خداوندا

خدایا به من بفهمان


که بی تو چه می شوم


اما نشانم نده!



خدایا هم بفهمان


 و هم نشانم بده


که با تو


چه خواهم شد!

تقدیم به عشقم!!!

تورو دوست دارم

تورو دوست دارم مثل حس نجيب خاک غريب

تو رو دوست دارم مثل عطر شکوفه هاي سيب

تورو دوست دارم عجيب تورو دوست دارم زياد

چطور پس دلت مياد من رو تنهام بگذاري

تورو دوست دارم مثل لحظه خواب ستاره ها

تو رو دوست دارم مثل حس غروب دوباره ها

تورو دوست دارم عجيب تورو دوست دارم زياد

نگو پس دلت مياد من رو تنهام بگذاري

توي آخرين وداع وقتي دورم از همه

چه صبورم اي خدا ديگه وقت رفتنه

تو رو ميسپارم به خاک تورو ميسپارم به عشق برو با ستاره ها

تورو دوست دارم مثل حس دوباره تولدت

تور دوست دارم وقتي ميگذري هميشه از خودت

تورو دوست دارم مثل خواب خوب بچگي

بغلت ميگيرم و ميرم به سادگي

تورو دوست دارم مثل دلتنگي هاي وقت سفر

تورو دوست دارم مثل حس لطيف وقت سحر

تورو ميسپارم به عشق...

عادت ها را از منفی به مثبت تغییر دهیم!

كلمه ها عقاید شكل گرفته و افكار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فكری است كه بیان می شود. كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه به زندگی و امورمان شكل می دهند. اگر یك كارگر بی سواد بتواند یك اصطلاحی را در دنیا شایع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از كلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح كل ایران گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش كنیم.

امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می گویند خسته نباشی در اصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی از دست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.

مثال:

به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشكرم
به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی كه اینجا آشغال نمی ریزد
به جای گرفتارم؛ بگوییم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای مگه مشكل داری؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟
به جای فقیر هستم؛‌ بگوییم : ثروت كمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم :‌ خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای داد نزن؛ ‌بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم :‌ من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم

به جای چقدر شکسته شدی!
به جای چرا اینقدر موهات را سفید کردی!
به جای چقدر پیر شدی!
اگر حرف مثبتی نداریم بزنیم، بهتر است سکوت پیشه کنیم!

شما هم می‌توانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید ...

وقتی بعد از مدتی همدیگر را می‌بینیم، به جای توجه كردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
"چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر می‌آیی؟"، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟"، "چرا توهمی؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"، "چرا حال مرا نپرسیدی؟" و ...

بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم"، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء میكند. البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم؛ وگرنه می‌شود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت با هم صحبت كنیم و با مصاحبت و تداوم دوستی با یکدیگر لذت ببریم

بهترین درس ها را در زمان سختی آموختم

 دانستم صبور بودن یک ایمان است

و خویشتن داری یک نوع عبادت!

فهمیدم ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست!

و خندیدن یک نیایش است!

 برقص چنان که

  گویی کسی تو را نمی‌بیند!

عشق بورز چنان که

گویی هرگز آزرده نشده‌ای!

بخوان چنان که

گویی کسی تو را نمی‌شنود!

زندگی کن چنان که

  گویی بهشت روی زمین است!

پندار نيك

آموخته ام:

آنانکه عاشقانه مرا می پرستند فقط نقاط قوتم را

بازگو می کنند!

آنانکه سخت به من حسادت می ورزند فقط نقاط ضعفم

را بیان می کنند!

و آنانکه دوست واقعی من هستند هم نقاط قوت و هم

نقاط ضعفم را منصفانه بازگو می کنند!

پندار نیک

اگر می خواهید خوشبختی را تجربه کنید

 همچون مجرای نعمت برای دیگران باشید!

 اگر صاحب ثروت،مقام،قدرت و یا دارایی هستید

این موهبت را به دیگران نیز ببخشید!

دریافت کردن بدون بخشیدن انسان را از نعمت دلزده،

مغرور و خودخواه می کند.

همچون مردابی ساکن و راکد که هیچ مجرایی

برای به حرکت درآوردن انرژی های دریافت کرده ندارد!

مرداب نباشید و آنچه دریافت می کنید را ببخشید

و جاری شدن را بیاموزید!

بهترین های خود را به نام خالق هستی و

 در راه نیکبختی دیگران ببخشید!

 
من باور دارم
 
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها
 
همديگر را دوست ندارند نيست.
 
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها
 
همديگر را دوست دارند نیست.

سپاسگزارم

از کسانی که از من متنفرند سپاسگزارم

چون آنها مرا قویتر می کنند!

از کسانی که مرا دوست دارند سپاسگزارم

چون آنها قلب مرا بزرگتر می کنند!

از کسانی که مرا ترک می کنند سپاسگزارم چون

آنها به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست!

از آنهایی که با من می مانند سپاسگزارم چون

آنها به من معنای دوستی واقعی را نشان می دهند!

 

من از همه سپاسگزارم!

برگرفته از وبلاگ دریانوش

زیباترین مکان برای حضور، بودن در افکار کسی است...


 

وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست

وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره

وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته

وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری

وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده


وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی


 وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی
 

وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر
و شکیبایی   بهت بده
 

وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه

وقتی دلت تنگ می شه ،  حتماً  وقتشه با خدای خودت تنها باشی


زیباترین مکان برای حضور، بودن در افکار کسی است

 

اهدای زندگی...

سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم

با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج میبرد.

ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود

که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود

و هنوز نیاز به مراقبت پزشکی داشت.

پزشک معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و پرسید:

آیا برای بهبودی خواهرت مایل به اهدای خون هستی؟؟

برادر خردسال اندکی تردید کرد و….

سپس نفس عمیقی کشید و گفت:

بله من اینکار را برای نجات لیزا انجام خواهم داد.

در طول انتقال خون کنار تخت لیزا روی تختی دراز کشیده بود

و مثل تمامی انسان ها که با مشاهده اینکه

رنگ به چهره خواهرش باز میگشت خوشحال بود

و لبخند میزد.سپس رنگ چهره اش پریده بیحال شده و لبخند بر لبانش خشکید.

نگاهی به دکتر انداخته و با صدای لرزانی گفت:

آیا میتوانم زودتر بمیرم؟؟؟

پسر خردسال به خاطر سن کمش

توضیحات دکتر معالج را عوضی فهمیده بود

و تصور میکرد باید تمام خونش را به لیزا بدهد

و با شجاعت خود را آماده مرگ کرده بود . . .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ...

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست
خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم

اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد، هر بافت وجودت از شادی بلرزد،
به آرامشی عظیم دست می یابی!


بگذار خنده ات خنده ای از ته دل باشد. چنین خنده ای پدیده ای نادر است!


کسی می تواند بخندد، که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.


کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!


شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می شود!


همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!


یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!


کمی موسیقی گوش کن، برقص، بخند(حتی به زور)، آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!


فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن!


جای تأسف است که ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم، ولی برای غمگین بودن نیاز به هیچ بهانه ای نداریم!


شاید این جبر زمانه است ولی بدان که بهشت یعنی، شادی، خنده، سرور و شعف!


با شادی خدا را و ضیافت زندگی را تجلیل می کنیم


سرور و شادی، خدای درون فرد است که از اعماق او برخاسته و متجلی می شود!


شادی، یکی از راه های تقرب به درگاه خداوند است


ضرر نمی کنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی


مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه

برگرفته از وبلاگ دنیای بیرحم

منحنی قلب من

    منحنی قـــلب من، تابع ابروی توست
خط مجانب بر آن، کمند گیسوی توست

 
حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست

بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست

پرتوی خورشید شد مشـــــتق از آن روی تو

گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

بی تو وجودم بود یک ســـــــــــری واگرا

ناحیه همـــــگراش دایره روی توســــت

"پرفسور هشترودی" 

  

وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست ...

 

وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست

 

------------------

 

سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌

كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه

يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه

يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛

يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره

 

يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ وقت

هيچ‌ اسمي‌ نداشته‌ باشد و تا هميشه، خاك‌ باقي‌ بماند، فقط‌ خاك

اما حالا يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد

ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.

 

يك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود،

انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغيير كند



واي، خداي‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم

همان‌ خاكي‌ كه‌ با بقيه‌ خاك‌ها فرق‌ مي‌كند

 

من‌ آن‌ خاكي‌ هستم‌ كه‌ خدا از نفسش‌ در آن‌ دميده

من‌ آن‌ خاك‌ قيمتي‌ام


  که می خواهم تغییر کنم......... انتخاب‌ کنم

وای بر من اگر همین طور خاك‌ باقي‌ بمانم

 

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..

بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم

پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند  گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری    گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم       گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم  گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم   گفت: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من  گفت: من توام ، تو من

 

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد 

برسیم!

آیا میدانستید...

آيا ميدانستيد آنهايي که از نظر احساسي بسيار قوي به نظر ميرسند در واقع بسيار ضعيف و شکننده هستند

 
آيا ميدانستيد که آنهايي که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسي براي مراقبت نياز دارند

 
 
آيا ميدانستيد که  سه جمله اي که بيان آنها از همه جملات سخت تر است
 
دوستت دارم  متاسفم و به من کمک کن ميباشد

  
آيا ميدانستيد که کساني که قرمز ميپوشند از اعتماد بيشتري نسبت به خود بر خوردارند


 آيا ميدانستيدکه کساني که زرد ميپوشند از زيبايي خود لذت ميبرند

و آيا ميدانستيد که کساني که لباس مشکي به تن ميکنند نميخواهند مورد توجه قرار گيرند ولي به کمک و درک شما نياز دارند

 آيا ميدانستيد که زماني که به کسي کمک ميکنيد اثر آن دوبار به سوي شما بر ميگردد


و آيا ميدانستيد که نوشتن احساسات بسيار آسانتر از رودرو بيان کردن آنهاست اما ارزش رودرو گفتن بسي بيشتر است

آيا ميدانستيد که اگر چيزي رابا ايمان از خداوند بخواهيد به شما عطا خواهد شد

 
آيا ميدانستيد که شما ميتوانيد به روياهايتان جامه عمل بپوشانيد روياهايي مانند عشق ثروت سلامت اگر آنها رابا اعتقاد بخواهيد و اگر واقعا اين موضوع را ميدانستيد از آنچه قادر به انجامش بوديد متعجب ميشديد  

اما به آنچه من به شما ميگويم ايمان نياوريد تا زمانيکه خودتان آنها را امتحان کنيد اگر شما بدانيد که کسي نياز به چيزي دارد که من گفتم و بدانيد که ميتوانيد به او کمک کنيد متوجه خواهيد شد که آن چيز دوبار به سوي شما باز خواهد گشت...

 

نیا باران...

باران
زمین جای قشنگی نیست؛
من از جنس زمینم خوب میدانم، که:
دریا، جاده ی تو؛ ماهی بیچاره را در تور ماهیگیر گم کرد...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست؛
من از جنس زمینم خوب میدانم، که:
گل در عقد زنبور است، اما یک طرف سودای بلبل؛ یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست میدارد...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست؛
من از جنس زمینم، خوب میدانم، که:
اینجا جمعه بازار است و دیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه میدادند...
نیا باران
زمین جای قشنگی نیست؛
من از جنس زمینم خوب میدانم:
در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند...
نیا باران
پشیمان میشوی از آمدن؛
زمین جای قشنگی نیست؛
در ناودان ها گیر خواهی کرد...
نیا باران
در اینجا قدر نشناسند مردم؛
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه میگیرند...
نیا باران... نیا باران... نیا باران...

لحظه های زیبا در زندگی داشته باشیم

گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

 سعی كنیم بیشتر بخندیم.                                                                                                   

تلاش كنیم كمتر گله كن

 با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم. 

 هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. 

 برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

 از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

گاهی از درخت بالا برویم.                                                

احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

زیر باران راه برویم.

 كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم. 

 اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

 احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم. 

از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد ...

این شیوه ی خداوند است...!!!

اين شيوه ي خداوند است! آيا تا به حال شده جايي نشسته باشيد و يک دفعه دلتان بخواهد براي کسي که دوستش داريد، کاري نيک انجام دهيد؟


اين شيوه ي خداوند است! او با شما صحبت مي کند و مي خواهد شما با او حرف بزنيد. آيا تا به حال مستاصل و تنها شده ايد، طوري که هيچ کس نباشد تا با او حرف بزنيد؟


اين شيوه ي خداوند است! آيا تا به حال اتفاق افتاده که به کسي فکر کنيد که مدّت هاست از او خبري نداريد سپس، بعد از مدّتي کوتاه او را ببينيد يا تماس تلفني از جانب او داشته باشيد؟


اين شيوه ي خداوند است! آيا تا به حال چيز خارق العاده اي را بدون اين که آن را درخواست کرده باشيد دريافت کرده ايد در حالي که توانايي پرداخت هزينه آن را نداشته ايد؟


اين شيوه ي خداوند است!او از خواسته قلبي ما خبر دارد. آيا فکر مي کنيد اين متن را تصادفي خوانده ايد؟نه!اين طور نيست....و اکنون اين خداوند است که در قلبتان حضور دارد!


به خداوند نگوييد که چقدر طوفان مشکلات شما بزرگ و سهمگين است... به طوفان بگوييد که خداي شما چقدر بزرگ و توانا است....

خدایا خیلی دوست دارم، خیلی...