ای اتفاق ناب،ای عشق نخستینم
حجت نگاه توست،چشمان تو آیینم
یک دختر بی اعتنا یادختری عاشق
این روزها دیگر نمی دانم کدامینم!
اینجا اگر چه می نویسم هر چه بادا باد!
به سرنوشت و قسمت و تقدیر خوش بینم
من مال تو، تو مال من، چیز عجیبی نیست
هر چند تو آن سوی و من این سوی پرچینم
در قاب عکس خالی تنهاییم هر بار
دست خودم را توی دستان تو می بینم
هرگز نمی خواهم گرفتار سکون باشم
می میرم و امکان ندارد بی تو بنشینم