زهرا (سلام الله علیها) و فجایع دیگر افسانه
های شیعیان است یا اینکه در کتاب اهل
سنت به آن اشاره شده
در کتاب کنزل العمال که معروف ترین کتب روایتی در نزد
اهل سنت است پس از ذکر روایاتی زیاد از نا رضایتی
دختر معصومه پیامبر(صلی الله علیه وآله ) از دستگاه
خلافتی مخصوصا ابوبکر (کتاب کنزل العمال جلد ۵ صفحه
۵۸۴) به نقل از یکی از مشهورترین روایات اهل سنت
می پردازیم که ما ضمن بیان روایات متوجه خواهیم شد
آیا در زمان ابابکر به خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله
علیها) حمله ای گردیده است یا خیر؟
عبد الرحمن بن عوف می گوید: ابابکر در مرضی که
بواسطه آن مرد به من چنین گفت : بر هیچ چیز تاسف
نمی خورم مگر بر سه کار که آرزو میکردم که ای کاش
هیچ وقت آن کارهارا انجام نمی دادم . اول ای کاش هیچ
وقت به خانه فاطمه(سلام الله علیها)حمله نمی کردم و
آن را باز نمی نمودم و آنرا رها نمی کردم ولو اینکه در
آنرا برای جنگ بسته و در آن مجتمع شده بودند.
دوم اینکه ای کاش در روز سقسفه کار خلافت را بر
عهده ی ابو عبیده و یا عمر وا گذاشته و خود کمک کار
اسشان می شدم ...... (کتاب کنزل العمال جلد ۵
صفحه ۶۳۱ حدیث ۱۴۱۱۳ )
در این روایت صراحتا به جسارت به حضرت فاطمه زهرا
(سلام الله علیها) و حمله به بیت اسشان اشاره شده
است که انکار آن کار ساده ای نیست .
طبری نیز در کتاب تاریخ خویش نوشته است :
خلیفه دوم به سراغ منزل حضرت علی (علیه
السلام ) آمده در حالی که طلحه و زبیر و عده ای از
مهاجرین بودند . پس گفت بی شک خانه را آتش زده ویا
اینکه از خانه خارج شوید پس زبیر با شمشیر برهنه از
خانه بیرون آمده لکن شمشیر از دستش افتاد و ایشان را
گرفتند .(تاریخ طبری جلد ۳ صفحه ۱۹۸ )
در کتاب الامامه و السیاسه نیز که از کتب تاریخی
معتبر اهل سنت است ماجرای ظلمهایی که به حضرت
فاطمه (سلام الله علیها) شده است را طور مفصل می
توان دید ما ترجمه قسمتهایی از آن را جهت تنویر افکار
مخاطبین ذکر می نماییم :
همانا ابابکر سراغ قومی را گرفت که با او بیعت نکرده و
در نزد علی ابن ابیطالب (علیه السلام )جمع شده بودند
پس دومی را به نزد ایشان فرستاد و او هم به نزد
ایشان آمده و از پشت در ایشان را صدا زد ولی آن گروه
خارج نشدند پس هیزم طلبید و گفت :
قسم به آن كسي كه جان عمر به دست اوست بايد از
خانه خارج شويد و گرنه خانه را با اهلش مي سوزانم
به اوگفته شد فاطمه (سلام الله علیها) در اين خانه
زندگي مي كند او نيز جواب داد فاطمه (سلام الله
علیها) را نيز آتش ميزنم !!! (الامامه و السياسه صفحه
12)
پس همه به جز علی (علیه السلام ) خارج شدند و با
ابابکر بیعت کردند زیرا علی قسم یاد کرده بود که از خانه
خارج نشود مگر اینکه قرآن را جمع آوری کند پس فاطمه
(سلام الله علیها) به پشت در آمد و گفت : هیچ مردی را
بدتر از شما سراغ ندارم جنازه پیامبر (صلی الله علیه
وآله و سلم) را در بیت ما رها کرده و بدون اینکه حق ما
را رعایت کنید و یا اینکه با ما مشورت نمایید خود سرانه
برای پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم)خلیفه و جانشین
مشخص نموده اید ؟!
در این هنگام عمر به نزد دومی رفت و گفت آیا علی
(علیه السلام )را که از بیعت با تو سرپیچی کرده است
مجبور به بیعت نمی کنی ؟ ابوبکر نیز قنفذ را برای آوردن
علی (علیه السلام )عازم کرد و پس از سه مرتبه رفت و
برگشت موفق به آوردن علی(علیه السلام ) نمیشود .
پس دومی بلند شد و با عده ای که همراهش بودند به
در خانه فاطمه(سلام الله علیها) رسیدند و چون در زدند
شنیدند که فاطمه (سلام الله علیها) با صدای بلند می
فرمایند :ای پدر جان ای رسول الله(صلی الله علیه وآله و
سلم) چه سختی ها که ما بعد از تو از جانب عمر و
ابوبکر نچشیدیم !! پس عده زیادی از آن گروه که با عمر
بودند به خاطر شنیدن این صدا گریستند و بر گشتند.
سپس دومی و عده ای که باقی ماند علی(علیه
السلام ) را از خانه خارج ساختند ( امام از خانه خارج
نشد بلکه او را بیرون آوردند .از این جمله فتح خانه به
خوبی واضح است) و اورا به سمت ابوبکر روانه کردند ...
پس عمر به ابوبکر گفت بیا تا باهم به خانه فاطمه(سلام
الله علیها) برویم زیرا ما او را غضبناک کرده ایم.( متن
الامامه و السیاسه چنین است که فقال عمر لابی بکر
انطلق بنا الی فاطمه فانا قد اغضبناها. کتابی که این
داستان را نوشته است از منابع اصلی و تاریخی و مهم
اهل سنت است با این حال آورده است که ابابکر و عمر
خود معتقد بودند که فاطمه طاهره(سلام الله علیها) را
غضبناک کرده اند . همانطور که گذشت در صحیح بخاری
آمده است که غضب فاطمه(سلام الله علیها) غضب
پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) است) پس نزد آن
حضرت رفته و طلب ورود کردند لکن حضرت زهرا(سلام
الله علیها) اجازه وارد شدن در منزل را نداده ایشان به
ناچار به نزد علی(علیه السلام ) رفته و او ایشان راوارد
خانه کرد . پس زمانی که در محضر فاطمه(سلام
الله علیها) وارد شدند صورت خویش را از ایشان برگردانده
و به سوی دیوار کرد .
در اینجا ابابکر به زبان آمده و کلماتی بر زبان آورد .
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به آن دو فرمودند: آیا
بخاطر دارید که پدرم رسول خدا (صلی الله علیه وآله و
سلم) فرمود:رضایت و خوشنودی فاطمه(سلام
الله علیها) رضایت من و سخط او سخط من است پس
هر کس فاطمه (سلام الله علیها) را دوست داشته باشد
مرا دوست دارد و هر کس او را راضی کند مرا راضی
کرده و هرکس فاطمه(سلام الله علیها) را به مسخ در
آورد مرا به سخت در آورده است .
آن دو گفتند بله از رسول خدا (صلی الله علیه وآله و
سلم) همین گونه شنیدیم . پس فاطمه (سلام
الله علیها) فرمود : من خدا و ملائکه را شاهد میگیرم که
شما دو نفر مرا به غضب در آورده و مرا راضی نکردید و
اگر پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) را ملاقات کنم
شکایت شما دونفر را حتما به محضر او خواهم کرد . پس
ابوبکر گفت من از غضب او و غضب فاطمه (سلام
الله علیها) به خدا پناه میبرم ... فاطمه(سلام الله علیها)
نیز فرمود: بخدا قسم پس از هر نمازی که بجای می
آورم بر تو نفرین میکنم .( الامامه و السیاسه صفحه ۱۲
الی ۱۴ ) ذکر این ترجمه با علم به طولانی بودن آن به
درک چند مطلب اساسی می ارزد .
نکته اول : حمله عمر به خانه حضرت فاطمه (سلام
الله علیها)
نکته دوم : بیرون آوردن اجباری امیرالمومنین علی(علیه
السلام ) از خانه
نکته سوم : خشم وغضب حضرت فاطمه(سلام
الله علیها) بر خلیفه اول و دوم و اعتراف آن دو بر این
غضب .
نکته چهارم : راضی نشدن حضرت فاطمه (سلام
الله علیها) از خلیفه اول و دوم و نفرین کردن آن حضرت بر
ایشان بعد از هر نماز .
قابل ذکر است که همه این نکات به طور صریح در یکی
از عالی ترین کتب تاریخی اهل سنت به نام الامامه و
السیاسه نگاشته شده است . با این حال گروه هایی از
اهل سنت و وهابیون به انکار این امور پرداخته و حتی
ادعا می کند شیعه به دروغ مدعی است که ابابکر به
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اهانت کرده است .
احمد ابن یعقوب در کتاب تاریخ یعقوبی نگاشته است :
به ابابکر و عمر خبر رسید که جماعتی از مهاجرین و
انصار به همراه علی ابن ابی طالب در منزل فاطمه
(سلام الله علیها) دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله و
سلم) اجتماع کردندپس با جماعتی به سرغ ایشان رفته
تا به خانه حمله کرده و بدان هجوم آوردند .پس علی
(علیه السلام )با شمشیر از خانه خارج شد و عمر
شمشیر را از او گرفت و شکست سپس به اتفاق آن
جماعت داخل خانه شد پس فاطمه (سلام الله علیها)
خارج شد و فرمود باید از خانه من بیرون روی و الا
موهایم را پریشان کرده و به درگاه خدا ضجه خواهم
زد ... ( تاریخ یعقوبی ۲/۱۱ )
ابن ابی حدید در چند جای کتاب معروف خویش یعنی
نهج البلاغه ب داستان حمله به خانه حضرت فاطمه
شهیده(سلام الله علیها) اشاره کرد و در ضمن بیان ما
وقع باطن را بر همگان روشن نموده و با اعلام طرفداری
از خلفای خویش روی خود را برای همیشه سیاه کرده
است .
او در جایی از کتاب خویش آورده است :
آنچه در نزد من صحیح است که فاطمه زهرا(سلام
الله علیها) از دنیا رفته در حالی که از ابوبکر و عمر دلگیر
بود و او وصیت فرمود که آن دو بر او نماز نخوانند البته
این ناراحتی فاطمه(سلام الله علیها) از آن دو از نظر
دوستان ما از اموری است که بر ابوبکر و عمر بخشیده
شده و ایشان به خاطر راضی نکردن او دچار ترک اولی
شدند و بر ایشان اولی تر بود اورا اکرام کردنه و منزل او
را حرمت پاس دارند . لکن ایشان از تفرقه و فتنه ترسیده
و آنچه را که گمان کردند بهتر است مرتکب شدند .
بیشک ابابکر و عمر از لحاظ دین و قوه یقین در جایگاهی
بس رفیع اند و هرگز در این مطلب شک و شبهه ای
وجود ندارد . در هر صورت قضاوت درباره اموری که بر
ایشان با فاطمه (سلام الله علیها) گذشت نیاز به
دانستن اسباب و علل آن است که کسی جز آنهایی که
در آنجا بودند به حقیقت آن علم ندارند بلکه بسیاری از
آنان باطن ماجرا نمیدانند . پس نتیجتا ما از اعتقاد نیکویی
که به این دو داریم عدول نکرده و خداوند نیز آمرزنده
است و در نهایت اینکه : اگر ظلمهای ایشان نصبت به
فاطمه(سلام الله علیها) اثبات شود این ظلمها از قبیل
گناه صغیره بوده و کبیره نمی باشد و منجر به دشمنی
با این دو و زوال محبتشان نمی گردد.(شرح نهج البلاغه
اب ابی الحدید معترلی جلد ۶ صفحه ۵۰)
بنگرید که چگونه ابن ابی الحدید پس از اثبات نارضایتی
حضرت صدیقه شهیده (سلام الله علیها) از ابابکر و عمر
از آندو دفاع کرده و ظلمهایشان را در حق آن بحضرت از
قبیل گناه صغیره می داند . آیا ظلم به کسی که غضب و
رضایت او محور غضب و رضایت خداوند متعال و پیامبر
اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم)گناهی صغیره محصوب
می شود ؟ ( و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا
یحبونهم کحب الله ) (سوره بقره آیه ۱۶۵) او در صفحات
دیگری از کتاب نوشته است : فاطمه (سلام الله علیها)
چون کار های عمر را در روز حمله به خانه خود دید ضجه
ای زد که بسیاری از زنان هاشمی و غیر ایشان به دور
او جمع شدند پس به سمت در خانه رفته و فرمود : ای
ابوبکر چقدر زود بر اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله و
سلم) جفا کردید به خدا قسم تا زمانی که زنده ام با
عمر تکلم نخواهم کرد .(شرح نهج البلاغه اب ابی الحدید
معترلی جلد ۶ صفحه ۴۹)
و در جلد دیگری از کتاب خویش آورده است : و اما حدیث
حمله به خانه فاطمه (سلام الله علیها) در نظر من
صحیح بوده و آنچه که سید مرتضی و شیعه در این باره
می گوسند صحیح است .... ولی اینکار بجای اینکه برای
ابابکر و یا عمر طعن و خرده ای باشد منقبت و افتخاری
است !!! (شرح نهج البلاغه اب ابی الحدید معترلی
جلد ۱۷ صفحه ۱۶۸ )
وی در قسمت دیگری از کتابش آورده است : حدیث
سوزاندن خانه فاطمه (سلام الله علیها) را کسانی
دیگری بجز شیعه هم نقل نموده .(شرح نهج البلاغه
ابن ابی الحدید معترلی جلد ۱۶ صفحه ۲۸۳)
یکی از متاخرین از اهل سنت بنام عبد الرحمن احمد
البکری کتابی را با عنوان ((من حیاه الخلیفه عمر بن
الخطاب)) نگاشته در این کتاب قریب به ۴۰۰ صفحه دارد
به بیان زوایای مختلف زندگانی خلیفه دوم پرداخته
است .
یکی از فصول این کتاب با عنوان: سیرته مع اهل البیت
یعنی برخورد و روش خلیفه دوم با اهل بیت نام گذاری
شده است. در این فصل که از بخشهای : حدیث
سوزانیدن در خانه فاطمه (سلام الله علیها) منبع کردن
خویشان پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) از سهمی
که خدا بر ایشان قرار داده بود ، منع کردن ایشان از
خمس و ... تشکیل شده ،مفصلا پیرامون حمله عمر به
خانه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در زمان ابابکر
سخن گفته شده که در اینجا ما به فرازی از کتاب او
میپردازیم :
او از قول ابن عبد ربه اندلسی از کتاب معروف عقد الفرید
جلد ۲ صفحه ۲۰۵طبع الزهریه مصر نوشته است :
کسانی که از بیعت با ابابکر علی(علیه السلام )و عباس
و زبیر و سعد ابن عباده بودند . اما علی(علیه السلام )
و عباس و زبیر در خانه فاطمه (سلام الله علیها) نشسته
ابوبکر عمر را به سراغ ایشان فرستاد تا از خانه فاطمه
(سلام الله علیها)فا خارجشان کند و به او گفت اگر خارج
نشدند با ایشان مقاتله کن . پس او با شعله ای از آتش
برای سوزاندن در به سمت ایشان آمد . در اینحال فاطمه
(سلام الله علیها) او را دید و فرمود :آیا آمده ای که
خانه ما را بسوزانی گفت آری مگر اینکه با ابوبکر بیعت
کنید (من حیاه الخلیفه عمر بن الخطاب /۱۸۱ )
او سپس از قول عمر رضا کحاله از کتابش اعلام النساء
جلد ۴ صفحه ۱۱۴نقل میکند که : پس خلیفه اول ،عمر را
به دنبال علی (علیه السلام ) و عباس و زبیر و سعد ابن
عباده که در خانه فاطمه (سلام الله علیها) نشسته و از
بیعت خودداری میکردند فرستاد . عمر نیز بدانجا آمد و
ایشان را طلبید . ولی هیچ یک خارج نشدند . پس هیزم
طلبید و گفت : به کسی که جان عمر بدست اوست اگر
از خانه خارج نشوید خانه را با اهلش آتش خواهم زد .
کسی گفت در این خانه دختر پیامبر (صلی الله علیه وآله
و سلم) فاطمه زهرا(سلام الله علیها) نیز زندگی میکند .
او گفت فاطمه (سلام الله علیها) را نیز آتش خواهم زد .
وی در ادامه از قول ابوالفتح شهرستانی از بزرگان اهل
سنت از کتابش ملل و نحل جلد ۱ صفحه ۵۷ می نویسد:
عمر در روزی که برای ابوبکر بیعت میگرفتند چنان به
شکم فاطمه (سلام الله علیها) ضربه ای زد که فرزندش
سقط شد وی با این حال همین طور فریاد میزد که خانه
را با اهلش آتش بزنید و این در حالی بود که در آن لحظه
کسی جز علی(علیه السلام ) و فاطمه (سلام
الله علیها) و حسن (علیه السلام ) و حسین(علیه
السلام ) کس دیگری در خانه نبود
جواب ما با وجودی که بنظر طولانی شد لکن بطور کامل
جواب آن دسته از افراد که ادعا میکنند ظلم و جنایتی
در حق سرور زنان عالمیان توسط خلفا صورت نگرفته
است را داده و جای تردیدی برای کسی باقی نگذاشته
لطفا ما را از نظرات ، انتقادها و پیشنهادهای خود
مطلع سازید
اللهم لعن جبت ولطاغوت