بسته شد ...
به دلیل پراکنده شدن نویسندگان ، این وبلاگ تعطیل
می باشد.
هنوز معلوم نیست کجا رفتن ولی به احتمال زیاد دیگر
در این وبلاگ چیزی نوشته نمی شود.
نویسنده : حوریه
پ.ن : خداحافظ همگی
![]()
به دلیل پراکنده شدن نویسندگان ، این وبلاگ تعطیل
می باشد.
هنوز معلوم نیست کجا رفتن ولی به احتمال زیاد دیگر
در این وبلاگ چیزی نوشته نمی شود.
نویسنده : حوریه
پ.ن : خداحافظ همگی
![]()
از دوستان عزیزی که به ما سر می زنن خیلی ممنونیم
اگه بهتون سر نمی زنیم از ما دل گیر نشین
یه جورایی وبمون برای نمایشه ، کسی زیاد وقت نمی کنه به وب های
دیگه سر بزنه ...
نویسنده های این وبلاگ هر کدوم برای خودشون یه وبلاگ شخصی دارن
می تونید به اون ها هم سر بزنیداین هم آدرسش ها
بازم ممنون ...
http://www.khali-tarin.blogfa.com وبلاگ خالی
http://b-mokhatab.blogfa.com وبلاگ یک مشت حرف بیهوده
http://www.red-roze.blogfa.com/ وبلاگ گل سرخ
اینجانب حوریه به نیابت از تمام بچه های کلاسمون از خانم زینب
( منظورم این زینب ، نویسنده این وبلاگ نیست . منظورم اون زینب ع
است یکی دیگه از بچه های کلاسمون ؛ این یکی از بچه مثبت های
کلاسمونه )
خرخون کلاسمون جهت کسب نمره 20 از درس حسابان کمال تشکر
و تبریک و تهنیت و ..... دارم .
باشد که شما باز هم از این افتخارات غرور آفرین برای کلاس ما بیافرینید.
از طرف دوستان
به زن کف قشنگ رو .......
سوت ، سوت .... حالا قر کمرو ، دست ، دست
+ نویسنده : حوریه
کارنامه هاتون اومده.
معدلمو توی ادامه مطلب گذاشتم.رمزشم شماره کلاس سال سوممونه . البته اگه بخواین از قسمت تنظیماتم میتونین برین بخونین.
در ضمن میخوام تا یه هفته دیگه معدلای همتون تو ادامه مطلب باشه. وگرنه هرچی دیدین از چشم خودتون دیدین.
نویسنده : زهره
۱ دقیقه سکوت لطفا !
+ توسط : حوریه
انتگرال یگانه ، انتگرال دوگانه ، انتگرال سه گانه ، دسسس ، دسسس
انتگرال دس ، توابع رقص ، حالا برعکس
توابع دست ، انتگرال رقص ................
خدایا دیوونه شدم ...
+ توسط : حوریه
توسط : حوریه
بدین وسیله در مورخ 5/3/1391 به مهندسین گرام 351 اعلام می گردد که در تارخ چهارشنبه 3/2/1391 تمامی 16 مهندس و حتی آن یک عدد مترجم یک لا قبا، امتحان "هندسه2" را با موفقیت پشت سر گذاردند.(کوری چشم رقیبان، من جمله تمامی داوطلبان کنکور ریاضی92)
همچنین پس از آزمون فوق، دبیر مربوطه به "سمیرا" (عنصر خ رخ و ن شماره1)زنگیده و مراتب را از نامبرده سوال نمود.
لذا در پی این موفقیت قریب الوقوع از تمامی مهندسان و آن یک عدد مترجم و یک عدد استاد ادبیات که سر جهازی 351 است، خواهشمندیم جان شریف هرکسی که عاشقانه دوست میدارید(ترجیحا پسرسه سوییچه) برای خاطر شادی روح و جسم دبیران و کوری چشم رقیبان:
بقیه ی امتحاناتونم خوب بدین.
پایان
نویسنده : زهره
اومدم همه بدونن که ماشاا.. یکی ازبچه های سوم ریاضیییییییی چقدر بی خیاله.
فداسرم
فوقش تک ماده میزنم (به کسی نگید)
نویسنده نفیسه
سوم ریاضی که یکی از بچه هاش دست راست مدیرمون بود
سوم ریاضی که همیشه بچه هاش واسه کلاس عربی و ادبیات بیشتر از فیزیک و حسابان جون میدادن
آره سوم ریاضی تموم شدزهره و حوریه راست میگن
ولی دوستی ما که تموم نشد
زهره جونم حوریه جونم من خودم دربست مخلصتونم هرجا بگین درخدمتم
این وبلاگم همیشه پابرجاست
اینو با عشق ساختیم یادته زهره؟
یادته حوری؟
زهره جونم دوستت دالم ی خلده قد ی سوسک ملده بهت دلوغ گفتم سوسکه هنوز نملده
حوری جونم گل سرخ و سفید و ارغوانی فراموشم نکن تا میتوانی
بازم میگم دوستیمون هنوزم که هنوزه پا بر جاست
نویسنده:زینب
چهارشنبه ی گذشته آخرین چهارشنبه ای بود که سوم ریاضی ، سوم ریاضی بود. آره!
تموم شد.دیگه سوم ریاضی ای وجود نداره که مبصرش از همه بچه ها شلوغ تر باشه!
دیگه سوم ریاضی ای وجود نداره که نمره عربی بچه هاش از فیزیکشون بیشتر باشه!
دیگه سوم ریاضی ای وجود نداره که بچه هاش واسه کلاس ادبیات بیشتر از بچه های انسانی جون بدن!
آره! خیلی زود گذشت.ولی تموم شد و من مطمينم که دیگه هیچ سوم ریاضی ای نه تنها تو اون مدرسه بلکه تو هیچ مدرسه ی دیگه ای سوم ریاضی351 سال90-91 نمیشه.
و یک خداحافظی مفصل از همه ی چیزایی که عاشقانه دوسشون داریم اما نشد که باهاشون خداحافظی کنیم....
خیلی طولانیه!همه حرفایی که تو دلم مونده بود.اگه دوس نداشتین میتونین نخونید مهم این بود که یه جایی ثبت بشن.همین.
نویسنده : زهره
داشتیم .
کلی عذابمون دادن واسه این امتحان بی خودی ؛ منو چند نفر دیگه
روز قبلش غایب بودیم به خاطر همین نمی ذاشتن امتحان بدیم
با هزار مکافات راضی شدن بالاخره ...
آخرش که زنگ خورد با ماچ و بوسه از هم دیگه خداحافظی کردیم
یکی دو نفر هم گریه کردن ...
دلم می خواست خفشون کنم خیلی کار لوسیه
ولی دیگه تموم شد ، یعنی سوم ریاضی هم تموم شد .
نویسنده : حوریه
جالب تر از همه اینجا بود ک اکثر بچه ها ب جای
گوش دادن ب حرف های افسره ب سربازه نگاه
میکردن!!!
این افسره از سوتی ک یکی از بچه های دبیرستان
پسرانه داده بودن تعریف کرد ما هممون غش کردیم
ازخنده جاتون خیلی خالی بود!!!!
چیزی ک خیلی جالب بود من گفتم حالا چرا بیان این
واسه دخترا بگن ب نظر من پسرا خیلی نیازمند تر ب
این حرفان!!!!
دخترا و این حرفا؟مردمممم!!!!!!اصلا داریم؟؟؟؟؟؟
نویسنده :زینب
خیلی حرفای معنادار و قابل تاملی زد اما حیف که کسی زیاد گوش نمی کرد
اما قسمت جالبش اونجایی بود که پلیسه می خواست نمونه هایی از مواد
مخدر رو به همه نشون بده
به خاطر همین به اون سریازی که همراهش بود یک چشم غره رفت و آروم گفت
پاشو برو اون مواد رو بیار
سربازه هول کرده بود نمی دونست کدومش رو بیاره
پلیسه عصبانی شد میکروفون رو گرفت اونطرفت بهش گفت : اصلا نمی خواد ،
خودم میارمشون
مشاورمون که دلش به حاله پسره سوخته بود رفت کمکش
ولی اون صحنه ای که پلیسه سر پسره داد زد همه بچه ها زدند زیر خنده
من که حال کردم ...........
نویسنده : حوریه
حقیقت تلخه ، و اینکه چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است پس نیاز ب
پنهان کاری نیست .
16 نفر شاهد چسبیدنت بودن پس اینقدر تلاش برای پاک کردن حقیقت نکن
به قول خانم فیزیک : خیلیییییییییییییییییی
لوسی
نویسنده : حوریه
۲)خیلی ها امروز سر کلاس سوال پرسیدن که دبیر به دلیل حجم بالای مطالب نتونستن جواب سوالاشون رو بدن کما اینکه دبیرمون بعد چند ثانیه جواب سوال رو برامون توضیح دادن.
۳)از همه مهمتر چوب معلم گله هرکی نخوره خله.
ختم جوابیه.
پ.ن:عزیزانی که مورد سوختگی از ناحیه ی بینی قرار گرفته اند میتوانند به اورژانس بخش سوختگی مراجعه نمایند.
نویسنده : یک نفر
یکی از دوستامون موقعی ک اومد دبیرمون اومده بود دبیر فیزیکمون این دوستمه س بار چسبوند جوری ک با کاردک نتونستیم از رو دیوار بکنیمش حالا طرز چسبوندنشو بخونین:
1.دوستم از راه ک اومد تخته پاک کن دستش بود ب دبیرمون با صدای خیلی رسایی سلام کرد ولی دبیرمون اصلا محلش نداد جوری ک خودش گفت:خب چ کاریه دیگه سلام نمیکنم
2.وسط درسمون بود ک دوستم از دبیرمون میخواست سوال کنه ک دبیرمون گفت:الان ساکت
3.این دوستمون روز قبلش غایب بود داشت با بچه ها میخندید دبیرمون بهش گفت:چقدر حرف میزنی اونم ج داد:اخه خانوم دیروز غایب بودم دلم واس دوستام تنگ شده دبیرمونم ن بود ن اوردگفت:فقط میتونم بگم خیلی لوسی
ما ک غش کرده بودیم از خنده ولی این بدبخت سرخ شد سفید شد هیچی نگفت
ولی خیلی باحال بود
نویسنده:زینب