همیشه زنده خواهم ماند
سلام
بهتون پیشنهاد میکنم به این سایت یه سر بزنین مطمئن باشین ضرر نمیکنین حداقل یه سر کوچولو
ما که میخوایم بمیریم پس چه بهتر که اعضای بدنمون زندگی چند نفر دیگه رو نجات بده
یه سریم به "محک" بزنین
و اگه تونستین کمک کنین
روزی فراخواهد رسید که جسم ناتوان من، آنجا زیر ملافه سفید و پاکیزه ای قرار میگیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند، از کنارم میگذرند...
آن لحظه فراخواهد رسید که دکتر بگوید "مغز او از کار افتاده است." و به هزاران علت دانسته و ندانسته، زندگیم به نوعی به پایان رسیده است.
در چنین روزی تلاش نکنید تا به شکلی مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید.
دوستان من، این را بستر مرگ من ندانید؛ بگذارید آن را بستر زندگی بنامم! و بگذارید جسمم به دیگران کمک کند تا به حیات خود ادامه دهند.
چشم هایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، لبخند زیبای یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی بدهید که شور عشق را نچشیده است تا بفهمد که ضربان نامنظم قلب یعنی چه!
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادفی بیرون کشیده اند؛ لطفا کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هرهفته خون او را تصفیه میکند.
استخوان هایم، عضلات و رشته های اعصابم را بردارید و به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.
سلول هایم را بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند؛ تا به کمک آن ها پسرک لالی بتواند فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه ی باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آنچه را در من باقی می ماند، بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گل ها بشکفند.
اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید، بگذارید خطاهایم، ضعف هایم و تعصباتم نسبت به همنوعان دفن شوند.
گناهانم را به شیطان و روحم را به دست خدا بسپارید؛
و اگر دوست داشتید، گاهی با انجام عمل خیری یا با گفتن کلام محبت آمیزی به کسی که نیازمند شماست، یادم کنید.
اگر آنچه را گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.









سلام
یه دخترایی هستن تیپ نمی زنن ولی متفاوتن
هیچ وقت مشروب نمی خورن
ولی به یاد عشقـشون زیاد قهوه میخورن
شب نمی تونن تنهایی تو خیابون یک ساعت رانندگی کنن
قدم بزنن یا سیگـار بکشن
ولی همون ساعت می تونن تنـها بشینن
و یه ترانه رو ده بار گوش بدن
عطرای تلخ و مردونه رو دوست دارن چون این عطرا
بوی یه مرد رو یادشون می آره
یه هیچکی اعتماد ندارن
هیچ حـسی به اطرافیانشون ندارن
هیچ وقت از تـه دل نمی خندن
حتی لبخندشونم بی رمق و کم رنـگه
چشمای این دخترا زیباست ولی هیچ وقت زیبا نگات نمی کنن
با اینا نمیشه درد و دل کرد
چون تو دلشون جایی برای زخم جدید نمونده
وقتی بهشون بگی دوستت دارم
با تعجب نـگات می کنن
این دخترا همونایی هستن که
دیگه هیچ وقت به دست نمی یان
یه بـار رفتن
و دیگه هیــــچ وقت
به خاطر هیــچ کسی بر نمیگردن
این دخترا دردی به وسعت تمام دنیا رو تحمل می کنن
بهشون نزدیک نشین
خواهشا”………….
شما درکشون نمی کنید….!!!!!!!
زیاد زجر کشیدن
تنهاشون بزارید…………