پست ثابت

از همه اون عزیزایی که لطف دارن و برام کامنت میذارن

ممنونم

صدای

صدای تپش قلب که تو را ارام کرده

                                     که اینگونه تپش قلبم را فراموش کرده ای


خاطرات کهنه ام را مو به مو از بر کنی!

000000000000

دلم برای شنیدن حرفهای مردانه ات تنگ شده

برای ناز کردن هایی که تو عاشقان بودی

برای حرفهایی که با کلمه بهترینم تمام میکردیم

برای روزهایی که میگفتی خانومی تمام دنیای منی

000000000000

این روزها من مانده ام و تکرار و تکرار و تکرار

تکرار روزها و ثانیه هایی که با تو گذراندم

تکرار لحظه هایی که میگفتی عاشقت هستم

ومن همیشه میدانستم که تا ابد معشوقه ات نیستم

0000000

  تو که میدانستی چقدر دوستت داشتم

  تو که میدانستی برایت میمردم

 

  پس چراتنهایم گذاشتی نازنینم

0000000000

دارم از حرفایی که شنیدم دیوونه میشم

باورم نمیشه تو اینقد بد شده باشی

من به درک.به خودت و زندگی و زنت رحم کن

وااااااااای رامین رامین رامین

00000000

کاش هیچوقت نمیفهمیدم که اینقدر.........

اینقدر بد شدی

دلم برات میسوزه

فقط همین

کاش

ای کاش بدونی

هنوزم که هنوز

یاد تو قشنگ ترین خاطره تو  عمرمه


ali-mahsa

000000

این روزایی که نیستی

فقط خیره میشم به دیوار

سکوت میکنم و اشک میریزم

به یاد همه اون خاطرات بدی که با هم داشتیم

شاید درس عبرتی باشه برای دلم

اما نمیشه

ترس

همیشه از اون چیزی که میترسی به سرت میاد

همیشه میترسیدم که بری و تنها بمونم

حالام دارم تو تنهایی میسوزم

 

000000000

کم کم دارم یاد میگیرم که تو نبودت چجوری خودمو

سرگرم کنم

منم و تنهایی و دیوارها و موزیک و نوشتن قصه سرنوشتم

بازم نویسندگی رو شروع کردم عزیز لعنتی من

داغ دلم این روزها یه کمی اندازه یه اپسیلون کمترشده

شایدم من فقط دارم به خودم تلقین میکنم اخه شب

تا صبح دلم به یادتو

00000000

عزیز لعنتی این روزها دلم هوای تو رو میکنه

این روزها با خودم میگم ای کاش فقط یک بار

بهش اجازه میدادم که بغلم کنه

که امروز یاداوری اغوش گرمش برام حسرت بشه

نه اینکه ذهنم یه اغوش گرم و با خاطره اش بسازه

 

0000000

عزیز لعنتی من

هنوز هم  حسرت تکیه دادن

به سینه گرمت را دارم

 

000000

وقتی سرمردی را بغل گرفتی

و او بجای بوسیدن سینه ات

ضربان قلبت را گوش داد

او میتواند شاهزاده رویاهایت باشد

 

0000000

بخدا دیوونه شدم

منم و این دنیای مجازی و غصه هام

و یاد تو و قصه با هم بودنمون و دل کندن تو

از این زندگی  و این وبلاگی

که میخواست پاتوق عاشقونه های

ما بشه اما نشد و من الان

اونقده حالم بده که دنیا برام تنگ شده

که  نمیتونم درس بخونم