آله) گفت: «لات و عزّی آشکارا پرستش می شوند و الله در نهان»؟

عبد الله بن عمر گفت: «همانطور است که وصف کردی،در باره اش چه میخواهی بگویی؟»

یزید گفت:پدر تو حکومت شام را به پدرم داد یا پدر من خلافت رسول الله را به پدر تو داد؟ عبدالله بن عمر گفت: پدر من حکومت شام را به پدر تو داد. گفت:ای ابامحمد! آیا به سبب پدرت وعهدی که با پدر من بست راضی می شوی؟یا راضی نمی شوی؟ عبدالله گفت: راضی می شوم دوباره پرسید:آیا به سبب پدرت راضی می شوی؟ گفت: بله

سپس یزید(لعنه الله) با دستش (به نشانه پیمان و عهد) به دست عبد الله زد و گفت: بیا تا آنرا بخوانی! پس برخاست و با او رفت و سپس وارد مخزنی از خزائن او شدند؛پس یزید(لعنه الله)صندوقی را خواست و در آنرا باز کرد و از آن جعبه ای قفل شده و مهر شده بیرون آورد؛آنرا هم باز کرد و طوماری که در پارچه ابریشمی سیاهی پیچیده شده بود بیرون آورد و آنرا با دستش باز کرد و گفت: ای ابامحمد! آیا این دست خطّ پدرت هست یانه؟ گفت آری به خدا.پس طومار را از دست یزید(لعنه الله) گرفت وبوسید! یزید(لعنه الله)به او گفت:بخوان.و عبد الله بن عمر آن نامه را خواند، پس در آن نامه اینچنین نوشته بود:

"متن کامل نامه عمر بن خطاب به معاويه درباره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها"

اي پسر ابو سفيان، ای معاویه،به راستي به چيزي اقرار كرديم كه با شمشير به آن مجبور شديم در حالي كه سينه ها از كينه به شدت گرم بود و جان ها مي لرزيد . و نيت ها و ديده ها دچار شك و ترديد بود از اين كه ما را بر چيزي كه مورد انكارمان بود مي خواندند و بدان جهت از او اطاعت كرديم كه قوم و قبيله يمني شمشير زور خود را از بالاي سرمان بردارد و آن كساني از قريش كه دست از دين اجدادي خود برداشته بودند مزاحم ما نشوند . به هبل و لات وعزي و بتان ديگر سوگند كه من از آن روز كه آنها را پرستيدم دست از آنها بر نداشتم ، پروردگار كعبه را نپرستيده و گفتاري از محمد را تصديق ننموده ام و جز از راه نيرنگ و فريب ادعاي مسلماني ننموده ام و خواسته ام او را بفريبم . چون جادوي بزرگي را برايمان آورد و در سحر و جادو گري بر سحر بني اسرائيل با موسي و هارون و داوود و سليمان و عيسي افزود و سحر و جادوي همه آنان را او يك تنه آورد و بر آنان اين نكته را افزود كه اگر او را باور داشته باشند بايد بر اين مطلب كه او سالار ساحران است اقرار داشته باشند .

اي پسر ابو سفيان طريقه قوم خود را در پيش گير و از آيين خويش پيروي كن و پاي بند باش به آنچه نياكانت در پيش گرفتند و آن اين است كه منكر اين مسلكي بودند كه مي گويند براي آن خدايي است كه آنها را به پيروي از آن و تلاش پيرامون آن امر كرده است و قبله اي براي مردم قرار داد . پس اقرار كرد به نماز و حجي كه آن را ركن قرار دادند و گمان كردند كه آن حج براي خداست پس از آن كساني كه او را كمك كردند همين فارسي ،‌ روزبه (‌سلمان فارسي ) بود و گفتند همانا وحي شده است به سوي پيامبر كه :

« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً لِلْعَالَمِينَ »

« نخستين خانه اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است كه در سرزمين مكه است، كه پر بركت، و مايه هدايت جهانيان است. » (‌ آل عمران 96 )

و گفتند « قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ »

« نگاه هاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مىبينيم! اكنون تو را به سوى قبلهاى كه از آن خشنود باشى، باز مىگردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مىدانند اين فرمان حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده; (و در كتابهاى خود خواندهاند كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مىخواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست!» ( بقره 144)

آنان نماز خود را بر سنگها قرار داده اند ،‌ اگر نبود سحر او چه چيز باعث مي شد كه ما از پرستش بتان دست برداريم با اين كه آنها هم از سنگ و چوب و مس و نقره وطلاست ، نه ، به لات و عزي قسم كه دليل براي دست برداشتن از اعتقادات ديرين خود نداريم هر چند كه سحر كنند و ما را به اشتباه بيندازند .

پس به اين چيزي كه آنها در آن هستند با چشمي بينا نگاه كن و با گوشي شنوا بشنو و با دل و عقل خود بينديش . و از لات و عزي سپاسگذار باش نسبت به خليفه شدن سرور رشيد ابوبكر بنده عزي بر امت محمد و حكمراني دلخواه او در اموال و خونها و آيين و جانها و حلال و حرام آنها و نيز تسلط او بر حقوقي كه جمع آوري مي شد و آنها مي پندارند كه آن را از براي خداي خويش جمع مي كنند تا با آن حقوق زندگي ياران و مددكارانشان را بر پا دارند .

همانا از ستاره بني هاشم نوري برخاست كه پرتو آن درخشنده و دانش آن ياري كننده بود . و تمام نيروي آن كسي بود كه حيدر ناميده شد و داماد محمد گرديد و همسرش زني بود كه او را سرور زنان جهان قرار دادند و فاطمه ناميدند .

من به كنار خانه علي و فاطمه و دو پسرشان حسن و حسين و دو دخترشان زينب و ام كلثوم و كنيزي كه به فضه خوانده مي شد رفتم ، در حالي كه خالد بن وليد و قنفذ و گروهي از طرفداران خاص ما همراه من بودند و در خانه را به شدت كوبيدم [1]. كنيز خانه مرا جواب داد . گفتم به علي بگو سخنان بيهوده را رها كن و به خودت در طمع خلافت فشار نياور . بدان كه امر خلافت از آن تو نيست امر خلافت از براي كسي است كه مسلمانان او را برگزيدند و برآن اجتماع كردند . به خداي لات و عزي قسم اگر مساله تعيين خلافت به ابوبكر واگذار مي شد ، بي ترديد موفق به رساندن خود به خلافت نميشد . ولي من براي او سينه ام را جلو انداختم و چشمانم را درشت كردم و به قبيله نزار و قحطان گفتم خلافت جز در قريش نخواهد بود . تا وقتي كه از خداوند اطاعت مي كنند از آنان اطاعت كنيد و اين سخن را بدان جهت گفتم كه ديدم پسر ابوطالب خواهان خلافت شده و به خون هايي كه در جنگها و غزوات محمد از كفار و مشركان ريخته استناد مي كند و قرضهاي او را كه هشتاد هزار درهم بود ادا كرده و به وعده هاي او جامه عمل پوشيده و قرآن را جمع آوري نموده و بر ظاهر و باطنش حكم مي كند و همچنين به سبب گفتار مهاجرين و انصار كه وقتي به آنان گفتم امامت در قريش خواهد بود ،‌ گفتند : آن قريشي اميرالمومنين علي بن ابي طالب است كه رسول خدا براي او از تمامي امت بيعت گرفت و ما در چهار موضع با او به عنوان اميرالمومنين سلام كرديم. پس اي جماعت قريش اگر شما چنين امري را فراموش كرده ايد ما فراموش نكرده ايم و بدانيد كه بيعت و امامت و خلافت و وصيت چيزي نيست مگر حقي واجب و امري صحيح نه اين كه اهدايي و ادعايي باشد . ولي من حرف آنها را تكذيب نمودم و چهل مرد را بلند كردم كه ( به دروغ ) شهادت دهند محمد گفته است امامت به اختيار و انتخاب است . در اين هنگام انصار گفتند ما از قريش سزاوارتر هستيم زيرا ما بوديم كه رسول خدا را جا و مكان داديم و ياريش نموديم و مردم به سوي ما مهاجرت كردند .پس اگر قرار است خلافت به كسي كه صاحب حق است داده شود آن شخص از ميان ماست و در بين شما نيست . و گروهي گفتند از براي ما اميري باشد و از براي شما امير ديگري باشد .[2] من به آنها گفتم مشاهده كرديد كه چهل مرد شهادت دادند كه رسول خدا گفته است پيشوايان امت من از قريش اند .

سخن مرا جماعتي قبول كردند و گروهي نپذيرفتند و اين باعث نزاع و كشمكش شد .

وقتي همه ساكت شدندو صدايم را مي شنيدند گفتنم آگاه باشيد كه خلافت از براي مسن ترين ما و نرم خو ترين ماست.

گفتند چه كسي را مي گويي.

گفتم ابوبكري كه رسول خدا او را در نماز خواندن به جاي خود بر ديگران مقدم مي داشت و روز جنگ بدر با او در خيمه فرماندهي به مشورت نشست و نظرش را جويا شد و در غار هم صحبت او بود و شوهر دختر او عايشه بود .

در اين هنگام بني هاشم در حالي كه از شدت خشم به خود مي پيچيدند پيش آمدند و زبير كه شمشيرش معروف بود آنها را ياري كرد و گفت بيعت نمي شود مگر با علي يا اين كه شمشير من گردني را آزاد نمي گذارد . گفتم اي زبير فرياد تو آتشي از سوي بني هاشم است . زيرا مادرت صفيه دختر عبد المطلب است . زبير گفت به خدا قسم نسبت من به بني هاشم شرفي بلند مرتبه و افتخاري بسيار عالي است . اي فرزند صهاك خاموش باش كه مادري از براي تو نيست . و نيز حرفي گفت كه چهل مرد از كساني كه در سقيفه بني ساعده حاضر بودند بر زبير هجوم آوردند . [3]

به خدا قسم قادر نبوديم كه شمشيرش را از دستش بگيريم . سر انجام او را به زمين بستيم و ديگر براي او ياوري نديديم .

دراين فرصت بود كه با عجله به طرف ابوبكر رفتم و با او مصافحه كردم و بيعت را بستم . و در اين امر عثمان بن عفان و تمام كساني كه آن جا حاضر بودند از من پيروي كردم . به زبير گفتم بيعت كن كه در غير اين صورت تو را مي كشيم . اما مدتي بعد مردم را از كشتن او باز داشتم و به آنها گفتم او را مهلت دهيد كه خشم نكرد مگر به قصد فخر فروشي بر بني هاشم . سپس دست ابوبكر را در حالي كه مي لرزيد و عقلش زايل شده بود گرفتم و به طرف منبر محمد حركتش دادم . ابوبكر گفت اي ابا حفص از مخالفت و حركت علي مي ترسم . من به او گفتم علي اكنون به كاري سرگرم است و توجهي به اين امر ندارد . و در اين كار ابوعبيده جراح به كمكم آمد ، او دست ابوبكر را گرفته بود و به طرف منبر مي كشيد و من از پشت سر او را هل مي دادم هم چون كشاندن بز نر به طرف چاقوي بزرگ قصاب . و اين باعث خواري او شده بود . تا اين كه با حال گيجي و سر درگمي بر منبر ايستاد . به او گفتم خطبه بخوان . اما حرف زدن بر او سخت شده بود . تامل كرد ولي مات و مبهوت ماند . مدتي بعد را لكنت زبان شروع به حرف زدن كرد ولي سخنش مبهم بود .

با خشم دستم را گاز گرفتم و به او گفتم هر چه به ذهنت مي آيد بگو . ولي از او هيچ امر خير و مفيدي بر نيامد . لحظه اي قصد كردم او را از منبر پايين آورم وخود به جاي او بايستم . ترسيدم مردم از سخناني كه خودم درباره او گفته بودم تكذيبم كنند . عده اي گفتند پس آن فضائلي كه درباره او گفتي كجاست . تو از رسول خدا درباره او چه شنيده بودي . گفتم من از رسول خدا درباره او فضائلي شنيده بودم كه دوست ميداشتم و كه اي كاش مويي بر بدن او مي بودم .

به او گفتم حرف بزن يا اينكه بيا پايين و چيزي گفتم كه در به حرف آمدن او كمكي نكرد .

سر انجام با صدايي ضعيف و رنجور گفت از شما اعراض مي كنم تا وقتي كه علي در بين شماست من بهترين شما نيستم . [4]بدانيد كه براي من شيطاني است كه گرفتارم كرده و غير مرا قصد نكرده است . پس اگر لغزيدم بلندم كنيد من در فهم ها و خوشحالي هاي شما دخالت نمي كنم و از خدا براي خود و شما طلب آمرزش مي كنم . اين را گفت و پايين آمد . ولي من دستش را گرفتم در حالي كه چشمان مردم به او خيره مانده بود و آن را به شدت فشار دادم . سپس او را نشاندم و از مردم در بيعت و معاشرت با او پيشي گرفتم تا او را بترسانم . و هر كسي كه بيعت با او را انكار مي كرد و مي گفت پي علي بن ابي طالب چه كرد در جوابش مي گفتم علي خلافت را از گردن خود برداشت و آن را به عهده مسلمانان قرار داد . او با آنچه كه مسلمين اختيار كنند مخالفتي ندارد . سپس ابوبكر رفت و در خانه اش نشست و مردم براي بيعت با او به نزدش مي رفتند در حالي كه نسبت به اين امر دل خوشي نداشتند . وقتي خبر بيعت مردم با ابوبكر پخش شد دانستيم كه علي فاطمه و حسن و حسين را به خانه هاي مهاجرين و انصار مي برد و بيعت آنها با او در چهار موضع را يادآور مي شود و از آنها ياري مي طلبد و آنها در شب به او وعده ياري مي دهند و در روز از ياري كردنيش باز مي مانند . اين جا بود كه به خانه علي رفتم با مشورتي كه درباره خارج كردن او از خانه كرده بودم . فضه بيرون آمد . به او گفتم به علي بگو بيرون آيد و با ابوبكر بيعت كند . زيرا همه مسلمين بر خلافت او اجتماع كردند . فضه گفت اميرالمومنين علي مشغول است . ( جمع آوري قرآن )

گفتم اين حرفها را كنار بگذار به علي بگو بيرون بيايد و گرنه وارد خانه مي شويم و او را به اجبار بيرون مي آوريم . در اين هنگام فاطمه پشت در آمد و گفت اي گمراهان دروغگو چه مي گوييد و چه مي خواهيد . گفتم اي فاطمه . گفت چه مي خواهي عمر .

گفتم چيست حال پسر عمويت كه تو را براي جواب فرستاده و خودش در پشت پرده حجاب نشسته است . فاطمه گفت طغيان و سركشي تو بود كه مرا از خانه بيرون آورد و حجت را بر تو و هر گمراهي و منحرفي تمام كرد.

گفتم اين حرفهاي بيهوده و قصه هاي زنانه را كنار بگذار و به علي بگو از خانه بيرون آيد .

گفت دوستي و كرامت لايق تو نيست آيا مرا از حزب شيطان مي ترساني اي عمر . بدان كه حزب شيطان ضعيف و ناتوان است . گفتم اگر علي از خانه بيرون نيايد و به بيعت با ابوبكر پاي بند نشود هيزم فراواني بياورم و آتشي برافروزم و خانه و اهلش را بسوزانم . [5]

آن گاه تازيانه قنفذ را گرفتم و فاطمه را با آن زدم و به خالد بن وليد گفتم تو و مردان ديگر هيزم بياوريد . و به فاطمه گفتم من اين خانه را به آتش مي كشم .[6] فاطمه گفت اي دشمن خدا واي دشمن رسول خدا و اي دشمن امير مومنان .

و بعد دو دستش را به در گرفت تا مرا از گشودن آن باز دارد . من او را دور نمودم و كار بر من مشكل شد سپس با تازيانه بر دستهاي او زدم كه دردش آمد و صداي ناله و گريه اش را شنيدم . ناله اش آنچنان جان سوز بود كه نزديك بود دلم نرم شود و از آنجا برگردم ولي به ياد كينه هاي علي و حرص او در ريختن خون بزرگان عرب و نيز به ياد نيرنگ محمد و سحر او افتادم اينجا بود كه با پاي خودم لگدي به در زدم در حالي كه او خودش را به در چسبانده بود كه باز نشود . و صداي ناله اش را شنيدم كه گمان كردم اين ناله مدينه را زير و رو نمود .

در آن حال فاطمه مي گفت اي پدر جان اي رسول خدا با حبيبه و دختر تو چنين رفتار مي شود آه اي فضه بيا و مرا درياب كه به خدا قسم فرزندم كشته شد . متوجه شدم كه فاطمه بر اثر درد زايمان به ديوار تكيه داده است . در خانه رافشار دادم و آن را باز كردم . وقتي كه وارد خانه شدم فاطمه با همان حال رو به روي من ايستاد (‌ تا مانع از رفتن من به داخل خانه شود ) ولي از شدت خشم پرده اي در برابر چشمانم افتاده بود پس چنان از روي رو پوش بر صورت فاطمه زدم كه گوشواره اش كنده شد و خودش بر زمين افتاد .

علي از خانه بيرون آمد . همين كه چشمم به او افتاد با شتاب از خانه بيرون رفته به خالد و قنفذ و همراهانش گفت جنايت بزرگي مرتكب شدم كه بر خود ايمن نيستم ،‌ اين علي است كه از خانه بيرون آمده من و همه شما توان مقاومت در برابر او را نداريم . (‌ البته در برخي از روايات اينگونه آمده است .)

علي خارج شد در حالي كه فاطمه دست بر جلو سر گرفته مي خواست چادر از سر بردارد و به پيشگاه خداوند از آنچه بر سرش آمده شكوه نموده و از او كمك بگيرد . علي چادر را بر روي فاطمه انداخت و گفت « اي دختر رسول خدا خداوند پدرت را فرستاد تا رحمتي براي دو جهان باشد . به خدا سوگند اگر از چهره ات آشكار شود كه از خدا مي خواهي كه اين مردم هلاك شوند بي ترديد خداوند دعايت را اجابت مي كند و از اين مردم احدي را باقي نگذارد ، زيرا مقام تو و پدرت نزد خدا بزرگتر از مقام نوح است . خداوند به خاطر نوح طوفاني فرستاد و تمام آنچه را كه بر روي زمين و زير آسمان بود غرق كرد . به جز آنهايي كه در كشتي بودند و قوم هود را به خاطر تكذيب نمودن پيامبر خود هلاك كرد . و قوم عاد را با بادي شديد و سرد هلاك نمود . در حالي كه قدر و منزلت تو و پدرت بزرگتر از هود است . و قوم ثمود را كه دوازده هزار نفر بودند به خاطر كشتن شتر صالح و بچه آن عذاب كرد . پس اي سيده النساء تو براي اين مردم عذاب مخواه . در اين هنگام درد زايمان بر فاطمه شدت يافت . او را به داخل خانه بردند وبچه اي كه علي آن را محسن ناميده بود ساقط شد .

جماعت بسياري را كه گرد آورده بودم در برابر قدرت علي زياد نبود ولي به خاطر حضور آنها دلم قوت مي گرفت . اين جا بود كه به طرف علي رفتم و او را به اجبار از خانه اش بيرون آوردم و براي بيعت با ابوبكر حركتش دادم . البته به يقين مي دانستم كه اگر من و تمام كساني كه روي زمين بودند به كمك يكديگر تلاش مي كرديم تا علي را مغلوب سازيم موفق به چنين امري نمي شديم . ولكن علي به خاطر منظور و هدف بسيار مهمي كه در وجودش بود و آن را مي دانست و بر زبان نمي آورد حركتي انجام نداد .

وقتي به سقيفه بني ساعده رسيديم ابوبكر از جاي خود برخاست و كساني كه اطرافش بودند علي را به مسخره گرفتند .

علي گفت اي عمر آيا دوست داري شتاب كنم بر ضرر تو آنچه را كه تاخير انداخته بودم .

گفتم نه يا اميرالمومنين .

خالد سخنان مرا شنيد و با شتاب نزد ابوبكر رفته و سه مرتبه به او گفت مرا چه كار با عمر ؟ و مردم هم اين سخنان راشنيدند . هنگامي كه علي به سقيفه رسيد ابوبكر كودكانه به اونگريست و وي رامسخره كرد .

من به علي گفتم پس بالاخره بيعت كردي اي ابا الحسن . ولي علي خودش را از ابوبكر عقب كشيد .

گواهي مي دهم كه علي با ابوبكر بيعت ننمود و دستش را به طرف او دراز نكرد . و من خوش نداشتم علي را وادار به بيعت كنم تا شتاب كند بر من آنچه را كه تاخير انداخته بود .از اين رو چندان اصرار نكردم كه بايد حتما بيعت كند . ابوبكر از روي ترس و ناتواني دوست داشت كه علي را در اين مكان نبيند . چيزي نگذشت كه علي از سقيفه خارج شد . پرسيديم كجا رفت . گفتند كنار قبر محمد رفته و آنجا نشسته است .

در اين هنگام من و ابوبكر به سوي آن جا راه افتاديم همين طور كه با عجله مي رفتيم ابوبكر مي گفت واي بر تو اي عمر . چه بر سر فاطمه آوردي . سوگند به خدا كاري كه تو با او كردي زياني آشكار است . گفتم بزرگترين مشكل تو اين است كه علي با ما بيعت نكرده و اطميناني نيست كه مسلمانان از وادار كردن او بر بيعت با ما سست و بي رغبت نشوند . ابوبكر گفت پس چه بايد كرد .

گفتم وقتي به قبر محمد رسيدي جوري وانمود كن كه علي با تو بيعت كرد . وقتي به آنجا رسيديم علي قبر محمد را قبله خود قرار داده بود و دستش بر تربت قبر بود و در اطرافش سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و حذيفه نشسته بودند . ما نيز در مقابل علي نشستيم .

من به ابوبكر اشاره كردم كه دستش را همچون علي بر قبر بگذارد و آن را به دست او نزديك كند . ابوبكر نيز چنين كرد و من در اين فرصت دست ابوبكر راگرفتم كه بر دست علي بگذارم و هم زمان گفتم پس علي بيعت كرد . اما علي دستش را عقب كشيد .[7] در اين هنگام برخاستم و ابوبكر نيز برخاست گفتم خدا علي را جزاي خيردهد . زيرا او وقتي در كنار قبر رسول خدا قرار گرفت از بيعت با تو خودداري نكرد .

ولي ابوذر از جلوي جماعت بلند شد و فرياد كنان گفت اي دشمن خدا به خدا قسم علي با ابوبكر بيعت نكرد .

پس از آن هميشه وقتي مابا مردم ملاقات مي كرديم و يا با قومي مواجه مي گشتيم به آنها خبر مي داديم كه علي با ابوبكر بيعت نمود و در همه جا ابوذر ما را تكذيب مي كرد. سوگند به خدا علي نه در خلافت ابوبكر با ما بيعت كرد و نه در خلافت من و نه درخلافت كسي كه قرار بود بعد از من بيايد . و از اصحاب او دوازده نفر بودند كه نه با ابوبكر بيعت كردند و نه با من.[8]

اي معاويه ، چه كسي كارهاي مرا انجام داده و چه كسي انتقام گذشتگان را غير از من از او گرفته است . اما تو و پدرت ابو سفيان و برادرت عتبه ، كارهايي كه در تكذيب محمد نموديد و نيرنگهايي كه با او كرديد به درستي مي دانم و كاملا از حركتهايي كه در مكه انجام مي داديد و در كوه حرا مي خواستيد او را بكشيد آگاهم جمعيت را عليه او راه انداختيد و احزاب را تشكيل داديد ،‌ پدرت بر شتر سوار شد وآنان را رهبري كرد و گفته محمد درباره او كه خداوند سواره و زمامدار و راننده را لعنت كند ،‌ كه پدرت سواره و برادرت زمامدار و تو راننده بودي . مادرت هند را از خاطر نبرده ام كه چقدر به وحشي بخشيد تا يان كه خود را از ديدگان حمزه پنهان كرد و او را كه در سرزمينش شير خدا مي ناميدند با نيزه زد و سپس سينه اش را شكافت و جگرش را بيرون كشيده نزد مادرت آورد و محمد با سحرش پنداشت كه وقتي جگر حمزه به دهان هند برسد و بخواهد آن را بجود سنگ سختي خواهد شد . او چگر را از دهان بيرون انداخت و محمد و يارانش او را هند جگر خوار ناميدند . و نيز سخنان او را در اشعارش براي دشمني با محمد و سربازانش فراموش نكرده ام كه چنين سرود . « ما دختران طارقيم كه بر روي فرش هاي گرانبها راه مي رويم . به مانند در در صدف يا مشك در مشكدان مي باشيم . اگر مردان روي آوردند در آغوششان مي گيريم و اگر پشت كنند بدون ناراحتي از آنها جدا مي شويم .»

زنان قبيله او در جامه هاي زرد پر رنگ چهره ها را گشوده دست و سرهاشان را برهنه و آشكار نموده مردم را بر جنگ و پيكار با محمد تحريك مي كردند . شما به دلخواه خود مسلمان نشديد بلكه در روز فتح مكه با اكراه و زور تسليم شديد . محمد شما را آزاد شده و زيد برادر من و عقيل برادر علي بن ابي طالب و عمويش عباس را مثل آنان قرار داد . ولي از پدرت چندان دل خوشي نداشت هنگامي كه به او گفت به خدا سوگند اي پسر ابي كبشه مدينه را پر از مردان جنگي وپياده و سواره خواهم كرد و بين تو و اين دشمنان جدايي افكنده نمي گذارم زياني به تو برسانند . محمد در حالي كه به مردم فهمانيد كه باطن او را مي داند به او گفت اي ابو سفيان خداوند مرا از شر تو نگه دارد . و او محمد به مردم گفته بود . بر اين منبر كسي غير از من و علي و پيروانش از افراد خانواده اش نبايد بالا برود . سحرش باطل و تلاشش بي نتيجه ماند و ابوبكر بر منبر بالا رفت و پس از او من بالا رفتم . و اي بني اميه اميدوارم كه شما چوبه هاي طناب اين خيمه را بر افراشته باشيد . بدين جهت ولايت شام را به تو سپرده هر گونه تصرف مالكانه را در آن سرزمين به تو واگذار كرده تو را به مردم شناساندم تابا گفتار او درباره شما مخالفت كرده باشم از اين كه او رد شعر و نثر گفته بود جبرئيل از سوي پروردگارم به من وحي كرده و گفته است « و الشجره الملعونه في القرآن » وپنداشته كه مقصود از درخت ملعونه شماييد باكي ندارم . او دشمني خود را با دشمني خود را با شما به هنگامي كه به حكومت رسيد آشكار كرد همان طور كه هاشم و پسرانش هميشه دشمنان عبد شمس بودند .

اي معاويه من با اين ياد آوري ها و شرح و بسطي كه از جريانات به تو كردم خير خواه و ناصح و دلسوز تو مي باشم و از كم حوصلگي ، بي ظرفيتي ، نداشتن شرح صدر و كمي بردباري ات ترس آن را دارم كه در آنچه كه به تو سفارش كرده اختيار شريعت محمد را به دست تو دادم شتاب كرده و بخواهي از او انتقام بگيري و بيم آن دارم كه مرده او نكوهش كرده و يا آنچه را آورده رد كني و يا كوچك بشماري و در آن صورت تو به هلاكت خواهي رسيد و آن وقت هر آنچه كه برافراشته ام فرود آمده و آنچه كه ساخته ام ويران ميشود .

به هنگامي كه ميخواهي به مسجد و منبر محمد وارد شوي كاملا بر حذر باش و احتياط را از دست مده و در ظاهر تمام مطالبي را كه محمد آورده تصديق كن. با رعيت خود در گير مشود و اظهار دلسوزي و دفاع از آنها را بنما حلم و بردباري نشان داده و نسيم عطا و بخشش خود را نسبت به همگان بگستر . حدود را در بين آنان اقامه كن و به آنان چنين نشان نده كه حقي از حقوق را واگذار مي كني . واجبي را ناقص مگذار و آنها را از همان محل آرامش و امنيتشان بگير و به دست خودشان آنان را بكش و با شمشير خودشان نابودشان ساز . با آنان مسامحه و سهل انگاري داشته باش و برخورد نكن . نرم خو باش و غرامت مگير . در مجلس خود برايشان جاي باز كن و به هنگام نشستن در كنارت احترامشان بگذار آنان را به دست رئيس خودشان بكش خوشرو و بشاش باش . خشمت را فرو ده و از آنان بگذر . در اين صورت دوستت خواهند داشت واز تو اطاعت خواهند كرد . اين كه علي و فرزندانش حسن و حسين بر ما و تو بشورند خاطر جمع نيستم . اگر به همراهي و كمك گروهي از امت توانستي با آنان پيكار كني انجام ده و به كارهاي كوچك قانع مباش و تصميم به كارهاي بزرگ بگير وصيت و سفارشي را كه به تو كردم حفظ كن . آن را پنهان نموده آشكار مساز . دستوراتم را انجام بده گوش به فرمانم باش . بر تو مباد كه به فكر مخالفت با من باشي . راه و روش پيشينيان خود را در پيش گير و انتقام خون آنان را بگير و دنباله رو آنها باش . من تمام رازهاي نهاني و مطالب آشكار خود را به تو گفتم و مطلب را با اين شعر به پايان مي برم .

اي معاويه مردم كارهايشان بزرگ شده و پيشرفت كرده به دعوت آن كس كه به تنهايي تمام جهان را گرفت. كودكانه و از روز نافهمي به دينشان مايل شدم و مرا به شك و ترديد انداخت دور باد آن ديني كه پشت خود را به آن شكستم.

___________________________________________________________

اسناد این نامه در کتب اهل تسنن::

[1] الامامه و السياسه 1/30

[2] شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/24 ،‌ تاريخ طبري 3/202 و 206 و 218 ، ، سيره ابن هشام 3/472 ، الرياض النضره 1/211 ، الامامه و السياسه 1/25 ،‌ طبقات الكبري 3/182 .

[3] اين كه در چند موضوع از اين نامه سخن از همكاري و همراهي چهل مرد مطرح است فاش مي كند كه مساله غصب خلافت نقشه اي از قبل طراحي شده است . ما در آخر اين نامه بادلايل ديگر ثابت مي كنيم كه قضيه غصب خلافت كاملا از پيش تعيين شده بود .

[4] تاريخ طبري 3/210 ،‌ طبقات ابن سعد 3/182 ،‌ الرياض النضره 1/217، سيره ابن هشام 3/473 .

[5] شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/56 و 6/48 ، تاريخ طبري 3/202 

[6] الامامه والسياسه 1/30 ،‌ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 6/48 .

[7] الامامه والسياسه 1/29 .

[8] شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 2/21 ، تاريخ طبري 3/203 ، الامامه والسياسه 1/28 ، الرياض النضره 1/209 .

چشم چرانی» سرآغاز حسرت و فتنه

چشم چراني يكي از انحرافات و بيماري هاي خطرناك است كه نتايج شوم و خانمان سوز بسياري دارد و منشا اصلي اين بيماري، بدحجابي زنان و هوسراني مردان مي باشد.

يكي از ساده ترين راههاي ارتباط با ديگران نگاه كردن است، زيرا حواس ديگر انسان هر كدام در جاي خود ساكن هستند و تا چيزي به آنها نرسد در طلب آن بر نمي آيند، ولي چشم از دور و نزديك همه چيز را صيد مي كند و شعاعش تا آنجا كه مجال ديد است، همه چيز را در بر مي گيرد. علما و بزرگان دين گفته اند ساده ترين راه نفوذ شيطان در وجود انسان و تسخير قلب، نگاه كردن است.

بر اساس تحقيقات انجام شده درباره انحرافات جنسي يكي از مهمترين و قوي ترين محرك هاي غريزه جنسي نگاههاي شهوت انگيز است كه در اين ميان چشم نقش اصلي را در انحرافات اخلاقي ايفا مي كند.

اگر چه مناظر شهوت انگيز مصاديق متعدد و فراواني دارند و ديدن بدن نامحرم، ديدن انواع عكس ها، ماهواره و اينترنت و...را در بر مي گيرد، اما به لحاظ اينكه مردان بيشتر از زنان نسبت به مناظر شهوت انگيز حساس هستند، بنابراين روي سخن در اينجا بيشتر مردان و پسران جوان خواهند بود.

به طور كلي چشم دروازه ورود تصورات و انديشه ها به وجود انسان است. در اكثر موارد ما ابتدا چيزي را مي بينيم و سپس درباره آن مي انديشيم و در ذهن آن را پردازش مي كنيم. از اين رو نگاه مواد اوليه و مصالح لازم تصور و تخيل را فراهم مي كند؛لذا اگرنگاه ما شهواني و نامشروع باشد بدون شك زمينه ساز افكار خطرناك و دردهاي روحي و رواني خواهد بود.

افرادي كه چشم هاي هرزه دارند هميشه دستخوش رنج هاي روحي و دردهاي دروني بيشماري مي شوند كه جملگي محصول نگاههاي نامشروع و نظر بازي هاي آنهاست. چشم چراني كه خود در واقع نوعي از انحراف هاي اخلاقي و جنسي است، به تعبير روايات اسلامي يك نوع زنا محسوب مي شود. چشم چراني افزون بر تاثيرات روحي و رواني فراوان مهمترين آنها به تعبير روايات؛ حسرت و اندوه، گرفتاري در دام فساد و منكرات جنسي است و داراي عوارض مادي و منشا بيماري هاي جسماني زيادي نيز مي باشد كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از دشواري تنفس، درد اطراف قلب، ضعف و خستگي عمومي و دايمي بدن و تپش قلب.

 

زيانهاي چشم چراني

- حسرت و اندوه طولاني

امام صادق(ع)مي فرمايند؛ نگاه شهوت آلود، تيري مسموم از تيرهاي شيطان است و چه بسا نگاه شهوت آلودي كه حسرتي طولاني بر جاي مي گذارد. اميرمومنان علي(ع)نيز در اين باره مي فرمايند؛ هر فردي كه چشم خود را آزاد بگذارد و به هر چيزي نگاه كند، حزن و اندوهش زياد مي شود. و نيز مي فرماند؛بسا نهال هوسي كه از نيم نگاهي كاشته مي شود.

- انحراف و هلاكت

خداوند متعال در حديثي قدسي درباره چشم چراني مي فرمايند؛ نگاه اول تصادفي مال توست، ولي نگاه دوم ضرر و زيان توست و نگاه سوم باعث انحراف و هلاكت توست.

- غرق شدن در فتنه

امام صادق(ع) مي فرمايند؛ نگاه بعد از نگاه، شهوت و ميل جنسي را در دل مي روياند و همين براي غرق شدن صاحبش در فتنه كافي است. اميرمومنان (ع)نيز مي فرمايند؛ نگاه حرام راهنماي فتنه هاست.

- رويش فسق و دوري از مسير هدايت

نقل شده است كه حضرت عيسي(ع) به حواريون فرمودند؛از نگاه كردن به دختران اجتناب كنيد زيرا نگاه بذر شهوت و تمايلات جنسي است و باعث رويش فسق در وجود انسان مي شود.

چه بسا انسان با چشم چراني و نگاه به زنان و دختران آن چنان اسير و پايبند شهوت شود كه از دين خدا و مسير هدايت خارج گردد و تمام هم و غمش ارضا غريزه اش گردد و جز به شهوت و اطفا آن به چيز ديگري نينديشد.

 

ثواب دوری از چشم چراني

رسول اكرم (ص) مي فرمايند؛هيچ مرد مسلماني نيست كه نگاهش به زني بيفتد و چشم خود را پايين اندازد مگر اين كه خداي متعال به او توفيق عبادتي دهد كه شيريني آن در دل خويش بيابد. امام علي(ع)مي فرمايند؛هر كه نگاههايش پاك باشد،اوصافش نيكو شود.

از اميرالمومنين(ع)سوال شد؛براي حفظ چشم از گناه از چه و سيله اي مي توان كمك گرفت؟امام فرمودند؛با در نظرگرفتن قدرت خداوند كه بر نهاني هاي توآگاه است.

علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟

درباره زیارت حضرت سیدالشهدا روایات فراوانی وجود دارد1 و در خصوص زیارت عاشورای معروف، احادیث متعددی از امام باقر علیه‏السلام و امام صادق علیه‏السلام نقل شده است.2 امام باقر علیه‏السلام این زیارت را به یکی از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضری» آموزش داده است.

از آن جا که زیارت، نوعی اعلام موضع و مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد، آن چه به عنوان متن زیارتی خوانده می‏شود، از نظر محتوا و جهت‏دهی، از حساسیتی ویژه برخوردار است. به همین جهت، ائمه علیهم‏السلام با آموختن نحوه زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیده‏اند؛ به گونه‏ای که زیارت‏نامه‏های رسیده از معصومان علیهم‏السلام - مانند زیارت جامعه کبیره، عاشورا، آل یاسین و ناحیه مقدسه - گنجینه‏ای از تعالیم و آموزش‏های عالی آنان است.

زیارت عاشورا - که از تعالیم امام باقر علیه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهمیت ویژه‏ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از:

1. ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان

این محبت موجب می‏شود که زائر، آن بزرگان را الگوی خویش سازد و در جهت همسویی فکری و عملی با آنان بکوشد؛ همچنان که در قسمتی از زیارت، از خدا می‏خواهد که زندگی و مرگش را یک‏سره همانند آنان قرار دهد؛ «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد».

از آن جا که این محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت که‏الهی و منسوب به اویند، محبوب واقع شده‏اند - مایه تقّرب به خداوند است. در قسمتی از این زیارت چنین می‏خوانیم: «اللهم انی اتقرب الیک بالموالاة لنبیک و آل نبیک».

2. پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر

تکرار لعن و نفرین بر ستم‏گران در این زیارت، موجب پیدایش روحیه ظلم‏ستیزی در زائر می‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستم‏گران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت، پایه‏های ایمان دینی خود را مستحکم می‏کند. مگر ایمان چیزی جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الایمان الاّ الحب و البغض»؟ موءمن واقعی در برابر ستم، بی‏موضع نیست؛ از ستم‏گر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهی می‏کند؛ «یا اباعبدالله! انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم».

3. دوری جستن از خط انحراف

در این زیارت، ریشه‏های ظلم هدف قرار می‏گیرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتّبکم الله فیها». ستمی که در عاشورا تحقق یافت، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد. این ظلم، یک حلقه از حلقه‏های ستمی است که با انحراف مسیر اصیل خلافت آغاز شد.

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏های هدایت

در این زیارت آمده است: «فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم، ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة و ان یثبّت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخرة». زائر پس از آن که به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستم‏گر را شناخت و از آنان دوری جست، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروی عملی از آنان، خود را در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار می‏دهد؛ یعنی، اسوه‏ها و الگوهای هدایت را - که از سوی خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار می‏دهد و همگامی با آنان را می‏طلبد.

5. ترویج روحیه شهادت‏طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا.

6. احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت.

____________________________

1. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص180.

2. مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص290؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص38؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 538، 542 و

تلاش برای تخریب مسجدی 400ساله در بحرین

به گزارش شیعه ویوز ، نیروهای امنیتی رژیم آل خلیفه با کشیدن حصاری از سیم خاردار در اطراف مسجد "امیرمحمد البربغی" واقع در منطقه عالی و محاصره آن، مانع برگزاری نماز جماعت در این مسجد شدند.

این اقدام در راستای تحمیل نظر مقامات مبنی بر انتقال مسجد به مکانی دیگر صورت می گیرد. به گفته فعالان بحرینی، آل خلیفه که کمر به محو آثار باستانی بسته، قصد دارد این مسجد ر400ساله را که از آثار تاریخی است، تخریب کند.

هم چنین دو جوان شیعه در منطقه بلاد قدیم توسط مزدوران دستگاه امنیتی ربوده شدند، درحالیکه که تظاهرات یا هیچگونه فعالیت خاصی در آن منطقه وجود نداشت.

در تصاویری که از این دو جوان منتشر شده آثار شکنجه خشونت آمیز و ضرب و شتم آنان مشخص است و با وجود سردی هوا نیروهای امنیتی آنان برهنه کرده بودند.

اظهارات توهین آمیز یکی از رهبران تکفیری نسبت به پیامبر اسلام

به گزارش شیعه ویوز ، فعالان اینترنتی بر شبکه های اجتماعی فیلمی از "زهران علوش" رهبر تروریست های "الجبهه الاسلامیه" را منتشر نموده اند، این ویدیو حاوی حرفهای تحریک آمیزی علیه مذهب حقه تشیع است.

زهران علوش که از جمله پیروان تفکرات القاعده است  و با هم پیمانانش تحت شعار نبی محمد (صلی الله علیه وآله) می جنگد در صحبتی توهین آمیز می گوید: پیامبر ما ابوسفیان است نه [حضرت]محمد[صلی الله علیه وآله]؛ [حضرت]محمد[صلی الله علیه وآله] یک مدعی است.

با انتشار این ویدئو بر همگان ثابت شده که این گروه نیز یک گروه افراطی است و با القاعده هیچ تفاوتی ندارد .

لحظه های ناب از پیاده روی اربعین حسینی 1435

shiawaves1755.jpg - 115.84 kb

shiawaves1756.jpg - 233.27 kb

shiawaves1757.jpg - 127.27 kb

shiawaves1758.jpg - 150.05 kb

shiawaves1759.jpg - 137.3 kb

shiawaves1760.jpg - 209.55 kb

shiawaves1761.jpg - 165.59 kb

shiawaves1762.jpg - 143.05 kb

shiawaves1763.jpg - 155.64 kb

کليسایی که سیاه پوش عزای حسینی شد

به گزارش شیعه ویوز ، هر ساله بسياري از پيروان دين مسيحيت در نقاط  مختلف دنیا به خاطر عشق و علاقه خاصي که به سيد و سالار شهيدان، أبا عبدالله الحسين عليه السلام پيدا کرده اند در مراسم عزاداري هاي مختلف آن حضرت شرکت مي کنند.

اما امسال براي اولين بار در اقدامي جالب در يکي از کليساهاي شمال عراق به احترام حضرت امام حسين عليه السلام،‌ در طول ماه محرم الحرام پرچم هاي سياه رنگي را نصب کرده اند.

که بر روي اين پرچم ها، عبارت هاي مختلفي همچون «السلام عليک يا أبا عبدالله»، «السلام عليک يا أبا الحسن يا أبالفضل العباس» و غيره نوشته شده است.

گفتنی در مراسم پیاده روی میلیونی اربعین حسینی اقلیت مذهبی نیز دوشادوش شیعیان در بزرگترین تجمع بشری عالم شرکت کرده و ارادت خود را به ساحت  مقدس اهل بیت علیهم السلام ابراز می کنند .

shiawaves1764.jpg - 114.58 kb

اتمام فاز اول عملیات آئینه کاری سقف صحن مطهر عباسی

به گزارش خبرنگار شیعه ویوز در کربلا ، پرسنل فنی و اجرائی طرح توسعه حرم مطهر حضرت عباس علیه السلام ، فاز اول آئینه کاری سقف صحن مطهر را به اتمام رساندند. 

رئیس قسمت پروژه های مهندسی حرم مطهر ضمن اعلام این خبر، از اجرای آئینه کاری 4000 مترمربع از 12000 متر مربع مساحت کلی سقفهای صحن مطهر خبر داد و گفت: عملیات اجرائی سقف حرم مطهر از بخشهای مختلف مثل اجرای اسکلت فلزی سقف، پلها و گنبدهای داخلی تشکیل گردیده است. 

وی ضمن اشاره به نزدیکی ایام زیارت اربعین و نیاز مبرم به فضای صحن مطهر، از توقف عملیات اجرائی در طول این ایام خبر داد. 

وی در مورد جزییات مواد به کار گرفته شده در این پروژه اعلام کرد : ضخامت این آئینه ها 2 میلی متر و با رنگ ثابت بوده و در مقابل شرایط مختلف آب و هوائی از مقاومت بالایی برخوردارند. وی در ادامه از برش دقیق این آئینه ها با دستگاه CNC خبر داد. 

shiawaves1709.jpg - 170.7 kb

اگر مسافر اربعین حسینی هستید این مطالب را بخوانید

به گزارش شیعه ویوز ، ایام اربعین حسینی در حال نزدیک شدن است و عاشقان و شیفتگان اباعبدالله الحسین(ع) خود را برای زیارت پیاده حضرتش آماده می‌‌‌کنند. قطعا رفتن به چنین سفری برای شیفتگان و والهان حضرت، سفری رؤیایی است که هر سختی را بر جان می‌‌خرند تا به فیض عظیم آن زیارت نائل شوند. اما از آنجا که ممکن است برخی دوستان تاکنون توفیق زیارت نداشته‌‌اند، قطعا برخی اطلاعات درباره این سفر، کمک شایانی به آنان خواهد داشت. لذا این اطلاعات برای شما آماده شده، که می‌‌‌توانید با دانلود آن، هم خود بهره ببرید و هم با پرینت و توزیع آن، به دیگر همسفران کمک کنید.

 

امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: اگر یکی از شیعیان ما به زیارت امام حسین علیه السلام برود، باز نمیگردد در حالی که تمام گناهانش بخشوده شده است. برای هر قدمی که برمیدارد،هزار ثواب برایش نوشته می شود، هزار گناه فراموش می شود و هزار مرتبه جایگاهش بالا برده می شود.

 

(بحارالانوار، جلد ۱۰۱ ، صفحه ۲۵)

 

راهنمای سفر پیاده کربلا در راه امام حسین(علیه السلام)

میلیون ها نفر به قصد زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده به سمتکربلا حرکت میکنند! آیا شما هم علاقه مند هستید که به این سفر ملحق شوید؟

این راهنما را بخوانید تا بدانید که چگونه میتوانید این سفر پیاده از نجف تا کربلارا طی کنید ...

 

اطلاعات ضروری

میزان مسافت :۸۰ کیلومتر

تعداد ستون ها : ۱۴۵۲ ستون

فاصله بین هر ستون : ۵۰ متر ( ۲۰ستون =۱ کیلومتر )

زمان لازم برای پیاده روی : ۲۰ تا ۲۵ ساعت

زمان تخمینی سفر پیاده : ۲ تا ۳ روز

بهترین زمان شروع سفر: ۱۶ صفر

 

انتظار می رود در این تاریخ سفر تمام شود؟

۱۸ صفر

 

چه کسانی میتوانند در این سفر حضور یابند؟

همه افراد (مرد، زن، بچه، خانواده ها)

 

مسیر:

از درب ساعت (باب الساعه)حرم حضرت علی ( علیه السلام )خارج شده و پیاده روی را مستقیم از کنار خیابان امام زین العابدین ( علیه السلام )یا خیابان امام جعفر صادق ( علیه السلام ) شروع کنید. این مسیرها را مستقیم بروید تا به بزرگراه کربلا برسید.

به سمت چپ رفته، جایی که هزاران نفر بصورت پیاده به سمت کربلا در حال حرکت هستند. به آنها ملحق شوید و بعد حدود ۷۵ کیلومتر در ستون ۱۴۵۲ شما به حرم حضرت عباس علیه السلام خواهید رسید.

دستورالعمل های پیاده روی:

۱ . پیاده روی را از طلوع آفتاب آغاز کرده و در مغرب به طور کامل توقف کنید.

۲ . اولین شب را در یکی از موکب ها (کمپ یا حسینیه) در حدود ستون ۵۰۰ و دومین شب را حدود ستون ۱۰۰۰ بگذرانید.

۳ . مدت طولانی پیاده روی نکنید. هر زمانی لازم بود استراحت کنید.

۴ . در زمان نماز مغرب جایی را برای خواب بین صدها موکب (کمپ یا حسینیه) پیداکنید. نیازی به نگرانی نیست چون تعدادی زیادی از این موکب ها وجود دارد.

۵ . مراکز افراد گمشده در ستون های ۷۲ ، ۳۳۵ ، ۶۰۲ ، ۱۱۰۳ و حرم حضرت عباس(علیه السلام) قرار دارند. هر ۳ کیلومتر مرکز گزارش گمشدگان تعبیه شده است.

 

چه وسایلی همراه داشته باشیم؟

۱ . سعی کنید وسایل کم وزنی را با خود حمل کنید. نیازی به همراه داشتن غذا یا آب نیست چون مقدار زیادی غذا و آب در مسیر موجود است.

۲ . مقداری داروی اساسی برای ۲ یا ۳ روز پیاده روی همراه داشته باشید. با اینکه تعدادی کلینیک های کوچک و کمپ های درمانی در طول مسیر وجود دارند.

۳ . به جای همراه داشتن کیف دستی یا کیف خرید یک کوله پشتی سبک را به وسایلتان اختصاص بدهید.

۴ . برای جلوگیری از سرما خوردگی لباس های مناسب به همراه داشته باشید: جوراب، دستکش،کلاه، پوشش گوش، کاپشن و غیره

۵ . کرم مناسب برای تاول و عرق سوز به همراه داشته باشید. البته اگر میدانید مداوم دچار می شوید.

۶ . شما میتوانید یک قرآن، دعا و زیارت جیبی به همراه داشته باشید. البته بهتر است این ها را درموبایل خود داشته باشید تا درحال پیاده روی گوش فرا داده یا بخوانید.

۷ . کفش های تازه و بسته بندی را نپوشید. بهتر است یک کفش مناسب و آزاد بپوشید.

۸ . پاسپورت و شارژر موبایل را حتما به همراه داشته باشید.

 

یادداشت های مهم

۱ . همه خدمات در طول مسیر مانند اسکان، نوشیدنی ها، غذاها و حتی ماساژ بصورت رایگان ارائه می شود. نیازی به حمل مقدار زیادی پول نیست مگر که بخواهید به موکب ها (کمپ یا حسینیه) کمکی کرده باشید.

۲ . سرویس های بهداشتی فراوانی در طول مسیر قرار دارند و همینطور تعدادی از موکب ها نیز سرویس بهداشتی فرنگی دارند.

۳ . نیازی نیست نگران به پایان رساندن مسیر باشید. در هر جایی تصور کردید که دیگر توانایی ادامه دادن مسیر را ندارید میتوانید از صدها ون، ماشین و یا اتوبو سهایی که در مسیر هستند برای رسیدن به کربلا استفاده کنید.

۴ . به طور متوسط ۹۹/۹۹ درصد تمامی زنان و مردان بالای ۱۰ سال بدون هیچ مشکلی در روز سوم مسیر را به پایان می رسانند.

۵ . از اینکه نام و آدرس هتل و یا حسینیه محل سکونت خودتان در کربلا را میدانید اطمینان حاصل کنید.

۶ . اگر که میخواهید تماس تلفنی داشته باشید بهتر است این کار را قبل از طلوع آفتاب انجام دهید به این خاطر که احتمالا به دلیل ترافیک بالای شبکه در طول روز با مشکل برخواهید خورد.

 

 

شماره های مهم

اورژانس : ۱۰۴

افراد گمشده : ۰۷۸۰۱۳۰۰۵۶۱

احکام شرعی : ۰۷۸۱۴۶۵۱۳۵۳

اداره مرکزی : ۰۷۸۰۱۰۰۴۷۵۸

 

شورش علیه شیعیان در شهر کویته پاکستان

به گزارش خبرنگارافتخاری شیعه ویوز در پاکستان ، گروه تروریستی سپاه صحابه  در حرکتی ساختگی یک جلد قرآن کریم را در یکی از روستاههای غربی در نزدیکی مرز ایران به آتش می کشند تا از این طریق دستاویزی برای تخریب شیعیان به دست بیاورند ، هم اکنون اعضای این گروهک تروریستی که چهره مخفوف آن برای همه مردم دنیا آشکار شده است ،در خیابان های شهر شیعه نشین کویته اقدام به راهپیمایی علیه پیروان اهل بیت علیهم السلام کرده اند .

مزدوران سپاه صحابه امروز صبح در منطقه ی لیاقت با عبور از بازار شهر کویته ، به مغازه های شیعیان حمله ور شده و اقدام به تخریب اموال عمومی کردند .

هم چنین یکی از اعضای این گروهک تکفیری ، که از سنی مذهب های تندرو محسوب می شوند با حضور در یک تجمع شیعیان کمر بند انفجاری خود را منفجر کرده که منجر به شهادت و زخمی شدن شماری از شیعیان شد . هنوز آمار دقیقی از قربانیان این انفجار انتحاری در دست نیست .

خبرنگار افتخاری شیعه ویوز در ادامه افزود : در شهر کویته وضیعت فوق العاده اعلام شده و کسی جرات بیرون رفتن از خانه را ندارد و مدام صدای تیر اندازی به گوش می رسد .

گفتنی است رسانه های پاکستان در این مورد سکوت کردند و تاکنون حرفی از این حادثه در شبکه ها تلویزیونی و اینترنتی گفته نشده است

تأسیس مرکز ترجمه امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف

به گزارش شیعه ویوز ، شیخ الشکری مسئول بخش امور فکری و فرهنگی آستان مقدس علوی از تاسیس دارالترجمه ای تحت اشراف آستان قدس علوی خبر داد .

وی در ادامه افزود: هدف از احداث این مرکز که از سوی اداره اوقاف شیعیان عراق و تولیت آستان مقدس علوی حمایت می شود ،  تعامل با غیرعراقی‌ها در کشورهای عربی، اسلامی و غربی با هدف نشر اندیشه امیرالمؤمنین علیه السلام به زبان‌های مختلف است تا آنان امام علی علیه السلام را بشناسند..

هم چنین وی تصریح کرد: ما با تأسیس این مرکز دیگران را از داشته‌هایمان مطلع خواهیم کرد و متقابلا از آنان آنچه را که به نفع بشریت است، خواهیم گرفت.

shiawaves1710.jpg - 120.09 kb

حال و هوای حرمین کربلا در ایام اسارت آل الله

shiawaves-emroz-karbala0201.jpg - 340.54 kb

shiawaves-emroz-karbala0202.jpg - 189 kb

shiawaves-emroz-karbala0203.jpg - 338.42 kb

shiawaves-emroz-karbala0204.jpg - 232.48 kb

shiawaves-emroz-karbala0205.jpg - 225.01 kb

لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟

امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند .

1. امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.

2. از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.

3. تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.

4. نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود. پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.

ماجرای عطر سیب حرم امام حسین علیه السلام

 حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا

استشمام بوی سیب از حرم امام حسین(علیه السلام)، ویژگی عجیبی است که چند کتاب معتبر به آن اشاره کرده اند.

«بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا». این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(علیه السلام) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(علیه السلام) می شود عطر سیب استشمام کرد؟

نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:

در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد 43 ، صفحه 289 ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، به، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زوار بخواهد استشمام رایحه‏ ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود.»

مشابه این داستان را هم «ابن شهر آشوب» در کتاب «مناقب» جلد 3 ، صفحه 391 .بیان کرده است. ماجرای عطر سیب در کتاب منتهی الآمال نیز آمده است.

آماده شدن خیمه های پذیرایی از زوار اربعین حسینی

به گزارش شیعه ویوز ، با ورود به ماه صفر ، ماه حزن و اسارت اهل بیت علیهم السلام و نزدیک شدن به اربعین حسینی ، بزرگترین تجمع بشری در عالم در نقاط مختلف عراق و در مسیرهای منتهی به شهر کربلای معلی ، کاروان های حسینی برای استقبال از زائران میلیونی اربعین امام حسین علیه دست به کار شده اند و خیمه ها، پرچم ها و مکان های استراحت جهت رفاه حال زائران در مسیر برپا نموده اند. 

گفتنی است در خیمه های برپا شده ، کلیات خدمات رفاهی اعم از مواد غذایی ، نوشیدنی ، خدمات بهداشتی و پزشکی و آنچه که مورد نیاز زائران است ، بدون هیچ چشم داشتی ، به آنان تقدیم می گردد .

هشدارسلفی های مصر نسبت به برگزاری مراسم اربعین حسینی

به گزارش شیعه ویوز به نقل از برخی منابع عربی، سلفی ها در مصر که این روزها با همه توان خود به مقابله با شیعیان می پردازند، نسبت به برگزاری مراسم اربعین حسینی  هشدار داده و مدعی شده اند که اجازه برگزاری این مراسم را درهیچ مسجدی نمی دهند.

سلفی های مصر که از گسترش شیعه در این کشور نگران هستند با هر بهانه ای می خواهند تا برای سرپوش گذاشتن بر ترس خود، جلوی اقدامات شیعیان را بگیرند

این گروه تندرو در اقدام اخیر خود ، از مقامات مصری خواستند تا جلوی برگزاری مراسم عاشورای حسینی در مسجد « رأس  الحسین علیه السلام » را بگیرند ،و در پی این درخواست نیروهای امنیتی مصر درهای مسجد را در روز عاشورا بسته و اجازه برگزاری مراسم را ندادند واز آن روز به بعد درهای مسجد راس الحسین علیه السلام هم چنان بروی شیعیان بسته است .

تصویر طرح توسعه حرمین کربلا در آینده

shiawaves1706.jpg - 382.1 kb

جوابیه مسافر تنها

سلام ممنون 933 روشنه تو گوشیت خاموشه بهم زنگ بزن

«صفر» به چه معناست و اعمال این ماه چیست؟

ماه صفر دومین ماه قمری پس از محرم است. در دوران جاهلیت آن را ناجز می‌نامیدند. صفر از ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی است.

دلیل نامگذاری آن،این است که چون این ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهلیت در ماه محرم - به دلیل اینکه از ماههای حرام بود- از جنگ دست می‌کشیدند، با فرا رسیدن ماه صفر به جنگ روی می‌آوردند و خانه‌ها خالی می‌ماند؛ از این رو به آن صفر گفته‌اند.

اعمال ماه صفر

در کتاب مفاتیح الجنان ذیل اعمال ماه صفر آمده است: بدان که این ماه معروف به نحوست است و برای رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسی خواهد که محفوظ ماند از بلاهای نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانکه محدث فیض و غیره فرموده: یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ.

«ای سخت نیرو،و ای سختگیر! ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز! خوارند از بزرگی‏ات همه خلقت. پس کفایت کن از من شر خلق خودت را، ای احسان بخش! ای نیکوکار! ای نعمت بخش! ای عطا ده! ای که معبودی جز تو نیست! منزهی تو! به راستی من از ظالمانم. اجابت کردیم برایش و نجاتش دادیم از غم و همچنین نجات دهیم مومنان را، و رحمت کند خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزه‏اش»

سید بن طاوس از کتب أصحابنا الإمامیة نقل کرده که مستحب است در این روز دو رکعت نماز در رکعت اول حمد و إنا فتحنا و در دوم حمد و توحید بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صلوات بفرستد و صد مرتبه بگوید اللَّهُمَّ الْعَنْ آلَ أَبِی سُفْیَانَ و صد مرتبه استغفار کند پس حاجت خود را بخواهد.

آیا ماه صفر نحس است؟

به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از جام، ماهی که بدان وارد شده ایم ماهی است که نحوست مشهور است، علت نامگذاری ماه صفر چیست و مهمترین رویدادهای آن چیست؟ اعمال مخصوص این ماه چیست؟

علت نامگذاری:

صَفَر (صفرالخیر یا صفر المظفّر) (به عربی: صَفَر) دومین ماه قمری پس از محرم است. در دوران جاهلیت آن را ناجِر می‌نامیدند. صفر از ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی است. دلیل نامگذاری آن این است که چون این ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهلیت در ماه محرم - به دلیل اینکه از ماههای حرام بود- از جنگ دست می‌کشیدند، با فرارسیدن ماه صفر به جنگ روی می‌آوردند و خانه‌ها خالی می‌ماند؛ از این رو به آن صفر گفته‌اند.
 

رویدادها:

اوّل ماه صفر: آغاز جنگ صفین، مطابق نقل مورّخان در سال ۳۷ هجری است. همچنین در این روز در سال ۶۱ هجری (بنا بر روایتی) سَر بریده ‌شدهٔ امام حسین(ع) را همراه کاروان بازماندگان واقعهٔ کربلا وارد شهر شام کردند.

دوم ماه صفر: روز کشته‌شدن زید بن علی ع پس از قیام بر ضدّ بنی امیّه در سال ۱۲۰ هجری است؛ وی به هنگام شهادت ۴۲ سال داشت.

هفتم ماه صفر: بنا بر نقل شیخ مفید و کفعمی، روز شهادت امام حسن مجتبی ع است. همچنین طبق روایتی زاد روز امام موسی کاظم ع در سال ۱۲۸، در این روز در منطقه «ابواء» (محلّی میان مکّه و مدینه) واقع شده‌است.

بیستم ماه صفر: روز اربعین چهلمین روز شهادت امام حسین ع و یارانشان در کربلا.

بیست و هشتم ماه صفر: در چنین روزی، در سال یازدهم هجری،رسول گرامی اسلام ص رحلت فرمودند. همه مورّخان اتّفاق دارند که روز رحلت خاتم الانبیاء ص، روز دوشنبه بود و ایشان به هنگام رحلت شصت و سه سال داشتند. همچنین بنا بر نقل جمعی از علما و مورّخان، روز بیست و هشتم صفر سال ۵۰ هجری، روز شهادت امام حسن مجتبی ع است و این روایت بیشتر در میان شیعیان مشهور است تا روایت هفتم ماه صفر.

روز آخر ماه صفر: بنا بر قول شیخ طبرسی ره و ابن اثیر آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری، روز شهادت آقاعلی بن موسی الرضاع است که در سنّ پنجاه و پنج سالگی، توسّط مأمون عبّاسی مسموم شدند.

اعمال ماه صفر

ماه صفر به نحوست معروف و مشهور است. برای رفع این نحوست هیچ چیزی بهتر از صدقه دادن و اعیه و استعاذات وارد نشده است.کسی که مایل است از بلاهای نازله در این ماه محفوظ بماند این عمل را انجام دهد.

هر روز ده مرتبه بخواند چنانکه محدث فیض و غیره فرموده یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ و سید دعایی برای هلال این ماه روایت کرده .

روز اول

روز اول سنه سی و هفتم شروع به جنگ صفین شد.

و در این روز سنه شصت و یکم به قولی سر مبارک حضرت سید الشهداء علیه السلام را وارد دمشق کردند و بنی امیه آن روز را عید قرار دادند و آن روزی است که تازه می‏شود در آن احزان (کانت مآتم بالعراق تعدها أمویة بالشام من أعیادها) و در این روز و به قولی روز سوم سنه صد و بیست و یک زید بن علی بن الحسین شهید شده

روز سوم

سید بن طاوس از کتب أصحابنا الإمامیة نقل کرده که مستحب است در این روز دو رکعت نماز در رکعت اول حمد و إنا فتحنا و در دوم حمد و توحید بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صلوات بفرستد و صد مرتبه بگوید اللَّهُمَّ الْعَنْ آلَ أَبِی سُفْیَانَ و صد مرتبه استغفار کند پس حاجت خود را بخواهد.

نحوست این ماه:

در مورد نحوست ماه صفر باید به چند نکته اشاره شود:

1- در برخى از روایات نحس بودن برخى از ایام براى انجام کارهایى از قبیل ازدواج و سفر آمده است. همچنین آیه 19 سوره قمر و 16 سوره فصلت روزهایى که عذاب بر قوم عاد نازل شده به عنوان روزهاى نحس آمده است. ولى در این که مراد از نحس بودن روزها در این آیات و روایات چیست بحث‏ ها و نظریات مختلفى وجود دارد.

برخى معتقدند؛ بعضى روزها واقعا نحس‏اند ولى نحس بودن آن با توکل بر خداوند، صدقه و توسل به خداوند و مقربان درگاه او برطرف می شود و وظیفه ما انجام این اعمال است نه رعایت سعد و نحس بودن ساعات.

در برابر این نظریه برخى معتقدند؛ سعد و نحس بودن برخى ایام واقعى نیست بلکه به جهت حوادثى است که در این روزها اتفاق افتاده و یا به جهت فال بد زدن مردم به این روزها و نحس دانستن آن از سوى مردم می باشد که ممکن است همین نحس دانستن در نفس‏ هاى ضعیف مؤثر واقع شود و همین اثر نفسانى و دل چرکین شدن موجب بروز حوادثى براى انسان شود به همین جهت در روایات به جهت برطرف شدن این حالت نفسانى به ما دستور داده شده صدقه بدهیم و یا دعا بخوانیم. برخى روایات هم می تواند مؤید این نظریه باشد.

در هر صورت توکل بر خداوند، دادن صدقه، خواندن دعاهاى وارده، اثر نحس بودن را برطرف می کند. قابل ذکر این که مطالبى که در تقویم‏ هاى نجومى در ارتباط با سعد و نحس بودن روزها به جهت قرآن و یا مقابله و یا حالات دیگر سیارات آمده است به جز قمر در عقرب که در روایات آمده است دلیلى بر آن نداریم.

2-اما در مورد ماه صفر ، بنا بر آن چه معروف گشته، ماه صفر را «نحوستى» است؛ به خصوص روز چهارشنبه آخرین آن ماه را که به نحس‏ بودن بیشتر معروف شده است و در این باره روایت مخصوصى از ائمه دین(ع) نرسیده و فلسفه آن دقیقاً براى ما روشن نیست. یک احتمال آن است که این نحس دانستن ماه صفر و مخصوصاً آخرین چهارشنبه آن، از این جهت باشد که وفات رسول خدا(ص) در آن روز واقع گشته است و از آن حضرت روایت شده است که مى‏فرماید: «هر کس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را مژده بهشت مى‏دهم و از این جهت عقول مردم حکم به نحس بودن آن ماه نموده است»، (میرزا جواد ملکى تبریزى، مراقبات(اعمال السنه) ، ترجمه علیرضا میرزا حکیم خسروانى، انتشارات نور فاطمه، ج 1، ص 49) .

آخرین نکته

3- در هر صورت نحوست این ماه به معنای متوقف کردن اموری مانند خرید و فروش و سایر فعالیت ها نمی باشد بلکه باید با خواند دعاهایی که برای دفع نحوست این ماه وارد شده مانند دعائی که در مفاتیح در اول اعمال ماه صفر وارد شده این نحوست را بر طرف نمائیم و نیز براى دفع نحوست این ماه، هیچ چیز بهتر از صدقه دادن و دعاها و استعاذه وارده نیست» ، (شیخ عباس قمى، مفاتیح‏ الجنان، اعمال ماه صفر) .

مساجد و حسینیه ها سیاه پوش عزای سالار شهیدان

به گزارش شیعه ویوز ، در آستانه ماه محرم به همت شیفتگان ابا عبد الله الحسین، مساجد و حسینیه ها در سراسر دنیا و هم چنین اماکن مقدسه، در فضای آکنده از عشق و ارادت به سالار شهیدان آماده تعظیم شعائر حسینی می گردد .

در و دیوار و کوی و برزن سیاه‌پوش عزای اشرف اولاد آدم حضرت امام حسین علیه السلام می شود.

گفتنی است سنت سیاه کوبی از جمله مراسم هایی است که با شکوه وصف ناپذیری هر ساله در آستانه ماه محرم برگزار می گردد.

کشف هزاران جلد کتاب ضد شیعی در مرز عراق

به گزارش شیعه ویوز ، منابع اطلاعاتی از ضبط هزاران  جلد کتاب ضد شیعی در گمرک عراق خبر دادند. کارمندان گمرک عراق در گذرگاه مرزی "الولید" واقع در غرب این کشور و نزدیک به مرزهای اردن، هزاران کتاب دینی حاوی مطالب توهین آمیز به اهل بیت علیهم السلام را کشف و ضبط کردند، این کتاب ها با هدف  تشدید اختلافات طایفه ای و تهدید امنیت عراق توسط عاملان آن در یک کامیون و در کارتن های سیگار جاسازی شده بود ، تا پس از ورود به خاک عراق میان مردم توزیع گردد.

مراسم سنتی طشت گذاری در بیت مرجعیت شیعه

به گزارش شیعه ویوز ، جمعی از آذری های مقیم شهر تهران پایتخت ایران ، با حضور در بیت مرجعیت شیعه حضرت آیت الله العظمی شیرازی در شهر قم ضمن دیدار با معظم له مراسم سنتی طشت گذاری را در با حضور جمعی از مومنان برگزار کردند ، در پایان این مراسم آیت الله سید حسین شیرازی فرزند مرجع عالیقدر در جمع عزاداران به سخنرانی پرداختند و در مورد اهمیت شعائر حسینی و ترویج آن به حضار توصیه های را رهنمود کردند .

مراسم طشت گذاری، سنتی است که از دوره صفویه مرسوم گشته و در روز های پایانی ماه ذی الحجه   برگزار می‏شود و طشت‌های آب را که نشانی از فرات می‌باشد در مساجد وحسینیه ‏ها می‏آورند و این سنت به پیروی از اقدام امام حسین علیه السلام و یادآور رفتار جوانمردانه او در مقابل سپاه حر می‌باشد که به روایتی آن حضرت، در روز ۲۷ ذیحجه‏، آب مشکها را در تشتها ریخته و تمام لشکر حر و اسبان آنها را سیراب‏ کردند .

آیین تشت گذاری در استانهای آذری زبان، از ریشه دارترین آیین های ماه محرم است و در حقیقت، برگزاری این آیین، آماده شدن شیعیان برای برگزاری مراسم سوگواری امام حسین علیه السلام را نشان می‌دهد.

فرصت تمام

یکی از مجموعه تولیدات برنامه های شبکه جهانی امام حسین علیه السلام ، که قرار است ، در ماه محرم از این شبکه مقدسه پخش گردد ، مجموعه مستند " فرصت تمام " می باشد ،

فرصت تمام حکایت انسان هایی است که در موقعیتی قرار می گیرند که برای رفتن به دیار باقی ،دیگر فرصتی ندارند .

فرصت تمام ! روایتی است از آنهایی که در کوله بارشان توشه ای از جنس امید به اهل بیت علیهم السلام دارند و همواره می کوشند تا خود را فارغ کنند از دنیای مادی تا عمر خویش را در راه خدمت به آنان  سپری نمایند.

تصاویری از پشت صحنه این برنامه