پیام تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت طلبه والامقام محمد مسرور

بسم الله الرحمن الرحیم

یا أیتها النفس المطمئنّة ارجعی الی ربّک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنّتی

به خود می بالیم، حال که خداوند متعال هنوز توفیق همراهی با مدافعان حرم حضرت زینب(س) را عطایمان نکرده است لکن رنگ و بوی شهادت را نزدیکتر از همیشه استشمام میکنیم.

همه شهدای مدافع حرم عمه سادات سلام الله علیها، عزیزند و مظلوم و این خود سند دیگری است بر پلیدی و ناپاکی روح و ماهیت جبهه کفر و تکفیر که بقای خود را در فنای مردان خدا می‌جویند.

اینجانب شهادت اولین طلبه مخلص شهرستان کازرون، شهید والامقام محمد مسرور را به محضر حضرت بقیه الاعظم (عج)، رهبر معظم انقلاب، نماینده ولی فقیه در استان فارس، حضرت آیت الله ایمانی و عموم طلاب بویژه برادر مکرم ایشان حضرت حجه الاسلام عبدالحسین مسرور و خانواده معزز و محترمشان و عموم مردم شهیدپرور شهرستان کازرون، تبریک و تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند سبحان برای آن شهید گرانقدر هم نشینی با شهدای کربلا و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می نمایم.

سید علی اکبر جعفری

نماینده طلاب و فضلای کازرون و نورآباد ممسنی

به بهانه انتخابات مجمع نمایندگان طلاب(زندگی نامه)


مختصری از زندگینامه 

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید علی اکبر جعفری

کاندیدای هفتمین دوره انتخابات مجمع نمایندگان طلاب

از حوزه انتخابیه کازرون و نورآباد ممسنی

خانوداه:

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید علی اکبر جعفری در سال 1364 در خانواده ای متدین و مذهبی و شهید پرور در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. خانواده ایشان در علم و عمل شهره عام و خاص بود، چنانکه پدر بزرگوار ایشان مرحوم حاج سید رضا جعفری از روحانیون بنام منطقه و از سادات عظیم الشان بود که از حیث علم و تقوا یکی از زهاد و پرهیزکاران منطقه به شمار می آمد. توسل به اهل بیت عصمت و طهارت، خصوصا مقام حضرت سید الشهداء(ع) را حتی تا آخرین لحظات زندگی خود رها نکرد تا سرانجام در شب شهادت مادرشان حضرت زهرای مرضیه(س) به دیار حق شتافتند. دیری نپایید که یک سال بعد از تولد، در سال 1365 برادر بزرگ خانواده در لبیک به ندای ملکوتی حضرت امام(رضوان الله تعالی علیه)، به درجه رفیع شهادت نائل گردید. از خداوند منان علو درجات برای همه شهدای اسلام و انقلاب را خواهان و خواستاریم.

تحصیلات:

تحصیلات ابتدایی:

جناب آقای سید علی اکبر جعفری دوران دبستان و راهنمایی خود را در شهرستان کازرون سپری نمود و سپس با عشق و علاقه وصف ناپذیر خود به علوم حوزوی، در سال 1379 وارد حوزه علمیه صالحیه کازرون شد. روز ورود ایشان به حوزه علمیه مصادف بود با چهلمین روز درگذشت پدر بزگوارشان که این خود نشانه دیگری بر تعهدشان به نظام و ولایت است.

تحصیلات حوزوی:

دروس مقدمات حوزوی خود را زیر نظر استادان مجرب شهرستان همچون حضرت آیت الله ایمانی و حضرت آیت الله بنیادی و حجج اسلام حاج شیخ حسین بنیادی، حاج شیخ محمد جواد عزمی، حاج شیخ کریم بهشتی و دیگر اساتید معظم در حوزه علمیه صالحیه مکتب الصادق(ع) کازرون سپری نمود.

سپس با سپری نمودن دروس مقدمات خود، به حوزه مقدسه قم عزیمت نمود تا دروس سطح خود را زیر نظر اساتید معظم و بنام همچون حجج اسلام حیدری فسایی، مسعوی ، بنیادی و دیگران تکمیل نماید.

حاج سید علی اکبر جعفری دروس خارج فقه و اصول خود را در سایه کریمه اهل بیت(ع) و در شهر قم و با بهره گرفتن از مراجع عظام تقلید و علمای بنام حال حاضر شیعه همچون حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله جعفر سبحانی و حضرت آیت الله وحید خراسانی و حضرت آیت الله عابدی (دام ظلهم) ادامه میدهد. 

تحصیلات دانشگاهی:

حجت الاسلام جعفری همزمان با تحصیلات حوزوی به دروس دانشگاهی نیز اهتمام ویژه ای داشته است. ایشان هم اکنون در مرحله تدوین پایان نامه حقوقی خود در مقطع کارشناسی ارشد رشته جزا وجرم شناسی دانشگاه تهران مشغول به فعالیت می باشد.

فعالیت های علمی تبلیغی:

بیش از 10 سال سابقه تبلیفات چند رسانه ای در استان های فارس، البرز ، قم و چند شهر دیگر

مسئولیت صندوق طلاب شهرستان کازرون در استان قم

مسئول دوره های کوتاه مدت دانشگاه مجازی امام خمینی(ره)

 عملکرد سیاسی:

حجت الاسلام و المسلمین جعفری در طول سالیان متمادی همواره در مسیر انقلاب، امام و ولایت قرار داشته است. به گواه کسانی که کمترین برخوردی با شخصیت سیاسی، احتماعی ایشان داشته اند، سرلوحه حرکات و سکنات ایشان بر محور ولایت فقیه و بر اساس منویات معظم له می باشد.

دیدارهای سیاسی ایشان نیز بر همین مطلب تاکید دارد. دیدار با علماء و شخصیت های لبنانی سبب شده تا اعتقاد ایشان نسبت به ولایت، بسیج و حزب الله راسخ تر از قبل باشد.

اهم دیدارها عبارت است از:

دیدار با دبیر کل حزب الله لبنان(سید حسن نصرالله)

دیدار با سفیر ایران در لبنان(رکن آبادی)

دیدار با شیخ عبدالکریم عبید(از اعضای بلند پایه حزب الله و زندانی ۱۵ ساله رژیم صهیونیستی)

دیدار با شیخ نبیل فاروق( معاون حزب الله و مسئول حزب الله در جنوب لبنان)

دیدار با سید جعفر مرتضی( از دانشمندان بنام لبنانی)

دیدار با شیخ یزبک( معاون حزب الله و مسئول حزب الله در شمال لبنان) 

 

نرمش قهرمانانه: تثبیت موقعیت کنونی یا انعطاف پذیری در برابر تحریم ها؟!



لطفا به کلمات زیر نگاه و کمی تامل کنید:

1- انتخابات 2- تغلب 3- اصلاح طلب 4- روحانی - 5- کاخ سفید - 6- نیویورک  و 7- نرمش قهرمانانه

به نظر می رسد مطلب آنقدر گویا باشد که نیاز به توضیح و تفسیر آنچه امروز در حال رخ دادن است نباشد.

اما نکته اینجاست که : آیا این نوعی عقب نشینی است و یا استراتژی جدید نظام جمهوری اسلامی در برابر غرب و به خصوص آمریکاست؟

به نظر می رسد نوع نگاه دولت مردان ایرانی و امریکائی به این مقوله بسیار حائز اهمیت است. البته غربی ها با دارا بودن قدرت برتر و مخصوصا قدرت رسانه ایه زاید الوصف خود، می توانند کاملا سوار بر موج شده و آنچه می خواهند را به عموم مردم دنیا و بخصوص جماعت ایرانی القا کنند.

میل به ارتباط

از حرکت های محتاط هر دو طرف ایرانی و امریکائی پیداست که میل به ارتباط دیپلماتیک در هر دو طرف موج می زند. به نظر می رسد این یک رویکرد جدید میان دو کشور است. کاخ سفید تلاش می کند تا خود را به واسطه این ارتباط از باتلاق خاورمیانه خارج و نفسی راحت در برتری خود بکشد اما ایران هم بعد از تحمل سال ها تحریم نیز می تواند با کمی نرمش همان نفس راحت را تجربه کند.


زمان گویای وقایع تلخ و شیرین

اینکه بالاخره بعد از سه دهه دو کشور روابط دیپلماتیک خود را آغاز می کنند یا خیر؟ و آیا اینکه در این میان عزت و آبرو و شرف یک ملت به یغما می رود یا خیر؟ و بالاخره اینکه این نرمش قهرمانانه می شود یا خیر؟ گذر زمان می تواند بهترین راه برای فهمیدن این مطالب باشد.


و اما پیشبینی

به نظر نویسنده حقیر، ممکن است در کوتاه مدت با نرمش جمهوری اسلامی کمی روابط رو به گرمی گراییده شود اما قطعا خوی ابر قدرتی غرب نمی گذارد روابط میان ایران و امریکا، دوستانه و از روی برابری ادامه پیداکند. به خصوص که در این میان ایران با مقوت حزب الله پیمان برادری بسته و امریکا با اسرائیل همین پیمان را بسته.


قضاوت شما؟

نظر شما چیست؟

آیا به نظر شما ارتباط گسترده میان ایران و امریکا برقرار می شود؟

بی عدالتی تا کی؟

نسل ما برای عدالت ریش که هیچ، جان در طبق اخلاص می گذارد!

حاج سعید قاسمی، سردار جبهه‌های جنگ و عضو جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یادداشتی به بررسی ابعاد بازگشت مهدی هاشمی و دستگیری فائزه هاشمی پرداخت و به سوژه لطیفهٔ این روز‌ها که تراشیدن ریشش در صورت دستگیری فائزه هاشمی بود، پاسخ داد. متن این یادداشت به شرح است: 
 
دیروز پس از اقدام انقلابی اما بسیار دیرهنگام قوه محترم قضائیه درخصوص بازداشت یکی از سران کذایی فتنه ۸۸ (علیرغم سرباز کردن زخم کهنه آن و زنده شدن تمامی خاطرات تلخ آن ایام) آنقدر خوشحال شدم که قصد آن کردم تا طی مراسمی رسمی در یکی از دانشگاه‌های تهران به وعده خویش جامه عمل بپوشانم. 
 
در روزهای سخت جنگ که بار‌ها و بار‌ها در عمق خاک عراق، تا سلیمانیه و حلبچه می‌رفتم، حاضر نبودم حتی از خوف لو رفتن و اسارت بدست دشمن به محاسن خود دست بزنم. تنها یکبار توفیق! این امر نصیبم شد و آن‌هم زمانی بود که به علت مجروحیت ما بین دو عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک به بیمارستان منتقل شدم و پرستار بیمارستان با استفاده از غفلت بیهوشی من و به منظور جراحی جراحت گلویم، محاسنم را از ته تراشید که خود به دعوای یک هفته‌ای من با پرسنل بیمارستان منجر شد. دعوایی دیدنی بیا و ببین!
 
 
در سوی دیگر، هنوز هستند برادران جانبازی که بر اثر استنشاق گازهای خردل و... در جبهه‌های جنگ، چهره‌های تابناک و زیبایی محاسن دارشان، ریش ریش شده و به مانند مدهای جدید این روز‌ها، حتی ابرو هم ندارند. آنان ثابت کردند که در راه خدا ریش که هیچ، جان‌های تابناکشان را قربان حضرت دوست کرده‌اند که امامشان به آنان آموخت که در این راه باید هم چو منصور خریدار سر دار شد. 
 
دیروز نقل محافل بچه‌های حزب‌الله این بود؛ حاجی! نتراش! حاجی دیگر بتراش!! و برخی دوستان که حاجی! حیف ریش‌های تو که برای دخترک ساندویچ خور به عاریت رود؟! 
 
همین‌جا از تمامی عزیزانی که این همه به حقیر سراپا تقصیر لطف داشته ودارند و مورد عنابتشان هستم بسیار ممنون و سپاسگزارم. این همه دلالت بر آن دارند که؛ ریش با ریشه ارزش بر سر زبان‌ها افتادن را هم دارد. هنوز به خانه نرسیدم بودم که پیامکی رسید که «بنابر خبر BBC فارسی، مهدی هاشمی از دوبی عازم تهران شد.» و پای پلکان اول خانه؛ «مهدی هاشمی در فرودگاه امام تفهیم اتهام شد». 
 
اولین کارم در خانه، جستجویی در فضای مجازی بود و مشاهده فیلم خبرنگار BBC فارسی در دوبی که پشت سرش مهدی هاشمی با چمدان‌هایش عازم تهران بود، و پرسش و پاسخ رد و بدل شده و مهدی هاشمی که با غیظ و غضب می‌گفت؛ «در تهران پاسخ می‌دهم»!! هفته پیش هم که خبر دار شدیم جناب دکتر جاسبی ریاست سابق دانشگاه آزاد و از دیگر حامیان مالی و لجستیک فتنه ۸۸ به عضویت شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها درآمده‌اند؟! 
 
به راستی اگر کسی محاسن‌اش را حتی در آسیاب هم سفید کرده باشد، از چیدمان این اخبار جالب و معنادار! چه نتیجه‌ای می‌گیرد؟ عقل سلیم چه می‌گوید؟ اگر به این قضایا ساده انگارانه نگاه نکنیم و درست تحلیل کنیم و در پی آن باشیم که بدانیم در زیر پوست شهر چه خبر است، واقعاً تقارن میان بازداشت دخترک فتنه‌‌ةگر (ة تأنیث) با بازگشت فتنه بزرگ به تهران به چه معناست؟ 
 
هنوز یادمان نرفته است که عزیز رزمنده‌ای که عمرش را در دفاع مقدس گذرانه است و در فتنه ۸۸ یکی از علمداران حزب‌الله در دفاع از حریم ولایت بوده، فقط به خاطر آن‌که نتوانست در مواجهه با فتنه‌گر ساندویچ خور خود را کنترل کند (و طی برنامه‌ای هماهنگ شده و از پیش طراحی شده رکب خورد) و به غلط بددهانی کرد (که البته در مقابل همه جنایت‌ها و خیانت‌های آن دختر و برادرش و دار و دسته‌ پلیدشان هیچ بود) چه‌ها که بر سرش نیامد. والله اگر من نیز جای آن برادر می‌بودم، ممکن بود من هم کنترل خود را از دست داده و ناخواسته اقدامی تند‌تر انجام دهم. 
 
یکی به جرم فتنه‌گری و اهانت به حریم ولایت و نظام و هرزه درایی و فحاشی تنها به شش ماه حبس محکوم می‌شود (هم او که در فته ۱۸ تیر ۷۸ هم جمل سوار معرکه بود) و آن دیگری به جرم فحاشی به دخترک به ۸ ماه زندان، شلاق، تعلیق و... محکوم می‌شود تا درس عبرتی باشد برای تمام بچه‌های حزب‌الله. 
 
این اتفاقات ذهن مرا به تأمل واداشت تا به چند پرسش اساسی بیاندیشم؛ 
۱- آیا باید منتظر فتنه جدیدی باشیم؟ 
۲- آیا این جماعت برای سال ۹۲ برنامه جدیدی در دست اقدام دارند؟ 
۳- آیا هماهنگی و حمایت بی‌بی‌سی فارسی از این جماعت، نشان از هماهنگی سرویس MI۶ با ایشان ندارد؟ 
۴- آیا باید منتظر ستاد قیطریه جدیدی در سال ۹۲ باشیم؟ 
۵- آیا باید منتظر دختران فیروزه‌ای جدیدی در سال ۹۲ باشیم؟ 
۶- آیا باید منتظر بازسازی تشکیلات فتنه در قالب سازمان رأی جدیدی در سال ۹۲ باشیم؟ 
۷- آیا باید شهادت غلام کبیری‌ها و ده‌ها و صد‌ها شهید یگر را به انتظار بنشینیم؟ و چه غریب و مظلوم بودند این شهدای فتنه ۸۸ که معلوم نشد چند ده و یا چند صد تن بودند و خانواد‌هایشان امروز چه می‌کنند؟ 
و آِیا و اماهای دیگر
 
به نظر می‌رسد بازگشت فتنه به تهران را می‌بایست به معنای کلید خوردن پروژه جدیدی تلقی کرد که هدفش انتخابات سال آینده و تطهیر فتنه‌گران است. پروژه‌ای که عطف به ماسبق گرانی ‌های ساختگی به دست عوامل امریکایی و مافیای کثیف لانه کرده در وزارت‌خانه‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی، سعی بر آن دارد تا هم نظام را ناتوان از تأمین معیشت مردم (آن‌هم در سال «حمایت از تولید ملی و سرمایه ایرانی» و «اقتصاد مقاومتی») نشان دهد، و هم اینکه این نارکارآمدی را به عدم رابطه با امریکا متصل سازد و تنها راه نجات کشور را در ایجاد رابطه با امریکا نشان دهد، رابطه‌ای که از نظر آن کلیدش تنها در دست یک تن می‌باشد. کسی که همین چند هفته گذشته نامه بیست و اندی سال قبل خود به حضرت امام (ره) مبنی بر ضرورت ایجاد رابطه با امریکا را در سایت منتسب به خود منتشر کرد تا به امریکا این پیام را بدهد که؛ کلید رابطه تنها در دست من است. 
 
به نظر می‌رسد که در آستانه انتخابات جدید هر روز باید منتظر حوادثی از این قبیل بود که این همه، از نتایج سحر است. حوادثی چون فرمایشات و جنجال جناب ناطق نوری در مشهد، بازگشت مهدی هاشمی به کشور، ول چرخیدن و هرزه درایی زشت رویان نجاست قلم رانت خواری چون خزعلی و نوری زاد و... که البته این‌ها دیگر مهره‌های سوخته‌اند وبا ید منتظر مهره‌ها و چهره‌های جدیدتری برای فتنه آینده بود. 
 
برادر بزرگوار، جناب آقای آملی لاریجانی! این روز‌ها و در این شرایط پیچیده و حساس تاریخی که حضرت آقا از آن با عنوان «پیچ بزرگ تاریخ» تعبیر کرده‌اند باید بدانیم که انقلاب در حساسترین شرایط تاریخی خویش بسر می‌برد و نیز باید خوب بدانیم تمامی آن‌چه تاکنون پیموده‌ایم با هم فراز و فرودش جز به برکت خون شهدای عزیزمان و مدد سکانداری حکیمانه و مدبرانه رهبر انقلاب و همراهی خضری فرخ پی ولایت می‌سر نبود و اگرنه، ظلمات بود و خطر گمراهی. 
 
امروز انقلاب روح الله (ره) برای عبور از این پیچ بزرگ چشم امیدش به قاضی القضات انقلاب و قوه قضا است تا اقداماتی انقلابی و شایسته و البته در چارچوب عدالت و اخلاق علوی، مشتی بی‌آبروی خود فروش را که برای رسیدن به مطامعشان و فرونشاندن آتش حقد وکینه‌شان نسبت به علمدار رشید انقلاب خمینی و نظام اسلامی از هیچ خیانتی فروگذار نمی‌کنند را بر سر جای خود نشانده و عدالت را در مورد ایشان به اجرا گذارد. اما چنین اقداماتی می‌بایست که مبتنی بر حکمت و بصیرت و هدایت باشد. 
 
من هنوز بنا ندارم به خود بباورانم که در این سناریوی جدید و تقارن این اتفاقات در کنار هم خدای ناکرده قوه قضا رکب خورده است و یا ناخواسته و ناغافل در پازل دشمن و فتنه جدید بازی می‌کند. اگرچه شما خوب می‌دانید که مردم ما تشنه اقداماتی از این دست هستند. اقداماتی که برای مردم ما به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده است و انجام نشدنشان، پرونده‌هایی چون «حادثه ۸ شهریور» و «کشمیری» را هنوز مبهم و حل ناشده در تاریخ انقلاب باقی نهاده است. نباید اقدامات تأخیری شما موجب مضحکه (خنده بازار)‌ها در صدا و سیما ولو به حق باشد که کا کاف، کاف،... لا لام، لام... ف ف، ه. 
 
حضرت آملی لاریجانی! نسل من در سایه سار زعامت و ولایت آقا روح‌الله (ره) قد کشید و بالید و در محضر وی و نیز چریک‌های خانه بدوش عدالت و مرغان آمین‌گوی شهادت سپاهیان وی، آموخت که برای اقامه عدل و سربلندی و اعتلای کلمه‌الله و اسلام و مذهب حقه ولایت اهل بیت علیهم‌السلام و نیز جمهوری اسلامی و سرافرازی شما مسئولان، ریش که هیچ، خون خویش در طبق اخلاص ‌گذارد.‌‌ همان نسلی که در بیت‌المقدس و فتح‌المین و کربلای ۴ و ۵ و والفجر مقدماتی و مرصاد... بال و پر در گلستان آتش گشود و جان و سر خویش تقدیم پرده دار حرم کرد. 
 
بزرگوار! در این مسیر پربلا که البته صراط عدل و حق است، آرزوی توفیق و پیروزی شما را دارم و به شما و تمامی دوستانتان دست مریزاد می‌گویم. و سخن آخرم هم‌‌ همان پشت نوشته لباس‌های خاکی به خون خفتگان شلمچه و طلائیه که؛ 
 
ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم
 گرجان طلبد دریغ از جان نکنیم 
دنیا اگر از یزید لبریز شود
 ما پشت به سالار شهیدان نکنیم


شجونی و سید حسن نصرالله

توضیحات عکس:

این عکس مربوط می شود به زمان حضور

جناب شیخ جعفر شجونی واعظ

درلبنان و بازدید از دستاوردهای حزب الله لبنان

 به تاریخ شهریور ماه سال ۱۳۸۹.

بسم الله الرحمن الرحیم

این وبلاگ به زودی بروز می شود.

خاظرات ناب از لبنان

به زودی خاطرات ناب خودم را از لبنان و دیدار با علماء و رجال سیاسی لبنان به همراه تصاویری دیدنی را منتشر خواهم کرد.

اهم دیدارها عبارت است از:

۱- دیدار با شیخ عبدالکریم عبید(از اعضای بلند پایه حزب الله و زندانی ۱۵ ساله رژیم صهیونیستی)

۲- دیدار با شیخ نبیل فاروق( معاون حزب الله و مسئول حزب الله در جنوب لبنان)

۳- دیدار با سید جعفر مرتضی( از دانشمندان بنام لبنانی)

۴- دیدار با شیخ یزبک( معاون حزب الله و مسئول حزب الله در شمال لبنان)

۵- دیدار با سفیر ایران در لبنان

۶- دیدار با دبیر کل حزب الله لبنان ( سید حسن نصر الله)

منتظر باشید.

دلتنگی

نوشتاری که در پیش رو دارید، متنی است از مهندس سعید قاسمی، یکی از همرزمان سردارجاویدالاثر حاج احمد متوسلیان که سال گذشته و در آستانه سالگرد ربوده شدن وی و سه دیپلمات ایرانی در لبنان به رشته تحریر درآمده است. نظر به حضور سعید قاسمی در سالیان پررنج مبارزه از جبهه های کردستان تا جنوب کشور و سپس سوریه و لبنان، در کنار این سردار اسطوره ای جبهه مستضعفین، این نوشتار خواندنی، مجددا به دوستداران حاج احمد متوسلیان تقدیم می شود.

سردار دلتنگی ها

يك قوم تو را شهيد مي‌خوانند
يك قوم تو را اسير مي‌دانند

اما چه كنم كه ناجوانمردان
تصوير تو را زخويش مي‌رانند

مرحوم محمد رضا آقاسی

اشاره

 به‌راستي كه «انتظار» چه سخت است و نيز چشم به راه بودن عزيزي كه حاضري براي ديدنش جانت را هم بدهي. سردار عشقهمانند «يعقوب» كه سالها چشم انتظار «يوسف» بود هم به كهف دل و هم به اشك چشم. تو گوئي اين تقدير آدميزاد است، انتظار را مي گويم. چرا كه خداوند قامت دين و عزت بندگانش را بر قيام مومنین و منتظران استوار كرده است و ذلت شان را در قعود، ودر اين ميان ناب ترين مكتب وحي (مذهب اهل بيت(ع)) را به‌درستي «مذهب انتظار» ناميده اند. مذهبي كه پيروانش را يعقوب وار به چشم انتظاري «يوسف زهرا» فراخوانده اند. و از ميان يعقوبان زمانه پر بلاي ما كه به ابتلاي فراغ يوسفشان آزموده شدند يكي هم يعقوب داستان ماست.

26 سال بود كه حاج غلامحسين هر روز كه براي نماز صبح برمي‌خواست، نمازش را به اين اميد اقامه مي‌كرد شايد كه امروز چشمش به جمال برومند فرزندش و قامت رشيدش منور گردد. 26 سال بود كه حاج غلامحسين صاحب قنادي متوسليان هر روز به اين اميد كه امروز شيريني رهايي پسرش را خواهد پخت، كسب روزانه‌اش را آغاز مي‌كرد. 26 سال بود كه حاج غلامحسين اميد آن را داشت كه امروز ديگر خبر آزادي فرزندش را به مادر احمد خواهد داد و او را از انتظار خواهد رهانيد.

زمزمه هر روزه حاج غلامحسين در اين 26 سال با خود اين بيت حافظ بود كه:

يوسف گمگشته باز آيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

26 سال كه براي او 26 سال حسرت بود، رنج بود، آب شدن بود، 26 سال سوختن و دم برنياوردن و 26 سال داغ فراغ فرزند بر دل. 26 سالي كه شاه بيت دعاهاي شب و روز پدر اين بيت بود كه:

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست، هر كجا هست خدايا به سلامت دارش

فرزندي كه 26 سال پيش براي اداي تكليف و مأموريتي كه ولي امر زمانه، انقلاب و نظام بر دوشش نهاده بود و به منظور جهاد با فرزندان صهيونيست آل يهودا و دفاع از مردمان مظلوم و رنج ديده سرزمين سدر و سلام رنج هجرت و جهاد و نيز اسارت را به جان خريد. هجرتي بي‌بازگشت توأم با 26 سال بي خبري از سرنوشت او و همرزمانش. هجرتي براي جهاد كه ثمره بزرگي بر جاي نهاد. رويش شجره طيبه مقاومت اسلامي در خاك سرزمين سدر و سلام، شجره اي طيبه كه ثابت كرد خانه غاصبين قدس از لانه عنكبوت هم سست تر است.

احمد اگرچه نيامد اما حاج غلامحسين رفت. حاج غلامحسين در اين 26 سال هم‌چون پروانه در شعله‌هاي آتش اشتياق وصل احمد سوخت تا به مقام فناء رسيد و اگرچه به وصل احمد نرسيد اما به وصل خداي احمد رسيد و اين چنين شد كه «حاج غلامحسين متوسليان» در شب شانزدهم خرداد ماه 1387 دعوت حق را لبيك گفت و به ملكوت خدا پيوست.

داستان يوسفان گمگشته سرزمين ما هنوز به سرانجامي نرسيده است و پدراني «يعقوب وار» چشم انتظارند آنچنان كه گاه اين چشم انتظاري با ملك مرگ پيوند مي خورد و بوي پيراهن به جای عطر ياس به بوي كافور تبديل مي شود. سالگرد اسارت 4 ديپلمات، بهانه‌اي شد تا ديگربار خاطره شير در زنجير، حيدر كرار رزمندگان صف‌شكن سپاه خميني(ره)، علمدار رشيد تيپ خيبرشكن 27 محمد رسول‌الله(ص) و فاتح خرمشهر، «حاج احمد متوسليان» از بايگاني به‌در آيد. همو كه اگر اميرمؤمنان در وصف «مالك اشتر نخعي» سردار بي بديل سپاهش فرمود «انه سيف من سيوف الله» هم بر اين قياس مي‌توان احمد را نيز «شمشيري از شمشيرهاي خميني» انگاشت. مرد غريبي كه هنوز از يادها نرفته است با آنكه تا هم امروز پيش از 9826 روز از اسارت‌اش در دستان فرزندان صهيونيست آل يهودا مي‌گذرد. مردي كه كافي بود تا فقط يكبار طعم هم‌نفسي با او را چشيده باشي تا حلاوت آن هم نفسي مانع از آن شود كه او را از لوح ضميردلت پاك كني و بر آن باشي، تا حلاوت يادش را هماره با خود داشته باشي و نه يادش را، كه صلابتش را، مهر و عطوفتش را، چشمان نافذ و پر از شرمش را، تدبير و درايتش را و مهمتر از همه ولايت پذيريش را.

اين نوشتار در حكم «يادكرد» و غبارروبي از ياد و خاطره حاج احمد متوسليان است. مردي كه به شهادت كارنامه عملياتي و جهادي‌‌اش، به مثابه زبده‌ترين و نخبه‌ترين فرمانده عملياتي و رزمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تا مقطع اسارتش توانست تيپ تازه تأسيس «محمد رسول‌الله (ص)» را به مرتبه و مقام زبده‌ترين و برترين يگان رزمي سپاه پاسداران بركشد و اين جايگاه را طي 2 عمليات غرورآفرين «فتح‌المبين» و «الي‌بيت‌المقدس» تثبيت نمايد. مردي كه با چنين كارنامه درخشان و بي نظيري در عداد بي‌ادعاترين و متواضع‌ترين فرماندهان جنگ قرار داشت و به چيزي جز اداي تكليف و اجراي امر ولي تا پاي جان نمي‌انديشيد.

اين قلم مناسب ديد در سالگرد اسارت احمد و در پاسخ به روايت مغشوش، نادرست، تجديدنظرطلبانه و شبهه افكنانه يكي از نامزدهاي انتخابات دهم رياست جمهوري كه از قضا خود در آن زمان از مسئولين ارشد اجرایي كشور و دست اندر كار آن قضايا بوده است، يك‌بار براي هميشه اين مهم را به انجام رساند. حقيقت احمد متوسليان و حركت ولایي و ايماني‌اش و نيز حقيقت امامِ احمد تابناك‌تر و تابنده‌تر از آنست كه مغرضان و كج انديشان بتوانند در پي تكذيبش بر آيند كه « شجره طيبه» اي را ماند كه «اصلها ثابت و فرعها في السماء».

لبنان سرزمين بي‌دفاع

26 سال پيش از اين در روز پنجم ژوئن 1983 برابر با پانزدهم خرداد ماه 1361 و درست 12 روز پس از فتح عظيم خرمشهر در عمليات «الي بيت‌المقدس» كه از نظر استراتژيست هاي جهاني به مثابه شكسته شدن ستون فقرات ارتش بعث صدام حسين تكريتي تلقي شد، رژيم صيهونيستي طي عملياتي تحت عنوان «صلح براي الجليل» خاك لبنان بي‌دفاع را از زمين، هوا و دريا را مورد هجومي سرتاسري و همه جانبه قرار داد. حمله‌اي تهاجمي كه بر اساس دكترين نظامي ارتش فاشيستي نازي‌ها در جنگ بين‌الملل دوم تحت عنوان «حمله برق‌آسا»BLITZKRIEG طراحي شده بود. استراتژي نظامي كه اساس آن بر 2 ستون «آتشباري پر حجم وسنگين» وحملات گسترده و برق‌آساي زميني استوار بود.مضلومیت

حمله زماني آغاز شد كه ژنرال «آريل شارون» وزير جنگ دولت مناخيم بگين در حالي كه در كنيساي مركزي بيت‌المقدس «تفيليم» (لباس مذهبي يهود در هنگام اداي نماز يوميه) بر تن كرده و مشغول انجام «تفيلاي» (نماز) يهود بود، واژه عبراني «اوراني» (به معناي درخت سدر) بر زبان آورد، واژه اي كه همان رمز آغاز عمليات صلح براي الجليل بود، واين يعني آغاز حمله همه جانبه به لبنان بي دفاع.

طرح عمليات تهاجمي چنين بود كه نيروي هوايي رژيم صيهونيستي IAF،310 فروند جنگنده شامل انواع فانتوم F-4ايگل 15-F و فالكنF-16 و هم‌چنين جنگنده‌هاي «كفير» ساخت اسرائيل را در كنار 7 لشكر از 9 لشكر زرهي نيروهاي زميني اسرائيل را كه به‌وسيله 4 تيپ ويژه و نيرو مخصوص «گولاني»، «گيوعاتي»، «ناخال» و «تزانهانيم» (چترباز) تقويت شده بود، سامان داده بود، به انضمام تمامي ناوگان دريايي ارتش صيهونيستي. تهاجم زميني در 4 محور عملياتي از جنوب لبنان آغاز شد و قرار بود تا قلب بيروت پيش تازد و با تصرف بيروت كار را به اتمام رساند و اين يعني تصرف دومين پايتخت اسلامي پس از قدس شريف به‌دست صيهونيست‌ها.

دولت بگين از زبان آريل شاورن طي يك كنفرانس مطبوعاتي اهداف خود از تهاجم به لبنان را چنين بيان مي‌كند:

1-اخراج چريك‌هاي سازمان آزاديبخش فلسطين PLO از لبنان.

2-ايجاد منطقه‌اي امنيتي به وسعت 40 كيلومتر مربع در منطقه مشترك بين لبنان و فلسطين.

3-روي كار آوردن حكومتي دست نشانده در لبنان و منعقد كردن قرارداد جداگانه‌اي مانند كمپ ديويد با آن.

جالب آنكه اسرائيل از حيث زماني، هنگامي حمله را آغاز كرد كه جهانيان سرتا پا سرگرم خيمه شب‌بازي بازي‌هاي جام جهاني فوتبال در اسپانيا بودند و لذا اسرائيل از اين غفلت جهانيان به خوبي سود جست. (آنچنانكه 24 سال بعد در هنگام جام جهاني فوتبال 2006 هجوم به غزه و لبنان را در جنگ 33 روزه سامان داد)

اما حقيقت آن بود كه اهداف تهاجم به لبنان به اهداف فوق محدود نبود و اين تنها ظاهر قضيه بود. حقيقت آن بود كه رژيم صهيونيستي و حامي جهاني‌اش ايالات متحده امریکا و نيز غرب، مقاصد پيچيده‌تر و خطرناك‌تري را تعقيب مي‌كردند. درست يك هفته پيش از آغاز تهاجم يعني در روز نهم خرداد 1361 (29 مي 1982) ژنرال الكساندرهيگ وزير خارجه وقت امریکا طي مصاحبه‌اي مطبوعاتي «استراتژي بين‌المللي» امریکا را معطوف به حل 3 بحران بين‌المللي اعلام كرد؛

نخست حل «بحران جنگ ايران و عراق».هيگ اعلام كرد اكنون ايران، ارتش عراق را از شهرهاي اشغالي خود از جمله بندر خرمشهر به بيرون رانده و قادر به ورود به خاك عراق مي‌باشد و دولت پرزيدنت «صدام حسين» به عنوان دوست ما در خاورميانه در خطر تهاجم امواج انساني نيروهاي «آيت‌الله خميني» هستند و اين بحران بايد هرچه زودتر به نفع ما پايان پذيرد.

بحران دوم، ا حتمال شكل‌گيري يك جريان مكنده جديد بين‌المللي كه موجبات اتحاد كشورهاي منطقه خليج فارس و خاورميانه را در جهتي مذهبي فراهم آورده و امنيت ملي ايالات متحده امریکا را به خطر بياندازد؛

و بحران سوم، مشكل حضور نيروهاي سازمان ملل در جنوب لبنان و تداوم جنگ 7 ساله داخلي در لبنان كه فجايع عظيم انساني را ايجاد كرده كه دولت ايالت متحده، تمام توان خود را براي اتمام اين بحران به كار خواهد بست. (منبع ش 3، ص 133-132)

در واكنشي كم‌سابقه نسبت به اين سخنان هيگ، «اسحاق شامير» وزير خارجه كابينه بگين، از طريق سفير حكومت صيهونيستي در واشنگتن يادداشت اعتراض‌آميز دولت صهيونيستي را به وزارت خارجه امریکا تحويل مي دهد. مهمترين بخش پيام مزبور اين است كه چرا اسرار و اهداف نظامي دولت اسرائيل در تريبون‌هاي عمومي آن هم از طريق شخص وزير خارجه ايالات متحده امریکا فاش مي‌شود؟ (همان ص 133)

آنچه از زبان هيگ خارج شد، در كنار فتح بزرگ خرمشهر و شكسته شدن كمر ارتش عراق و دژهاي حزب بعث در برابر امواج نوراني انقلاب خميني به خوبي روشنگر آن بود كه در حقيقت تهاجم اسرائيل به لبنان در پي چه بود و چه هدفي را دنبال مي‌كرد؟

اما بهانه اين تهاجم كه از مدت‌ها پيش برنامه‌ريزي آن آغاز شده بود، در نيمه شب پنجشنبه 13 خرداد ماه 1361 (3 ژوئن 1982) فراهم آمد، آن هنگام كه «شلوموآرگوف» سفير تل آويو در لندن، در خارج از هتل «دورچستر» لندن با گلوله‌هاي نيروهاي گروه «ابونضال» به زمين دوخته شد.

ابونضال (صبري البنا) عضو پيشين سازمان آزاديبخش فلسطين، يكي از تندروترين و افراطي‌ترين عناصر اين سازمان به شمار مي‌آمد كه از سوي دولت بعث عراق حمايت مي‌شد و نيز به دليل مخالفت با رهبري عرفات از اين سازمان انشعاب كرد و با تأسيس «سازمان اقدام انقلابي» بيش از پيش خود را به رژيم بعث عراق نزديك ساخت. از همان نخستين ساعات حمله اين گروه به سفير اسرائيل در لندن، اينگونه به نظر مي‌رسيد كه اين ترور دقيقاً به خاطر ايجاد انگيزه‌اي براي حمله ارتش اسرائيل عليه نيروها و پايگاه‌هاي عرفات در لبنان طراحي شده بود. نام ياسر عرفات و ديگر رهبران ساف همواره در ليست ترور گروه ابونضال قرار داشت و اين در حالي بود كه روابط اين گروه با ساف به حدي خصمانه بود كه حكم قتل ابونضال نيز از سوي عرفات صادر شده بود. از ديگرسو تحليل‌گران بر اين باور بودند كه اين ترور نمي‌توانسته است بدون سرانگشت اشاره رژيم بعث صدام حسين به گروه ابونضال انجام پذيرد.

مناخيم بگين بي‌آنكه به انكار دخالت عرفات در اين اقدام و محكوم كردن آن از سوي عرفات اهميت دهد، فرداي حادثه، كابينه امنيتی- سياسي تل آويو را به جلسه‌اي اضطراري فراخوانده و تصميمي را كه از قبل اتخاذ شده و تنها به دنبال بهانه‌اي بود تا آ ن را رسماً اعلان نمايد، پس از پايان جلسه‌ اعلام كرد: «حمله به لبنان».

تو گويي همه چيز بر اساس سناريويي از قبل نوشته شده پيش مي‌رفت، سناريويي با مشاركت امریکا، اسرائيل، رژيم بعث عراق، دولت‌هاي مرتجع عرب و نيز كشورهاي اروپايي. چنانچه 9 ماه بعد، روزنامه «گاردين چاپ لندن روز دوشنبه 7 مارس 1983 چنين نوشت: «دولت عراق قصد داشت تا تجاوز لبنان را به جلو بيندازد و به اين وسيله به تحريك اسرائيل بپردازد و به نام «وحدت اعراب در مقابل دولت صهيونيستي» بهانه اي جهت قطع جنگ با ايران قرار دهد...» گاردين همچنين تأكيد كرد: «نائو روزان رئيس گروه تروريستي، سرهنگ سازمان استخبارات (اطلاعات) عراق مي‌باشد ولي در اعترافات خود اظهار داشته است كه واحد گروه تروريستي ابونضال را كه مأموريت ترور سفير اسرائيل را بر عهده داشت، رهبري مي‌كرده است و همواره مراقب اعمال گروه ابونضال بوده تا با خواسته‌ها و اهداف رژيم صدام همخواني‌ داشته باشد». (منبع ش 4 ص 23)

ارتش صيهونيستي توانست در مدت يك هفته در 4 محور عملياتي به بيروت رسيده و آن را به محاصره كامل خود در آورد. محور غربي شامل يك لشكر به فرماندهي ژنرال «استحاق مردخاي»، محور مركزي شامل يك لشكر به فرماندهي ژنرال «آويگدور كالاهاني»، محور دوم مركزي شامل يك لشكر به فرماندهي ژنرال «مناخيم اينان» و محور شرقي شامل 2 لشكر به فرماندهي ژنرال «آويگدور بن گال»، به انضمام يك محور دريايي به فرماندهي ژنرال «عاموس يارون». سرانجام ژنرال آريل شارون با تانك‌هايش به بيروت رسيد و وارد دفتر كار فرمانده ژاندارمري لبنان در سراي قديمي واقع در نزديكي كاخ رياست جمهوري در «بعبدا» پايتخت قديمي جبل لبنان در حومه بيروت شد. (منبع 4 ص 32)

در اين ميان تنها بيروت غربي (منطقه سلمان نشين) خاصه جنوب بيروت يعني منطقه «ضاحيه» (منطقه شيعه نشين بيروت) بود كه در مقابل ارتش صهيونيستي سنگرهاي مقاومت را برپا كرده بود. بيشترين مقاومت‌ در محله «خلده» در ضاحيه صورت گرفت، يك ماه پس از محاصره بيروت، مقاومت ضاميه خاصه «خلده» هنوز ارتش اسرائيل را زمين‌گير ساخته بود و جلوي پيشروي و تصرف كامل بيروت را گرفته بود. فرماندهي اين نيروها بر عهده جواني 26 ساله به نام «سيد عباس موسوي» بود.

آنچه در اين ميان شگفت‌آوربود، سكوت معنادار كشورهاي عربي در برابر تجاوز اسرائيل به لبنان بود. در توضيح اين مهم بايد متذكر شد كه درجهت فراهم شدن امكان هجوم غافلگيرانه به لبنان، «مناخيم بگين» در يك پيمان به كلي محرمانه، از «حسني مبارك» رئيس‌جمهور مصر تعهد گرفت كه در صورت جابجايي 3 لشکر زرهي ارتش صهيونيستي در صحراي سينا به شمال فلسطين جهت حمله به لبنان، جمهوري عربي مصر، هيچ‌گونه تحرك نظامي حتي در حد شليك يك گلوله انجام ندهد.

در عربستان نيز، اين مهد سنتي ارتجاع عرب نيز با توجه به حضور «ملك خالد» به عنوان پادشاه حكومت سعودي، فردي كه امكان داشت پس از آغاز تهاجم، به دليل گرايشات ناسيوناليستي خود، واكنشي ولو هرچند ضعيف مغاير با منافع امریکايي‌ها انجام دهد، در روزهاي آغازين حمله به نحو مشكوكي مرد و وليعهد «فهد» به مثابه عنصري به شدت نزديك به امریکا زمام پادشاهي ثروتمندترين كشور عربي شرق ميانه را بر عهده گرفت. مضاف بر آنكه دولت‌هاي عربي در تهيه دستور كار اجلاس كنفرانس سران عرب، هم و غم خود را در حمايت هر چه بيشتر از «صدام» و حفاظت دروازه شرقي جهان عرب را در برابر «خطر ايران خميني» مصروف كردند. جالب آنکه در هنگامه تجاوز به لبنان، رسانه‌هاي گروهي جهان به عادت معمول خود در استقبال از سالروز به اصطلاح واقعه «هولوكاست» چند هفته‌اي بود كه مظلوم نمايي بسيار شديد يهوديان يا همان دروغ بزرگ «6 ميليون قرباني يهود» را در دستور اصلي خود قرار داده بودند. (منبع ش 3 ص 131)

لبيك ايرانِ خميني

در گذر از تهاجم ارتش رژيم صيهونيستي به لبنان، بيروت جنگ‌زده بر گرداگرد خود حلقه‌اي پولادين از لشكرهاي تانك و زره‌پوش و مكانيزه اشغالگران را تجربه مي‌كرد.لبیک

«الياس سركيس» رئيس‌جمهور لبنان در پيامي به همه دولت‌ها و مجامع جهاني درخواست امداد نظامي، غذايي، دارويي و ساير اقلام حياتي نمود و هيچ‌كس جز ايران خميني به اين فرياد امدادخواهي لبيك نگفت. جمعي ازبلندپايه‌ترين مسئولين سياسی- نظامي جمهوري اسلامي ايران براي بررسي اوضاع و شرايط مظلومين منطقه در حالي وارد كشور سوريه شدند كه پايتخت آن بطور مستقيم زير بارش گلوله‌هاي توپخانه صهيونيست‌ها قرار داشت و وضعيت فوق‌العاده، تمام شهر را دربرگرفته بود. اعضاي اين هيئت عبارت بودند از: دكتر«علي اكبر ولايتي» وزير خارجه، سرهنگ «سليمي» وزير دفاع، «محسن رضایي» فرمانده سپاه پاسداران، «محسن رفيق دوست» مسئول تدارکات سپاه پاسداران، سرهنگ «علي صيادشيرازي» فرمانده نيروي زميني ارتش و «احمد متوسليان» فرمانده تيپ 27 حضرت رسول(ص) که در معيت حجت‌الاسلام «علي اكبر محتشمي پور» سفير ايران در سوريه، قرار داشتند. هيئتي كه بر حسب دستور امام(ره) و ابلاغيه «شوراي عالي دفاع» جمهوري اسلامي ايران به رياست رئيس‌جمهور وقت حضرت آيت‌الله خامنه اي به سوريه اعزام شده بود. (منبع ا، ص 8-757 و منبع ش 2 ص 276)

سوريه در ابتدا به متحد سنتي خود، روسيه شوروي متوسل شد تا حمايت این کشور را جلب كند، اما با پاسخ سرد و امتناع‌آميز قطب كمونيسم جهاني مواجه شد، پس به ناگزير دولت سوريه با استيصال از تمام كشورهاي عربي و اسلامي درخواست كمك فوري براي دفع تجاوزارت اسرائيل به عمل آورد، اما تنها كشوري كه به اين مددخواهي پاسخ داد جمهوري اسلامي بود. (منبع ش 2 ص 276)

حضرت آيت الله خامنه اي رئيس‌جمهور وقت و رئيس شوراي عالي دفاع، طي پيامي به حافظ اسد رئيس‌جمهور سوريه، ضمن اظهارتأسف از اين تهاجم نوشت: «امروز وقت آن است كه امكانات انساني، تسليحاتي، تبليغاتي، سياسي و اقتصادي جهان اسلام عليه تجاوزات مكرري كه نسبت به حريم مستضعفان صورت مي گيرد، بسيج شود. جمهوری اسلامی ایران با وجود اینکه در جنگ است، اعلام می کند که در حد توان، قوای خویش را وقف دفع حملات رژیم اشغالگر قدس به جنوب لبنان خواهد کرد».(کیهان،17/3/61)

امام خميني(ره) در پيامي ضمن محكوم كردن حمله اسرائيل به جنوب لبنان و سوريه با آوردن كلمه استرجاع در ابتداي پيام، نارضايتي خود را از سكوت و بي‌تفاوتي كشورهاي اسلامي ابراز داشتند. پيامي كه در 17 خرداد 1361 منتشر شد: «من كلمه مباركه استرجاع را نه براي جنايات اسرائيل و شهادت و آسيب بسياري از مسلمانان مظلوم جنوب لبنان عزيز مي‌گويم، گرچه آن هم استرجاع دارد و نه براي شهرها و روستاهاي آن كشور اسلامي كه به‌دست جنايتكار رژيم صهيونيستي كافر اسرائيل، اشغال و خراب شده است، گرچه آن هم استراجاع دارد، و نه براي آواره شدن هزاران خواهر و برادر آن محيط مظلوم اسلامي گرچه آن هم استرجاع دارد... بلكه براي بي‌تفاوتي كشورهاي اسلامي يعني حكومت‌هاي آنها استرجاع مي‌كنم و اي‌كاش فقط بي‌تفاوتي بود. من استرجاع برای پشتیبانی بسیاری از حکومت‌ها از اسرائیل و صدام، این، دو ولد نامشروع آمریکا می کنم. من و هر مسلمانی در هر جا هست، باید استرجاع کنیم براي كمك‌هاي مادي و معنوي دولت‌هاي كشورهاي اسلامي به امریکا -رأس جنايتكاران- و اسرائيل و بعث عفلقی که پياده كننده منويات شوم امریکا و صهيونيسم جهانی است». (به نقل از منبع ش 1 ص 756)

هیئت اعزامی جمهوری اسلامی ایران که در روز يكشنبه 16 خرداد 61 (يك روز پس از تهاجم) به سوريه اعزام شده بود، (منبع ش ل ص 132) پس از بررسي اوضاع و شرايط جبل سوريه و لبنان در جلسه مربوطه شوراي عالي دفاع كه در دفاتر امام(ره) در پنجشنبه 20 خرداد 61 تشكيل شد، گزارش نهايي خود را ارائه داد و اعلام كرد كه: «اسرائيل بر اكثر نقاط جنوب لبنان مسلط شده است و سوريه نمي‌تواند وارد جنگ شود».(همان ص 136)

پس از اين گزارش بود كه شوراي عالي دفاع تصميم به كمك به جبهه لبنان (همان ص 136) آن هم در قالب اعزام نيرو به جبهه لبنان و سوریه گرفت. به اين ترتيب، شوراي عالي دفاع با تأييد امام تصميم به اعزام نيروي نظامي به جبهه سوريه و لبنان را اتخاذ كرد و اولين گروه از نيروهاي اعزامي در 21 خزداد 61 اعزام شدند و اولين هواپيماي كمك عازم سوريه شد. (منبع ش 5 ص 138)

جلسه دوم در يكشنبه 30 خرداد 61 در دفتر امام(ره) با حضور رئيس‌جمهور و رئيس شوراي عالي دفاع، رئيس مجلس فرماندهي سپاه (محسن رضايي)، نيروي زميني ارتش (شهيد صياد شيرازي) وزير خارجه (دكتر ولايتي) و وزير دفاع (سرهنگ سليمي) برگزار گرديد.

سرهنگ سليمي و دكتر ولايتي پس از آنكه جلسه سران در دفتر رياست جمهوري در مورخه چهارشنبه 26 خرداد تشكيل شد و تصميم به اعزام هيئت بلندپايه سياسی- نظامي به سوريه را اتخاذ كرد، در مورخه پنجشنبه 27 خرداد به سوريه اعزام و پس از بازگشت در همان روز يكشنبه 30 خرداد در جلسه بيت امام(ره) شركت و اعلام كردند كه: «سوريه مايل به جنگ است ولي بايد مطمئن به كمك كشورهاي اسلامي باشد، آنها از تركيه هم اجازه گرفته‌اند كه بتوانيم كمك‌هاي انساني دوستانه به سوريه منتقل كنيم». (منبع ش 5 ص 147)

مقرر شد نيروهاي اعزامي جمهوری اسلامی ایران، شامل بخشي از تيپ محمد رسول‌الله(ص) و نیز بخشی از نیروهای «تیپ 58 تکاور ذوالفقار» ارتش باشند که براي اعزام به لبنان توسط شوراي عالي دفاع انتخاب شدند.

دلايل يك انتخاب

در جلسه شوراي عالي دفاع مقرر شد تا براي كمك به مردم بي‌دفاع لبنان و سوريه يكي از زبده‌ترين يگان‌هاي رزمي جمهوري اسلامي ايران به سوريه اعزام شود و لذا قرعه به‌نام تيپ حضرت رسول(ص) افتاد. محسن رضايی فرمانده وقت سپاه پاسداران دلايل اين انتخاب را اين چنين بازگو مي‌كند:

«... ما مي‌خواستيم با اعزام نيروي كمكي در حقيقت صداقت خودمان را به جهان اسلام نشان بدهيم با بعد از آن از كشورهاي اسلامي بخواهيم كه آنها با ما همراه باشند.

قبل از اعزام هر نيرويي، اول خودمان به سوريه رفتيم، منطقه را از نزديك ديديم. دقيقاً آنجا را وارسي كرديم و بعد به اين نتيجه رسيديم كه بهترين تيپي كه مي‌شود، اعزام كرد، تيپ 27 محمد رسول‌الله(ص) است، هم به دليل رزمندگي بچه‌هاي اين تيپ كه در 2 عمليات «فتح‌المبين» و «بيت‌المقدس» ديده بوديم، هم اينكه اين بچه ها توي پايتخت زندگي مي‌كردند و با مسائل سياسي اعم از سياست داخلي و خارجي بيشتر آشنا بودند. ما بايد در آنجا هم به دمشق مي‌رفتيم و هم به بيروت و اين براي ما خيلي مهم بود كه نيروهايي كه به آنجا وارد مي‌شوند، بايد از لحاظ مسائل سياسي، اطلاعات بيشتري داشته باشند، معارف بيشتري داشته باشند و بعد از لحاظ رزمندگي هم بتواند آنجا خوب بجنگند.

درثاني اينها بايد توانايي كارهاي چريكي را هم داشته باشند و بتوانند كارهاي نامنظم [جنگ پارتيزاني] انجام بدهند. خب تيپ 27 هر 3 اين ویژگي يعني رزمندگي، سطح بالاي آگاهي سياسي و آشنايي با شيوه‌هاي جنگ‌هاي چريكي را داشت. چرا؟ چون اولاً حاج احمد و حاج همت توي كردستان جنگيده بودند،‌ هم جنگ چريكي را در غرب ديده بودند، هم با دشمن در جبهه‌هاي جنوب به شيوه كلاسيك جنگيده بودند. اين ويژگي‌ها باعث شد كه ما تيپ 27 را براي اين مأموريت انتخاب مي‌كنيم». (منبع ش 1 ص 758)

محمدعلي جعفري، فرمانده كنوني سپاه پاسداران در خصوص علت انتخاب تيپ 27 براي اين مأموريت مي‌گويد: «همانطور كه مشخص بود، از جمله دلايل انتخاب اين يگان، توانمندي فرماندهي آن، كيفيت نيروها و عملكرد بسيار خوب اين تيپ در عمليات فتح‌المبين و بيت‌المقدس بود. همين عوامل موجب انتخاب اين تيپ براي اعزام به جبهه‌هاي سوريه و لبنان شد...» (همان ص 759)

جعفر جهروتي زاده، يكي از فرماندهان تيپ 27 در خصوص نحوه انتخاب اين واحد اعزامي مي‌گويد:

«... با حاج احمد قرار داشتيم به منزل يكي از شهدا سربزنيم. وقتي رسيدم، گفت برادر جهروتي، امروز در يك جلسه شركت داشتم. از من خواسته‌اند بروم پيش آقاي خامنه‌اي، رئيس‌جمهور. قرار است ايشان راجع به سفر قريب‌الوقوع ما با بنده صحبت كنند. پرسيدم: حالا بفرماييد قضيه چي هست؟ حاج احمد گفت: مثل اينكه قرار است ما را بفرستند به لبنان.

... براي ملاقات با «آقا» بنده هم همراه حاج احمد به رياست جمهوري رفتم. البته حاجي رفت داخل و در جلسه شركت كرد. من هم همان بيرون ماندم و خودم را به كاري مشغول كردم تا مذاكرات تمام شود. نهايتاً در اين جلسه شوراي عالي دفاع كه آن زمان رياستش بر عهده حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بود، تصويب شد كه بخشي از تيپ 27 حضرت رسول‌الله(ص) به اتفاق تيپ 58 تكاور ذوالفقار از نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، عازم لبنان شود. مقرر شد كه اين 2 مجموعه در قالب تشكيلات رزمي واحدي تحت عنوان «قواي محمد رسول‌الله(ص)» به فرماندهي شخص حاج احمد متوسليان به سوريه عزيمت كند...» (همان ص 759)

محسن رضايي ملاقات حاج احمد متوسليان با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را اينگونه توصيف مي‌كند: «... برادرمان حاج احمد را بردم خدمت مقام معظم رهبري كه در آن زمان مسئول شوراي عالي دفاع بودند. در آن ملاقات، من خدمت «آقا» گفتم كه ايشان [حاج احمد] كاملاً آماده قبول اين مأموريت است. منتهي مايل است از زبان شما بشنود كه بايد اين كار را انجام بدهد وقتي «آقا» به حاج احمد گفتند كه شما انتخاب شده‌ايد تا به عنوان نماينده نظام جمهوري اسلامي ايران به آنجا برويد، حاج احمد خيلي تحت تأثير قرار گرفت. خود آقا هم تاكنون بارها آن جملاتي را كه احمد در ‌آن ملاقات به كار برده، به ما يادآور شده‌اند.

احمد در آن ملاقات خدمت «آقا» عرض كرد: يعني خداوند متعال ما را انتخاب كرده كه برويم با اسرائيلي‌ها بجنگيم؟ آقا فرمودند: بله! شما نماينده نظام هستيد، برويد آنجا و جلوي اسرائيلي‌ها را سد كنيد...» (همان ص 760-759)

تیپ محمد رسول الله از همان بدو تأسیس و به مدد فرماندهی فوق العاده حاج احمد چنان برجستگی و توانمندی از خود به نمایش گذارده بود که به دیگر فرماندهان سپاه باورانده بود که تمام فرماندهان و مديراني كه در تيپ 27 حضور داشتند، هر یک به تنهایی قابليت و شايستگي فرماندهي تيپ و لشكر را داشتند و از اين جهت تيپ 27 در عمليات فتح المبين خط شكن شد.

تيپ 27 در همان شب اول عمليات فتح المبین بيش از 3 الي 4 هزار نفر اسير گرفت؛ همچنين دشت ذهاب و سايت را آزاد كرد، با اينكه «سايت» جزو اهداف عمليات بيت المقدس نبود. ذکاوت و درایت حاج احمد آن چنان بود كه براي يك گردان، 5 فرمانده قرار داده بود كه به محض شهادت يكي، ديگري جايگزين شود.

فرمانده گردان هايي چون حاجي پور، چراغي، كريمي، دستواره که بعدها هر یک فرماندهان بزرگي شدند.

اولين كاري كه حاج احمد بعد از عمليات فتح المبين انجام داد، سركشي به خانواده شهدا بود و بعد به پدر و مادر خودش. حدود يك هفته بعد هم تيپ را براي عمليات بيت المقدس آماده كرد.

درعمليات بيت المقدس هم حاج احمد این عملیات را با درايت و شايستگي اداره كرد.

در مرحله اول عمليات كه مدت 2 روز به طول انجاميد، لشكر 27 به قدري ايستادگي كرد تا نيروهاي بعدي سپاه خود را به موقعیت‌های از پیش تعیین شده رساندند.

در مرحله دوم عمليات، حاج احمد مجروح شد و تركش كاتيوشا در پايش بود. همه پزشكان دستور به خارج شدن او از منطقه دادند اما گوش نكرد و همچنان فرماندهي تيپ را با همان جراحت به‌عهده داشت. تصميم بر اين شد؛ حاج احمد را بدون بيهوشي در اورژانس بيمارستان صحرايي عمل كنند تا بتواند در منطقه حضور يابد. زماني كه تیپ به نزديكی خرمشهر رسيد، عراقي ها در كمربندي خرمشهر هنوز به شدت مقاومت مي كردند. حاج احمد به يگانش دستور داد كه جهت فلش را عوض كنند و به پل «نو» بروند و وارد نخلستان هاي خرمشهر شوند. اولين واحدهاي تيپ 27 كه وارد نخلستان شدند، سربازان عراقي در محاصره قرار گرفتند. فرماندهان عراقي تا آن موقع حاضر به عقب نشيني نبودند، ولی وقتي تيپ 27 وارد نخلستان شد؛ تقريباً خرمشهر در محاصره قرار گرفت و بقيه يگان ها توانستند از سمت جاده وارد شهر خرمشهر شدند. بعد از عمليات بيت المقدس ضمن اينكه حاج احمد در پي آماده سازي تيپ بود و اصرار داشت كه هيچ مانعي وجود ندارد تا وارد بصره شويم، به تيپ استراحت دادند تا بازسازي شود. حاج احمد بعد از عمليات به تهران آمد و ديگر به منطقه بازنگشت.

و اينگونه بود كه تيپ حضرت رسول(ص) با فرماندهي احمد متوسليان به عنوان زبده‌ترين يگان رزمي در آن زمان براي مبارزه با صهيونيست‌ها توسط شوراي عالي دفاع و رياست وقت آن حضرت آيت‌الله خامنه‌اي برگزيده شد و با تأييد امام خميني(ره) به جبهه لبنان گسيل شد.

سپاه محمد(ص) می‌آید

غروب روز 21 خرداد 1361، چرخهاي يك فروند هواپيماي بوئينگ 747 نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، در انتهاي باند فرود فرودگاه دمشق از گردش بازايستاد. لحظاتي بعد شماري از مقامات بلند پايه سياسي- نظامي دولت سوريه به نمايندگي از سوي «حافظ اسد» رئيس‌جمهور سوريه در معيت سفير وقت جمهوري اسلامي ايران در دمشق، حجت‌الاسلام علي‌اكبر محتشمي‌پور وارد باند فرودگاه شدند تا از حاج احمد و نيروهايش استقبال رسمي بعمل آورند.

اعزام قواي محمد رسول‌الله(ص) به سوريه، در 3 مرحله انجام گرفت، در مرحله اول، احمد متوسليان به همراه تعدادي از نيروها عازم شدند و در حقيقت آنها رفتند تا به عنوان جلودار قواي اعزامي ايران، در دمشق زمينه را براي اعزام ديگر نيروها آماده كنند. پس از آن مرحله دوم اعزام انجام گرفت و سپس مجموعه سوم را شهيد محمد ابراهيم همت بر عهده داشت. (همان ص 765)

پس از بر زمين نشستن بوئينگ 747 در فرودگاه دمشق در غروب 21 خرداد 1361، احمد متوسليان خطاب به نيروهاي اعزامي چنين فرمود: «برادرها، قبل از رسيدن به اينجا، در ايران آنچه گفتني بود، ما براي شما گفتيم. خيلي كوتاه من عرض مي‌كنم، امام(ره) عزيزمان فرموده‌اند بايد كه اسرائيل از صحنه جهان زدوده شود (انشاءالله رزمندگان) و شما مردان بزرگ بايد كه اين حرف امام عزيزمان را جامع عمل بپوشانيد». (همان ص 762)

هر چند كه غالب كشورهاي جهان، پروازهاي خود را به دليل شرايط بحراني منطقه به سوريه و لبنان قطع کرده بودند اما خلبانان متعهد نيروي هوايي ارتش، بوئينگ نيروهاي اعزامي ايران را بر روي باند پرواز فرودگاه بين‌المللي دمشق بر زمين نشاندند.

نيروهاي نظامي ايران موسوم به قواي محمد رسول‌الله(ص) در حالي كه هنوز غبار جهاد و شهادت‌طلبي را در جبهه‌هاي جنوب و غرب كشور را بر سر و رو داشتند، به فرماندهي حاج احمد با سربندهاي متبرك به «الي بيت‌المقدس» به طرف حرم «حضرت زينب(س)» عازم شدند. مردمان داغديده سوريه و آوارگان لبنان با فريادهاي بلند آميخته با اشك چشم فرياد مي‌زدند «يا لبنان يا لبنان... هذا جيوش‌القرآن» و «خيبر خيبر يا صهيون، جيش محمد قادمون» پس از اقامه نماز در حرم «حضرت زينب(س)» نيروهاي ايراني عازم مسجد اموي محل نگهداري اسراي اهل بيت(س) شدند.

تاريخ دوباره تكرار مي‌شد. حسينيان يك بار ديگر به سمت آن مسجد رهسپار بودند با اين تفاوت كه در سال 61 هجري قمري اسير لشكريان يزيد بودند و اين بار در سال 61 هجري شمسي پيروز و فاتح.

زيارت آن روز مقام رأس ‌الحسين محل نگهداري سر مبارك «حضرت سيدالشهدا(ع)» و عزاداري كم سابقه بسيجيان خميني بالاخص بسيجيان مخلصي چون «حاج محمد ابراهيم همت» «حاج كاظم رستگار»،«حاج علي موحد دانش»، «حاج قاسم دهقان»، «سيد رضا دستواره» و ديگراني كه بعدها با رسيدن به مقام شهادت بسيجي بودن خود را به مهر خون تأييد کردند، در اذهان آن ديار اثري فراموش نشدني بر جاي گذاشت.

به محض انعكاس خبر ورود قواي اعزامي «محمد رسول‌الله(ص)»، نيروهاي اسرائيلي آتش‌بس يك‌جانبه اعلام کردند. بلافاصله هم رژيم صهيونيستي و هم مزدوران فالانژ با راه‌ا‌ندازي بخش فارسي راديويي انفعال خود را از حضور اينگونه نيروهاي ايراني در منطقه شامات بیان داشتند.

اسارت

با توجه به فرمان امام(ره) مبني بر بازگشت نيروها از سوريه به ايران، عده زيادي از نيروهاي اعزامي به ايران بازگشتند و تعداد كمي از آنها همانجا ماندند تا تكليف نهايي مشخص شود.

مقارن همين ايام خبر رسيد كه فالانژها و اسرائيلي‌ها سفارت جمهوري اسلامي ايران در بيرون را محاصره كرده‌اند. اين را همه مي‌دانستند كه در صورت تصرف سفارت ايران، تمامي اسناد محرمانه فاش خواهد شد.

صبح روز 14 تير 1361، سيدمحسن موسوي كاردار سفارت ايران در لبنان به محل استقرار قواي محمد رسول‌الله(ص) در پادگان زبداني آمد و خواستار ملاقات فوري با فرمانده نيروهاي اعزامي شد. موسوي تمام ماجرا را براي احمد تعريف كرد و احمد بلافاصله آماده رفتن شد، گروهي از نيروها از او خواستند تا اين مأموريت را به آنها واگذارد اما احمد با لحني ملايم گفت: «نه برادرها! خودم بايد بروم، شماها آماده باشيد كه هر چه زودتر برگرديد تهران».

حاج احمد متوسليان به همراه «سيد محسن موسوي»، «كاظم اخوان» و «تقي رستگار»، با ماشين پلاك سياسي سفارت و اكيپ‌هاي حفاظت ديپلماتيك ژاندارمري لبنان عازم بيروت شدند. در فاصله 20 كيلومتري بيروت، اتومبيل آن‌ها درمنطقه معروف به «حاجز برباره» توسط يك پست ايست- بازرسي متوقف شد. نيروهاي شبه نظامي «فالانژ» به رياست «ايلي جبيقه» و فرماندهي نظامي «سمير جعجع» (فرمانده نیروهای موسوم به «قوات لبنان») چند روز قبل پاسگاه حاجز برباره را برپا كرده بودند. آنها ماشين سفارت را متوقف ساخته و بدين ترتيب حاج احمد متوسليان و 3 تن از همراهانش در ساعت 12 ظهر روز 14 تير 1361 به اسارت فالانژيست‌هاي لبنان در آمدند.

آنگاه «جورج سوري» از اعضاي فالانژها، خودروي ديپلمات هاي ايراني را براي صحنه سازي پس از گروگان‌گيري، از محل حاجزبرباره به شهربندري طرابلس درشمال لبنان منتقل و در یکی از خیابانهای طرابلس آن را رها کرد.

امروز پس از گذشت 26 سال از آن واقعه تلخ و سپری شدن بیش از 9490 روز، تقدیری جز نامعلومی سرنوشت برای احمد و یارانش رقم نخورده است. اگر چه مسئولیت مستقیم این جنایت بر دوش رژیم صهیونیستی است و این رژیم باید پاسخگو باشد اما از اهمال، سستی و بی‌توجهی مسئولین سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه دستگاه دیپلماسی کشور (وزارت خارجه) نباید چشم پوشی کرد.

احمد، مؤسس حزب‌الله لبنان

هرچند نيروهاي اعزامي به لبنان و سوريه نتوانستند در هيچ عمليات نظامي مستقيماً بر ضد اسرائيل وارد عمل شوند اما همين حضور مغفول آنها باعث شكل‌گيري هسته‌هاي مقاومت حزب در لبنان گرديد.

فرمانده وقت سپاه پاسداران محسن رضايي در اين باره مي‌گويد: «... خب حاج احمد و ساير دوستان ما كه در قالب قواي محمدرسول‌الله(ص) به سوريه و لبنان رفته بودند، فعاليت‌هايي را هم انجام دادند كه مهمترين آنها پايه‌‌گذاري تشكيلات مقاومت اسلامي در لبنان بود يعني در حقيقت مقاومت اسلامي لبنان از طريق تأثير معنوي و مادي حضور برادران تيپ 27 شكل گرفت منتهي ما خود اين تيپ را نتوانستيم به‌صورت منظم به‌كار بگيريم».

مهم ترین و اساسی ترین اقدام حاج احمد متوسلیان در اعزام به جبهه لبنان و سوریه تأسیس و پایه گذاری «جنبش انقلابی حزب الله لبنان» است. راوي اين روایت جذاب و دلکش معاون وقت حاج احمد در نيروهاي اعزامي به لبنان است. اين روايت بسیار طولانی است اما مختصر آنکه:

«حاج احمد متوسلیان از هنگام قدم نهادن به خاک سوریه تا هنگام اسارت، با سران گروه‌های انقلابی شیعه لبنانی، 2 جلسه راهبردی برگزار کرد. این جلسات با پیشنهاد وی و هماهنگی و مشارکت این گروهها برگزار شد. در جلسه نخست، حاج احمد پیشنهاد متحد شدن این گروه‌ها و تأسیس تشکیلات واحدی را به‌منظور مبارزه با اشغالگران صهیونیست و با محوریت تفکر انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) مطرح کرد و در ضمن به آنان یشنهاد کرد تا فعالیت‌ها و اقدامات خود را با همکاری نیروهای اعزامی محمد رسول الله(ص) هر جه سریعتر آغاز نمایند.

جلسه دوم در شهر بعلبک لبنان و در یکی از خانه های سفارت ایران در آن شهر و با حضور سران گروه‌های مبارز شیعه برگزار شد. از آنجا که نیروهای اعزامی و همچنین حاج احمد، شناختی بر این گروه‌ها نداشتند، «سید حسین موسوی» معروف به «ابوهشام»، مؤسس و رهبر گروه «امل اسلامی»(انشعابی از امل به رهبری «نبیه بری») وظیفه معرفی، آشناسازی و نیز فراخوانی سران این گروهها را در این جلسات بر عهده داشت.

جلسه دوم درست چند روز پیش از اسارت حاج احمد، با حضور بزرگانی چون شهید «سید عباس موسوی»، «شیخ صبحی طفیلی»، «سید حسین موسوی»، «شیخ محمد یزبک» و دیگر رهبران شیعه صور و صیدا برگزار شد. دراین جلسه، علاوه بر حاج احمد، «حاج ابراهیم همت»، «شهید اکبر حاجی پور»، معاون حاج احمد در نیروهای اعزامی سپاه پاسداران به لبنان و همچنین چند تن از مسئولین سفارت ایران در لبنان حضور داشتند.

در این جلسه، حاج احمد با تأکید بر وحدت فرماندهی و رویه گروه‌های مبارز شیعه لبنانی در مبارزه با اسرائیل مسئله جدیدی را طرح کرد. وی پیشنهاد داد تا این گروه‌ها، تشکیلات انقلابی و مقاومت تازه تأسیس خود را «حزب الله» بنامند. وی این مسئله را چندین بار و با تأکید فراوان مطرح کرد و از آنجا که سران این گروه‌ها، حاج احمد و نیروهای اعزامی سپاه پاسداران به لبنان را نماینده امام(ره) می دانستند لذا رابطه ولایی بین حاج احمد و خود می دیدند. بر همین اساس، نه تنها با طرح حاج احمد مخالفت نکرده، بلکه در همان جلسه آن را با آغوش باز پذیرفتند و همگی متفق القول بر آن صحه نهادند و به عنوان صورت جلسه آن را نوشته و امضاء کردند. و اینگونه بود که «حزب الله لبنان» متولد شد.»

به‌راستی چه کسی فکر می کرد که نهال نورس و کوچک حزب الله لبنان که آن روز در آن جلسه در شهر بعلبک به دست پر اخلاص وپرتوان حاج احمد کاشته شد، امروزه به سرو تناور و تنومند حزب الله لبنان به رهبری خلف صالح حاج احمد متوسلیان و سید عباس موسوی تبدیل شود. حزب الله لبنان امروز تأویل همان «شجره طیبه»ای است که قرآن درباره‌اش فرموده است «واصلها ثابت و فرعها فی السماء». همان جنود حقی که پشت ارتش چهارم جهان را در جنگ 33روزه به خاک مالید و هیمنه دجال صفت آن را در هم کوبید تا دیگر بار مصداق این آیه شریفه باشد که «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله».

شجره ای که درست به فاصله 2 سال پس از آن جلسه پربرکت، عرصه را آن همه بر فرزندان غاصب و صهیونیست آل یهودا تنگ کرد که برای شناخت این دشمن جدید و پیچیده از نظر آن‌ها، مجبور شدند اولین «کنفرانس شیعه شناسی» را در سال 1984 در دانشگاه تل‌آویو و با حضور 400 تن از برجسته ترین شیعه شناسان و اسلام شناسان اسرائیل و غرب برگزار کنند.

سلام و درود خدا بر احمد متوسلیان و 3 یار در بندش، "بنی‌مسجون" حضرت روح الله(س). سلام بر او که هماره سپاه محمد رسول الله(ص) را فرمانده است. آری حاج احمد برای ما همیشه فرمانده است. فرمانده سپاه محمد رسول الله(ص) و فرمانده و علمدار رشید «حزب الله». سلام بر او و سلام بر رزمندگان حزب الله. سلام خدا بر او آن هنگام که به‌دنیا آمد، و آنگاه که از این دنیا می‌رود و آن هنگام که در روز رستاخیز بر می‌خیزد. ما چشم به راه دیدن روی «شمشیر خمینی(ره)» در سپاه مهدی موعود(عج) و در روز موعودیم.

منابع:

1.همپای صاعقه. گلعلی بابایی و حسین بهزاد

2.در انتهای افق. حسین بهزاد

3.چهل و شش یادداشت. رضا گلپور

4.پاره های پولاد. حمید داوودآبادی

5.پس از بحران. اکبر هاشمی رفسنجانی، خاطرات سال 1361

کوله پشتی گناه

 

دلم نیامد برای دلتنگی خودم واسه ماه رجب ننویسم

رجب و کوله پشتی گناه

                       یه جایی تو قرآن هست که حضرت موسی(ع) به خدا میگه:

                                 « هر خیری به سویم بفرستی به آن محتاجم»

دعا


 پس بیایید تو این ماه عزیز،فقر و احتیاجمون رو بیشتر به رخ نفس بکشیم  بگیم:

                                          الهی و ربی من لی غیرک

یکی از قشنگ ترین شبها

             شب برآورده شدن آرزوها

                      شب گشایش درهای آسمان

                                   اولین شب جمعه ماه رجب

                                                  ماهی سراسر خیر و برکت

                                                                    ماه میلاد مولود کعبه

 

راستی آروزی تو چیه؟

تعجیل فرج

                                            اللهم عجل لولیک الفرج


لیلة الرغائب ( شب آرزوها )

از جمله شبهای بزرگ و با عظمت ماه رجب شب جمعه اول این ماه است.معروف به لیلة الرغائب، اعمال مخصوصی در این شب ذکر شده که به واسطه آن اعمال برکات و پاداش فراوان بر انسان سرازیر می‏شود.

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

لیله الرغائب

التماس دعا

بدون اسم!

 

آره چند روزی میشه که همش دارم فکر می کنم چه مطلبی رو بزارم که هم بدرد شما بخوره و هم خودم خوشم بیاد!

اما هر روزی که میگذره یه اتفاق عجیب غریبی میفته که دلم نمیاد ازش بگذرم و تا میام دربارش واستون بنویسم دوباره یه اتفاق دیگه.

واسه همین تصمیم گرفتم از همشون یه تیتر بیارم

اول اینکه چون  دیگه بالاخره یه بچه سیدی گفتن (منظورم خودمه ها نه بعضی ها)میلاد مادرمون رو که سراسر نور و برکته خدمت همه شما دوستان نت ی تبریک میگم.

دوم میلاد حضرت امام رو هم که این روزها هم تولدشه (روز تولد) و هم تولدشه(روح امام در مسیر انقلاب) رو بهتون تبریک بگم.

در کتاب سیری در ساحل، ص۲۱۴ آمده: امام(ره)، مردى بزرگ و نابغه‏اى بى‏نظير ... بود؛ دانشمندى كه جامع اضداد مى‏نمود؛ سياست را عجين ديانت مى‏ديد؛ … عصاره قرآن و سنّت را در قالب وصيت‏نامه الاهى‌ ـ سياسى خود نوشت كه هر ورقش، دفترى است از معرفت امام خمينى و خمينى آفرين. آفرين آفريدگار، بر او باد! انساني كه ميان غير معصومان، مانندى براى او نمى‏بينم تا ايشان را به او تشبيه كنم. او، قهرمان تاريخ بود و نابغه‏اى نادر، مجتهد بود و مجاهد، هم اصولى بود و هم فقيه جامع الشرايط، حكيم بود و فيلسوف، اديب بود و شاعر، عارف بود و سالك، عابد بود و زاهد، شجاعت داشت و شهامت، صلابت داشت و ابهت؛ به عبارت بهتر و موجز، مى‏توان گفت كه روح و جوهره شخصيت او، «ذوب شدن در اسلام»، يعنى بندگى خدا بود

کتاب می خونید که !!!

اتفاق سوم که به نظرم در شرایط فعلی اتفاق بی نظیریه، حمله وحشیانه اسرائیلیها به کشتی صلح و آزادی و شرف ملت هاست.

از دو جهت بی نظیره: 1- اینکه در عمر 60 ساله این رژیم تا حالا چنین احمقی  و نابخردی از خودش سرنزده بود که به تبعه حدود 60 کشور دنیا ، اونم نه مردم عادی بلکه دیپلمات و روزنامه نگار و نماینده مجلس و ...

2- اینکه تا حالا در جهان چنین اعتراضی به این رژیم سابقه نداره.

فکر کنم جاش باشه دستای قشنگتونو بیارین بالا تا یه دعای مشتی کنم شما هم هر جا هستین آمین بگین

خداوندا! ظهور منجی خود را برای برطرف کردن این ظلم ها ، نزدیک تر بگردان

آمین رب العالمین


اینم واسه خنده

غلط فاحش انشائی!!!!

سيدحسن خميني با سران فتنه

 

به نظر شما آیا فقط سید حسن خمینی یادگار امام راحل عظیم الشان است یا مثلا ولایت- شورای نگهبان- قانون اساسی- نظام مقدس جمهوری اسلامی و ... از یادگارهای امام راحل نیست؟؟؟!!!

                                     مرگ بر جنبش سبز

انتشار تصاویری از عروسی پسر محسن میردامادی که در آخرین شب اردیبهشت 89 برگزار شده است، حاکی از حضور سید حسن خمینی در این مراسم در کنار سران فتنه می باشد.

برخی سایت های ضد انقلاب حامی میرحسین موسوی که در خارج از کشور مدیریت می شوند اقدام به انتشار عکسهایی از این مراسم نموده اند که به وضوح حضور سید حسن خمینی در کنار میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و موسوی خوئینی ها را نشان می دهد اما همزمان برخی دیگر از سایت های حامی اصلاح طلبان ترجیح داده اند با انتشار عکس های دیگری از این مراسم که حضور سید حسن خمینی در آن ها نشان داده نمی شود، به تصاویر منتشر شده از سران فتنه اکتفا کنند و تاکیدی بر دیدار سید حسن خمینی با سران فتنه نداشته باشند.

                               

شعرهای زنده یاد آقاسی در زمان جاری اند و با گذشت تاریخ گرد کهنگی و پوسیدگی بر آنها نمی نشیند. شعر زیر را بخوانید! گوئی محمدرضا آقاسی این شعر را همین امروز سروده است:


ای خداوندان ملک عافیت                                        والیان مسند اشرافیت
ای خداوندان رنگین نامه ها                                  صاحبان مکر در هنگامه ها

من یقین دارم مسلمان نیستید                             چون ولی را تحت فرمان نیستید

من در این آشفته بازار شما                              پرده برمی دارم از کار شما

گر شمایان نیستید اهل نفاق                               مرگ خواهید از خدا بالاتفاق

این نماز و روزه و حج و زکات                                 بی ولایت چیست غیر از منکرات

سامری زادان که بازی خورده اید                            کز غم بی آلتی افسرده اید!

نقش خود را خوب ایفا می کنید                              هرزه گردی را شکوفا می کنید

بوقتان پر گشته است از قیل و قال                          تا شود خون شهیدان پایمال؟      

دم ز تضعیف ولایت می زنید                                    تا مگر از ریشه دین را برکنید

بر سر ما سایه دست خداست                                سینه ما گوشه ای از کربلاست

حافظ این ملک تیغ حیدر است                                 تیغ او از تیغتان برّان تر است

نام ما تابوت برچسب شما                                      نعش ما زیر سم اسب شماست

لیک مرغ روحمان در آسمان                                    ماند از تیر شیاطین در امان

مُهر این امنیت از مِهر علی است                             جان ما آیینه امر ولی است

هر کسی بر مرتضی مؤمن شود                               از عذاب قهر حق ایمن شود

ای نگهبان کیان سلطنت!                                       تا به کی سحر و فسون و شیطنت؟

ای یهودا پرور گردون نشین!                                    وی یهودی کیش بت در آستین

ای شمایان کوفی بیعت شکن                                ای عروسک های دست اهرمن

ای بر آخور خفتگان خواب نوش                                نیش افکار شما زهرآب نوش

سامری زادان طور مرتضی                                      غافل از نور حضور مرتضی

اژدهای دست مولاییم ما                                        سِحرسوز و آتش افزاییم ما

گرمتر از آتش ظهر تموز                                          نعره ای خواهم زدن آدینه سوز

تا بسوزد جمعه های جمعتان                                  تا شود خاموش، سِحر شمعتان

نصرت حق را چو باور داشتم                                    یا علی! دست از دهان برداشتم

چون به نام نامی ات دل بسته ام                              تیغ می بارد به جان خسته ام...

                                                                 روحش شاد

بانوی نور (فازسی/العربیه/english)

 

Lady of Light, the Tragedy of Al-Zahra

 

Lady Fatima (a) belongs to the noblest family ever existing throughout the whole history of mankind. Her distinguished father was the very last messenger of Allah (s), a personality that the Holy Quran introduces him as the Best Paradigm. The mother of Lady Fatima was a pure lady named Khadija (a), a godly woman with unparalleled virtues and merits, who dedicated all her life and wealth for the sake of Islam. According to the Islamic calendar, Hazrat Fatima Zahra was born in the 20th day of the Arabic lunar month, Jamadi al-Thani, five years after Bi'thah (declaration of the message of Islam by Prophet Muhammad (s)) and 8 years before Hijra (migration of the Holy Prophet from Mecca to Medina).

The behavior of Holy Prophet toward his daughter Fatima was special. The Holy Prophet showed unique respect to his dear daughter; whenever Fatima came to see him, he welcomed her, stood up to show respect and even kissed her hand and made her sit at his own place.

On every occasion that the Holy Prophet (s.a) decided to go on a journey, Fatima was the last one to whom he bade farewell, and as soon as he came back from his trip, Fatima was the first one whom the Holy Prophet visited. Imam Baqir (a) and Imam Sadiq (a) have related that the Holy Prophet (s) never slept unless he kissed the face of Fatima (s) and placed his face on hers.

Yet, following the Holy Prophet's (s) death, whilst still overcome by grief of his parting, the tragedies that befell this great Lady did not cease but rather multiplied. Fatima flew by the wings of her sacred thoughts to the horizon of her past and the world of her great father, which turned after her father joined his Lord, to a shining memory in her soul. It supplied her every moment with feelings, sympathy and education. It roused in her joy and ease. Even if she was late after her father in the account of time, she did not separate from him in the account of soul and memory.

She had inside her an inexhautible power, a motive for a sweeping revolution, which never went out, light derived from the the very Prophethood of Muhammad; the soul of Muhammad lighting her way and guiding her to confront the gravest of tragedies; which if they had befallen upon day in its full radicance, would have turned it to the most starless of nights.

متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم


هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله)
اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله
و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور
یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله)
زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة
انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل
و لا تعلم احدا
و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة

به نام خداوند بخشنده مهربان


این وصیت نامه فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول(صلی الله علیه و آله) خداست،
در حالی که وصیت می کند که شهادت می دهم،
خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست
و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست
و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند.
ای علی! من فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم،
خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم.
تو از دیگران بر من سزاوارتری،
حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن
و هیچ کسی را اطلاع نده!
تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم

پر بیننده ترین وبلاگ در سال

 

چند روز داشتم با خودم فکر می کردم چطور می تونم یه وبلاگ ساده داشته باشم اما پربیننده باشه. آخه همش فکر می کنم وبلاگی که بیننده نداشته باشه، به چه درد اون کاربر اینترنت می خوره! 

 

تا اینکه یه گزارش از صدا و سیما دیدم که گفت: در خرید کتاب، عنوان و نام کتاب بسیار مناسبه!

منم با خودم گفتم حالا که اینطوریه(یعنی اسم خیلی مهمه)، منم یه مطلب می نویسم و اسم خوب براش انتخاب می کنم!!!!

یه چیز خنده داربگم؟ یعنی در واقع من مطلبمو می خوام به خاطر اسمش بنویسم

یه جور دیگه بگم: اول اسم انتخاب می کنم، بعدش مطلبمو می نویسم.

حالا بگذریم . همه اینا واسه اینه که بگم: می خوام مطلب خوب و بدرد بخور براتون بنویسم.

اما

شما بگید اسمش چی باشه. قول می دم مطلب خوبی براتون بنویسم

پس من آماده نوشتنم

بگو یا علی

 

دل‌نوشته‌هاي فراق...(حديث عشق تو ديوانه کرده عالم را...)

 

بر قامت دلربای مهدی صلوات

 

اللهم صل علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها والسر

 المستودع فیه بعدد ما احاط به علمک

 

حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را

غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمیدهم به سُرور بهشت این غم را


غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را

به نیم قطره ی اشک محبتت ندهم
اگر دهند به دستم تمام عالم را


به یمن گریه برای تو روز محشر هم
خموش میکنم از اشک خود جهنم را

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را

 

اللهم عجل لمولانا المظلوم الفرج 


اگر زلزله بلاست پس چرا بر سر آمریکا و اسرائیل نمی باره؟

 

واقعا یه سوال که بین همه مرده لا اقل خود من هست این که اگر زلزله بلاست پس چرا بر سر این آمریکا و اسرائیل نمی باره؟

لا اقل اگه می خواد تو آمریکا زلزله بیاد چرا توی فقیرترین کشور(هائیتی) باید زلزله بیاد؟؟

رو همین اساس یه مطلب جالب دیدم که براتون نقل می کنم

سایت شبهات:مگر احمدی نژاد خبر از غیب دارد که از حتمیت وقوع زلزله خبر می‌دهد؟ ضمناً اگر زلزله بلاست چرا بر سر اسرائیل‌نمی‌آید؟


حتمی دانستن وقوع زلزله در تهران مستلزم خبر جدیدی از غیب نمی‌باشد. چنان چه پدران ما به نقل از پدرانشان ... و در نهایت به نقل از روایات و احادیث این خبر را می‌دادند.آقای احمدی‌نژاد نیز خبر از غیب نداد، بلکه استناد به علم کرد و بدین مضمون اظهار نمود: تهران روی گسل قرار دارد و دوره‌های فعال شدن گسل‌ها نیز مشخص است، لذا وقوع زلزله در تهران قطعی است ولی زمانش مشخص نیست. پس، باید از هم اکنون با راه‌کارهایی چون آمادگی امداد رسانی و نیز خلوت کردن تهران چاره‌اندیشی نمود و اضافه نمود که مهاجرت مردم از تهران نیز با شعار و دعوت عملی نمی‌گردد و دولت باید اقدامات تشویقی مثل اهدای زمین، وام، تسریع در انتقال کارمندان داوطلب و ... انجام دهد. آیا این خبر از غیب است؟

ریشه‌یابی زلزله در روایات

از رسول اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «هرگاه پنج چیز شایع شود، پنج چیز در میان شما جاگزین شود، هرگاه زنا شایع شود؛ زلزله‌ها ظاهر شود، هرگاه زکات را ندهند، حیوانات بمیرند و هرگاه حکّام در قضاوت جور کنند آسمان باران خود را نگهدارد و هرگاه ربا فاش و شایع گردد، خسف و فرو رفتن به زمین خواهد بود».
باز آن حضرت(ص) فرمود: «هرگاه در امّت من ده خصلت ظاهر شود خداوند ایشان را به ده چیز عقوبت کند». گفته شد: یا رسول الله! آن ده خصلت چیست؟ فرمود: «هرگاه دعا کم کنند بلا نازل شود، هرگاه صدقات (قرض، هدیه، وقف، مطلق قدم‌های خیر و انفاقات خیریه) را ترک کنند مرض‌ها زیاد شود، هرگاه زکات را منع کنند چارپایان بمیرند، هرگاه سلطان جور کند منع باران شود، هرگاه زنا در ایشان بسیار شود، مرگ ناگهانی در ایشان زیاد شود، هرگاه ربا زیاد شود، زلزله‌ها زیاد شود، هرگاه به خلاف آنچه خدا نازل فرموده حکم کنند دشمن ایشان بر ایشان مسلط شود، و هرگاه نقض عهد و پیمان کنند خداوند ایشان را مبتلا به قتل سازد و هرگاه کم فروشی کنند خداوند ایشان را به سال‌های خشک و قحط بگیرد.»
سپس این آیه را تلاوت فرمود: «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلّهم یرجعون؛3 فساد در دریا و خشکی ظاهر شد به سبب آنچه دست مردم کسب کرده تا اینکه بچشاند ایشان را اثر بعضی از آنچه عمل کرده‌اند، تا شاید برگشت کنند.»

و اما درباره‌ی نزول بلایای آسمانی به کیفر گناهان، نباید گمان کنیم که بلای آسمانی صرفاً سیل، زلزله، طوفان و صاعقه می‌باشد. آوارگی مادی و معنوی - غوطه‌وری در جهل، ظلم و فساد – عدم برخورداری از امنیت جانی، مالی و روانی – بدنامی و ضلالت در دنیا و از دست دادن فلاح و سعادت ابدی و در نهایت ملعون خدا، انبیاء و مردم شدن، بلاهایی بسیار سهمگین‌تر و مهلک‌تر از بلاهای طبیعی هستند که به صورت مستمر بر اسرائیل، آمریکا، انگلیس و سایر همراهان آنان غلبه دارد.

«لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني‏ إِسْرائيلَ عَلى‏ لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» (المائده - 78)

ترجمه: از بنى اسرائيل آنان كه كافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت و نفرين شدند. و اين براى همان عصيانى بود كه ورزيدند و اصولاً مردمى تجاوز پيشه بودند.

«كَيْفَ يَهْدِى اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانهِِمْ وَ شَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * أُوْلَئكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ* خَالِدِينَ فِيهَا لَا يخَُفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لَا هُمْ يُنظَرُونَ» (آل عمران: 86 - 88)

ترجمه: چگونه خداى تعالى قومى را كه بعد از ايمان آوردن و شهادت دادنشان به اين كه رسول حق است و بعد از ديدن معجزات و آيات روشن، كافر شدند. هدايت مى‏كند؟. نه، خداى تعالى مردم ستمگر را هدايت نمى‏كند * جزايشان اين است كه لعنت خدا و ملائكه و همه مردم شامل حالشان گردد * و جاودانه در اين دورى از رحمت خدا بمانند و عذاب از آنها تخفيف نپذيرد و مهلت هم داده نشوند.
علاقه‌مندان با مراجعه به نشاني اينترنتي
www.shobahat.com از اين سايت خبري ديدن كنند.

زلزله تهران! عذاب الهی یا آماده شدن در برابر سلاح هارپ؟؟؟

 

چند وقتیه که بحث در رابطه با زلزله و اون هم در تهران خیلی داغ شده و اینم از زمانی شروع شد که رئیس جمهور خبر داد که یکی از علمای تهران فرمودند که به علت شیوع گناهان امکان زلزله بسیار زیاده و راه حلشم فقط    توبه    است.

البته باید اینجا به نوشته های قبلیم ارجاعتون بدم که گفته بودیم سلاحی مرگبار در اختیار آمریکا قرار گرفته به نام هارپ که امکانی رو ایجاد می کنه که در عمق ۲۰کیلومتری زمین زلزله ایجاد بشه. بگذریم

خوب که بین روایات بررسی کنیم می بینیم که در رابطه با زلزله در تهران و شهر های اطراف یه سری مطالب اومده که در ادامه خدمت تون عرض می کنم.

اما خواهش میکنیم نظر بدید که آیا این مطالبو قبول دارید یا خیر؟

مردم توبه کنید به درگاه خدا

در همین راستا چند روایت از ائمه در مورد علت وقوع زلزله و نحوه پیشگیری از وقوع آن در ذیل آورده شده است:

رسول خدا(ص): هرگاه دعا اندک شود، بلا نازل گردد.

(مستدرک الوسائل:ج 5 ص 179 ح 5616)

رسول خدا(ص) : «در امت من زلزله ای رخ می دهد که در آن ده هزار، بیست هزار، سی هزار نفر نابود می شوند. (خداوند) آن را برای پرهیز کاران پند، برای مومنان رحمت، و برای کافران عذاب قرار می دهد».

( کنز العمال: ج 41 ص 567 ح 39615)

امام صادق (ع):« ای مفضل! بیندیش ... اگر کسی گفت: چرا این زمین می لرزد؟ (در پاسخ) به او گفته شود: زلزله و مانند آن، پند و هشدارهایی است که مردم را تهدید می کند تا رعایت کنند و از گناهان دست بردارند».

( میزان الحکمة: ج 1 ص 59)

رسول خدا(ص): از [وقوع] غرق [یا دفن] شدن و مسخ و زلزله چاره ای نیست! عرض کردند: ای رسول خدا! آیا در این امت؟ فرمود: آری، هنگامی که زنان خوانندگی کنند، و زنا را حلال شمارند، و ربا خورند، و شکار در حرم را حلال گردانند، و لباس ابریشم پوشند، و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده کنند (هم جنس بازی کنند).

( مستدرک الوسائل: ج 6 ص 188 ح 6737)

رسول خدا(ص): هر گاه امت من ربا خورند، زلزله و ماه گرفتی رُخ دهد.

( کنز العمال: ج 14 ص 280 ح 38731)

رسول خدا(ص): هر گاه امت من ربا خورند، زلزله و ماه گرفتی رُخ دهد.

( کنز العمال: ج 14 ص 280 ح 38731)

رسول خدا(ص): هرگاه پنج چیز در میان شما فاش شود، پنج چیز به شما راه یابد: هر گاه زنا در میان شما فاش شود، زلزله رخ دهد.

( وسائل الشیعة (آل البیت) : ج 9 ص 26 ح 11431)

امام باقر(ع): در نامه‌ی رسول خدا [چنین] یافتم: هرگاه پس از من زنا فاش شود، مرگ ناگهانی بسیار گردد

( من لایحضره الفقیه: ج 1 ص 524 ح 1488)

رسول خدا(ص): هر گاه بنده پنهانی گناه کند، جز گنه کار را اسیب نرساند. و هرگاه آشکارا آن را انجام دهد و مورد نکوهش قرار نگیرد، همه را آسیب رساند.

( وسائل الشیعة (آل البیت : ج 9 ص 31 ح 11448)

امام علی(ع): ای مردم! همانا خداوند عزوجل عوام را به سبب گناه خواص کیفر نکند [البته] اگر خواص بدون این که عوامل بداند در پنهانی کارمنکر انجام دهد. [اما] اگر خواص آشکارا مرتکب منکر شود و عوام آن را تغییر ندهد، هر دو گروه از ناحیه‌ی خداوند عزوجل سزاوار کیفر می‌گردند.

( میزان الحکمة: ج 1 ص 763)

رسول خدا(ص): هرگاه مردم منکر را ببینند ولی آن را تغییر ندهند، نزدیک است که خداوند کیفرش را فراگیرشان کند.

(کنز العمال: ج 3 ص 70 ح 5535)

چه باید کرد؟

امام صادق (ع): هر بنده ای پیش از آن که خداوند عزوجل بخواهد [به خدا] رو آورد ، خداوند [به او] رو کند پیش از آن که او بخواهد و هر که به خدا پناه آورد، خدا او را حفظ کند، و خدا به هر که پیش از او رو کند و نگهش دارد برایش باکی نیست وقتی که آسمان بر زمین بیفتد یا چیزی بر زمینیان فرود اید و بلایی آنان را فراگیرد، او در حزب خدا از هر بلایی مصون بماند. مگر نه این است که خداوند عزوجل می فرماید: {همانا پرهیزکاران در جایگاه امنی هستند}

( ثواب الأعمال: ص 129)

رسول خدا (ص): از قرائت [سوره] زلزال ملول نشوید؛ زیرا کسی که در مستحباتش آن را قرائت نماید، خداوند عزوجل هرگز زلزله ای بدو نرساند و با آن و [نیز] با صاعقه و آفتی از آفات دنیا نمیرد تا این که [به طور عادی] بمیرد

(بحار الانوار: ج56 ص 356)

رسول خدا (ص): هر که سه مرتبه بگوید: « به نام خداوند بخشنده مهربان، هیچ نیرو و قدرتی جز با خدای والا و بلند مرتبه نیست» ، خداوند متعال او را از نود و نه بلا کفایت کند که آسان ترین آن خفگی است.

(الکافی: ج 2 ص 276 ح 31)

امام علی (ع): طوفان های بلا را با دعا دف کنید؛ [زیرا] کسی که به بلای سخت گرفتار شده از [فرد] تندرستی که از بلا در امان نمی باشد به دعا نیازمند تر نیست.

(الدعوات:ص 21 ح 21)

امام صادق(ع): هر کس از بلایی که به او می رسد بترسد و درباره [دفع] آن به دعا برخیزد خداوند هرگز آن بلا را بدو نشان ندهد.

(الدعوات:ص 21 ح 22)

رسول خدا (ص): هر آینه بلا به بنده نزدیک می گردد، آن گاه بنده از خدا عافیت می خواهد و خدا را یاد می کند و عافیت را حفظ می کند. و دعا و بلا تا روز رستاخیز با هم توافق دارند.

(کنز العمال: ج 2 ص 76 ح 3208)

رسول خدا (ص): بلا همانند قندیل ها بین آسمان و زمین آویزان است، هرگاه بنده عافیت را از پروردگارش بخواهد، خدای متعال بلا را از او برگرداند، [حتی] در حالی که برای او قطعی شده باشد.

( کنز العمال: ج 7 ص 825 ح 21560)

امام زین العابدین (ع): دعا بلای نازل شده و نازل نشده را دفع می کند.

(الکافی: ج 2 ص 472 ح 2)

امام کاظم (ع): بر شما باد دعا کردن؛ چرا که دعا برای خدا و درخواست از خدا بلا را برگرداند [حتی] در حالی که تقدیر و قضا شده باشد و جز امضای آن باقی نمانده بشد. پس هرگاه از خداوند عزوجل دعا و درخواست شد، بی درنگ بلا را برگرداند.

(الکافی: ج 2 ص 472 ح 3)

امام صادق (ع): هر که از بلایی که به او می رسد بترسد و درباره آن به دعا پیشی بگیرد، خداوند عزوجل هرگز آن بلا را بدو نشان ندهد.

(ثواب الأعمال: ص 153)

امام زین العابدین (ع): دعا پس از نزول بلا سودی ندارد.

(الکافی: ج 4 ص 88 ح 7)

امام صادق (ع) : به هر که زلزله برخورد کرد این [دعا] را بخواند: « ای [خدایی] که آسمان ها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتد. و اگر بیفتد بعد از او هیچ کس آن ها را نگاه نمی دارد، اوست بردبار آرزنده! بر محمد و خاندانش درود فرست و بدی را از ما بازدار؛ چرا که تو بر هر چیز توانایی» .

فرمود: هر که هنگام خواب آن را بخواند، خانه بر سراو فرو نریزد انشاءالله.

( کنز العمال: ج 1 ص 479 ح 2094)

علی بن مهزیار گوید: به امام باقر (ع) نامه نوشتم و از وقوع زلزله زیاد در اهواز به او شکوه نمودم و عرض کردم: آیا به نظر شما از آن جا کوچ کنم؟ حضرت در پاسخ نوشت: از آن جا کوچ نکنید بلکه چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید و لباس هایتان را پاکیزه نمایید و روز جمعه بیرون بیایید و خداوند را بخوانید که آن را از شما برطرف نماید. علی بن مهزیرا گوید: چنین کردیم تا این که زلزله آرام گرفت.

(میزان الحکمة: ج 2 ص 871)

آیا هنوز غیرت مسلمانان زنده است؟؟!!!

 

هنوز باقی است حلاوت طلوع نمازهای محمد(ص) در کام مسجد الاقصی و خاطرات معراج در برابر دیدگانش.

هنوز باقی است صدای مناجات پیامبر خدا در حافظه قدس شریف در قنوتی نگرانِ حکایت امتش در فصل طغیان دوباره گرگها.

هنوز باقی است صدای به خاک افتادن "حارث" و در هم شکستن خود  و زره "مرحب" به دست علی(ع) در کابوس پسران سامری.

هنوز باقی است کینه خیبر در دل هاشان.

 

یا للمسلمین!

 صدای ساربان مرکب های سپاه محمد(ع) در گوش تاریخ پیچیده است که در راه خیبر می خواند: "و الله لو لا الله ما اهتدينا و لا تصدقنا و لا صلينا انا اذا قوم بغوا علينا و ان اراد وافتنة ابينا فانزلن سكينة علينا و ثبت الاقدام ان لاقينا" (1)

برادران!

شغالان زوزه کشان پوزه بر رد خون می کشند و دندان به هم می سایند تا انتقام همان خیبر را از خاطرات نخستین نماز های محمد (ص) بگیرند، که هر پیکانی که بر پیکرشان می نشست از چله کمان همین نماز می رهید و مسجدالاقصی زادگاه نماز بود.

برادران!

فلسطین امروز آینه فردای شماست.

 کسانی در شام غربتش به خون خضاب می کنند که شمایانند در فردا. و کودکانی امروز خوراک آتش منجنیق نمرودیان اند که ساعتی از صوت اذان نخستین در گوششان نمی گذرد و اذان و کودکان فردای شمایند.

ایها الاحرار!

حکایت سنگ است و دست و ایمان و دندان گرگ ها که که شکستنی ترین است.

نجوای سنگ ها برخاسته و نقطه رهایی را طلب می کنند، خون گرگ ها از زیر پایتان می گذرد، دلاوران! بفشارید گلویشان را از رگ های سیاه پر نفت زیر پایتان.

به یاد بیاورید "فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ" را  که امروز یتیمان را از جانب مصر می رانند و عرصه را بر طعام مسکینان در زمین غزه تنگ می کنند

مسلمانان!

"حی علی خیر العمل" که اگر نبردتان قضا شود فردا صحن  کعبه و مسجد الحرام رویش علف های هرز کنیسه ها را خواهند دید.

....................................................

(1): به خدا سوگند اگر عنايات و الطاف خدا نبود، ما گمراه بوديم نه صدقه مى‏داديم و نه نماز مى‏خوانديم.ما ملتى هستيم كه اگر قومى بر ما ستم كنند و يا فتنه‏اى بر پا نمايند، ما زير بار آنها نمى‏رويم.خداوندا پايدارى را نصيب ما بفرما و ما را در اين راه ثابت قدم گردان. ( فروغ ابديت، ج 2، ص 239)

کروبی و قایق نظام او

 

واقعا جالبه ها!!!!

امسال هر کسی از راه رسیده ژیام نوروزی داده. از اوباما و سران کشوار های اروپایی بگیر تا کروبی و موسوی و زهرا رهنورد و بچه کروبی و بچه موسوی و منافقین و خاندان پهلوی و چند تا اصلاح طلب دیگه و شاه اکبر هاشمی و چند تا بچه سوسول دیگه!!!

داشتم با خودم فکر می کردم هدف این آدما از این حرکت شون چیه؟ واسه چی امسال همه سال نو رو نامگذاری کردند؟

به این نتیجه رسیدم که تنها دیلیلی که میتونه این آدم ها رو ترغیب کنه تا این حرکت بچه گانه رو انجام بدن فقط و فقط ژایین آوردن شان رهبری معظم انقلابه

امثال هاشمی و کروبی و میر حسین چون دیدن جایگاه مردمیشونو از دست دادن میخوان این حرکت پرمعنای رهبری رو که برای نقشه راه این ملت بزرگ هر سال به یک نام نامگذاری می کنند رو سخیف کنند.

اما خطاب من کمترین با هاشمی است! چون بقیشون جز مهره سوخته آمرکا چیز دیگه ای نیستن. اما هاشمی از خدا بترس و خودتو بازیچه دست آمریکا نکن. خودت میدونی که دست از پا خطا کنی با تو دهنی بزرگ ملت بر دهانت مواجه خواهی شد.

اما جناب آقای خرفشده لطفا کردند و نطقیدند که اگه نظام مال شجونی و مصباح و امثالهم هست من این نظام رو قبول ندارم.

جناب کروبی فکر کرده حالا که مقام معظم رهبری فرمودند که این نظام کشتی نجات است . فکر کرده حالا بیاد بگه نه این نظام قایقم نیست همه حرفشو گوش میدن.

کسی نیست به این بنده خدا بگه بابا تو دیگه چرا؟ لااقل موسوی ۱۳ ملیون نفر بهش رای دادند. به تو کی رای داده؟ جو زده شده حسابی

اما من میخوام بگم کروبی اگه این نظام کسایی مثل آیه الله مصباح و شجونی و اون کسانی که اسم بردی سوار بر قایقش باشند مطمئن باش که دیگه جایی برای امثال تو نیست که نجات پیدا کنند.

در پایان منم از کارای کروبی و هاشمی جوزده شده و این شعر رو براتون مینویسم.

کروبی حیا کن. مملکت ما رو رها کن

هاشمی برگرد به باغ پستت

 

نوروزتان پیروز

 

«قریب زمانی...خواهی آمد»

تـو تماشـا گه خـلقی و مـن از بـاده ی شـوق

مستـم آنـگونه، کـه يارای تماشايم نیست

بـه سـرا پـای تـو، ای ســرو سـهی قـامت من

کـز تـو فـارغ سر مويـي به سـراپايم نيست

منتظران انتظار را زیسته اند ؛ آنچنان که لحظه ای شوق زیستن را وا مگذاشته اند چون او که بیاید؛ طنین گامهایش ، آهنگ نگاهش ، امید وصال را می نوازد.منتظران ورقهای تاریخ انتظار را به اشک نگاشته اند ،با چشمانی به رنگ آسمان ؛تا او از راه برسد و کشتی روح را به ساحل آرامش نشاند ! ...او که از قله های نور فرود آید ؛ و بوی ماه را در شامه ها بریزد، آدمیان بر آستان عشق می نشینند. و زنجیر از پای نیاز می گشایند... آنگاه محراب دعای عارفان ، به سماع روح منقوش می شود ، چونان رقص در تالار ملکوت ... او که از راه برسد ؛ کتاب هدایت را می گشاید ،ثانیه ها را از روی حباب پوچی می تاراند ؛ روزهای مضطرب فصل ها را خزان می کند... ومرور خواهد کرد زمین را و خاک را؛ تا شکوفه های به تاراج رفته باغ ها را برویاند و سرو ها را در خشکزارهای کویر بنشاند...آخر او با جذبه های عاشقانه آشنا ست. اومی آید! آن زمان که ؛ رد پای استغاثه ؛ پوست را بر استخوانها می فشارد ، تباهی بر جانها سایه افکنده باشد؛و گدازه درد ها از جام وجود فوران کرده باشد...ودر این تباهی و ویرانی که صدای من به تو و صدای تو به من و صدای ما ، هرگز به هم نمی رسد ،صدای اوست که ؛ از جدار جهان می آید...با عطر بهار نارنج ؛ با بنفشه های نورس ... و با روایتی تازه از روشنایی ... زلالی تمام چشمه های کوهی را در چشمانش خواهی دید او می آید برای دیدگان منتظرکه انتظار می کشند منجی را!

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني

زسمت مشرق جغرافياي عرفاني

دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست

شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني

كسي كه سبزتر از هزار بار بهار

كسي شگفت ،كسي آن چنان كه مي داني

(قیصر امین پور) 

بیانات رهبر معظم انقلاب (کشتی نجات)

 

 

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

 

" من هیچ اعتقادی ندارم به دفع ، گفتم در نماز جمعه ، اعتقاد من به جذب حداگثری و دفع حداقلی است اما بعضی که انگار خودشان اسرار دارن بر اینکه از نظام فاصله بگیرند "

" کسانی که حاضر نیستند اکثریت را قبول کنند، کسانی که آن انتخابات عظیم چهل‌میلیونی ِ مایه‌ی افتخار را زیر سوال می‌برند، یک نقطه‌ی قوت را برای نظام، می‌خواهند به یک نقطه‌ی ضعف تبدیل کنند، این‌ها دارند خودشان را از یک کشتی نجات - که نظام اسلامی است - بیرون می‌اندازند. و الا هیچ‌کس نمی‌خواهد کسی را از کشتی نجات بیرون بیندازد. نظام اسلامی به همه می‌گوید: «بیایید با ما باشید و وارد این کشتی نجات شوید. ولا تکن مع الکافرین» "

 

آیاتی از قرآن کریم :

و آن کشتی ایشان را در میان موجی غول آسا می برد و نوح پسرش را که در کناری بود باز گرداند و گفت : ای پسرم با ما سوار شو و با کافران مباش .

پسر نوح گفت : به زودی به کوهی پناه می جویم که مرا از آب در امان نگاه میدارد .

نوح گفت : امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاه دارنده ای نیست مگر کسی که خدا بر او رحم کند .

و موج میان آن دو غالب شد و پسر از غرق شدگان گردید .

ماجرای پینوکیو و سبزها

 

وبلاگ‌نویسان ارزشی دست به طراحی و انتشار پوسترهایی درباره دروغ های مطرح شده از سوی سران فرقه سبز زده اند.

عملکرد جریان اصلاحات در زمان انتخابات ریاست جمهوری و تناقضاتی که میان شعارهای این جریان سیاسی با عملکرد سران آن وجود داشت، با اقدام ابتکاریوبلاگنویسان انقلابی روبرو شده است.

این وبلاگنویسان اقدام به طراحی پوسترهای مختلفی با عنوان "دروغ‌های فرقه سبز" کرده‌اند.

 

 

سران اصلاحات در ماه‌های اخیر تلاش کردند، تا با طرح برخی ادعاهای دروغ همچون تقلب و آزار بازداشت شدگان، هواداران خود را تحریک به حضوردر خیابان‌ها کنند.

 

 

 

شایعه و لطیفه ابزار های جنگ روانی

 

شايعه اساس جنگ رواني
شايد اگر شايعه را اساس جنگ رواني بدانيم، بيراهه نرفته ايم. امروزه شاهد هستيم که هر روز انواع شايعه از طريق افراد جامعه، مطبوعات، راديو و تلويزيون، و يا ساير وسايل ارتباط جمعي منتقل مي شود بنابراين ضروري است که تعريفي از شايعه ارائه نماييم و با انواع آن آشنا شده و به ارتباط آن با جنگ رواني پي ببريم.


در کتاب روانشناسي شايعه، «گردن آلپورت» و «لئوپستمن» شايعه را اين گونه تعريف کرده اند که: «شايعه اصطلاحي است که به نظري عيني و معين اطلاق مي شود، نظري که مطرح شده است تا شنونده به آن اعتقاد پيدا کند. شايعه به طور معمول از طريق صحبت از شخصي به شخص ديگر منتقل مي شود، بدون اينکه اين امر نيازمند سطحي بالا از برهان و دليل باشد.»(1)
شايعه به پيشامدهايي مانند جنگ، سيل، فاجعه ها، افزايش قيمتها، روابط سياسي و موضوعهاي اقتصادي و مانند آن و همچنين رئيس دولت، رجال کشور يا روزنامه نگار «ع» يا خانم «س» مي پردازد.(2)
«بيساو» شايعه ها را از مقياس زمان به سه دسته تقسيم کرده است: (3)

1- شايعه خزنده
اين شايعه اي است که بکندي گسترش مي يابد و مردم آن را به طور مخفيانه براي هم منتقل مي کنند تا سرانجام همه از آن آگاه مي شوند. نمونه بارز اين شايعات داستانهاي جعلي و خصمانه اي است که از سوي دشمنان اين نظام و منافقين کوردل عليه رجال دولتي، به منظور کاهش محبوبيت آنان در بين مردم، پخش مي گردد و يا داستانهاي جعلي که براي سد کردن هر گونه پيشرفت اقتصادي، سياسي و يا اجتماعي رواج مي يابند.

2- شايعه خشونت بار
اين شايعات مانند آتش جهنم گسترش مي يابد و گروه بسيار بزرگي را در کوتاه زماني در خود فرو مي برد. اين گروه از شايعات به احساسات پرجوش افراد، مانند ترس، خشم و شادي ناگهاني تکيه مي کند. شايعاتي در مورد حوادث، فاجعه ها، يا پيروزيهاي خيره کننده و شکست در زمان جنگ، در اين گروه قرار مي گيرند.

3- شايعات فرو شونده
اين نوع شايعات، شامل آنهايي مي شوند که در آغاز امر رواج مي يابند، سپس به عمق فرو مي روند تا هر زمان که شرايط بروز مجدد آنها فراهم شد، آشکار گردند.

لطيفه وسيله اي ديگر براي جنگ رواني
اغلب ديده مي شود که لطيفه ها و شايعات از نظر طريقه انتشار و هدفي که دنبال مي کنند به طور عجيبي به هم شباهت دارند چرا که گاهاً در جامعه لطيفه هايي که حاکي از تنفر و حاوي نقدي سياسي است و يا ممکن است تسکين دهنده يک احساس سرکوفته باشد، منتشر مي گردند که همان اهداف شايعه را دنبال کرده و به جنگ رواني دامن مي زنند.
براي آنکه به رابطه شايعه و لطيفه بهتر پي ببريم به اين مثال توجه کنيد:
به دنبال جنگ جهاني اول قصه اي در انگليس منتشر گرديد، مبني بر آنکه يک مرد انگليسي در درياي مانش مشغول آبتني بود و مايويي به تن داشت که از يک دوست آمريکايي خود قرض کرده بود. بر روي پارچه مايو عبارت «آمريکا در جنگ پيروز شد» نوشته شده بود. آمريکايي مزبور به دوست انگليسي خود اخطار مي کند، که مواظب کوسه ها باش، و مرد انگليسي در پاسخ، در حالي که به نوشته روي مايو اشاره مي کرد، مي گويد: «از چيزي نمي ترسم. هيچ ماهي نيست که بخواهد چنين جمله اي را ببلعد.»
در حين جنگ جهاني دوم نيز داستاني رواج يافت که مي گفت، يک مرد آمريکايي مي خواست در ساحل ميامي به داخل آب برود و مايويي به تن داشت که از دوست انگليسي اش قرض کرده بود. وقتي به او اخطار شد که مواظب کوسه باشد در پاسخ گفت: «نگران نباشيد، ماهي پيدا نمي شود که حاضر باشد چنين جمله اي را ببلعد.» وي در همان حال به نوشته روي مايو اشاره مي کرد، که مي گفت: «انگليس هميشه آنجاست.»(4)

پاورقي ها:
1تا 4- جنگ رواني، صلاح نصر، ترجمه محمود حقيقت کاشاني، انتشارات سروش و مرکز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، تهران، 1380

میلاد مسعود حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی ص و ریيس مذهب شيعه حضرت امام جعفر صادق ع ، مبارک

 

در سحرگاه روز جمعه هفدهم ربيع الاول سال عام الفيل خورشيد تابناك رسالت از اُفق مکه طلوع كرد و با درخشش خود كائنات را جلوه‌اي ديگر بخشيد.
آري ! خاتم رسولان آمد تا بشر را از اسارت ناداني و كفر برهاند و آنها را به سرچشمه‌هاي نور و سعادت رهنمون سازد؛ آن رسالتي را كه انبيا هزاران سال با تحمل سخت‌ترين شكنجه‌ها بر دوش كشيدند، به نقطة كمال و اوج خود برساند.درود بر محمد و آل محمد
نام گرامي آن حضرت را محمد و كنيه‌‌اش را ابوالقاسم نهادند. پدر گراميشان حضرت عبدالله و مادر بزرگوارشان حضرت آمنه بنت‌وهب بود .

 

برترين فرد در علم و عمل

مالك بن انس مي‌گويد: «هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده و بر هيچ دلي خطور نكرده كـه در عـلم و عبـادت و پاكدامنـي و پرهـيزكاري كسي برتر از جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) باشد» . در جاي ديگر نيز چنين مي‌گويد: «من نزد جعفر بن محمد بسيار مي‌رفتم؛ او مردي پر تبسّم بود. هنگامي كه در محضرش نام رسول خدا (صلی الله علیه و اله) برده مي‌شد، رنگش دگرگون مي‌شد. هرگز او را از سه حالت خارج نديدم : يا نماز مي‌خواند، يا روزه بود و يا به قرائت قرآن مشغول بود. هرگز بدون وضو از رسول خدا (صلی الله علیه و اله) حديث نقل نمي‌كرد و سخن بيهوده بر زبان نمي‌راند؛ از بزرگاني بود كه خوف خداوند سرتاسر وجودش را فراگرفته بود» .

سلام و درود بربر امام ششم

شايعه و لطيفه؛ ابزارهاي جنگ رواني

 

شايعه اساس جنگ رواني
شايد اگر شايعه را اساس جنگ رواني بدانيم، بيراهه نرفته ايم. امروزه شاهد هستيم که هر روز انواع شايعه از طريق افراد جامعه، مطبوعات، راديو و تلويزيون، و يا ساير وسايل ارتباط جمعي منتقل مي شود بنابراين ضروري است که تعريفي از شايعه ارائه نماييم و با انواع آن آشنا شده و به ارتباط آن با جنگ رواني پي ببريم.


در کتاب روانشناسي شايعه، «گردن آلپورت» و «لئوپستمن» شايعه را اين گونه تعريف کرده اند که: «شايعه اصطلاحي است که به نظري عيني و معين اطلاق مي شود، نظري که مطرح شده است تا شنونده به آن اعتقاد پيدا کند. شايعه به طور معمول از طريق صحبت از شخصي به شخص ديگر منتقل مي شود، بدون اينکه اين امر نيازمند سطحي بالا از برهان و دليل باشد.»(1)
شايعه به پيشامدهايي مانند جنگ، سيل، فاجعه ها، افزايش قيمتها، روابط سياسي و موضوعهاي اقتصادي و مانند آن و همچنين رئيس دولت، رجال کشور يا روزنامه نگار «ع» يا خانم «س» مي پردازد.(2)
«بيساو» شايعه ها را از مقياس زمان به سه دسته تقسيم کرده است: (3)

1- شايعه خزنده
اين شايعه اي است که بکندي گسترش مي يابد و مردم آن را به طور مخفيانه براي هم منتقل مي کنند تا سرانجام همه از آن آگاه مي شوند. نمونه بارز اين شايعات داستانهاي جعلي و خصمانه اي است که از سوي دشمنان اين نظام و منافقين کوردل عليه رجال دولتي، به منظور کاهش محبوبيت آنان در بين مردم، پخش مي گردد و يا داستانهاي جعلي که براي سد کردن هر گونه پيشرفت اقتصادي، سياسي و يا اجتماعي رواج مي يابند.

2- شايعه خشونت بار
اين شايعات مانند آتش جهنم گسترش مي يابد و گروه بسيار بزرگي را در کوتاه زماني در خود فرو مي برد. اين گروه از شايعات به احساسات پرجوش افراد، مانند ترس، خشم و شادي ناگهاني تکيه مي کند. شايعاتي در مورد حوادث، فاجعه ها، يا پيروزيهاي خيره کننده و شکست در زمان جنگ، در اين گروه قرار مي گيرند.

3- شايعات فرو شونده
اين نوع شايعات، شامل آنهايي مي شوند که در آغاز امر رواج مي يابند، سپس به عمق فرو مي روند تا هر زمان که شرايط بروز مجدد آنها فراهم شد، آشکار گردند.

لطيفه وسيله اي ديگر براي جنگ رواني
اغلب ديده مي شود که لطيفه ها و شايعات از نظر طريقه انتشار و هدفي که دنبال مي کنند به طور عجيبي به هم شباهت دارند چرا که گاهاً در جامعه لطيفه هايي که حاکي از تنفر و حاوي نقدي سياسي است و يا ممکن است تسکين دهنده يک احساس سرکوفته باشد، منتشر مي گردند که همان اهداف شايعه را دنبال کرده و به جنگ رواني دامن مي زنند.
براي آنکه به رابطه شايعه و لطيفه بهتر پي ببريم به اين مثال توجه کنيد:
به دنبال جنگ جهاني اول قصه اي در انگليس منتشر گرديد، مبني بر آنکه يک مرد انگليسي در درياي مانش مشغول آبتني بود و مايويي به تن داشت که از يک دوست آمريکايي خود قرض کرده بود. بر روي پارچه مايو عبارت «آمريکا در جنگ پيروز شد» نوشته شده بود. آمريکايي مزبور به دوست انگليسي خود اخطار مي کند، که مواظب کوسه ها باش، و مرد انگليسي در پاسخ، در حالي که به نوشته روي مايو اشاره مي کرد، مي گويد: «از چيزي نمي ترسم. هيچ ماهي نيست که بخواهد چنين جمله اي را ببلعد.»
در حين جنگ جهاني دوم نيز داستاني رواج يافت که مي گفت، يک مرد آمريکايي مي خواست در ساحل ميامي به داخل آب برود و مايويي به تن داشت که از دوست انگليسي اش قرض کرده بود. وقتي به او اخطار شد که مواظب کوسه باشد در پاسخ گفت: «نگران نباشيد، ماهي پيدا نمي شود که حاضر باشد چنين جمله اي را ببلعد.» وي در همان حال به نوشته روي مايو اشاره مي کرد، که مي گفت: «انگليس هميشه آنجاست.»(4)

پاورقي ها:
1تا 4- جنگ رواني، صلاح نصر، ترجمه محمود حقيقت کاشاني، انتشارات سروش و مرکز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه اي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، تهران، 1380

هفته وحدت مبارک

 

بسمِ اللهِ الرّحمن الرّحيم

*******************************

قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم

هر که راهی رود که در آن دانشی جوید، خداوند او را به راهی که به سوی بهشت است ببرد، و برتری عالم بر عابد مانند ماه در شب چهارده بر دیگر ستارگان است.

اصول کافی، جلد اول، صفحه 42

هفته وحدت را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

*******************************

آیا زلزله هائیتی مصنوعی است؟؟!!!

اخيرا در دنياي مجازي، اطلاعاتي در مورد پديده نوظهوري گسترش يافته که به نام هارپ معروف ومشهور گرديده که اغلب در سايتهاي نامعتبر ويا کم معتبر ديده مي شود و اخبار دقيقي در اين خصوص در دست نيست،ظاهرا و طبق پژوهش بعمل آمده در ابتداي امر اين نام وعملکردهايش توسط اي ميل هايي به نام مخاطبين اينترنت ارسال و از اين طريق شيوع يافته است.


اما هارپ چيست؟


 


ظاهرا هارپ يک پروژه تحقيقاتي است که توسط ارگانهاي نظامي ايالات متحده اداره مي شودوپوشش ظاهري آن نيز براي کشف معادن و مطالعات زير زميني(با استفاده از امواج راديويي)اعلام گرديده،اين پروژه طبق اعلام متوليان امر در باره لايه آينوسفر(Ionosphere)));که در بالاترين لايه آتمسفر(ََAtmosphere))قرار دارد تحقيق مي کند،طبق اعلام همين منابع اين لايه تشعشعات خطرناک"ماوراي بنفش"و"اکس ري"خورشيد را جلب ومانند سقفي از ورود آنها به زمين جلوگيري مي نمايد تا زندگي بر روي زمين امکان پذير گردد .ضمنا به دليل محيط الکتريکي موجود از اين لايه براي انعکاس امواج راديويي به اطراف زمين استفاده مي شود،اگر اين لايه به هر دليل دچار اختلال شود تاثيرات آن زيستن بر روي زمين را مختل مي کند.

 

اين منابع مي افزايند هارپ طوري طراحي شده است که بر روي آينوسفرتاثير مستقيم داشته باشد ،ازنمونه هاي اين تاثيرات قرمز وگداخته شدن يا ذره بيني نمودن لايه را مي توان نام برد،اين پديده در حال حاضر از يک مجموعه آنتن هاي مخصوص در آلاسکا بهره مند است که اين آنتن ها قادرند امواج را پس از اصابت به آينوسفرو بازگشت به زمين ،به اعماق زمين ودريا هدايت ومانند راديو ترموگرافي(Radiothrmography)عمل نموده که براي اکتشاف مخازن نفت و گاز کمک مي نمايد اما با کمي تعمق در مي يابيم تکنولوژي مورد ادعا با چنين هزينه اي گزاف براي اين نوع اکتشافات به صرفه نيست.


در دنياي حقيقي امروز پديده هايي مانند سيل،طوفان،زلزله وباران را شاهد هستيم که مدعيان هارپ معتقدند بسياري از اين پديده ها در واقع با استفاده از هارپ بدست آمده ومصنوعي به شمار مي آيند،يکي از اين موارد مورد ادعا زلزله سال 2008 سي چو آن چين است که معتقدند سي دقيقه قبل از وقوع زلزله گداختگي آينوسفر را در آسمان ديده اند که آخر الامر منجر به زلزله 8 ريشتري شده است.


يک ايراني ساکن بندرلنگه در وبلاگش چنين مي نويسد:


من،عادل کهن ساکن بندرلنگه هستم ،شهري کوچک در کنار خليج فارس،دو هفته قبل زلزله هاي زيادي مي آمد که کمتر از سه ريشتر بود وتا دو هفته ادامه داشت،در زمان لرزيدن زمين بعضي از قسمت هاي دريا براي چند لحظه قرمز مي شدو ماهيهاي زيادي مي مردند وبوي بدي(مثل بوي فاضلاب) از طرف دريا به ساحل مي آمد.


 مدعيان هارپ، تکنولوژي ساخت ابر هاي باران زا را نيز به اين پديده مرتبط مي دانند که پديده ايست جديد که البته چند سال پيش در سواحل درياي خزر نيز آزمايش شد.


امپرياليسم چيست؟



وقتي از امپرياليسم سخن گفته مي شود، منظور سياستهاي سلطه گري يک دولت در کشور يا سرزمين ديگر است. بنابراين مبحث امپرياليسم در حوزه سياست خارجي و روابط بين‌الملل قرار مي گيرد.
امپرياليسم جهاني در قرن شانزدهم به صورت استعمارگري اروپا آغاز شد. هر چند بحث و بررسي‌هاي مربوط به آن، در قرن نوزدهم توسط "هاينريش فريد يونگ" در آلمان مطرح شد و دولت‌هاي اروپايي به اين نتيجه رسيدند، که مزاياي مالي و بازرگاني را مي‌توان غالباً از راه ‌هاي غير رسمي به دست آورد.


امپرياليسم خبري يعني چه؟



امپرياليسم خبري وابزارهاي سلطه برافکار عمومي جهان،يکي ازجلوه هاي امپرياليسم در جهان «امپرياليسم خبري» است. امپرياليسم خبري نيز در حقيقت به معني سلطه جويي انحصاري در شريانهاي خبر رساني جهان است . بايد بدانيم که پديده امپرياليسم خبري يا رسانه اي، پايه و اساس تاريخي محکمي دارد. خبرگزاري‌هايي که «شارل هاوس »در فرانسه ،«ژوليوس رويتر »درانگلستان و «برنارد ولف »در قرن نوزدهم در آلمان بنا نهادند، هم اکنون تبديل به سازمانهاي پيچيده و غول پيکري شده اند، که نبض اخبار دنيا را در دست دارند و با وارد آوردن شوک هاي خبري، اساس و بنيان بسياري از کشورها را دچار تزلزل مي کنند . امپرياليسم از امپراطور مي آيد و از ويژگي هاي امپراطوري جهان، جهان خواري است . پس غلبه بحث، سياسي است و توليد سلطه و قدرت و تئوري هاي «انضمام »مطرح است . حوزه نفوذ وحوزه انضمام مطرح مي شود.ولي هيچ سربازي پياده نمي شود. سربازان شما رسانه‌ها هستند و تبعاتش هم مي تواند اقتصادي و رواني باشد. مهم اين است که شما جاي ارتش از اهرم رسانه استفاده مي کنيد . امپرياليسم خبري جزيي از امپرياليسم فرهنگي است . امپرياليسم فرهنگي يعني استفاده سلطه جهاني از تمام ابزار فرهنگي براي سلطه خود. به دنبال امپرياليسم فرهنگي که وابستگي فرهنگي (فرهنگ مصرف گرايي) مي آورد وابستگي اقتصادي به وجود مي آيد و وابستگي اقتصادي منجر به وابستگي سياسي مي شود. يعني وابستگي کشورهاي جهان سوم به کشورهاي مرکز مد نظر است.



هدف امپر ياليسم خبري در قضيه هارپ چيست؟


با تمام گفتار ونوشتاري که در اين زمينه موجود است هيچ گونه مدرک مستدلي در باره رد يا تاييد هارپ در دست نيست ،رسانه هاي همکار با سازمانهاي مخوف وسري کشورهاي غربي به سرکردگي امريکا هر ازچند گاهي باروشهايي کاملا نوين براي مخفي نگاه داشتن اقدامات مخرب وگاه خانمان براندازخود تلاشهايي را انجام مي دهند و افکار عمومي را به سمتي که منافعشان ايجاب مي کند سوق مي دهند .


و اما کلام آخر:


در خصوص هارپ مي توان گفت ممکن است چنين پروژه اي در دست اجرا باشد اما عقلاني نيست که ايالات متحده با دستگاههاي عريض وطويل اطلاعاتي وامنيتي اش قبل از حصول کامل نتيجه به اطلاع جهانيان برساند،خاصه آنکه منابع مورد مطالعه خبر، از جايگزيني هارپ به جاي سلاحهاي اتمي نيز ميدهند ،آنجا که مي نويسند:


.........هارپ پروژه ايست که مسئولين اعلام کرده اند براي تحقيق در باره آينوسفر بر پا شده است اما در واقع يک سلاح جنگي جديد پيشرفته است که کليه سلاحهاي سده قرن بيستم را فلج خواهد کرد.


به عقيده نگارنده،کليه ادعاهاي منابع مورد مطالعه در خصوص(زلزله غيرطبيعي،طوفانهاي مصنوعي، خشکسالي و موارد ديگر) حتي اگر واقعيت نداشته باشد مي تواند در آينده تحقق يابد

سیاسی- مذهبی

به نام خدا

دوستان خوب مجازیم       سلام

بعد از مدت ها دوری از فضای وب نویسی     باز هم دلم گرفت و می نویسم

اما در این مدت درفکر بودم برای چه و چرا بنویسم

به قول یکی از رفقای قدیمی(حاج محمد) اینم بقول خودش یه منبره واسه تبلیغ دینمون

اما چرا دوباره نوشتم؟؟؟؟

شاید بگم بزرگترین و ماثرترین عامل اینبودکه دیدم فضای جامعه بعد از انتخابات دیگه خیلی غبار آلود شده بود و پیش خودم گفتم : شاید اینجا مصداق اون حدیثی با شه که امام معصوم فرمود در هنگام حیرت و ندانستن عمق حادثه ای          سکوت کنید!!!!!!

و من در این مدت سکوت کردم و ننوشتم!!!؟؟؟

اما الان دستم دوباره حالت نوشتن به خودش گرفت.

گفتم چه بنویسم

در این مدت بعد از انتخابات خوب و دقیق نگاه کردم

دیدم هر کسی یه تیکه از تاریخ یا روایات رو برداشته و به نفع خودش یا حزبش و یا به طور کلی منافعش       استفاده میکنه!!!!!

عجب

اما ۹ دی

این روزی بود که دیدم همه یک هدف رو دنبال کردن و اون هم           حقیقت بود.

آره حقیقت

من اصلا دوست ندارم در این وب نوشت قضاوت کنم به نفع گروه یا جنبش یا حزب و یا فرد خاصی

اما

از این اتحاد مردم لذت بردو و گفتم

ایکاش خیلی از چشم ها بدون حجاب می شدن و حقیقت حرف دل مردم و می دیدن

و اما حقیقت

سکوت من مثل سکوت اکبر هاشمی نبود

سکوت من مثل بیانیه میر حسین نبود

سکوت من مثل تهمت زدن های شیخ اصلاحات نبود

شاید من به همین دیلی سکوت کرم چون می خواستم مطمئن بشم و سپس بنویسم

و اما می نویسم

که کسانی که از زیر سایه امام عصر و نائب برحقش مقام معظم رهبری خارج بشند

در قعر جهنم خواهند سوخت.

پس سعی کنیم چشم باز کنیم و حقیقت عزت نظام اسلامی رو ببینیم و از ذلت امثال هاشمی رفسنجانی - میر حسین و کروبی  خاتمی و....

درس بگیریم.

 

 

به امید 1/1/ظهور

امام زمانم------------بیا

«قریب زمانی...خواهی آمد»

تـو تماشـا گه خـلقی و مـن از بـاده ی شـوق

مستـم آنـگونه، کـه يارای تماشايم نیست

بـه سـرا پـای تـو، ای ســرو سـهی قـامت من

کـز تـو فـارغ سر مويـي به سـراپايم نيست

منتظران انتظار را زیسته اند ؛ آنچنان که لحظه ای شوق زیستن را وا مگذاشته اند چون او که بیاید؛ طنین گامهایش ، آهنگ نگاهش ، امید وصال را می نوازد.منتظران ورقهای تاریخ انتظار را به اشک نگاشته اند ،با چشمانی به رنگ آسمان ؛تا او از راه برسد و کشتی روح را به ساحل آرامش نشاند ! ...او که از قله های نور فرود آید ؛ و بوی ماه را در شامه ها بریزد، آدمیان بر آستان عشق می نشینند. و زنجیر از پای نیاز می گشایند... آنگاه محراب دعای عارفان ، به سماع روح منقوش می شود ، چونان رقص در تالار ملکوت ... او که از راه برسد ؛ کتاب هدایت را می گشاید ،ثانیه ها را از روی حباب پوچی می تاراند ؛ روزهای مضطرب فصل ها را خزان می کند... ومرور خواهد کرد زمین را و خاک را؛ تا شکوفه های به تاراج رفته باغ ها را برویاند و سرو ها را در خشکزارهای کویر بنشاند...آخر او با جذبه های عاشقانه آشنا ست. اومی آید! آن زمان که ؛ رد پای استغاثه ؛ پوست را بر استخوانها می فشارد ، تباهی بر جانها سایه افکنده باشد؛و گدازه درد ها از جام وجود فوران کرده باشد...ودر این تباهی و ویرانی که صدای من به تو و صدای تو به من و صدای ما ، هرگز به هم نمی رسد ،صدای اوست که ؛ از جدار جهان می آید...با عطر بهار نارنج ؛ با بنفشه های نورس ... و با روایتی تازه از روشنایی ... زلالی تمام چشمه های کوهی را در چشمانش خواهی دید او می آید برای دیدگان منتظرکه انتظار می کشند منجی را!

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني

زسمت مشرق جغرافياي عرفاني

دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست

شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني

كسي كه سبزتر از هزار بار بهار

كسي شگفت ،كسي آن چنان كه مي داني

(قیصر امین پور) 

تقدیم به دلسوختگان حضرت رضا(ع)

 

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم 
 از جمع پرکنده ی رندان جهانم
 

در صحنه ی بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگر آنم

با آنکه همه باخته در بازی عشقند
بازنده ترین است در این جمع نشانم

ای عشق از تو زهر است به جامم
دل سوخت ،‌ تن سوخت ، ماندم من و نامم
 

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم
از جمع پرکنده ی رندان جهانم

عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
 
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
 

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
 
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
 

من زنده از این جرمم و حاضر به مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت

باید که ببازم با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم

عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
 
اما چه کنم ، عاشق این کهنه قمارم

 من در به در عشقم و رسوای جهانم
 
چون سایه به دنبال سر عشق روانم

 او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او ،‌ بر سر جانم

 باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم
 

عمری ست که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

اربعین ‘ تسلیت

بسم الله الرحمن الرحيم

باسلام و عرض احترام به شما ای دوست عزیز

عالم همه محو گل رخسار حسين است         

ذرات جهان در عجب از کار حسين است

داني که چرا خانه حق گشته سيه پوش            

    يعني که خداوند عزادار حسين است

داني که چرا آب فرات گشته گل آلود           

   شرمنده ز لعل لب عطشان حسين است

داني که چرا چوب نصيبش شده آتش            

  بي حرمتيش بر لب و دندان حسين است

فرا رسيدن ايام اربعين حسيني را به ساحت مقدس امام زمان

عجل الله تعالي فرجه الشريف و کليه دوستان و شيعيان حضرتش

تسليت عرض مينمايم

اين الطالب بدم المقتول بکربلا