سلامی با طعم خداحافظی..

تنها شادی زندگیم این است که هیچکس نمیداند تا چه حد غمگینم...
نمیخوام احساساتتونو جریحه دار کنم
...!!!..تو این مدت دوستای فوق العاده ای پیدا کردم:
بچه های مارلیک که خیلی وقته دیگه پیداشون نیستو امیدوارم همشون موفق باشن از همین جا هم با داداش
علی خودم خدافظی میکنم
...صدای دل که امیدوارم طعم قشنگ عسلو با عشقش بچشه
...ثمین
جونم...راحیل جون..مریم خانوم گلم که خواستم همراهیش کنم ولی حالم انقد بد بود که نتونستمو از همینجا
ازش معذرت میخوام
از همینجا روی ماهشو میبوسم اینم بدون مریم تو دلت خیلی پاکه قدرشو بدون...وااای راستی واسه داداش کوچمولوی خودم امیر علی جونم هم دلم تنگ میشه
امیدوارم موفق باشی داداشی

...از نیلو جونم که خیلی دوست خوبی واسم بود و خواهد بود..زهرا جان که با
نظراتش منو کلی خوشال میکرد کسری عزیزم..رومینا گلم ..ارش و عرفان جان ...شروین رونالدوی خودم!!
که مطمئنم اینده ی روشنی داره... محمد حسین عزیز که ارزو میکنم به عشقش برسه و مثل من نشه..جدایی که اسمشو نمیدونم
..ستاره ی دوس داشتنیه گلم مصطفی جان که امیدوارم ازم دلخور نباشه
...داداش افشینم که منو
محرمه دلش دونستو به من لطف کرد
..سعید عزیز یا به قول خودش سعید جوجو!!!که یه جورایی
همزاد من بود و روز و ماه تولدش عین من بود
!!!ازابجی فروغ خودم ازسش معذرت میخوام اگه
اذیتش کردم
...امیر عزیز. از همه و همه و همه تون ممنونم

اگه اسمیو یادم رفت معذرت میخوام سعی کردم همرو ازشون تشکر کنم
. ....منو شرمنده کردین با نظراتتون
.حرف دلمو .میزدین با اپ هاتون
...دلم غصه دار میشد از دلهای شکستتون
...
ما برگزیده ایم ...شاید خدا خواست به ما بفهماند زمینیها بی وفایند و اول و اخر اوست...شاید..


شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

نمیدونم سرنوشتم منو به کجا میبره...تا اینجا که همش با کلمه های تلخو سرد همنشین بودمو خیلیاتون بهم میگفتین وبم خیلی ناراحتتون کرده...و منم که میگم حقیقت تلختر از اون شکلات ۹۹ درصدایه که فکرشو میکردمو زیر عکس..گوشه ی وب زدم
هی دنیااااااااااا....هی..

عشق چیست که همه از آن میگویند؟
ع : عبرت زندگی
ش : شلاق زمانه
ق : قصاص روزگار
اما افسوس و صدافسوس که شلاق زمانه را خوردم ، قصاص روزگار را کشیدم! اما عبرت نگرفتم.



قول میدم عاشق هیچکس
نشم...هیچکس

اینجا که دنیا اسمشه ، غربت نشینی رسمشه ، دنیا یه روز خودکشیه ، یه روز پر از دلخوشیه ، اما برای ما فقط یه تابلوی نقاشیه.

این وبلاگ در روز ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ چهارم رمضان در ساعت ۶ عصر بسته شد....
این قصه سر دراز دارد.بیصدا میرم..خداحافظ..