بازيگر
تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس
به حرمت قطراتي از جنس تو
هشتمین پریروز ۱۷دی بود.
هفتمین هفته قبل بود.
پاييز طلايي
پاييز، پاييز، پاييز
چه سبک بود پاييز
پاييز در برگ ها گم بود
در پاييز برگ ها به خانه ما آمدند
آشوب برگ بود، پاييز بود
سرگردان به کنار پاييز رسيدم
چهره ها در پاييز در برگ گم بود
در پاييز کوچک من درختان فقط يک برگ داشتند
بر گوشه آسمان برگ ها بودند
برگ ها آشفته به سوي دريا رفتند
صبح برگ بود، پاييز بود
تو در پاييز به خانه ما مهمان بودي
برگ هاي پاييزي بسوي زمستان رفتند
پاييز به پايان بود
پي نوشت: مجموعه بالا که در قالب شعر گرد آمده است، نام هاي 14 قطعه از آلبوم پاييز طلايي، اثر فريبرز لاچيني (تهران- پاييز 1368) ميباشد.
تو رگ خشک درختا درد پاییز میگیره
بارون نم نمک آروم روی جالیز میگیره
دیگه سبزی نمی مونه همه جا برگای زرده
دیگه برگا نمی رقصند رقص پاییز پر درده
گرمی دستای من کم شده دستاتو بده
دستای سرد منو گرم بکن باد پائیز سرده
آفتاب تنبل پائیز دیگه قلبش سرده
بازی ابرا با خورشید منو آروم کرده
بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ترم کن
کمک کن تازه بارون من غریبم پرپرم کن
پ.ن: خیلی با حاله. خیلی خوشن.
تو بهاري ؟
- نه،
- بهاران از توست .
از تو مي گيرد وام،
هر بهار اينهمه زيبايي را .
هوس باغ و بهارانم نيست
اي بهين باغ و بهارانم تو !
تو گل سرخ مني
تو گل ياسمني
تو چنان شبنم پاك سحري ؟
- نه؟
از آن پاكتري .
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طوق طلا برات میارم
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم
ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم
مانده ام دور از تو و از آشیونم
آشیونم رو گل خودرو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طوق طلا برات میارم
بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نمازه ترمه مادربزرگ
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدن یک دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتمام گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آّب تنی
با اینا زمستونو سر میکنم، با اینا خستگیمو در میکنم
پ.ن: با یادی از گوگوش و واروژان
...ادامه شانزدهمبن باران در یک شب بارانی با وزش بادهای تند
You are the Rain...!
dear friend...
پرسه
بارونو دوست دارم هنوز 
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون میباره
بارونو دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
وقتی که حرفای دلم
جا میگیرند توی یه آه
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیسه
چشمای من و خیابون
بارونو دوست داشتی یه روز
تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما
مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز
عزیز هم پرسه ی من
بیا دوباره پا به پام
تو کوچه ها قدم بزن
ترانه سرا: یغما گلرویی
اثری از: سیاوش قمیشی
مانده بر خاکو اسیر ساحل
ماهی ام ، ماهی دور از دریا
هیچ کس با دل آواره ی من
لحظه ای همدم و همراه نبود
هیچ شهری به من سرگردان
در دروازه ی خود را نگشود
کولی ام ، خسته و سرگردانم
ابر دلتنگ پر از بارانم
پای من خسته از این رفتن بود
قصه ام قصه ی دل کندن بود
دل به هر کس که سپردم دیدم
راهش افسوس جدا از من بود
صخره ویران نشود از باران
گریه هم عقده ی ما را نگشود
آخر قصه ی من مثل همه
گم شدن در نفس باد نبود
روح آواره ی من بعد از من
کولی در به در صحراهاست
می رود بی خبر از آخر راه
همچنان مثل همیشه تنهاست
کولی ام خسته و سرگردانم
ابر دلتنگ پر از بارانم
اثری از خانم گوگوش
ترانه سرا: اردلان سرفراز
تو دلم شادی دیگه جا نداره
هیچ کی تنهایی ما رو نداره
غم و برپا می کنه دل بشکسته من
داره غوغا می کنه تو تن خسته من
آره صد پاره می شه دل افسرده من
چرا غم پا می گیره تو تن مرده من
آره صد پاره می شه دل افسرده من
چرا غم پا می گیره تو تن مرده من
پ.ن:اثری جاودان و جهانی از کورش یغمایی

یازدهمین امروز بود.
پ ن: این باران از دو روز پیش شروع شده.
زمستون
زمستون
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
چه تلخه
باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زیر بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی
نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روزهای جدایی
چه سخته
چه سخته
بشینم بی تو با چشمای گریون
پ ن: ترانه ای از مرحوم افشین مقدم
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه...
پ.ن: هنوز مادر میگه تو بارون زیاد نری ها که سرما میخوری...! ![]()

یه بارون واقعی بعد از مدت ها داره می باره! امشب با لبخند زیر بارون قدم می زدم و می گفتم به به! سپاس به خاطر همه زیباییهات!
باران تويي، عطر تو در شبم خوش است!

