نهم ربیع الاول

سال روز آغاز خلافت و ولایت امام زمان عج بر تمام شیعیان تبریک و تهنیت بادا

حلول ماه مبارک رمضان

اعمال شب اول ماه مبارک رمضان
براى شب اوّل ماه چند عمل ذکر شده است:
 

1ـ رؤیت هلال که بعضى آن را واجب (کفایى) دانسته اند. وقتى هلال را رؤیت کرد، طبق روایتى از امام صادق(علیه السلام) رو به قبله نماید و دست ها را به آسمان بلند کند و خطاب به هلال کند و بگوید:

رَبّـى وَرَبُّـکَ اللهُ رَبُّ الْعـالَمینَ، اَللّـهُمَّ اَهِلَّـهُ عَلَیْنا بِـالاَْمْـنِ

پروردگار من و پروردگار تو خدا پروردگار جهانیان است خ...دایا این ماه را بر ما نو کن با امنیّت

وَالاِْیمانِ، وَالسَّلامَةِ وَالاِْسْلامِ، وَالْمُسارَعَةِ اِلى ما تُحِبُّ وَتَرْضى،

و ایمان و سلامتى و اسلام و پیشى گرفتن بدانچه تو دوست دارى و خشنود شوى

اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى شَهْرِنا هذا، وَارْزُقْنا خَیْرَهُ وَعَوْنَهُ، وَاصْرِفْ عَنّا ضُرَّهُ

خدایا برکت ده به ما در این ماه و خیر و خوبى و کمک آن را روزى ما کن و بگردان از ما زیان این ماه

وَشَرَّهُ، وَبَلائَهُ وَفِتْنَتَهُ.

و شر و بلا و فتنه اش را.
دعای استهلال از ائمه دیگر نیز نقل شده است

2ـ غسل شب اوّل ماه طبق روایات مستحب است که بهتر از بعد از غروب آفتاب تا اذان مغرب باشد.
3ـ در این شب امام حسین(علیه السلام) وارد شد است که موجب بخشودگی گناهان میشود.
4ـ از شب اوّل ماه، شروع به خواندن هزار رکعت نماز ماه رمضان نماید که تفصیل این نماز در مفاتیح است.
5ـ دو رکعت نماز بخواند که در هر رکعت سوره حمد و سوره انعام را بخواند و از خدا بخواهد تا امور وى را کفایت کند و از آنچه که مى ترسد و از بیماریها او را حفظ نماید.
6- دعایی بسیار ی در این شب وارد شد است که مهمترین آنان دعای نورانی چهل و چهارم زبور آل محمد (صحیفه سجادیه) خوانده شود.

7ـ از امور مهمّه در این ماه، تلاوت قرآن مجید است که با شروع ماه رمضان، سزاوار است قرآن بسیار تلاوت شود. روایت شده است که حضرت امام صادق(علیه السلام) در وقت تلاوت قرآن قبل از قرائت، این دعاى بسیار پرمعنا را مى خواندند:

اَللّـهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّ هذا کِتابُکَ الْمُنْزَلُ مِنْ عِنْدِکَ عَلى رَسُولِکَ، مُحَمَّدِ

خدایا من گواهى دهم که این کتابى است که نازل شده از نزد تو بر فرستاده ات محمّد

بْنِ عَبْدِاللهِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَکَلامُکَ النّاطِقُ عَلى لِسانِ نَبِیِّکَ،

بن عبداللّه صلى الله علیه و آله و کلام گویاى توست که بر زبان پیغمبرت جارى گشته

جَعَلْتَهُ هادِیاً مِنْکَ اِلى خَلْقِکَ، وَحَبْلاً مُتَّصِلاً فیـما بَیْنَکَ وَبَیْنَ عِبادِکَ،

و آن را راهنماى خود بر خلق خویش قرار دادى و رشته پیوسته اى در مابین خود و مابین بندگانت گردانیدى

اَللّـهُمَّ اِنّى نَشَرْتُ عَهْدَکَ وَکِتابَکَ، اَللّـهُمَّ فَاجْعَلْ نَظَرى فیهِ عِبادَةً،

خدایا من باز کردم (پیش رویم) عهد و کتاب تو را خدایا پس قرار ده نظر مرا در آن عبادت

وَقِرآئَتى فیهِ فِکْراً، وَفِکْرى فیهِ اعْتِباراً، وَاجْعَلْنى مِمَّنِ اتَّعَظَ بِبَیانِ

و قرائتم را در آن از روى اندیشه و فکرم را در آن عبرت آور و بگردانم از کسانى که پند گیرد به بیان

مَواعِظِکَ فیهِ، وَاجْتَنَبَ مَعاصیکَ، وَلا تَطْبَعْ عِنْدَ قِرائَتى عَلى سَمْعى،

پندهاى تو در آن و از معصیتهایت دورى کند و مُهر مَزَن هنگام خواندنم بر گوش من

وَلا تَجْعَلْ عَلى بَصَرى غِشاوَةً، وَلا تَجْعَلْ قِرائَتى قِرائَةً لا تَدَبُّرَ فیها،

و مینداز بر دیده ام پرده و مگردان خواندنم را خواندنى که تدبر در آن نباشد

بَلِ اجْعَلْنى اَتَدَبَّرُ ایاتِهِ وَ اَحْکامَهُ، آخِذاً بِشَرایِـعِ دینِکَ، وَ لا تَجْعَلْ

بلکه چنانم کن که تدبر کنم در آیات و احکامش و در برگیرم دستورات دین تو را و قرار مده

نَظَرى فیهِ غَفْلَةً، وَ لا قِرائَتى هَذَراً، اِنَّکَ اَنْتَ الرَّؤُوفُ الرَّحیمُ.

نظر مرا در آن نظر بى خبرى و نه قرائتم را بیهوده که براستى تو رؤوف و مهربانى.

و بعد از قرائت قرآن مجید این دعا را مى خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى قَدْ قَرَأْتُ ما قَضَیْتَ مِنْ کِتابِکَ، اَلَّذى اَنْزَلْتَهُ عَلى نَبِیِّکَ

خدایا من خواندم آنچه را حکم کرده بودى از کتابت همان کتابى که نازل فرمودى بر پیامبر

الصّادِقِ، صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، فَلَکَ الْحَمْدُ رَبَّنا، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِمَّنْ یُحِلُّ

راستگویت درود تو بر او و آلش پس حمد خاص توست اى پروردگار ما خدایا بگردانم از کسانى که حلال مى شمرد

حَلالَهُ، وَیُحَرِّمُ حَرامَهُ، وَیُؤْمِنُ بِمُحْکَمِهِ وَمُتَشابِهِهِ، وَاجْعَلْهُ لى اُنْساً فى

حلالش را و حرام داند حرامش را و ایمان دارد به محکم و متشابه آن و آن را همدم من در

قَبْرى، وَاُنْساً فى حَشْرى، وَاجْعَلْنى مِمَّنْ تُرْقیهِ بِکُلِّ ایَة قَرَأَها دَرَجَةً

قبرم و همدمم در روز محشرم قرار ده و قرار ده مرا از کسانى که بالا برى او را به هر آیه از آن که بخواند به درجه اى

فى اَعْلى عِلِّیّینَ، امینَ رَبَّ الْعالَمینَ.
در بالاترین جایگاههاى بهشت اجابت فرما اى پروردگار جهانیان.
 

سيره سياسي امام خميني (ره)

حضرت آيت الله العظمي خامنه اي در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی در حرم امام خمینی (رحمه‌الله   فرمودند(

حادثه‌ى پانزده خرداد اين مطلب را نشان داد؛ نشان داد كه مردم پشت سر روحانيتند. با دستگيرى امام بزرگوار آنچنان قيامتى در تهران و در برخى از شهرستانهاى ديگر به راه افتاد كه دستگاه را وارد ميدان كرد و سركوب وحشيانه‌اى كردند؛ تعداد نامعلومى - بسيار زياد - از مردم كشته شدند؛ خيابانهاى تهران با خون بندگان خدا و مؤمنان و جوانان سلحشور اين ملت، رنگين شد. در پانزده خرداد، چهره‌ى خشن ديكتاتور، چهره‌ى بيرحم رژيم طاغوت، كاملاً خود را نشان داد.

 اما نكته‌ى ديگرى كه در قضيه‌ى پانزده خرداد وجود داشت - كه جوانهاى ما، مردم عزيز ما بايد به اين نكات توجه كنند؛ اينها مهم است - اين بود كه در مقابل اين كشتار بيرحمانه‌اى كه در تهران و برخى نقاط ديگر به وجود آمد، هيچ نهادى از نهادهاى دنيا، از اين سازمانهاى به‌اصطلاح حقوق بشر، زبان به اعتراض نگشودند؛ هيچ كس اعتراض نكرد. مردم و روحانيت، در صحنه تنها ماندند. ماركسيستها و دولتهاى چپ و گروههاى چپ، حتّى حركت مردم در پانزده خرداد را محكوم كردند؛ گفتند اين يك حركت فئوداليستى بود! ملى‌گراهائى كه دم از مبارزه ميزدند، آنها هم اين حركت را محكوم كردند؛ گفتند يك حركت كور و بى‌هدف بود، يك حركت افراطى بود! هر جائى كه مردمان عافيت‌طلب و راحت‌طلب، در وسط ميدان مبارزه، جائى براى خود باز نميكنند و خطرپذيرى نميكنند، انسانهاى مؤمن و مبارز را به تندى و افراطى‌گرى متهم ميكنند؛ گفتند اينها افراطى بودند؛ حركت، حركت افراطى بود. امام به پشتوانه‌ى اين مردم، تنها ماند در ميدان؛ اما به معناى حقيقى كلمه، يك رهبر آسمانى و معنوىِ قاطع و مصمم را در چهره‌ى خود به همه‌ى مردم و به تاريخ نشان داد.

 سه باور در امام بزرگوار ما وجود داشت، كه همين سه باور به او قاطعيت ميداد، شجاعت ميداد و استقامت ميداد: باور به خدا، باور به مردم، و باور به خود. اين سه باور، در وجود امام، در تصميم امام، در همه‌ى حركتهاى امام، خود را به معناى واقعى كلمه نشان داد. امام با دل خود با مردم حرف زد، مردم هم با جان خود به او لبيك گفتند، به وسط ميدان آمدند و مردانه ايستادند و حركتى كه از هيچ نقطه‌اى از دنيا نسبت به آن، نگاه محبت‌آميزى وجود نداشت و دست كمكى دراز نشد، بتدريج به سمت پيروزى حركت كرد و در نهايت به پيروزى رسيد.

 من اين سه باورى را كه در امام وجود داشت، اندكى باز كنم. اينها مطالب مهمى است كه اگر چنانچه در دل ما جائى باز كند، مسير حركت ما را روشن خواهد كرد.

 در باور به خدا، امام مصداق اين آيه‌ى شريفه بود: «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوكيل».(۱) «حسبنا الله و نعم الوكيل» را امام با همه‌ى وجود ادا ميكرد و از بن دندان به آن معتقد بود. امام به خداى متعال اعتماد داشت، به وعده‌ى الهى يقين داشت، براى خدا حركت كرد و كار كرد و حرف زد و اقدام كرد و ميدانست كه «ان تنصروا الله ينصركم»(۲) وعده‌ى الهى است و حتمى و تخلف‌ناپذير است.

 در باور به مردم، امام بزرگوار، ملت ايران را به معناى حقيقى كلمه ميشناخت. امام اعتقاد داشت كه اين ملت، ملتى است با ايمان عميق، باهوش و شجاع؛ كه اگر پيشوايان لايقى در ميان آنها پيدا شوند، اين ملت ميتواند مثل خورشيد در ميدانهاى مختلف بدرخشد؛ امام اين را قبول داشت. اگر يك روز عنصر نالايقى مثل شاه سلطان حسين موجب شد كه ملت ايران در لاك خود فرو بروند، اما در روز ديگرى، مرد شجاعى مثل نادرقلى (نادر شاه افشار) وقتى در ميان مردم ظاهر ميشود و با شجاعت، پيشوائى مردم را به عهده ميگيرد، اين ملت ميتواند ميدان حركت افتخارآميز خود را از دهلى تا درياى سياه گسترش دهد؛ اين را امام در تاريخ ديده بود، نظائر آن را مشاهده كرده بود و اعتقاد و ايمان به اين مطلب داشت؛ ملت ايران را ميشناخت، به ملت ايران اعتماد داشت. ايمان عميق مردم كه در زير اندودهاى ساخته و پرداخته‌ى دنياطلبان مخفى و پنهان شده بود، امام بزرگوار اين ايمان عميقِ تغييرناپذير را شكوفا كرد؛ غيرت دينى مردم را برانگيخت و ملت ايران الگوى استقامت و بصيرت شد. مردم در چشم امام بزرگوار، عزيزترين بودند؛ دشمنان مردم، منفورترين بودند. اينكه شما ملاحظه ميكنيد كه امام در مقابله‌ى با قدرتهاى سلطه‌گر لحظه‌اى از پا ننشست، عمدتاً به‌خاطر همين بود كه قدرتهاى سلطه‌گر، دشمن سعادت مردم بودند و امام دشمن مردم را دشمن ميداشت.

 در باور به خود - اعتماد به نفس - امام به مردم ايران «ما ميتوانيم» را تعليم داد. امام قبل از آنكه «ما ميتوانيم» را به مردم ايران تلقين كند و تعليم دهد، «ما ميتوانيم» را در وجود خود زنده كرد؛ اعتقاد خود را به توانائى شخصيتى خود، به معناى حقيقى كلمه، به مظهر بروز و ظهور رساند. در روز عاشوراى سال ۴۲ امام در عين غربت، در ميان طلاب و مردم قم در مدرسه‌ى فيضيه، محمدرضا شاه را كه با اتكاى آمريكا و قدرتهاى خارجى، به طور بى‌قيد و شرط و بى‌مهارى بر كشور حكومت ميكرد، تهديد كرد كه اگر اينجور حركت كنى، اين راه را ادامه دهى، من به مردم ايران خواهم گفت تو را از ايران بيرون كنند! اين را چه كسى ميگويد؟ يك روحانى ساكن در قم، بدون سلاح، بدون تجهيزات، بدون پول، بدون پشتوانه‌ى بين‌المللى؛ فقط به اتكاء ايمان به خدا و اعتماد به نفس، كه ميتواند در اين ميدان بايستد. آن روزى كه امام از تبعيد برگشت، در همين بهشت زهرا دولت بختيار را تهديد كرد و با صداى بلند گفت: من توى دهن دولت بختيار ميزنم، من دولت تعيين ميكنم. اين، اعتماد به نفس بود. امام به خود و به نيروى خود و به توانائى‌هاى خود ايمان و باور داشت. همين باور به خود، در عمل امام، در گفتار امام، به ملت ايران منتقل شد.

 

امام مطلب را برگرداند، اين ابزار تسلط ابرقدرتها را از دست آنها گرفت، به ملت ايران گفت «شما ميتوانيد»؛ شجاعت را به ما برگرداند، تصميم و قاطعيت را به ما برگرداند، اعتماد به نفس را به ما برگرداند، ما ملت ايران احساس كرديم ميتوانيم؛ حركت كرديم، اقدام كرديم؛ لذا ملت ايران در همه‌ى ميدانها - كه حالا اشاره‌اى خواهم كرد - در اين سى و چند سال پيروز شده است.

 اين سه باور در امام - يعنى باور به خدا، باور به مردم، باور به خود - محور همه‌ى تصميم‌گيرى‌هاى او، همه‌ى اقدامهاى او و همه‌ى سياستهاى او شد. در آغاز نهضت، همين سه باور به امام قدرت داد؛ در دوران تبعيد، همين جور؛ در وقتى كه امام به پاريس حركت كرد، همين جور؛ در وقتى كه به ايران آمد، همين سه باور به امام اين قدرت را داد كه در آن شرائط وارد تهران شود؛ در حوادث بهمن ۵۷، در فتنه‌هاى داخلى، در اعلام نظام جمهورى اسلامى، در ايستادگى صريح در مقابل نظم ظالمانه‌ى جهانى، در اعلام «نه شرقى، نه غربى»، در جنگ تحميلى، و در همه‌ى قضاياى آن ده سالِ پرحادثه‌ى زندگى امام، همين سه باور در امام متجلى بود. منشأ تصميم امام، منشأ اقدام امام، منشأ سياستهاى امام، همين سه باور بود.

 تا روزهاى آخر زندگى، هيچ كس در حرف و عمل امام بزرگوار ما، نشانى از افسردگى و ترديد و خستگى و وادادگى و تسليم‌طلبى پيدا نكرد. بسيارى از انقلابى‌هاى دنيا وقتى كه از دوران جوانى خارج ميشوند و به پيرى ميرسند، دچار ترديد ميشوند، دچار محافظه‌كارى ميشوند؛ حتّى گاهى حرفهاى اصلى خودشان را هم پس ميگيرند. بيانيه‌هاى امام در سالهاى آخر عمر، حتّى از سخنان سال ۴۲ ايشان گاهى انقلابى‌تر بود، تندتر بود، قوى‌تر بود؛ پير ميشد، اما دل او جوان بود، روح او زنده بود؛ اين همان استقامتى است كه در قرآن كريم ميفرمايد: «و ان لو استقاموا على الطّريقة لاسقيناهم ماء غدقا».(۳) در آيه‌ى ديگر ميفرمايد: «انّ الّذين قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزّل عليهم الملائكة».(۴) اين سه باور، امام را زنده نگه داشت؛ جوان نگه داشت؛ فكر امام و راه امام و طريقه‌ى امام را براى اين ملت، ماندگار و ثابت كرد؛ آن وقت همين سه باور بتدريج در مردم ما، در جوانان ما، در قشرهاى گوناگون، همگانى شد؛ اميد پيدا شد، اعتماد به نفس پيدا شد، توكل به خدا پيدا شد؛ اينها جاى يأس را گرفت، جاى تاريك‌نمائى را گرفت، جاى بدبينى را گرفت؛ مردم ايران روحيات خودشان را تغيير دادند، خداى متعال هم وضع آنها را تغيير داد: «انّ الله لايغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بانفسهم»؛(۵) ملت ايران راه خود را، حركت خود را، انگيزه‌هاى خود را اصلاح كردند، خداى متعال هم به آنها كمك كرد، به آنها نصرت داد و پشتيبانى كرد. نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه ايرانِ وابسته تبديل شد به ايران مستقل.

 از وابستگى رژيم طاغوتى پهلوى - كه بدتر از رژيم مرتجعِ روسياهِ قاجار بودند - به انگليس و بعد به آمريكا، چيزهاى زيادى هست كه جوانهاى عزيز ما بايد بدانند. وابستگى اينها به حالت شرم‌آور رسيده بود. بعد از انقلاب، يكى از ديپلماتهاى برجسته‌ى آمريكا اين را گفت و نوشت؛ گفت ما بوديم كه به شاه ميگفتيم شما به فلان چيز احتياج داريد، به فلان چيز احتياج نداريد! آنها بودند كه ميگفتند اين رابطه را بايد برقرار كنيد، اين رابطه را بايد قطع كنيد؛ نفت را اين مقدار توليد كنيد، اين مقدار بفروشيد؛ به كى بفروشيد و به كى نفروشيد! كشور با سياست آمريكا، با نقشه‌ى آمريكا، و پيش از آن با سياست و نقشه‌ى انگليس اداره ميشد. اين كشور وابسته تبديل شد به ايران مستقل، ايران سرافراز. سران فاسد و خائن و پول‌پرست و غرق در شهوات و لذتهاى مادى و حيوانى، بر اين كشور حكمرانى ميكردند؛ اين تبديل شد به نمايندگان مردم؛ جاى خود را دادند به زمامدارانى كه نمايندگان مردم بودند. در اين سى و چند سال كسانى بر اين كشور فرمانروائى كردند، قدرت را در دست گرفتند، سياست و اقتصاد را در دست گرفتند كه نماينده‌ى مردم بودند. با همه‌ى ضعفها و با همه‌ى قوّتهائى كه در اشخاص مختلف وجود داشت، اين خصوصيت همه بود كه اينها نماينده‌هاى مردم بودند؛ كسانى بودند كه كيسه‌اى براى خود ندوخته بودند - البته يكى ضعيف‌تر است، يكى قوى‌تر است - اين خيلى مسئله‌ى مهمى است. آن سياستمداران خبيثِ وابسته‌ى طماعِ پستِ فرودست در مقابل دشمنان و خشمگين در مقابل مردم، تبديل شدند به نمايندگان مردم. كشور عقب‌مانده‌ى ما از لحاظ علمى، تبديل شد به يك كشور پيشرفته‌ى علمى. ما قبل از انقلاب هيچ افتخار علمى در كشور نداشتيم. امروز ديگران درباره‌ى ما ميگويند، مراكز سنجش جهانى درباره‌ى ايران قضاوت ميكنند كه رشد و شتاب پيشرفت علمى، يازده برابرِ متوسط دنيا است. اين چيز كمى است؟ مراكز سنجش علمى پيش‌بينى ميكنند كه تا چند سال ديگر - تا سال ۲۰۱۷ - ايران در رتبه‌ى چهارم علمى دنيا قرار ميگيرد. اين چيز كوچكى است؟ آن كشورى كه از لحاظ علمى هيچ افتخارى نداشت، تبديل شد به اين.

۱) آل عمران: ۱۷۳

۲) محمد: ۴۰

۳) جن: ۱۶

۴) فصلت: ۳۰

۵) رعد: ۱۱

منبع

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=10741

 

 

 

حضرت آيت الله العظمي خامنه اي: حنجره دعوت کننده مسلمانان به وحدت حنجره الهی است

حضرت آیت الله العظمي خامنه ای صبح امروز (شنبه) در دیدار اساتید، قاریان و حافظان شرکت کننده در سی امین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، یکی از دستورات مهم قرآن خطاب به مسلمانان را حفظ اتحاد و یکپارچگی دانستند و تأکید کردند: امروز هر حنجره و زبانی که مسلمانان را به وحدت دعوت کند، حنجره الهی است و هر حنجره و زبانی که مسلمانان و مذاهب اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند، زبان شیطان است.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با تأکید بر لزوم انس و آشنایی بیشتر مسلمانان با قرآن و معارف سعادت بخش و عزت آفرین آن افزودند: یکی از خطاب های قرآنی به مسلمانان، اتحاد حول ریسمان الهی و متفرق نشدن است که در مقابل آن، آموزش و روش استعماری قرار دارد که ایجاد اختلاف میان امت اسلامی و تشدید تعصب های مذهبی، دستور کار آن است.

ایشان با اشاره به فریب خوردن برخی حکومت ها و دولت های اسلامی، و بازی آنان در زمین دشمن، خاطرنشان کردند: اتحاد و اتفاق میان مسلمانان، یک فریضه فوری است.

رهبر انقلاب اسلامی، کشتار و خونریزی، تروریسم کور و فجایع مربوط به آن، و بوجود آمدن فرصت برای رژیم غاصب صهیونیستی را از نتایج اختلاف و تفرقه میان امت اسلامی برشمردند و گفتند: امروز، روز امتحان برای مسلمانان و دولت های اسلامی است، و ملت های اسلامی باید کاملاً هوشیار باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به موج اسلام ستیزی که از جانب غرب بر ضد دنیای اسلام آغاز شده است، تأکید کردند: دشمنان غربی، شمشیر را بر ضد مسلمانان از رو بسته اند، بنابراین امت اسلامی باید عوامل اقتدار و توانایی درونی خود را تقویت کنند که یکی از مهمترین این عوامل، اتحاد و یکپارچگی و تمرکز بر نقاط اشتراک است.

رهبر انقلاب با اشاره به اینکه دنیای اسلام امروز تشنه ی حقایق قرآنی است افزودند: برخلاف گذشته که برجستگان دنیای اسلام برای رساندن صدای آزادی خواهی خود شعارهای سوسیالیستی و کمونیستی سر می دادند امروز از شرق تا غرب دنیای اسلام اگر کسانی بخواهند شعار عدالت، استقلال، آزادی و عزت را فریاد کنند شعارهای قرآنی را سر می دهند.

ایشان برگزاری جلسات و مسابقات قرآنی را وسیله ای برای نزدیک شدن بیشتر به حقیقت و روح قرآن کریم دانستند و خاطرنشان کردند: فراگرفتن معارف قرآنی زمینه ای برای رسیدن به سلامت، امنیت و عزت و سامان یافتن زندگی مسلمانان در سایه ی تعالیم قرآن است.

 

بعثت

بعثت نبی اکرم به تمام مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد

سال روز وفات خمینی کبیر

سال روز وفات امام خمینی به مراجع شیعه و مخصوصا حضرت آیة الله العظمی سید علی خامنه رهبر انقلاب دامت ظله العالیه را تسلیت عرض میکنم.

امام کاظم ع فرمودند:

امام موسی بن جعفر ع فرمودند:

قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ اءهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.
فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اءجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زيادكار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.

احادیثی از امام موسی کاظم ع

شهادت امام موسی کاظم ع بر تمام پیروانان و محبین اهل البیت تسلیت باد.

امام موسی موسی بن جعفر (ع) فرمودند:

لِكُلِّ شَيْي ءٍ دَليلٌ وَ دَليلُ الْعاقِلِ التَّفَكُّر.
فرمود: براى هر چيزى  دليل و راهنمائى است و راهنماى شخص عاقل ، تفكّر و انديشه مى باشد.

اعیاد رجبیه

اعیاد رجبیه را به همه محبین اهل البیت تبریک عرض میکنم

پیام حضرت آیت الله محقق کابلی برای افغانان ساکن اروپا و غرب

پیام حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی به افغانان ساکن اروپا و غرب

بسم اللّه الرحمن الرحیم

 

 

« یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ »؛ ( قرآن کریم سوره حجرات آیه 13)

 

  (اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله ‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامى ‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!)  

 

دین مقدس اسلام کامل ترین و آخرین دین الهی در سلسله ادیان ابراهیمی و ناسخ سایر ادیان و مکمل آن­ها در مسیرکمال و هدایت انسان­ها بسوی حق تعالی است و با جامعیت و کمال خود پاسخگوی تمامی مسائلی است که در هدایت آدمی نقش دارد، و حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، خاتم انبیاء و آخرین پیامبر الهی در سلسله انبیای الهی است که مژده و بشارت ظهور ایشان در متون مقدس پیشین آمده است.

  بحمدالله این دین با منطق قوی خود امروزه در تمامی نقاط جهان گسترش یافته و پیروان زیادی دارد و در این میان ملت مسلمان و مؤمن افغانستان، با پیشینه­ ی درخشان تمدن و فرهنگ، از متعهد ترین و باوفادار ترین ملت­ های جهان، به اعتقادات، باورها و ارزش­های دین مقدس اسلام است، که این تعهد و پایبندی خود را در هر شرایط و در طول تاریخ نشان داده است.

اما در اثر تحولات و رویدادهای ناگواری که در چند دهه­ ی اخیر در این کشور رخ داده و فشارهای گوناگونی که بر این مردم وارد شده است، انبوهی از جمعیت این سرزمین اسلامی، راهی دیار هجرت به کشورهای اسلامی همسایه و غیره شده­ اند و جمعی زیادی نیز راهی دیار غرب، اروپا، استرالیا و دیگرکشورهای غیر اسلامی شده و آنجا مقیم گردیده ­اند و با اختیار نمودن تابعیت جدید، اکنون از شهروندان این کشورها محسوب می شوند.

  این جانب مدت­هاست که شدیداً نسبت به آینده ­ی این مردم و نسل های بعدی شان در این کشورها، به لحاظ دینی، اعتقادی، اجتماعی و ایمانی، دغدغه ­ی خاطر و نگرانی دارم و این امر باعث شد تا نکاتی را به عنوان پیام یاد آوری نمایم. طبیعی است که مخاطب این پیام می­ تواند عموم مسلمانان و شیعیان ساکن در این کشورها باشند امیدوارم مورد توجه جدی همه­ ی برادران و خواهران عزیز قرار گیرد:

1ـ قبل از همه بر این نکته اساسی و بسیار مهم تأکید می ورزم که در حفظ اعتقادات دینی و مذهبی عاری از هرنوع انحراف و خرافه، جدی وکوشا باشید.

2ـ احکام و موازین شرعی و حلال و حرام الهی را جدّاً رعایت نموده، از یکسو از اباحه گرایی و لا اُبالیگری و از سوی دیگر از تحجرگرایی، افراط، تکفیر و تفسیق دیگران پرهیز نمایید، همه شما مؤمنین را دعوت می­ نمایم تا با سلوک و رفتار سالم دینی خود با همه­ ی برادران مسلمان و پیروان ادیان و فرقه­ های دیگر، زندگی مسالمت آمیز و همراه با مهر و مدارا داشته باشید.

3ـ رعایت اخلاق اسلامی و انسانی و پرهیز از دور زدن قوانین و مقررات نظام اجتماعی در امور مالی، اشتغال و غیره و سوء استفاده نکردن از امکانات عمومی با توجیهات نادرست، از دیگر وظایف دینی و انسانی شما شهروندان جدید مسلمان این کشورها می باشد و سعی کنید با رفتار و سلوک نیک خود، الگویی از یک مسلمان تربیت یافته در دامن مکتب نجات بخش اسلام باشید، «کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُم‏»؛ (با عمل تان مردم را به اسلام دعوت نمایید).

4ـ تأکید ویژه دارم که وحدت و اخوت اسلامی و ایمانی را رعایت نموده، از هرنوع اختلاف و تفرقه در قالب­ های: قوم گرایی، قبیله گرایی، منطقه گرایی، حزب گرایی و... شدیداً پرهیز نموده و بر اساس معیارهای ارزشی دینی بر مبنای «إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم»(گرامى ‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست) و «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» (همانا مؤمنان برادران [یکدیگر] اند) و بر محور مکتب اهلبیت علیهم السلام تمامی روابط و معاشرت ­هایتان را سامان دهید، چرا که در اسلام ارزش­ های چون: قوم، قبیله، نژاد، منطقه، حزب و . . . لغوگردیده و این عناصر صرفا شناسه ­هایی است که مردم از طریق آن­ها همدیگر را به رسمیت شناخته و قبول نمایند.

5ـ همچنین تأکید می­ نمایم که پیوند عمیق و استوار تان را با اهلبیت اطهار علیهم السلام، آموزه­ ها و مکتب حیات بخش آن­ها حفظ نموده و نسل و فرزندانتان را آشنا و محب به اهل بیت علیهم السلام به بار بیاورید، که خیر و سعادت دنیا و آخرت شما در پیروی از این مکتب است.

6ـ با توجه به تأثیر محیط در شکل گیری شخصیت انسان­ مخصوصاً جوان و نوجوان، نسبت به تربیت و آموزش دینی و مذهبی فرزندان و اطفال تان، اهتمام داشته باشید و سعی نمایید تا این عزیزان که سرمایه­ های شما و سفیران آینده اسلام در این کشورهایند، در مسیر تربیت ناسالم و انحرافی قرار نگیرند و خدای نخواسته اگر غفلت و تساهل نمایید در فردای قیامت پاسخگو خواهید بود، طبق فرموده قرآن کریم «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة»؛ (اى کسانى که ایمان آورده ‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید) و برای اطمینان بیشتر سعی شود این آموزش و تربیت، زیر نظر علما و روحانیون انجام پذیرد.

7ـ سعی نمایید تا عده ­ی از فرزندان مستعدتان راکه انگیزه و آمادگی برای تحصیلات علوم دینی و حوزوی دارند، برای تحصیل علوم دینی به حوزه­ های علمیه مانند قم و نجف اشرف اعزام نمایید.

8ـ خانواده در اسلام نهاد مقدسی است که تأکید فراوان بر حفظ آن شده است، توصیه می­ نمایم در محیطی که با کمال تأسف این نهاد ارزشمند مورد مخاطره جدی و چه بسا در آستانه از هم پاشیدن قرار دارد، سعی فراوان در حفظ سلامت کیان خانواده داشته باشید، تا در آینده تاریخ، نسل خوب، سالم و شناخته شده­ ی داشته باشید.

9ـ ارتباط مستمر، سازنده، و نظام مند خود را با مراکز دینی و حوزه­ های علمیه و دفاتر اینجانب در قم و کابل برقرار نمایید تا زمینه دعوت از مبلغین برجسته و صاحب نظر در مسائل اسلامی، مانند مرحوم آیت الله شیخ محمد عیسی محقق خراسانی(ره) و... از سوی شما عزیزان فراهم گردد.

10ـ از مسؤلین و متولیان مراکز دینی و مذهبی، می­ خواهم که با علما و روحانیون (بخصوص علمای فاضل و مبلغین برجسته اعزامی از مراکز اصلی و حوزه­های علمیه) در تدبیر و مدیریت مراکز دینی، مساجد  و حسینیه­ ها، مشورت­ های لازم را داشته باشند، و باکسب راهنمای و هدایت از آن­ها در برنامه ریزی­ های تبلیغی و آموزش ­های دینی و مذهبی، حداکثر استفاده را ببرند.

11ـ به عموم مسلمانان و شیعیان ساکن در این کشورها توصیه می ­نمایم که اولا به روحانیون و طلاب علوم دینی ساکن در میان مهاجرین که مانند بقیه مردم، شهروندان این کشورها شده­ اند، احترام لازم را داشته باشند، و ثانیا به این­ها به عنوان ظرفیت­ های ارزشمند موجود در این کشورها نگرسته و با مراجعه به آن­ها در امور دینی و مذهبی، استفاده مناسب را از این­ها که عضوی از پیکره ­ی آن­هایند داشته باشند و به فارغ التحصیلان حوزوی و طلاب علوم دینی ساکن در این کشورها نیز یاد آور می ­شوم که اولاً با حضور مؤثرشان در میان مهاجرین از هیچ نوع مشارکت و همکاری با مردم در امور دینی و مذهبی دریغ نورزیده و خدمت نمایند و ثانیاً اخلاق و زی طلبگی، آداب و شؤون دینی و مذهبی را رعایت نمایند و ثالثاً به مطالعات دینی و مذهبی شان روز به روز بیافزایند و بخصوص از فرصت حضور علما و مبلغین برجسته­ ی اعزامی از حوزه­ های علمیه، استفاده برده و به تکمیل تحصیلات شان بپردازند.

12ـ همچنین به عموم مردم مسلمان وشیعیان توصیه می­ نمایم که به روشن فکران متعهد، اقشار فرهنگی، نخبگان فکری و علمی و اهل اندیشه که از شما مردم­ اند و دغدغه­ ی دین را دارند و در کنار شما به عنوان شهروندان جدید مسلمان در این کشورها زندگی می­ نمایند، احترام ورزیده و وجود آن­ها را در میان خود به دیده قدر بنگرند و از آن­ها استفاده نمایند، و به این نخبگان مسلمان و منورین نیز توصیه می­ نمایم که اولاً احکام و معارف دین را از سرچشمه­ ها، یعنی مراجع عظام دینی وکارشناسان اصلی دین یعنی علما، محققین و مبلغان فاضل و تحصیل کردگان حوزه ­های علمیه فرا بگیرند و در این مسائل با پیروی از آن­ها از تفسیرها و برداشت­ های ناروا از دین و مذهب پرهیز نمایند و ثانیاً از مردم نبریده و در پیوند با آن­ها بوده و با مشارکت در محافل دینی و مذهبی با مؤمنین همکاری نمایند.

13ـ به نسل جوان و مستعد مسلمان سنی و شیعه توصیه می­ نمایم که برای فراگیری دانش، تخصص­ها و فنون روز و استفاده از شرائط مساعد و امکانات این کشورها، در جهت پیشرفت علمی و فنی بر اساس آموزه دینی: «والحِکمةُ ضالّةُ المُؤمنِ»؛ (دانش گمشده مومن است)  و «اطلبوا العلم و لو بالصین»؛ (علم و دانش را فراگیرید ولو درمکان دوری مانند چین آن زمان باشد)، حداکثر سعی و تلاش را داشته باشند.

14ـ زبان فارسی و عربی ابزاری خوبی برای پیوند به گذشته، فرهنگ، هویت­ های دینی، مذهبی و تمدنی شما می­ باشد، لذا توصیه می­ نمایم که از زبان بومی و دینی تان فاصله نگرفته و آن را نیز درکنار سایر مضامین آموزشی یکی از مضامین درسی برای فرزندانتان در مراکز دینی و مدارس خصوصی قرار داده و این دو زبان را به عنوان حلقه اتصال گذشته به آینده، به نسل بعدی خود منتقل نمایید.

15ـ به همه­ ی مردم و بخصوص کسانی که در شرایط مالی بهتری قرار دارند توصیه می ­نمایم که به ساخت و توسعه مراکز دینی - مذهبی و آموزشی، و از جمله حوزه علمیه، در چارچوب مقررات مدنی این کشورها، مبادرت ورزیده و صرفاً به ساخت این مراکز اکتفا ننموده بلکه با مدیریت و برنامه ریزی موفق فضای مناسب را برای تبلیغات سالم دینی و مذهبی و تربیت دینی فرزندان شان ایجاد نمایند و با حفظ و احیای مناسبت­ های دینی، مذهبی و تاریخی و برگزاری مجالس دینی با شکوه، بویژه در ماه ­های مبارک رمضان، محرم و صفر و شرکت در نمازهای جمعه و جماعت و برنامه ­های متنوع دیگر برای طیف ها و اقشار مختلف اعم از: زنان، مردان، اطفال، جوانان و نوجوانان، تحت نظر علما و مبلغان دینی و مذهبی حد اکثر استفاده را از این مراکز ببرند.

16ـ تمام مسلمین و مؤمنین از اسراف و تبذیر و تجمل گرایی و تحمیل هزینه­ های اضافی بر زندگی شان پرهیز نموده و به جای آن­ها از یکسو به پرداخت صدقات واجبه و مستحبه و پاک کردن درآمدها و اموال شان از حقوق الناس و حقوق الله و وجوهات شرعیه توجه نمایند، و از سوی دیگر هموطنان خود را در افغانستان و سرزمین آبائی شان، بخصوص خانواده ­های محترم شهداء، معلولین، فقراء، ایتام، مساکین، ذوی الارحام و ذوی الحقوق را فراموش نکرده و آن­ها را یاری رسانیده و با سهم گرفتن در کارهای خیر و راه اندازی مؤسسات خیریه بر حسنات خود بیافزایید.

17ـ به عموم مردم توصیه اکید دارم که کرامت ذاتی انسان را در برخورد با شهروندان غیر مسلمان این کشورها، رعایت نموده و مبادا به دلیل اختلافات دینی و فرهنگی به این شهروندان، اهانت نمایند زیرا این برخوردها موجب تنفر و نگاه بد بینانه­ ی آن­ها به دین اسلام و مسلمانان می­ گردد.

18ـ همچنین رعایت حرمت مال شهروندان غیر مسلمان بومی و غیر بومی این سرزمین­ ها لازم است، تعدی پنهان و آشکار به اموال و دارایی­ های مردم، هم خلاف مقررات و نظم عمومی است و هم  باعث خدشه دار شدن اعتبار دینی اقلیت مسلمان در این کشور ها می ­گردد.

18ـ اهانت و بی حرمتی به باورها، مقدسات و ارزش های مورد قبول پیروان سایر ادیان و فرقه ها، مناسب شأن یک مسلمان آگاه و با منطق نیست، بلکه بجای آن باید با حکمت و موعظه حسنه که منطق اسلامی و قرآنی است باب دعوت به خیر، گفتگو و تفاهم را با پیروان این ادیان و ِفرق گشود.

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ   تُعِزُّ بِهَا الاِسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ ، وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ ، وَالْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ ، وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ.

بِحَولِکَ و قُوَّتِکَ وَ بِعِزَّتِکَ وَجَلالِکَ یا أرحَم الراحِمین وَ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.

 

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى.

حوزه علمیه قم، قربانعلی محقق کابلی.

21/2/1392 هـ ش، برابر با 12مه 2013 م.

لیله الرغائب

لیلة الرغائب
 
لیلة الرغائب از بوستان های بزرگ رجب المرجب است، رغائب جمع رغیبه است یعنی بخششی بزرگ و شب رغائب، یعنی شب بخشش های بزرگ و آن اولین شب جمعه هر ماه رجب است، پیامبر گرامی فرمودند؛ از آن شب غافل نشوید که فرشتگان آن را لیلة الرغائب نامیده اند! چرا که چون پاسی از شب گذشت، هیچ فرشته ای نیست مگر این که در کنار کعبه آید و آنگاه خدای بزرگ نظر رحمت بر آنان اندازد و بفرماید: ای فرشتگانم هر چه خواهید به شما عطا نمایم، فرشتگان در پاسخ گویند بارالها از تو می خواهیم روزه داران این ماه را ببخشایی، خدای بزرگ در پاسخ می فرماید: بخشیدم.
 
اعمال شب لیلة الرغائب
 
در اعمال ماه رجب سفارش شده است، روز پنج شنبه اول آن ماه روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر و دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود و چون 12 رکعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.
 
پس از آن در سجده 70 بار ذکر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائکة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، 70 بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و 70 مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی.
 
همچنین در روایتی آمده است، میّت می پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده ام. آن زیباروی پاسخ می دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.
 
اینک فرصت را غنیمت شمرده و در این شب زیبا به درگاه معبود مهربان و بخشنده طلب استغفار کنیم، باشد که بر ما و گناهانمان ببخشاید و همچون مولودی تازه رسته و پاک از گناهان به زندگی برگردیم و حاصل عبادت خود در این شب را ره توشه ای سازیم که تا پایان عمر نگهدار ماست

حدیث از امام هادی (ع)

الإمامُ الهاديُّ عليه السلام :  المِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَالقَديمَةَ ، ويَحلُلُ العُقدَةَ الوَثيقَةَ ، وأقلُّ ما فيهِ أن تَكونَ فيهِ المُغالَبةُ ، والمُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ .

 

 

امام هادى عليه السلام :  مجادله كردن، دوستى ديرين رااز بين مى برد و پيوند استوار را از هم مى گسلد و كمترين چيزى كه در مجادله هست، چيره جويى است و چيره جويى، خود عامل اصلى قطع رابطه مى باشد.

 

حدیث امام هادی

امام علی بن محمد الهادی (ع) فرمودند: مَن هانَت عَلَيهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛

 

هر كه خود را سبُك شمارَد ، از گزند او ايمن مباش.

شهادت امام هادی (ع)

شهادت امام هادی (ع) را به تمام پیروانان و محبین اهل البیت تسلیت عرض میدارم.

امتیازات کلامی شیعه قسمت پنجم

امتیازات کلامی شیعه قسمت پنجم

د- حدیث محوری

كلام شيعه، بر خاسته از بطن حديث شيعه است.[1] علم كلام نزد اهل سنّت، جريانى بر ضدّ سنّت و حديث تلقّى شده است.[2] ولى كلام شيعه نه تنها بر ضدّ سنّت و حديث نيست، در متن سنّت و حديث جا دارد.

استاد مطهری دربارة علت این مسئله مینویسد:

«در احاديث اهل تسنن، تجزيه و تحليلى درباره اين موضوعات کلامی صورت نگرفته است. مثلاً اگر سخن از قضا و قدر و اراده شامله حق و از اسماء و صفات بارى و از روح و انسان و از عالم بعد از مرگ و حساب و كتاب و صراط و ميزان و از امامت و خلافت و امثال اين مسائل به ميان آمده است هيچ گونه بحثى در اطراف آن‌ها انجام نشده و توضيحى صورت نگرفته است. ولى در احاديث شيعه همه اين مسائل طرح‏ شده و درباره آن‌ها استدلال شده است. يك مقايسه ميان ابواب حديث صحاح ستّه با ابواب حديث كافى كلينى مطلب را روشن مى‏كند. على‏هذا در خود احاديث شيعه، «تكلّم» به معنى تفكّر عقلانى و تجزيه و تحليل ذهنى صورت گرفته است. به همين جهت شيعه به دو گروه اهل الحديث و اهل الكلام تقسيم نشد، آن‌چنان كه اهل تسنّن تقسيم شدند.»[3]

احادیث شیعه، مسائل مهم استدلالی و دقیقی را به روش استدلال بیان می‌کند. مانند حدیث ذیل؛

«عَنْ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ اللّهِ الْخُرَاسَانِيّ خَادِمِ الرّضَا (ع) قَالَ دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ الزّنَادِقَةِ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ (ع) وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع أَيّهَا الرّجُلُ أَ رَأَيْتَ إِنْ كَانَ الْقَوْلُ قَوْلَكُمْ وَ لَيْسَ هُوَ كَمَا تَقُولُونَ أَ لَسْنَا وَ إِيّاكُمْ شَرَعاً سَوَاءً لَا يَضُرّنَا مَا صَلّيْنَا وَ صُمْنَا وَ زَكّيْنَا وَ أَقْرَرْنَا فَسَكَتَ الرّجُلُ ثُمّ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) وَ إِنْ كَانَ الْقَوْلُ قَوْلَنَا وَ هُوَ قَوْلُنَا أَ لَسْتُمْ قَدْ هَلَكْتُمْ وَ نَجَوْنَا فَقَالَ رَحِمَكَ اللّهُ أَوْجِدْنِي كَيْفَ هُوَ وَ أَيْنَ هُوَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنّ الّذِي ذَهَبْتَ إِلَيْهِ غَلَطٌ هُوَ أَيّنَ الْأَيْنَ بِلَا أَيْنٍ وَ كَيّفَ الْكَيْفَ بِلَا كَيْفٍ فَلَا يُعْرَفُ بِالْكَيْفُوفِيّةِ وَ لَا بِأَيْنُونِيّةٍ وَ لَا يُدْرَكُ بِحَاسّةٍ وَ لَا يُقَاسُ بِشَيْ‏ءٍ فَقَالَ الرّجُلُ فَإِذاً إِنّهُ لَا شَيْ‏ءَ إِذَا لَمْ يُدْرَكْ بِحَاسّةٍ مِنَ الْحَوَاسّ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) وَيْلَكَ لَمّا عَجَزَتْ حَوَاسّكَ عَنْ إِدْرَاكِهِ أَنْكَرْتَ رُبُوبِيّتَهُ وَ نَحْنُ إِذَا عَجَزَتْ حَوَاسّنَا عَنْ إِدْرَاكِهِ أَيْقَنّا أَنّهُ رَبّنَا بِخِلَافِ شَيْ‏ءٍ مِنَ الْأَشْيَاءِ قَالَ الرّجُلُ فَأَخْبِرْنِي مَتَى كَانَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) أَخْبِرْنِي مَتَى لَمْ يَكُنْ فَأُخْبِرَكَ مَتَى كَانَ قَالَ الرّجُلُ فَمَا الدّلِيلُ عَلَيْهِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (ع) إِنّي لَمّا نَظَرْتُ إِلَى جَسَدِي وَ لَمْ يُمْكِنّي فِيهِ زِيَادَةٌ وَ لَا نُقْصَانٌ فِي الْعَرْضِ وَ الطّولِ وَ دَفْعِ الْمَكَارِهِ عَنْهُ وَ جَرّ الْمَنْفَعَةِ إِلَيْهِ عَلِمْتُ أَنّ لِهَذَا الْبُنْيَانِ بَانِياً فَأَقْرَرْتُ بِهِ مَعَ مَا أَرَى مِنْ دَوَرَانِ الْفَلَكِ بِقُدْرَتِهِ وَ إِنْشَاءِ السّحَابِ وَ تَصْرِيفِ الرّيَاحَ وَ مَجْرَى الشّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ النّجُومِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِنَ الْ‏آيَاتِ الْعَجِيبَاتِ الْمُبَيّنَاتِ عَلِمْتُ أَنّ لِهَذَا مُقَدّراً وَ مُنْشِئاً»[4]

خادم حضرت رضا عليه‏السلام گويد: مردى از زنادقه خدمت امام آمد، وقتى كه جمعى حضورش بودند امام عليه‏السلام فرمود: به من بگو اگر قول حق گفته شما باشد با اينكه چنان نيست مگر نه اين است كه ما و شما همانند و برابريم، آنچه نماز گزارديم و روزه گرفتيم و زكات داديم و ايمان آورديم كه به ما زيانى نرسیده است، مرد خاموش بود، سپس امام عليه‏السلام فرمود: و اگر قول حق گفته ما باشد. با آنكه گفته ماست مگر نه اين است كه شما هلاك می‌شويد و ما نجات يافتيم، گفت خدايت رحمت كند، به من بفهمان كه خدا چگونه و در كجاست، فرمود: واى بر تو اى راه كه رفته‏اى غلط است، او مكان را مكان قرار داد بدون اينكه براى او مكانى باشد و چگونگى را چگونگى قرار داد بدون اينكه براى خود او چگونگى باشد [آن زمان كه خدا بود هيچ چيز ديگر نبود كلمه آن زمان هم از باب ضيق تعبير و تنگى قافيه است نه جسمى بود و نه روحى نه مكانى نه كمى و كيفى و نه زمينى و نه آسمانى خودش بود و خودش و سپس به تدريج همه چيز را آفريد و او هم كه جسم و ماهيت نيست تا در مكانى باشد و مركب نيست تا چگونگى داشته باشد] پس خدا به چگونگى و مكان گرفتن شناخته نشود و به هيچ حسى درك نشود و با چيزى سنجيده نگردد.

مرد گفت: هر صورتى كه او به هيچ حسى ادراك نشود پس چيزى نيست، امام عليه‏السلام فرمود، واى بر تو كه چون حواست از ادراك او عاجز گشت منكر ربوبيتش شدى ولى ما چون حواسمان از ادراكش عاجز گشت يقين كرديم او پروردگار ماست كه بر خلاف همه چيزهاست [ما دانستيم كه تنها جسم و ماده است كه به حس درك شود و آنچه كه به حس درك شود ممنوع و حادث و محتاج است و خالق و صانع اشياء محالست كه مصنوع و حادث باشد ولى تو چون به اين حقيقت پى نبردى در نقطه مقابل ما ايستادى]

مرد گفت: به من بگو خدا از چه زمانى بوده است، اما فرمود: تو به من بگو چه زمانى بوده كه خدا نبوده تا بگويم از چه زمانى بوده است. مرد گفت: دليل بر وجود او چيست امام فرمود: من چون تن خود را نگريستم كه نتوانم در طول و عرض آن زياد و كم كنم و زيان و بدى‏ها را از او دور و خوبي‌ها را به او برسانم يقين كردم اين ساختمان را سازنده‏اى است و به وجودش اعتراف كردم علاوه بر اين كه مى‏بينيم گردش فلك به قدرت اوست و پيدايش ابر و گردش بادها و جريان خورشيد و ماه و ستارگان و نشانه‏هاى شگرفت و آشكار ديگر را كه ديدم دانستم كه اين دستگاه را مهندس و مخترعى است.

در این حدیث مباحث کلامی خاصی مطرح شد بود مانند ضرورت انجام تکالیف و ادله بر وجود الهی.

کلامی شیعه برگرفته از سنت و احادیث است، به همین دلیل کلامی شیعه، یک کلام استدلالی، گسترده و عمیق است.



[1] . مطهری، مجموعه آثار استاد مطهرى، ج 3 ص 91

[2] . جلال الدین السیوطی، تنوير الحوالك، ص4 ص 708؛  ابن قدامه، عبد الرحمن، الشرح الكبير، ج 2 ص 215

[3] . مطهری، مجموعه آثار، ج 3 ص 92

[4] . کلینی، محمد بن یعقوب، ج 1 ص 101

بیانیه آیت الله ناصر مکارم شیرازی در مورد هتک حرمت به حرم حجربن عدی

بار ديگر فاجعه‌اى در جهان اسلام رخ داد و تروريست‌هاى تكفيرى به قبه و بارگاه صحابى بزرگ پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و يار وفادار اميرمؤمنان على(علیه السلام)، حُجر بن عَدى آن مرد زاهد و عابد و شجاع كه در برابر طغيان‌گران زمان خود از بنى‌اميه قيام كرد و در نقطه‌اى نزديك دمشق به نام «مَرجِ العَذراء» به دست حاكمان بنى اميه شهيد و در همانجا به خاك سپرده شد، حمله كرده و بارگاه او را ويران كردند و حتى قبر او را نيز نبش نمودند.
اين وحشيان آدم‌نما كه در تاريخ نمونه‌اى ندارند نه بر زندگان رحم مى‌كنند نه بر شهيدان به خاك خفته. و به يقين اگر قدرت پيدا كنند گنبد و بارگاه ملكوتى پيغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) را نيز ويران خواهند كرد، همان‌گونه كه بارها تلويحاً يا تصريحاً گفته‌اند ولى از هجوم افكار عمومى مسلمانان وحشت دارند.
ما اين جنايت بزرگ را شديدآ محكوم مى‌كنيم و هرگز جامعه اسلامى مخصوصآ شيعيان جهان آن را فراموش نخواهند كرد و قطعآ اين جنايتكاران كوردل به سزاى اعمالشان به زودى خواهند رسيد.
و به حاميان آنها از دولتمردان تركيه و عربستان سعودى و قطر گرفته تا آمريكا و اسرائيل مى‌گوييم : «شرمتان باد از اين جنايات زشت و ضد بشرىِ كسانى كه شما از آنها حمايت مى‌كنيد كه با هيچ يك از معيارهاى انسانيت سازگار نيست.»
مى‌دانيم دشمنان اسلام و در رأس آنها آمريكا و اسرائيل مى‌خواهند با تشويق كردن اين جنايات، جنگ مذهبى و فرقه‌اى در ميان مسلمين ايجاد كنند ولى به يقين با بيدارى اسلامى هرگز موفق نخواهند شد. إن‌شاءالله
ناصر مكارم شيرازى
1392/02/14

بیانیه آیت الله محقق  کابلی در مورد هتک حرمت به حرم حجربن عدی

امتیازات کلامی شیعه قسمت چهارام

ج- عقل برهانی

کلام شیعه، مبتنی بر عقل‏گرایی است، و حتی اهل تسنن اعتراف دارند که عقل‌گرایی نزد شیعه بوده، تفکر کلامی شیعه است، تفکر خاصی که با دیگر روش‌های کلامی متفاوت می‌شود مثلاً حنابله در عقاید هر گونه تعقل را نفی می‌کنند و منکر استدلال عقلی در عقاید هستند. عقل گرایی اشعری که اصالت عقل را از او می‌گیرد و آن را تابع ظواهر می‌کند نیز با روش شیعه مخالف است. هم چنین با عقل گرایی معتزله نیز متفاوت است، چون استفاده‌ی از عقل نزد معتزله جدلی است نه برهانی.[1] شاید به همین دلیل است که اکثر فلاسفه اسلامی از شیعیان هستند.

شیعیان همیشه در رابطه با کلام پیشرو بوده و مباحث کلامی نزد شیعیان اولیه یکی از اهم مسائل اسلامی بوده است. در حقیقت توسعه دهندة علم کلام شیعیان بودند.

اولین مؤلف علم کلام، عيسى بن رَوْضَه إمَامى تابعى‏ بود. وى در باب امامت تصنيف نمود، احمد بن أبى طاهر در كتاب تاريخ بغداد كتاب او را ذكر كرده و آن را توصيف نموده است؛ و همان طور كه در فهرست كتاب نجاشى مذكور است، او خودش كتاب را ديده است.[2]

دومین مؤلف علم کلام، ابو هاشم عبدالله بن محمد بن على بن ابی طالب علیهالسلام است که کتاب‌هایی را در علم كلام تصنيف كرد، وی از أعيان شيعه و از اولین‌ مؤسسان علم كلام است. چون وفاتش در رسيد آن كتب را به‏ محمد بن على بن عبد الله بن عبّاس هاشمى تابعى‏ تسليم كرد، و شيعه را به او گرايش داد.[3]

اوَّلين متکلم و مناظره كنندة شیعه، ابوذر غفارى‏ است که مناظرات او در کتاب‌های تاریخ بسیار است.

یکی دیگر از مشاهیر کلام شیعه كُمَيْل بن زياد بود. مهم‌ترین متکلمان شیعه در این عصر «سُلَيْم بن قَيْس هِلَالى تابِعی» از خواص حضرت علی امیرالمؤمنین(ع) بود. «حارث أعْوَر هَمْدانی» صاحب مناظرات در اصول مى‏باشد. وى از شاگردان امیرالمؤمنین(ع) بود، در سنه 65 وفات كرد. «جابر بن يزيد بن حارث جُعْفى، أبو عبد الله كوفى»‏ متبحّر در اصول و فروع دین بود و از شاگردان حضرت امام محمد باقر(ع) بود. «أبو جعفر محمد بن على بن نُعْمان بن أبى طريفه بَجَلى» که‏ مخالفان وی را شیطان الطاق می‌گفتند. وی هم علم كلام را از حضرت امام زین‌العابدین(ع) آموخت و کتاب‌هایی نیز نوشته بود کتاب «إفْعَلْ لَا تَفْعَلْ»، و كتاب احتجاج بر امامت امیرالمؤمنین(ع) و كتاب «الكلام على الخوارج» و كتاب مجالست خود را با أبو حنيفه، و مُرْجِئَه، و كتاب «المعرفة»، و كتاب «ردّ بر معتزلة» را نوشته بود.[4]

«حُمْران بن أعْين»‏ برادر زرارة بن أعْيَن، علم كلام را از شاگردان حضرت امام زین‌العابدین(ع) آموخته بود.

«هشام بن سالم» که از مشايخ شيعه در علم كلام مى‏باشد.

«يونس بن يعقوب» متکلم توانایی بود حضرت امام جعفر صادق(ع) به او فرمودند:

« فَقَالَ تُجْرِي الْكَلَامَ عَلَى الْأَثَرِ فَتُصِيبُ»[5] « تو سخنت را دنبال حديث مى‏برى (مربوط سخن ميگوئى) و بحق ميرسى»

«فَضَّال بن حسن بن فَضَّال كوفى»‏ متكلّم مشهور مى‏باشد. در مناظرات همیشه فایق می‌آمد، سيد مرتضى در كتاب «الْفُصُول الْمُخْتَارة»[6] بعضى از مناظراتش را با مخالفان حكايت کرده است.[7] این‌ها اولین طبقه از متکمان شیعه و توسعه دهندة این علم در جهان اسلام بودند.

 



[1] . برای تفاوت این عقلگرایی‌های مراجعه شود به کلیات فلسفه استاد مطهری، فرق حكمت مشّائى و حكمت اشراقى و حكمت ذوقى و حكمت جدلى (كلامى معتزلى و اشعرى)

[2] . تهرانی، امام شناسى، ج‏16-17ص 129    

[3] . همان

[4] . نجاشی، احمد بن علی، الرجال نجاشی، تصحیح محمد جواد نائینی، ص 326

[5] . کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1 ص 173

[6] . «الفصول المختارة» را سيد مرتضى از تقريرات شيخ مفيد محمد بن محمد بن نُعمان نوشته است.

[7] . تهرانی، امام شناسی، ج‏16-17/ 127-129

سال روز تولد فاطمه (س)

 

سال روز تولد فاطمه زهرا(س) و روز زن بر همه مسلمانان و زنان دنیا تبریک باد

امتیازات کلامی شیعه قسمت سوم

امتیازات کلامی شیعه قسمت سوم

ب- اعتدال در عقل

یکی از اشتباهات معتزله غلّو نسبت به عقل است آنان در حجیت عقل حساب و کتابی ندارند. آن‌ها دایرة عقل را خیلی وسیع می­دانند.[1] از عقل استفادة جدلی می‏کنند نه برهانی.

امامیه نیز عقل را حجت (حجت چهارم) می‌دانند، و معتقدند بدون آن، معارف الهی ثابت نمی‌شود؛ اما برای آن، حدود خاصی قائل هستند. مثلاً می‌گویند در جایی که نصیّ از قرآن، یا حجتی از حجت خدا نباشد، عقل در آنجا حاکم است؛ اما معتزله به عقل بسیار بها می‌‌دهند از همین رو روایات، زیاد مورد استفادة آن‌ها نیست.

 بنا بر اعتقاد امامیه، قلمرو حجیّت عقل، حسن و قبح عقلی است و در این قلمرو، و در مباحث اصول، فرقی میان مستقلاّت عقلی و غیر آن نیست. هم مستقلاّت عقلیّه و هم غیر مستقلات عقلیه همه از شاخه‌های حجیّت عقل است. فرق مستقلاّت عقلیّه با غیر مستقلات عقلیّه در این است که در مستقلاّت عقلیّه، هم صغری و هم کبری عقلی است؛ مانند

 «العَدلُ حَسَنٌ یَجِبُ العَمَلُ بِالعَدلِ» اما در غیر مستقلاّت عقلیّه صغری را شرع و کبری را عقل بيان مي‌کند؛ مانند «الوضوءُ مُقَدَمةٌ لِلصَّلاةِ (صغری) و مُقَدَمةُ الواجِبِ وَاجِبٌ (کبرای عقلی)».[2]

اشتباه دیگر معتزله، این است معتقدند ملائکه افضل از انبیاء هستند.[3] امامیه معتقدند که انبیاء افضل از ملائکه‌اند؛ دلیل امامیه این است که ملائک، قادر بر معصیت نیستند؛ اما در انبیاء قدرت نافرمانی هست. بنابراین آدمی ‌که قدرت بر معصیت دارد و گناه نمی‌کند به مراتب بالاتر از کسی است که قدرت بر گناه ندارد، هرچند مثل ملائکه در حال رکوع، سجود یا مأمور تدبیر عالم آفرینش به اذن الله باشد. [4]

یکی از اشتباهات فاحش معتزله این است که معتقدند انسان، مفوَّض است. یعنی خدا انسان را وانهاده و دیگر کاری به او ندارد.[5] اما امامیه معتقدند انسان، در این عالم مخیّر است و جبر و تفویض در کار نیست. بلكه انسان در این دنیا بین فعل و ترک مخیر است، و اختیار جزو آفرینش اوست.

اشاعره در این مسئله قائل به کسب می‏شوند که نتیجة آن جز جبر چیز دیگر نیست.[6] امامیه معتقدند انسان مختار است. ولی در عین اختیار رابطة با خدا را حفظ کرده است. معتزله گمان می‌‌کنند اگر بخواهند مقام الهی را تنزیه کنند باید ‌بگویند: بشر مفوّض (رها) است، تا خدا را تنزیه کنند. اما از یک طرف خدا را تنزیه و از طرف دیگر قدرت خدا را محدود می‌کنند، یعنی انسان از زیر قدرت خدا بیرون می‌رود. در حالی که محال است در عالم امکان، موجودی بدون ارادۀ حق کاری را انجام دهد. امامیه قائل‌اند در عین ‌حالی‌ که ما تحت مشیّت حق هستیم، همین مشیّتِ حق به این تعلق گرفته که انسان مخیر باشد؛ پس تعلق ارادة خداوند بر تخییر است.[7]  

معتزله امر به معروف و نهی از منکر را واجب عقلی و از اصول دین می‏دانند. پس حتی اگر شرع مقدس هم نگفته بود، اين وظیفة اسلامی ‌و انسانی ماست. اماميه معتقدند كه امر به معروف و نهي از منكر، واجب شرعی است و عقلاً ‌واجب نیست و از فروع دین است نه اصول مذهب. هر چند گروهی از علمای امامیه مانند معتزله قائل به وجوب عقلی آن هستند. ولی آن را از فروع دین می‌دانند.[8]



[1] . همان

[2] . سبحاني، جعفر، بحوث في‌الملل والنحل، ج3 ص 214

[3] . همان

[4] . شيخ مفيد، اوائلُ‌المقالات، ص 49

[5] . سبحاني، جعفر، بحوث في‌الملل والنحل، ج 3 ص 217

[6] . همان

[7] . سبحاني، جعفر؛ بحوث في‌الملل والنحل، ج 3 ص 209

[8] . همان 3/212

امتیازات کلامی شیعه قسمت دوم

الف- اندیشة اعتدال

اندیشة کلامی امامیه دور از افراط و تفریط است و نگاهی اعتدالی دارد. مثلاً اندیشة کلامی اشعری در مورد حسن قبح عقلی را قبول ندارد.(فخرالدين رازي، كتاب محصل،ص 478) به همین دلیل تکلیف به ما لایطاق را می‏پذیرد و آن را از سوی خدا جایز می‏داند. در مورد صفات الهی اشاعره صفات ذاتی الهی را زاید بر ذات دانستند و کسانی را که صفات ذاتی او را عین ذات می‏دانند متهم به نفی صفات کرده‌اند و علاوه بر این صفات الهی را قدیم می‏دانند.( تاريخ انديشه‌هاي كلامي در اسلام، ج 1 ص591)شیعه و معتزله معتقدند که صفات ذاتی عین ذات است و نه زاید بر ذات و چندین قدیم پیش نمی‌آید.

اشعری در مورد صفات خبری مانند احمد حنبل استوا را به معني ظاهري تفسیر میکرد؛ مثلاً «استوا علی العرش» را به معنای استقرار گرفته است و مي‌گفت خدا بر عرش كه بالاي آسمانهاست استقرار دارد. براي آنكه متهم به نجسیم نشود؛ چنين مي‌گويد خدا همان طور كه گفته است بر عرش خواهد بود و به نحوي كه لايق مقام اوست بر عرش قرار دارد. گواه اين مطلب آن است كه خدا در آخرین ثلث شب فرو مي‌آيد و مي‌گويد كيست مرا بخواند تا او را اجابت كنم. ( اشعری، ابوالحسن، اللمع فی الرد علی اهل الزیغ و البدع، صص 19 - 23) اين صفات را به همان معناي واقعي مي‌داند و بدون اينكه تفويض و تأویل كند برای اينكه متهم به نجسیم نشود جمله «به نحوي كه شايسته اوست» (بلا کیف) از توضیح آن فرار مي‌كند. این صفات اگر به معنای واقعی باشد لازمة آن تجسد و جسمانیت است، شیعه طبق مبانی برگرفته از منابع دین این صفات توجیه و تأویل می‏کند.

مرجئه که یکی از گروه‏های کلامی است مورد توجه امویان بودند. مرجئه، اندیشه‏های بسیاری داشتند که مخالف اصول مسلّم اسلامی بود مانند:

رتبه اعمال متأخر از رتبه ايمان است و گناهان كبيره به ايمان ضرر نمي‌زند، مرتكب كبيره مؤمن هست. ايمان صرفاً معرفت و اعتقاد قلبي همراه با اقرار و اعتراف زباني است. ايمان امر بسيطي است و داراي درجات و مراتب مختلف نيست. به طوري كه ايمان يك فاسق جابر با ايمان پيامبر(ص) در يك درجه است. گناهكار اگر توبه نكند لزوماً دچار عذاب ابدي نخواهد شد و دربارة اصل عذاب آن‌ها، حكم قطعي نمي‏دادند. ( خاتمی، احمد، فرهنگ علم کلام، ص 202؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج 1 ص 34؛  ابی عبدالله، عامر عبدالله فالح، معجم الفاظ العقیده، مقدمه و تصحیح فضیلة عبدالله بن عبدالرحمن بن جبرین، ص369-370)اين روش کلامي در تمدن اسلامي موجب افول فكر، انديشه و اخلاق گرديد، بی‌بندوباری و انحطاط اخلاقي بين جوانان و جامعة اسلامي رشد كرد. در دورة گسترش مرجئه غنا و حالات لهو و شرب مشروبات گسترش يافته‌است. زمامداران اموي با مرجئه به خاطر عقيدة ارجاء مخالفتي نداشتند؛ اما مصلحان جامعة اسلامي در آن دوران تنها افراد آگاه به مسائل اجتماعي بودند كه به مخالفت با مرجئه پرداختند. لازم به ذکر است که پيامبر(ص) در سال‏هاي اوليه ظهور اسلام مردم را از خطر مرجئه آگاه کرده بود. ابوموسي مي‌گويد، پيامبر(ص) فرمودند: «صِنفانَ مِن اُمَتِي لايَدخُلُونَ الجَنةَ، المُرجَئةُ وَ القَدرِيَّةُ» ( الحافظ الاصبهاني، ذکر اخبار اصبهان، ج 2 ص 351)

پیامبر(ص) فرمودند: دو گروه از امتم وارد بهشت نمی‌شوند، مرجئه و قدریه است.

قَالَ أبَو الحَسَنِ عَليِّ إبنِ مُوسَي عَن أبِيِهِ عَن ابائِه عَلِيهُم السَّلامُ قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص) «صِنفَانَ مِن اُمَتِي لَيسَ لَهُما فِي الإسلامِ نَصِيبٌ المُرجِئةُ وَ القَدرِيَّةُ»( محدث نوری، المستدرک وسایل الشیعه، ج 8 ص 185)

امام رضا از پدرش و پدرانش (ع) روایت کرد، رسول خدا (ص) فرمودند؛ دو گروه از امتم بهره و نصیبی از اسلام نبرده‌اند، مرجئه و قدریه است.

امام صادق (ع) در باب تربيت کودکان مي‌فرمودند:

 «بَادِرُوا اولادِکُم بِالحَدِثِ قَبلَ أن يَسبِقَکُم إلَيهِم المُرجَئة» (کلینی، محمد بن یعقوب، کافي، ج6 ص 47 باب تاديب ولد؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذيب الاحکام؛ ج 8 ص 111 باب الحکم في اولاد و المطلقات، حر عاملی، وسايل الشيعه،  ج 17 ص331)

امام صادق(ع) فرمودند فرزندان خود را به واسطه احادیث اهل‌بیت تربیت کنید قبل از اینکه گرفتار مرجئه شود.   

مرجئه همة گناهکاران و غاصبان را اميد آمرزش مي‏دادند و موجب رواج ظلم و جور مي‌شدند اين فکر باعث توجيه ظلم ستمکاران و حاکمان بنی‌امیه و بي‏اعتنايي به احکام ديني و انحطاط فرهنگ و انديشه و اخلاق اسلامي گرديد. مرجئه از دين فقط يک کالبد ظاهري ساختند و باطن دين و اعمال را که عمق دين است ناديده گرفتند.

زیدیه و معتزله از نگاه اصول مذهب بسیار نزدیک هستند، همان‌طور معتزله معتقد به اصول خمسه: توحید، عدل، وعد و وعید، المَنزَلَةَ بَینَ المَنزَلَتَین و امر به معروف است. تفاوت زیدیه با معتزله در باب امامت است که زیدیه در امامت بعد از پیامبر(ص) معتقدند که امامت حق امام علی(ع) و بعد از ایشان امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و بعد از ایشان زید بن علی بن حسین(ع) امام است.

«زيديان يمن که خود را اهل عدل و توحيد می‌انگاشتند، با توجه به آنکه خود را میراث بر معتزليان يافتند و شماری از امامان خود را (و به ويژه برادران هارونی و نسل شاگردان آن دو) را از نويسندگان برجسته سنت آموزشی معتزلی می‌دانستند.» ( ترجمة آزاد از خلاصة النظر، تحیقیق و مقدمه زابیه اشینکه و حسن انصاری، ص 170)

معتزله می‏گویند: مرتکب کبیره، یعنی عاصی منزلة بین المنزلتین است. ( سبحاني، جعفر‌، بحوث في‌الملل والنحل، ج 3 ص 206) اما امامیه معتقد است که مرتکب کبیره، مؤمن فاسق است. یعنی عاصی و گناهکار است، ما یا مؤمن داریم یا کافر و نوع سوم نداریم.

«هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ» ( تغابن(64):2)

خدای که انسان‌ها را خلق کرد، گروهی از آنان کافر و گروهی از آنان مؤمن هستند.

معتزله معتقداند که شفاعت فقط برای علوّ درجه است.[1] امامیه و تمام مسلمانان و حتی وهابی‌ها نیز معتقدند که شفاعت فقط شامل مؤمنان نیست وشامل گناه کاران نیز می‏شود. امامیه می‌‌گوید شفاعت فقط برای علوّ درجه نیست، بلکه براي اسقاط عذاب و گناه است.

 

 



 

امتیازات کلامی شیعه قسمت اول

امتیازات کلامی

كلام در اصطلاح، به معنى استدلال عقلى و منطقى در [اثبات، توضیح و تشریح] اصول اعتقادى اسلامی است. (مطهری، مجموعه آثار، ج 4 ص 91) علم کلام عهده­دار تبیین آموزه­های دین اسلام است و در مقابلِ پرسش‌ها و انتقادهای پیروان دیگر ادیان، از این آموزه­ها دفاع می­کند. کلام جزو اولین علوم اسلامی است، که در میان مسلمانان پیدا شد و با همت بزرگان و دانشمندان برجسته اسلامی گسترش یافت و جامعة علمی و حوزة تمدن اسلامی را تغذیه کرد.

مسائل علم کلام از زمان آغاز دعوت اسلام مطرح شده بود، فرقه­ها و مکاتب کلامی بسیاری پس از وفات پیامبر(ص) ظهور یافتند که هر کدام در اثبات عقاید خود تألیفاتی نوشته، به ردّیه نویسی روی‌ آوردند.

سرگذشت علم کلام و تاریخ پیدایش این فرقه‏ها و مکاتب کلامی فرصتی جداگانه می‏طلبد ولی به طور کلی در دنیای اسلام چند فرقه مهم تأثیر گذار و مهم است که عبارتند از: معتزله، مرجئه، اشاعره، اهل حدیث، ماتریدیه، شیعه، زیدیه و اسماعیلیه.

در بین فرق و مکاتب کلامی، کلام شیعه یک سری خصوصیات، امتیازات و شاخصه‌های دارد که آن را از دیگر گرایش‌های کلامی متمایز می‌سازد، مهم‌ترین این تمایزات عبارتند از: اندیشة اعتدالی، به دور از افراط و تفریط است؛ اعتدال در عقل‌گرایی، متکلمان شیعه از عقل برهانی استفاده می‌کنند و در عقل‌گرایی از تفریط پرهیز دارند؛ متن محوری(قرآن و سنت)، کلام شیعه در دامن قرآن و سنت پرورش یافته و از آن بهره برده است؛کلام سیاسی. این عناوین نیازمند به توضیح و تبیین است که در ادامه به آن می‌پردازیم.

 

فرصت دوباره

چند وقتی متاسفانه نتوانستم به وبلاگ شیعه شناسی برسم ولی به امید الهی بعد از این دوباره به روز خواهد شد!

عاشورا در افغانستان به روایت تصویر2

 

 

 

 

عاشورا در افغانستان به روایت تصویر

 

 

 

 

عاشورا حسینی

عاشورای حسینی بر همه مسلمانان تسلیت باد