داستان کوتاه های زیبا

خیلی قشنگه حتما بخونش. تو ادامه مطلب کلیک کن
ادامه نوشته

وقتی نمی شود رفت همین یک پا هم اضافی است...

مترسک به کلاغ گفت: ای کلاغ هرچقدر میخوای نوکم بزن ولی تنهام نذار که نمیتونم بیام دنبالت...

 

http://www.ruudpeters.com/Galleries/Gallery10%20Various%20kind%20of%20stuff/images/scarecrow.jpg

پیشواز ایرانسل مجید خراطها

کد آهنگ پیشواز ایرانسل از مجید خراطها

 

 

تو غصه نخور ۳۳۱۵۵۸۹
.
بلاتکلیف ۳۳۱۵۵۹۰
.
دار و ندار ۳۳۱۵۵۹۱
.
دیگه میرم ۳۳۱۵۵۹۲
.
حلقه ۳۳۱۵۵۹۳
.
تغییر کردی ۳۳۱۵۵۹۴
.
نگران ۳۳۱۵۵۹۵
.
بهونه ۳۳۱۵۵۹۶
.
منو ببخش ۳۳۱۵۵۹۷
.
تو عوض شدی ۳۳۱۵۵۹۸
.
مسافر ۳۳۱۵۵۹۹
.
تو آزادی ۳۳۱۵۶۰۰
.
اشتباه کردم ۳۳۱۵۶۰۱
.
خدانگهدار ۳۳۱۵۶۰۲
.
خدانگهدار قطعه ۲ ۳۳۱۵۶۰۳

بایراااااااااااااااااااااااااام

 بایراااااااااااامییییییییییززز مووووووووووووباااااااااااااررررک

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

 

سر به روی شانه های مهربانت می گذارم

عقـــده دل می گشـاید گریـــه بی اختیارم

 

از غــم نا مردمی هـا بغضهـا در سینه دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

 

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

خالـی از خودخواهـی مـن برتـر از آلایش تو
من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

 

عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه دار عشق

عشــق را در چهــره ی آیینــه دیــدن دوست دارم

 

در خموشی چشم ماروقصه ها وگفت وگو هاست

من تو را درجسته ی محراب دیدن دوست دارم
من تــو را بالاتر از مـن برتــر از من دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بی تو بـودن را برای با تو بودن دوست دارم

در هــوای دیدنـت یـک عمـر در چلـه نشسـتم
چله را در مقدم عشقم شکستن دوست دارم

بغـض سر گـردون ابـرم قلـه ی آرامشم کن
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

من تو را بالاتر از من برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم 

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

رونالدو...

            من خودم از رئال مادرید متنفرم ولی عاشق کریس رونالدو هستم... کاش رونالدو تو بارسا بود..

             وای ببین چی می شد؟؟؟ 

             فقط درمورد رونالدو نظر بدین. مسی بهتره یا رونالدو؟؟؟؟

 

      

مخصوص مهدی الهیاری

 

مهدی جون داداش گل من... خیلی دوستت دارم... با تموم وجودم عاشقتم...

 

 

 

 

 

 

 

 

هیچکس همراه نیست... تنهای اول

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

قيصر امين پور

پيش از اينها فكر ميكردم خدا
خانه اي دارد ميان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس وخشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج وبلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره پولكي از تاج او
اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او كهكشان

رعد و برق شب صداي خنده اش
سيل و طوفان نعره توفنده اش
دكمه پيراهن او آفتاب
برق تيغ و خنجر او ماهتاب
هيچكس از جاي او آگاه نيست
هيچكس را در حضورش راه نيست
پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان دور از زمين

بود اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده وزيبا نبود
در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه مي پرسيدم از خود از خدا
از زمين، از آسمان،از ابرها
زود مي گفتند اين كار خداست
پرس و جو از كار او كاري خطاست
آب اگر خوردي ، عذابش آتش است
هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است
تا ببندي چشم ، كورت مي كند
تا شدي نزديك ،دورت مي كند

كج گشودي دست، سنگت مي كند
كج نهادي پاي، لنگت مي كند
تا خطا كردي عذابت مي كند
در ميان آتش آبت مي كند
با همين قصه دلم مشغول بود
خوابهايم پر ز ديو و غول بود
نيت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه مي كردم همه از ترس بود
مثل از بر كردن يك درس بود

مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
مثل صرف فعل ماضي سخت بود
مثل تكليف رياضي سخت بود
*****
تا كه يكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر
در ميان راه در يك روستا
خانه اي ديديم خوب و آشنا

زود پرسيدم پدر اينجا كجاست
گفت اينجا خانه خوب خداست!
گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند
گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند
با وضويي دست ورويي تازه كرد
با دل خود گفتگويي تازه كرد
گفتمش پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟
گفت آري خانه او بي رياست
فرش هايش از گليم و بورياست
مهربان وساده وبي كينه است
مثل نوري در دل آيينه است

مي توان با اين خدا پرواز كرد
سفره دل را برايش باز كرد
مي شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چكه چكه مثل باران حرف زد

قيصر امين پور