پرستاران واقعی...
زینب بهترین پرستار است.
چرا که او علاوه بر پرستاری از انسانها،پرستار انسانیت بود؛پرستاری از آرمان ها وحقایق قیام امامش مهمترین رسالت او بود.


یادشان گزامی راهشان پر رهرو باد...
زینب بهترین پرستار است.
چرا که او علاوه بر پرستاری از انسانها،پرستار انسانیت بود؛پرستاری از آرمان ها وحقایق قیام امامش مهمترین رسالت او بود.


یادشان گزامی راهشان پر رهرو باد...
بارش پرنده در آمریکا و اروپا بحرانی جدید برای غرب
آخه چی تا هی تقی به توقی می خوره سریع میگین بحران و غرب درحال نابودی و...
من موندم چرا چون خودتون پیشرفت نکردین هی میخواین پیشرفت بقیه رو خراب جلوه بدید؟
اینا همش از پیشرفت تکنولوژی هاشونه ... یاد بگیرید ... ما کشور های در حال توسعه تو بار بر کردن ابرها و ایجاد بارش مصنوعی موندیم اون وقت این کشور های پیشرفته ...
انصافا کار سختیه ها ... این جا باید گفت :
جلّ الخالق...
سه شنبه 21/10/89 اولین بازی فوتبال ایران در جام ملت های آسیای قطر
( ایران – عراق )
حتما شما دوستان ورزش بین به یاد دارید در ورزشگاه های قطر در بازیهای جام چهار جانبه چه اتفاقی افتاد ...
اگر به یاد ندارید باید گفت : ... ایران بین چهار کشور شرکت کننده در این بازیها چاهرم شد ان هم بدون حتا یک امتیاز یعنی ایران در آن سری بازی ها حتی یک مساوی هم کسب نکرد و...
خوب حتما شنیدید که رییس فدراسیون فوتبال چند وقت پیش فرموده بودند :« مابه فکر قهرمانی در جام ملت ها هستیم .»
من میخواستم یه خواهش سیمآبی از دوستان ورزش دوست فدراسیون بکنم :« ما به قهرمانی ، نایب قهرمانی یا حتی نایب نایب قهرمانی هم فکرنمی کنیم در واقع ما به همون نایب آخری راضی هستیم فقط لطفا به دوستان ورزش بازی کن بگید آخر نشوند ... اگر هم شدن که خوب شدند دیگه ...»
چند ماه پیش ماه رمضان بود ... این هم میدونید ... جمعه ی آخر ماه رمضان روز جهانی قدس بود مثل هر سال ... و دقیقا مثل هر سال از اول هفته ای که جمعش روز قدس بود اشعار و تصاویر فلسطین و غزه شروع شد و تا دوشنبه ی هفته ی بعدش ادامه داشت ...
سال پیش ماه محرم که شروع شد دقیقا مثل هر سال برنامه های طنز تلویزیون قطع شدند ، سریال های جدید شروع شدند ... تا سه روز بعد از عاشورا ادامه داشتند و بعد همه ی برنامه های تلویزیون به حالت عادی برگشتند حالا شاید زیاد ، نه اما از اون حالت ده روز اول بیرون آمدند و برنامه ها روال عادی خود را داشتند تا چند روز مانده به اربعین ...
...که دوباره برنامه های عادی قطع شدند و برنامه های عزاداری اربعین پخش شدند و بعد از چند روز که از اربعین گذشت دوباره روال عادی برنامه ها از سر گرفته شد ... خوب شما میگویید: که همه ی اینها را خودمان هم میدونستیم ...
درسته اما سوال من اینه که آیا میدونستین : ... عید نوروز امسال که گذشت اسرائیل قصد داشت مسجدالقصی را خراب کند و ساختمان معبد حضرت سلیمان را که در جای دیگری ساخته شده بود سر جای مسجدالقصی قرار دهد ؟ ... آیا میدونستید که غزه همچنان در محاصره است و با خارج هیچ ارتباطی ندارد ؟ ... آیا میدونستین زمانی که همه ی ما درحال تماشای بازی های جام جهانی بودیم و برای برد یا یاخت تیم ها شرط بندی می کردیم اسرائیل در حال گسترش شهرک سازیش بوده؟ ... آیا میدونید که هر روز چند فلسطینی ... چند افغانی ... چند عراقی ... چند مسلمون ... چند انسان در سراسر این جهان کشته می شوند؟؟؟؟؟؟ ... حرف من اینه که ما چرا سالی یکبار یاد فلسطین می افتیم ...؟؟؟
... چرا فقط یکی دو دهه برای امام حسین ... امام حسینی که پرچمدار عدالت در جهان است عزاداری میکنیم آن هم فقط عزاداری میکنیم ... بدون اینکه بدونیم چه میگفت امام حسین ...؟ چرا بیعت نکرد با یزید ...؟ و چرا برادرش بیعت کرد با معاویه ...؟
و هزار چرای دیگر ... که دیگر این را نمیدونم ... نمیدونی ... نمیدونید ... نمیدونیم ........همچون سرو ... عنوان یک سریال ... عنوان یک سریال جنگی ... عنوان یک سریال جنگی یه نمونه طنز ... اگه هنوز ندیدنش و دوست دارین ببینینش یا دیدینش سلام من رو بهش برسونین و ازش این چند دونه سوال رو دونه دونه بپرسید :
1) این آقایون کجای جنگن ؟
الف) 53 تا خط قبل از خط مقدم ب) منطقه ی مرفع نشین جنگ
ج) اشتباهی رفتن و شرق کشورن د) توی جنگ نیستن
2) عراقیا چرا با توپ خونه و هواپیما اونجا رو میزنند؟
الف)آدرس آبادان رو گم کردن ب) مخوان لوله های توپشون گرم شه
ج) برا خندش د) هویجوری
3) این دفتر آقای فرمانده از کجا اومده و صاحب قبلیش کی بوده که این قدر عریض وطویله ؟
الف) قبلا مال صدام بوده قنیمت گرفتن
ب) مال شاه بوده که از هواپیماش که داشته از اونجا به مصر میرفته میافت
ج) قبلا مال خودش بوده از شهر اورده
د) قبلا مال بابا لنگ دراز بوده و اونجا به سختی می خوابیده ( واسه همین دادش به اینا )
4) اینها که پنج شیش نفر بیشتر نیستن مسئول تبلیغات میخوان چیکار؟
الف) همین پنج شیش نفر هم از راه بدر نشن ب) همین پنج شیش نفر خوابشون نبره
ج) به عراقیا بگن ما هم شعر میخونیم (البته اگر صداشون به عراقیا برسه ) د) بگن تو جبهه مسئول تبلیغات هم بوده
5) این قرارگاه اصلیشون ( یا همون مقری که ازش دستور میگیرن ) کجای مقر ایناست؟
الف) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره پس خط جلوشونه
ب) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره پس خط عقبشونه
ج) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره معلوم میشه توی جنگن
د) چون بیشتر بهشون حمله میشه و پر سرو صدا تره معلوم میشه منطقه فقیر نشینن
6) و اما سوال اصلی این جنگ بین کدام دو کشور است ؟
الف ) این یکی الف ، ب و ... ندارد چون هرچه سعی کردم توجیهی بیارم که این جنگتوی ایران ( یا هرکشور دیگری) بوده نتوانستم ... یعنی میشد به دارغوزآباد مربوطش کرد اما ما که شانس نداریم فرداش از دارغوزآباد می اومدن جلبمان میکردن ...
6)) به نظر شما جنگ ما آر بوده که این دوستان تخیلی فیلم ساختن؟؟؟؟؟؟؟
{ البته این سوالات همه بخشی از دریای سوال بود که اگر خوب اینها پاسخ داده شوند باری از دوش ذهن من باربر برداشته میشود.... }
فیلم سینمایی "ملک سلیمان" شاهکار سینمای ایران فیلم بین المللی ایرانی و ماندگارترین فیلم تاریخی ما از چندی پیش اکران خود را در ایران همزمان با آمریکا و شرق آسیا آغاز نمود.


این فیلم که به دلیل تصویر سه بعدی و صدای دالبی توانایی پخش در سینماهای ایران را نداشت و فعلاً به صورت معمولی اکران می شود موجب ارتقای تکنولوژی سینماهای ما شد.

قبل از نوشتن حرف اولم چند تا سؤال مپرسم كه اميدوارم اگه حوصله نداريد توي نظراتون جواب شو بنويسيد حداقل توي دلتون جواب شو بديد:
شما حاضرين يك متن كه هيچ متني نداره جز حاشيه رو بخونيد ؟ يا اصلا وقتي داريد يك متن از يك نويسنده ي بزرگ رو مي خونين كه پر از آرايه هاي تضاد، تشخيص، تشبيه و... (اينا رو گفتم نگين بي سواده ) هست چقدر به حاشيه اش توجه ميكنين، كه مثلا چه جور گل و بلبلي دورش كشيده ... چقدر حاشيه گذاشته يا اصلا حاشيه گذاشته يا نه ؟ يا اصلا يك مثال جوون پسند وقتي دارين يك بازي فوتبال مهم رو از تلويزيون ( مثل بازي ايران برزيل ) تماشا ميكنين چقدر به حاشيه ي زمين بازي توجه ميكنيد كه مثلا چمن كاري شده يا نه ... چمنش خوب هست يا نه ...؟
و اما حرف اولم : شايد در جواب همه ي اين سوال ها گفته باشيد نه يعني نشده به حاشيه ها توجه كنين و ...
اما حاشيه اي كه من ميگم خيلي بزرگه بزرگتر از حاشيه ي زمين چمن يا حتي بزرگتر از 1000 تا زمين چمن ، يك حاشيه دور يه شهر، يه شهر بزرگ.
يه حاشيه ي كه به اندازه ي1000 تا آدم يا نه به اندازه ي 1000 تا 1000 تا آدم جا داره ، 1000 تا 1000 تا آدم كه زندن، زندگي ميكنن، ولي ديده نمي شن چون من ، تو ، ما ، همه ي ما نگاهامون به متن اون نويسندس به تعداد گلهاي برزيله ، به سطر هاي خالي متن بي متن...
سلام بر بينندگان عزيز اين شبكه و اين برنامه ، اين هفته هم در خدمت آقاي مهندس سانسورينگ مسئول محترم مديران (اسبق اسبق، اسبق و... ) بخش مبارزه با جنگ نرم صدا و سيما هستيم و از بيانات ايشان در رابطه با جنگ رسانه اي يا همان جنگ نرم استفاده مي كنيم. اميدوارم تا پايان برنامه با ما همراه باشيد . خوب آقاي دكتر بفرماييد.
- من هم سلام عرض مي كنم خدمت شما و بينندگان عزيز اين برنامه. خوب با شروع حملات رسانه اي من و دستي چند از دوستانم مدتي است كه فيلم ها و سريال هايي را كه بيشتر هم از كمپاني ...اسم شو نميبرم تبليغ ميشه ... كه وابسته به كشور اسم شو نميبرم تبليغ ميشه ... است رو بررسي كرديم و فهميديم كه اين فيلم ها واقعا چقدر مبتذل هستند. براي مثال همين فيلم ... اسم شو نميبرم تبليغ ميشه ... يا همون سريال ... اسم شو نمي برم تبليغ ميشه ... شما بايد ببينيد شان تا بفهميد كه چقدر مبتذل هستند...
- بله، آقاي دكتر خيلي متشكر، و حالا يك سؤال ...
- بفرماييد .
- آقاي مهندس مي خواستم بپرسم طبق گفته ي شما سريال ...
- اسم شو نبر تبليغ ميشه ...
- بله حواسم هست همون سرياله چرا اينقدر بين بچه هاي دبيرستاني ودانشگاهي وحتي راهنمايي پخش شده ؟ چرا جلوي فروش همچين سريال هايي را در كشور نمي گيرند؟
- البته فراگير شده اما نه خيلي در حال حاضر من بايد اعتراف كنم درسته ما حدود 10 ميليون نوجوان و جوان داريم كه خوب بخشي از آنان درگير اين سريال ها شدند اما هنوز بخش كثير بچه هاي ما كه از سنين 1تا 7 سالگي را در بر ميگيرند به طور مستمر اين سريال ها را نميبينند و بخش كثير تر بچه هاي ما كه از 1تا 12 ماهگي را در بر مي گيرند اصلا اين سريال ها را تماشا نمي كنند و اين يعني ما ميتونيم به حدود دو نسل بعد از اينده اميدوار باشيم.
- بله، متشكرم آقاي دكتر كه وقتتون را در اختيار ما قرار داديد ، از شما بينندگان محترم هم تشكر ميكنم و همچنين عذرخواهي ميكنم كه وقت برنامه ي اين هفته ي ما اين قدر كوتاه بود ، دليلش هم پخش سريال ...
- ... اسم شو نبر تبليغ ميشه ...
- ... بله حواسم هست ... تبليغ ميشه ...
این هم بخش های دیگری از رمان "منِ او" اثر استاد رضا امیرخانی که قول داده بودم:
. . . علی خشمگین ایستاد. دستش را دراز کرد و یکی از انارهای تازه رسیده را کند. خوب نگاهش کرد. یاد کریم و مهتاب و درویش مصطفا افتاده بود. دستش را عقب برد و انار را محکم توی دیوار کوبید. انار ترکید و خونابه اش ازدیوار سرازیر شد علی گیجاویج شده بود. انارهای تازه رسیده ی پاییزی را یکی یکی می کند و توی دیوار میکوبید. انارها به دیوار می خوردند و می ترکیدند و خونابه شان روی زمین می ریخت . . . مهتاب اشک ریزان از دالان بیرون آمد، فریاد کشید:
- علی! بسه دیگر، به خاطرِ من . . .
این رمان را بعد از این می توانید نه به فارسی بلکه به عربی بخوانید حالا نمی دانم اسمش را چه می خواهند بگذارند «أنا هو» یا «أنا هی» ؛ نام این داستان زیبای علی و مهتاب را .
سلام ...
نمي دونين چقدر دلم براتون تنگ شده بود ...اهه ... اهه ...(صداي گريه)
... اما من سر بلند از توطئه هاي شوم سيم ، دوباره بازگشتم ...
و اما دلايل نبودنم : من و سيم قبل ماه رمضوني رفته بوديم يه جاي باحال(سيم كه گفته بود بهتون ... جريان كوه ...) چشمتون روز بد نبينه ما رفتيم ...و از اون جا كه تو گروهمون آشپز نبود سيم شد آشپز گروه روز اول بهمون بادمجون آتيشي داد كه اصلا رنگ آتيش رو نديده بود ، اما هر چي بهش غر زديم از رو نرفت عصر روز اول معجون " چاي، بيسكويت، كنجد، شكر و خورد كه ما كلا از چاي خوردن منصرف شديم و و البته اون رو از سرآشپزي عزل كرديم و ديديم بهتره بقيه ي مدتي رو كه اونجاييم تخم مرغ بخوريم ...شب آخر از اون جا كه قيافمون شبيه تخم مرغ شده بود سيم گفت من خوراك لوبيا مي پزم و ما ساده ها قبول كرديم و بعد از نماز شب( 8:15 )سيم شروع به پختن كرد ما خوابيديم دو ساعت بعد گشنه بيدار شديم تا خوراك بخوريم كه ... سيم گفت : نپخته ... البته اين آخرين بار نبود كه اين حرف را ميزد چون اون خوراك تا ظهر فرداش هم نپخت...و ما آن شب گشنه خوابيديم ... خلاصه كه اگر چيزهايي كه در آن مدت سيم به ما خراند به هر كس ديگري مي خراند تا سال بعد در رخت خواب ميماند.( البته نيامدن من دلايل ديگري هم داشت كه به خاطر دلايل امنيتي از باز گو كردن آنها معذورم.
و خدا تکه ای خاک برداشت
آسمان را در آن کاشت
خاک را توی دستان خود ورز داد
روح خود را به او قرض داد
خاک
توی دست خدا نور شد
پر گرفت از زمین دور شد
راستی من همان خاک خوشبخت
من همان نور هستم
پس چرا گاهی اوقات
این همه از خدا دور هستم