قانون
چــه قانــون ناعــادلانــه ای !
بــرای شــروع یــک رابطــه ,
هــر دو طــرف بایــد بخواهنــد …
امــا …
بــرای تمــام شدنــش ,
همیــن کــه یــک نفــر بخواهــد کافیســت …
این روز ها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند
آن روزها مال باخته می شدی
و این روز ها دلباخته . . .
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من سرم تو کار خودم بود بعد یه روز یه نفرو دیدم اون این شکلی بود ما اوقات خوبی با هم داشتیم ما تقریبا هر شب با هم حرف میزدیم وقتی دوستام ما رو با هم میدیدن اینجوری نگام میکردن و منم اینجوری بهشون جواب میدادم اما روز ولنتاین اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه خوب منم اینجوری شدم واقعا احساس من این بود اما بعد اینجوری شدم و کم کم به این روز افتادم پدر عاشقی بسوزه ه ه ه ه 


![]()











ولــــــــش کن ، همین خوبهـ...
می گویند
سه چیز در زنگی نباید هیچ گاه از دست بروند:ارامش،امی،صداقت.
سه چیز در زندگی هیچ گاه قطعی نیستند:رویا ها،موفقیت،شانس.
سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند:عشق،اعتماد به نفس،دوستان.
قسمت این بود
قسمت این بود ز عشق تو پریشان باشم ![]()
عاشق خسته دل بی سرو سامان باشم ![]()
قسمت این بود ز دوری تو من غنچه صفت ![]()
همه شب تا به سحر سر به گریبان باشم ![]()
روزگاری ست دل افتاده به دریای غمت ![]()
من گرفتار در امواج خروشان باشم ![]()
اشک از کاسه چشمان ترم می جوشد ![]()
تا به کی شاهد شبگریه پنهان باشم ![]()
دانی که چرا رفت وچرا اشک دلم ریخت؟!![]()
او رفت و مسافر شد و از عشق گذر کرد![]()
گر اشک به پشت سر او ریخته بر خاک![]()
زینروست که او از من واز عشق حذر کرد![]()
پشت سر او ریخته ام آب به اشکم![]()
دل عاشق...

می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.
![]()
گفتی...
گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست ![]()
گفتم که مرا دوست نداری گلهای نیست ![]()
رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت ![]()
بگذار بسوزد دل من مسئلهای نیست ![]()
روز به روز...

دستت رو به من بده...
دستت را بده به من ... بگذار خستگی یک عمر را از تنت به در کنم ![]()
بگذار تا که من .. مایه ی آرامشت شوم![]()
و بریز همه ی غمهایت را به کام من![]()
بگذار بگیرم اشک شور را ز چشم تو
بگذار تا که بِچِشَم طعم دل مهربان تو![]()
با همه غمهایش .. با همه لبخندها ![]()
من دلت را با هر چه در آن هست ... یه جا ... می خواهم![]()
تا که با هم .. به آرامش فردا برسیم ؟؟![]()
تا که با هم .. بخندیم به اشک و حسرت ؟؟![]()
درتنهایی...
در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم
در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم
در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم
در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردم
ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم
مينويسم براي تو اما......
مینويسم براي تو...
براي تو كه در تنهاييهايم درخشيدي و تو كه در نا اميدي هايم لبخند را بر لبانم نقش بستي
تو كه فرشته نجات احساسم بودي
ديروز تو را ديدم امروز تو را شناختم و فردا تو را از دست خواهم داد
اما در اين مهلت اندك با تو بودن دوستت داشتم و دارم
اما تو چه زود بار سفر بستي و عاشقانه آخرين نگاهت را هديه چشمان اشكبارم كردي
هيچگاه آخرين نگاهت را از ياد نخواهم بردكه در آن سكوت مبهم هزاران حديث آشنا را ديدم
هيچگاه آخرين لحظه را از ياد نخواهم برد
هيچگاه آخرين لحظه را از ياد نخواهم برد
هیچگاه ...............


مینويسم براي تو...
هر گلی هستی شقایق نیستی