ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ
ﯾﻪ ﺷﺒﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﯾﻪ آﺩم ﺧﺎﺻﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﯼ
ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﺷﻤﺎﺭﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪه ﺱ
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺨﻮﺩﺕ ﻣﯿﺎﯼ
ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﯼ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ
خالي بي جواب
ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻥ
ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯿﮕﯽ
ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺍﺧﺮﺵ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ ...؟
مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !
کسی رهایم کرده بود...
که صدای بلند گریه ام
اشک هایت را در آورد...!!!

شراب خواستم... گفت : " ممنوع است "
آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است"
بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است "
نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است "
نفس خواستم... گفت : "ممنوع است "
هه
حـــــــــــــــــــــــالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه
با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد
و با هر چـــه بوســـــــه ، سنــــــــگ ســــــــرد مـــــــــــزارم را
و چه ناسزاوارعکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند
و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد
وای دیدنی است روزی که برمزارم اشک میریزی ای بی وفا

میدونی؟؟؟؟؟؟؟؟
همه را امتحان کرده ام!!!!
قرص خواب _ روانشناس _ مدیتیشن ...
مسکن خنده های زورکی
هندزفری توی گوش و گریه کردن
دوستان جدید...
دل من این حرفها حالیش نمیشود!
اغوشت را میخواهم...
برای تو می نویسم........
برای تويی كه قلبت پـاك است...
برای تو می نویسم........
برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...
برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است....
برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است..........
دوستت دارم تا ........! نه...!
دیگر برای دوست داشتن هایم تایی وجود ندارد
بی حد و مرز دوستت دارم

مـن عاشقت هـستم
و تا انتهاے
این دنیـاے پـر از تهـے
هیچ کارے به جز دوست داشتنت ندارم
هـیچ دلیلے بـرای تنهـا گذاشتنت ندارم
و هیچ بهانه اے براے از یاد بردنت
حتے براے لحظه اے ندارم
و باز مینویسم
برای تــــو
بدون ترس و با جسارت ، زمانی که گفته ام
دوستــت دارم
می نویسم برای تو
که رنگ شعرم را میشناسی
در کالبد بی روحش میدمی
جان می دهی به تک تک واژه هایم
برای تــــو
خاص ترین مخاطب من
برای تــو می نویسم
چه ازدحامی به پا کرده ای در من
همین تـــــــو یک نفر ...

سلامتی اونایی که؛
براشون مهم نیست عشقشون قشنگترین
موجود دنیا باشه
فقط می خوان کسی کنارشون باشه که
بشه باهاش قشنگترین
دنیا رو ساخت ...
لعنتی ها
نه این نگاه....
نه این بغض ...
نه این سکوت....
نه این کلمات....
نه این فاصله ...
نه این پنـــجره....
نه این دست ها....
نه این تپــش ها....
هیچ کدومشون جرات ندارن که
به تو بفهمونن
چقـــــــــــدر دلم واست تنــــگ شده!!!!