55 مرزخسروی
مرزخسروی
علاج واقعه قبل از وقوع باید دید
وگرنه ماتم سهراب هرکه کرد و شنید
به داد مرد گرفتار در میان دو رود
جز از عشیره ی تشنه اشاره ای نرسید
مسیر حادثه ها را چه حیف نابلدیم
نشانگری تو ندیدی ؟ علامتی ز بعید ؟
صدایی آمد و انگار یار میطلبید
ولی صداست برادر، به باد میپیچید
مگر تو نقشه نداری ؟ نگفتمت بردار ؟!
برادران هوادار نقشه ای بکشید
امان ز آتش ذلت ، امان ز باد هوا
امان ز دیده ی کم سو که نابجا ترسید
« اجازه ما دوسه سوتی بریم آب بخوریم؟ »
فرار موقع صرف مثلثات مزید
خلاصه خیمه ای آن دور اشتباهی سوخت
برای ثبت حوادث از این طرف بروید
شبیه شعر یا داستان یا ...