سلام شغال

 

اسمت را که شغال گذاشتیم خودمان هم پشیمان شده بودیم.

بی انصافی بود خوب. یکی را از اولش شغال زاییدن.

شاید برایت آرزوهای شیرین داشتیم که خواندیمت شغال

آرزوی انگورشیرین و سیب سرخ..

ولی خوب

پشیمان شده بودیم

آمدیم دلت را بدست آوریم ذاتت را عوض کردیم.

وبلاگ آرزوهایمان شد وبلاگ هم پروازی- شد وبلاگ عشق بازی

بعد ترسیدیم از حرفها و حدیث ها

کبوتر با کبوتر--->گنجشک کجا و عقاب؟؟؟؟؟؟؟

دلمان شکست

کز کردیم

ولی به جز تو که زورمان به کسی نمیرسید آخر

تو تلخی این جدایی را چشیدی

روزی بود-نبودم که باشد

حالا نیست- آمدم تنها نباشی

 

هجرت

 

متحرک بر اثر تحول

                قهر با بلاگفا

                 جلوگیری از فضولی بعضیا

                   ترک خاطرات

                    دوست دختر بازی در امنیت

                    ودر کل به خاطر حل مشکلی به نام "امنیت اطلاعات "

از اینجا رفتن

از این به بعدمی تونید اینجا

http://motaharrek.mihanblog.com

بخونیدشون

با تشکر

آرمیتا!

 

پ.ن: ب اعتماد سازی مجدد نیاز است.

 

خدا حافظي

اي بلاگفا من با تو و همه خوبيهايت خداحافظي مي كنم

به دلايل مختلف كه همش بر مي گرده به خرابيهاي گاه و بيگاه بلاگفا من با اجازتون هجرت كردم.ان شالله اونجا در خدمتتون باشم وشما هم تشريف بياريد

ادرس جديد:

http://motaharrek.mihanblog.com/


با توجه به ايرادات بلاگفا پست نميدم.چون نمي تونيد نظر بديد.دلم مي سوزه

اين پست توسط متحرك نوشته شده

نعمت در خانه يا رحمت در خانه؟

امروز براي يك كاري سر زده رفتم خونه.مي دونستم خانمم خونه نيست و رفته بهيار بشه.

پس كليد انداختم و رفتم تو.

يه چادر تو هال افتاده بود.

كمي تعجب كردم.رفتم تو اتاق خواب.نمي دونم نعمت بود يا رحمت.

در هر صورت ديدم خدا از اسمان يه هلو برام انداخته پايين.

يكي از دخترهاي 16،17 ساله اشنا كه خيلي هم خوشگل و سفيد است ظاهرا امده بود خانه ما تادر غياب خانمم مواظب بچه ها باشه.ولي خسته بوده و گرفته بود رو تخت خوابيده بود.اونم با كمترين لباس ممكن.و اينجا بود كه ضرب المثل كور از خدا چي مي خواد با اب نطلبيده مراده با هم ادغام شد.

به من حق بديد.چون دختره واقعا زبيا و ملوس است و من هرچي بگم كم گفته ام از زيبايي اون.

ادامه نوشته

فيلم كيفر

سلام

ديشب با سيب و دختر عموش و شوهرش -همون كه هفته قبل عروسي شون بود رفتيم سينام.فيلم كيفر.

متاسفانه كمي دير رسيديم و ابتدا فيلم رو از دست داديم.ولي فيلم قشنگي بود وطولاني.اصلا وقت كشي نكرده بود و خيلي روند فيلم خوب بود.

ابتداي انرا كه نديدم ولي ظاهرا شخصي بنام برزو در پارك سر چرخ و فلك با يك تازه داماد دعوا مي كند و با چاقو او را جلوي زنش مي كشد.بعد دستگير مي شود.برادر برزو به نام سيامك با بازي اسماعيل زماني تلاش مي كند كه رضايت بگيرد .خانواده دختر تقاضاي قصاص دارند.در نهايت راضي مي شوند كه ديه را بگيرند و از قصاص بگذرند. يك مهماني برگزار مي شود توسط اقاي مشايخ و پرستار جوانش( هانيه توسلي) كه دلش را ربوده و دوست سيامك بنام جمال فابريك (امير جعفري) .و در ان براي برزو پول جمع مي كنند.بعد كه پولها جمع مي شود و مي خواهند ببرند براي پدر مقتول تا رضايت گرفته شود.يك موتوري پولها را مي زند و در اين موقع يك پژو 206 به كمك سيامك ميايد تا موتوري را دستگير كند.

ولي در اصل همكار دزد ها بوده.و سيامك را بمدت يك هفته زنداني مي كند تا برزو اعدام شود.بعد سيامك رها مي شود.

بعد از اعدام برزو سيامك بر مي گردد و همه حالا فكر مي كنند او نامرد است كه با پولها فرار كرده است تا برادرش اعدام شود.بهمين خاطر سيامك تلاش ميكند تا بفهمد چه خبر بوده است.

در اينموقع متوجه مي شود كه قضيه بسيار جدي است و يك دزدي ساده نيست.اول متوجه مي شود كه عدهاي به خانه اشان زنگ مي زنند و داداشش ررا فحش ميدهند و مي گويند ما انتقام گذشته را گرفتيم.

بعد متوجه مي شود كه مبلغ دزدي را بحساب خودش واريز كرده اند.

همچنين متوجه مي شود در زمانيكه اسير بوده پدرش با فروش خانه اش داشته رضايت مي گرفته.يهو نظر خانوده مقتول عوض شده.بعد با خواهر مقتول كه اصرار زيادي به قصاص داشت صحبت مي كنه و متوجه مي شود كه قبل از قصاص افرادي به خانه انها مراجعه كرده بودند و با پرداخت سه برابر مبلغ قصاص نظر اينها رو عوض كرده بودند.همچنين با گفتن واقعيتهايي از گذشته برزو پدر مقتول را قانع به قصاص كرده بودند.

و خواهر مقتول نيز مبلغ دزدي را به حساب سيامك واريز كرده بوده.

سيامك متوجه مي شود كه برادرش گذشته كثيف و پيچيده اي داشته و شروع مي كند به بازخواني ان.

ابتدا فيلمي را مي بيند مربوط به زمان بازگشت برادرش از ژاپن.

در انجا در زمان ورود برزو شخصي با چاقو برادرش را مورد حمله قرار ميدهد.مي رود سراغ او.شخصي بنام اسماعيل چارلي(جمشيد هاشم پور).اسماعيل چارلي كه الان فروشنده مواد مخدر ولي بظاهر يك كارخانه دار است.

او براي سيامك تعريف مي كند كه داداشش ادم كثيفي بوده و خيلي ها مي خواستند ازش انتقام بگيرند.علت اصلي هم رفتارها و خلافها و نامردي هاي داداشش در ژاپن عليه ايرانيها است.

اونجا كلي خلاف كرده بوده و ايرانيها را اذيت كرده بوده و چاپيده بوده و غيره.همچنين براي او مي گويد كه شخصي بنام ابي بن بست در ژاپن دوست برادرش بوده و در تمام خلافها شريك داداشش بوده.و همچينين مي‌گويد كه بعد از ورود برزو به ايرانبخاطر يك دختر ژاپني برزو با ابي بن بست دعواشون مي شه.

و همچنين داستان مرگ جوان خوبي بنام رضا را تعريف مي كند كه برزو مسبب اصلي مرگ او بوده و مي گويد كه ابي بن بست هم در ان بهمين اندازه شريك بوده.بعد كه فاميلي رضا را مي گويد سيامك متوجه مي شود كه رضا برادر مهسا است.و مي رود سراغ مهسا.

انجا مهسا اعتراف مي كند كه بله.در اصل مقصر اصلي او و مشايخ بوده اند و جمال فابريك كه در همه جاي فيلم همراه سيامك است در اصل دزد پولها است و به دستور مهسا اين كار رو كرده.

ولي سيامك كه قبل از رفتن پيش مهسا وارد محفل خصوصي مشت زني در كرج شده و يك فص مرتب كتك خورده است مي گويد كه نه.كار مهسا نيست و قاتل اصلي دوست قديمي برادرش به نام ابي بن بست است و او قتل واقعي برادرش است.مهسا كه دل بستگي به سيامك پيدا كرده است مي گويد كه شرط ازدواجش را مشايخ پيرمرد پولدار فيلم را انتقام از برزو قاتل برادرش است و سيامك مي گويد كه انتقامت كامل نيست زيرا ابي بن بست هم وجود دارد.

در لابلاي اين ماجرا دو برادر سپيده هم سيامك را گير مي اورد.سيامك از دست انها فراري بوده چون فكر ميكرده انها سيامك را مقصر اصلي قتل برزو و بيوه شدن خواهرشان  مي دادند.درحاليكه برادر بزرگت به سيامك مي گويد كه هدف اصلي فقط پول است.و حالا كه برزو مرده بيا به ما هم سهمي از پولها بده.

بعد كه سيامك مي رود پيش سپيده معلوم مي شود كه سيامك و سپيده همديگر را مي خواستند ولي برزو وارد مي شود و سپيده احتمالا بخاطر پول و يا قيافه در رقابت ايندو برزو رو انتخاب كرده و بي خيال سيامك شده.همالبته لازم بذكر است كه جمال فابريك قبلا كل پول دزديه شده را يواشكي داده بوده به سپيده و گفته بوده كه تو هميشه ارزوي يك روز زندگي بدون برزو رو داشتي.درسته؟امروز همون روز است .بيا اين پول خونش را هم بگير و خوب و خوش زندگي كن.

انجا سپيده به سيامك مي گويد:همه از جمله من ،تو،بابام، باباي مقتول دنبال پول بوديم و فقط مادر بود كه گفت برزو.

سيامك دوباره مي رود سراغ اسمال چارلي ومي بنيد كه او ماموران دستگير كرده اند و  اونجا يكي از كسانيكه او را دزديه اند را مي بنيد و از طريق او بهمنزلي مي رسد كه در ان زنداني بوده و اونجا جمال فابريك را مي بيند با همان زن ژاپني و متوجه مي شود كه جمال همان ابي بن بست است و اون زن ژاپني عشق جمال است كه برزو نامردي كرده و با فريب جمال با اون ازدواج كرده و بوسيله اون موادمخدر وارد ايران كرده ولي بعد كه زنه فلج شده از ترس دستگيري. برزو رهاش كرده ولي جمال ولش نكرده و با شركت در مسابقات مخفي كرج پولدار شده و انتقام خودش و اون زن ژاپني و كلي ادم ديگه رو از برزو گرفته.مهسا جمال رو تهديد به شكايت مي كنه.جمال به مهسا حمله مي كنه و مي خواد خفه اش كنه ولي مشايخي كه مهسا و سيامك رو تعقيب كرده بوده با تفنگ جمال رو مي كشه.و در نهايت مشايخي با مهسا مي ره و سپيده و سيامك از زن ژاپني در فرودگاه خداحافظي مي كنند.

مي دونم كه مطلبم خيلي شلوغ و شايد غير قابل درك بود ولي باور كنيد خلاصه فيلم بود وتازه سانسور هم كردم.فيلم شلوغي بود.مهسا سيامك را هم ميخواست و كمي بلعكس ولي به سيامك گفت شما جوانها دو دل هستيد و اميدي بهتان نيست ولي مشايخي مرا واقعا مي خواهد.

اميدوارم حق مطلب ر ادا كرده باشم و تن حسن فتحي كارگردان فيلم و فيلم نامه نويس را در خواب نلرزانده باشم.


يوميه

امتحانات تموم شده و من در حال تلاش براي ساختن دنياي بهتر هستم.

خيلي چيزها مثل گذشته است و البته كمي بهترم

ديروز تو خونه مولودي داشتيم و كليادم از فاميلهامون دعوت بودند.د زمانيكه خانمم داشت خونهرو مرتب مي كرد.هانيه رفته بود روي مبلي كه روي ميز گذاشته بودند بازي كرده بود و بعد حميد هلش داد و خورد زمين و دستش شكست.كلي ديروز روز بدي بود.و با هانيه داشتان داشتيم

مدتي است كه سيب داره مي ره كلاس بهياري و به اصطلاح قراره بهيار بشه.امروز اولين روز بيمارستانش است.

يعني رفته بيمارستان كه دوره اش رو تموم كنه و بشه بهيار.

خبر هاي ريز زياده ول اينجا جاي نوشتنشون نيست.

خوب كه فكر ميكنم مي بينمكه هنوز دنبال نيمه گمشده ام مي گردم.كسي كه باهاش به ارمش برسم.راستي اصلا چنين كسي وجود دارد يا همه اش توهم است؟

پي نوشت: در مورد دخترهاي مشهد من اظهار نظر نميكنم.من از دخترهاي چجادري خوشم مياد و مشهد پر بود از دخترهاي چادري كه كلي هاشون همخوشگل بودند.منظوم اين بود .بخصوص اطراف حرم كه ما بوديم.خوب ممكنه خيلي هاشون مسافر باشند.

در هر صورت كلي دختر خوشگل ديدم.

پي نوشت 2:ارميتا هم رفته مافرت و اصلا هم جاش خالي نيست.ايكون پينوكيو دماغ دراز

تفاوت زن و مرد

زن و مرد باهم خيلي فرق مي كنند.يه مثال:

شنيدم كه در يزد زني بوده كه براي اينكه بهش تجاوز نشه ميره تو غار و دعا مي كنه كه در غار بسته شه تا اون پاك بمونه و پاك بميره و خدا يا اهورا مزدا اينكار رو مي كنه.

و اين داستان در طول تاريح بارها رخ داده و زنهاي زيادي حاضر بودند براي اينكه عفتشان لكه دار نشه بميرند و بارها هم مرده اند و يا ارزوي مرگ كرده اند.

ولي فكر نكنم تا بحال مردي براي اينكه تجاوز نكند مرده باشد.يعني در شرايط مشابهي قرار گرفته باشد (يعني زني به زور خواسته باشد باهاش رابطه برقرار كند) و ارزوي مرگ كرده باشد.تنها حضرت يوسف را مي شناسم كه فرار كرده و به خاطر اين قضيه زندان رفته.

و جالب تر اينكه مردان زيادي در تاريخ به خاطر اينكه به زني تجاوز كرده اند هم مرده اند.يعني بصورت بلعكس.

يعني به يك نفر تجاوز كرده اند و بعد كشته شده اند و جالب تر اينكه خيلي هاشون مي دونستند كه اگه دتگير بشند حكمشان مرگ است ول قبول كرده اند..

اميدوارم متوجه تفاوت نگاه زن و مرد به اين مساله شده باشيد.البته اگر قبلا متوجه نبوديد.

پي نوشت:مديونيد اگردر موردتجاوز مردان به يكديگر چيزي بنويسيد


مادر يا زن

خانمم ديروز از علي پرسيد:ماماني اگه پول داشته باشي بزرگ شدي براي من ماشين مي خري يا زنت.

علي: شما كه ماشين داري.

مامان:خوب تا اونوقت ما پير شديم و همه پولها رو خرج شما كرديم

علي: خوب الان من مي گم شما .ولي فكر كنم بزرگ شم براي زنم بخرم.

بازگشت از مشهد

سلام

از مشهد برگشتم و زيارت قبول همتون رو دارم مي شنوم.

اميدوارم قبول بوده باشه.من عقايد خاص خودم رودر مورد زيارت دارم و خيلي اعتقادي به فاصله ندارم.فقط معتقدم مكان حرم مقدس و متبارك است و در انجا دعا ها راحتتر اجابت مي شود يعني مكان مناسب تر است.

البته از مشهد شروع كردم به نوشتن عقايدم.واحتمالا بزودي منتشر كنم تا شما عزيزان نقدشان كنيد.بگذريم

شايد يك سفرنامه كوچك هم نوشتم.

در شمهد يك تصميم بزرگ گرفتم و امن هم پاك كردن چشمم است.يعني به هر چيزي نگاه نكنم.ولي قبلش چقدر دختر خوشگل تو مشهد ديدم.قانون دست بالاي دست بسيار است اونجا قشنگ بهم ثابت شد.

الان ميرم شروع كنمم بهتون سر بزنم و وبلاگهاتون رو بخونم.تا فردا و پست جديد فعلا باي.