الهی
قتل غیر...
کسی که عطر تو را زده بود ؛
در خیابان از کنار من گذشــــت !
و این یعنــــی :
قتـــل غیـــر عمــــــد ...
قندیل
یادت باشد ،
روزهای گرمت به سردی گذشت...
دوزخیان زمین
دست بر دل ها میکشیم...
چقدر ماهرانه دست هایمان به طعمه ی هم قفل میشود
چقدر ماهرانه پاهایمان انداه ی کفش های هم میشود
چقدر ساده تمام ضمیر ها را به نام خوادخواهی هایمان ثبت کردیم
حرمت نگه دار... نگاه نگه دار... این منم ... همزاد تو... دندان هایت را چرا تیز میکنی...
برای ل.ق.م.ه ها!!؟؟؟
برای خ.ا.ن.ه ؟؟؟؟
برای س.ا.ی.ه دیگری روی او؟؟؟؟!!!!
مستان بپاخیزید.... صد شیخ را باید سر برید!!!!
الهی
آرایش چیست؟
آرایـش چــیست؟
.
.
.
لایـــه ایـسـت بـتــونـه ای که سـکیـنـه را به پـارمـیــدا تبدیــل میــکند...!!![]()
دختر بچه باهوش
مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد
لبخندی زد و گفت:
چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به
عنوان جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای
برداشتن شکلات ها خجالت می کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی شه شما بهم بدین؟"
بقال با تعجب پرسید:
چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟
و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره
هیچ گاه
هیـــــچ گاه"
به خاطـــــر "هیـــــچ کـــــس"
دســـــت از "ارزشــــهایت" نکـــــش...
چــــون .... زمانــــی که اون فـــــــرد از تــــو دســـــت بکشــــد،
تــــو مــــی مانـــی و یـــک ..... "مـــن " بــــــی ارزش