تک خنده...
چقـدر عوض شـدی گـــــلم تو بودی گفتی من برم؟
تو بودی گفته ای خسته ای حالا چرا شرمنده ای؟
تموم لحظه لحظه هام با نبودت به سر شده
دلم نمیاد باز بگم حست دیگه طلف شده
کاشکی بخونی از چشام هنوز میخوامت از خدام
هـنـوز بـرام یـه نفســــی تو این روزای بیـــکسـی
ولی دیگه جات خالی نیس مونس شب زیــاد دارم
تنـهایـی خوب جـاتـو گرفـت حـس قدیـــمـو نـدارم
گرچه تمام این زمان دنبال ردپات بودم
تو اون خیال کنار تو بازم تک و تنها بودم
ولی دیگه نمیتونم همون باشم که تو میخوای
شرمنده ام تو قلب من جایی نمونده تا بیای
میشناسمت خسته میشی نمیتونی عاشق بشی
ساحل نشین اشک میشم دوباره من پر پر میشم
ازت مـیـخـوام کــه بـاز بـری اگــه نــمـونـی بـهـتـره
ایــن سـرنـوشت لعنــتــــی بـاز مـارو از رو مـیـبــره
فـــــدای اون تــک خــنده هات قـلـب مـنـو دادی به باد
من موندمو چـشـــای کــــــور بـزار بـرو بـکـن عـبـور
تاجون دارم دوست دارم اینو دلم بهت میگه
اما برو بزار تا این قلب من آروم بگیره
تورو خدا اینجا نمون من دیگه ظاقت ندارم
تو ی شبای سردو سخت من با دروغ خواب ندارم
داری میگی عوض شدی میبینم خیلی داغونی
ولی کاش واسه حس من یه ذره ارزش بدونی
این سرنوشت مال منه میخوام ک تنها بمونم
با اینکه من دوست دارم اما دیگه نمیتونم