هر چند امروز نقش مافیای قدرت وثروت هاشمی بر کمتر کسی پوشیده است اما گاهی اوقات میبینیم که این خاندان، به قول رئیس جمهور درپی شکستن قلم ها وبستن دهان منتقدان هستند که همین امر دستشان را بیشتر برای عموم رو میکند.

یک نمونه آن به دادگاه کشاندن اقای زاکانی در پی اظهاراتی درباره نقش هاشمی در قبل و برهه هایی در پس از انقلاب و حمایت ایشان از جریان منافقین و همچنین نقش فرزند خلف ایشان در پروژه های نفتی از قبیل استات اویل و کرسنت و... است. که هزینه های زیادی را به کشور تحمیل و به جیب عده ای وارد کرد که پیش زمینه های آن را میتوان در لابی گری هاشمی در ماجرای عضویت فرزندش در سن 25 سالگی در هیئت مدیره پارس جنوبی، یافت که میتوان چنین اقداماتی را از عوامل زمینه ساز این فسادها دانست و همچنین اشاره ایشان به نقش اقای هاشمی در فتنه 88 باعث شد که پایشان به دادگاه برسد.

ونهایتا پس از ارائه مدارک، از این اتهام تبرئه شود تا مهر تاییدی هم بر این اظهارات باشد و هم نقش این خاندان در حوادث و اتفاقات کشور را نشان بدهد. و همچنین اضافه کنیم پرونده حسین فریدون و چند تن دیگر که البته از اتهامات آن نیز تبرئه شدند اکنون جای این سوال باقیست که چرا درحالی که از ماه ها پیش که این اسناد به رئیس دولت ارائه شده است ایشان با توجه به شعار مبارزه با فسادشان اقدامی نکرده اند؟

اندر احوالات مجلس دهم...

مجلس قانون گذاری از ارکان اصلی نظام محسوب میشود،تا انجا که بنیانگذار انقلاب در موردآن فرمود:مجلس درراس امور است،اماگاهی افرادی ویا گروهی سعی دارند با سیاسی کاری هویت مستقل را از این نهاد بگیرندوآن را وابسته به دولت کنند.در همین راستا گاهی اظهار نظرهایی میشنویم که در محدوده اختیارات آن افراد نیست،چه قبل از انتخابات که یونسی دستیار رئیس جمهور در اومور اقلیت ها که گفت:مردم در انتخابات مجلس نیز مانند ریاست جمهوری با شعار اعتدال پای صندوق ها بیایند،ویا جهانگیری که گفت:اگر مجلس خوبی شکل نگیرد،کار دولت ناتمام می ماند......باید به دنبال مجلس معتدل بود*ویا بعد از انتخابات در صورتی که تایید ورد صلاحیت ها به عهده شورای نگهبان است ودر همین راستا آراءکاندید خاصی را باطل می کند اما رئیس جمهور فرد مذکور را جزءامار راه یافته به مجلس نام می بردوتعداد بانوان راه یافته به مجلس را 18 نفر اعلام می کند واین در صورتی است که بی بی سی هم در گزارش خود 17 نفر اعلام میکند.

مسئله ی دیگری که مطرح میشود این است که مجلس آینده چه رویکردی خواهد داشت؟با توجه به اینکه اکثریت مجلس نهم از ورود به مجلس دهم باز ماندند،باید شاهد تغییر ساختار مجلس باشیم.وافرادی که تحت عنوان اصلاح طلبی واعتدال وارد مجلس شده اند عموما افراد میانه رو هستند وافراطی در حد عارف نیستند که او بخواهد از الان ریاست مجلس را ازآن خود بداند،واز طرفی چهره های شاخص اصولگرایی نیزاکثریت از ورود به مجلس دهم بازماندند،اما با این وجود نیز شاهد مجلسی با تفکرات عارف وامثالهم نخواهیم بود.

اما نکتهی تاثف بار این است که در اولین دوره مجلس 164روحانی در مجلس حضور داشتند که این تعداد در دوره های مختلف کمتر شده تا اینکه در مجلس دهم به 16نفر رسیده است،که این خود زنگ خطر است.زیرا یکی از ویژگی های اصلی یک مجلس اسلامی وجود روحانیون جهت نظارت برتصویب قوانین است،که وقتی این تعدادبه یک اقلیت 16نفری از مجموع 290نماینده تبدیل شوداحتمال خطا را بالا میبرد.

انشاله که شاهد مجلسی مستقل که بتواند حق مردم که به گردن دارند به خوبی ادا کنند وبازیچه دست افراد وگروه ها نباشند.

رابطه ایران وآمریکا؟؟


 یکی از مسائلی که پس از پیروزی انقلاب تا کنون مطرح بوده است چگونگی رابطه باآمریکاست .این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که دولت آمریکا توسط صهیونیست های ودر نتیجه اسرائیل اداره میشودوهمان گونه که بارها دولت آمریکا بارها اعتراف کرده است منافع اسرلئیل خط قرمز آمریکاست واز سوی دیگر اساس جمهوری اسلامی بر مبارزه با ظلم در سر تا سر جهان شکل گرفته است وامام راحل (ره) بنیانگذار آن فرمود:اسرائیل غده ی سرطانی است وباید از بین برود ،که با این سخن ماهیت این نظام مقدس را بر همگان روشن کرده است.حال وقتی صحبت از گفتگوی میان ایذان وآمریکا به میان می آید  یک طرف مذاکره معتقد است اسرائیل باید ازبین برود وطرف دیگر امنیت اسرائیل  را خط قرمز خود میداند،که این مسئله بر تمام جنبه های مذاکره  از قبیل اقتصادی،سیاسی ، وحتی مراودات علمی و...تاثیر میگذارد وچنین مذاکره ای غیر ممکن ویا بسیار سخت وپیچیده کرده است.

حول چنین مسئله ای در کشور ما دوتفکر شکل گرفته است ،یک تفکر که  معتقد است ما در برابر خواسته های نابجای مستکبران مقاومت کرده وبا اتکا به منابع ونیروی درون کشور واین نکته که همه ی دنیا چند کشور اروپایی نیست وپیشرفت بدون اتکا به چنین کشور هایی نیز امکان پذیر است والبته پیشرفتی که این کشورها در اختیار دیگران قرار می دهند با رفتن خودشان از بین می رود چنان که در اختیار حکومت قبل در ایران قرار دادند وچه بسا این بعنوان اهرم فشاری بر کشورهای  تحت نفوذ شان ویا به نوعی مستعمره ی آنها شود چنین که کشورهای عربی منطقه اینکه به چه کسی نفت بفروشند ؟وبه چه میزان بفروشند؟ وچند بفروشند ؟را آمریکا تعیین می کند .وتفکر دیگر که کلید رفع مشکلات وحل موانع پیشرفت کشور را حل مسئله ی رابطه ی ما با دولت آمریکا می دانند.

در دولت ها ی نهم ودهم تا حدودی تفکر مقاومت  عملی شد ،که البته ثمرات آن را در عرصه ها ی مختلف عرصه ی هسته ای مشاهده کردیم که حضرت آقا در مورد دولت نهم فرمودند:این دولت قطار انقلاب را به مسیر اصلی برگرداند ،که بنظر من منظور ایشان برگشتن به گفتمان اصیل انقلاب که مقاومت در برابر زیاده خواهی بیگانگان بود .ما نباید فراموش کنیم که وقتی دشمن مارا تهدید وتحریم می کند واز اعمال ما  عصبانی است یعنی ما در مسیر صحیح حرکت میکنیم،اما هنگامی که دشمن ما را تشویق  میکند باید بدانیم که از مسیر منحرف شده ایم،یعنی وقتی وزیر امور خارجه ما در نشست مونیخ سخنرانی میکند وحتی نمایندگان  کشور های عربی جلسه را ترک می کنند اما وزیر جنگ رژیم صهیونیستی تا آخر در جلسه می ماند ،وقتی نماینده آمریکا در سازمان ملل به وزیر امور خارجه  نامه مینویسد که هیات کره شمالی را به ایران راه ندهید ووزیر امور خارجه تمکین میکند این بیانگر چیست؟

دولت محترم باید توجه کند که کلید تدبیر وامید به چه قیمتی وبا چه امتیازی زیرا پیروزی وقتی است که با دادن کمترین امتیازات بیشترین امتیازات را بگیریم  زیرا همان گونه فرمانده سپاه گفتند:ما در توافق ژنو امتیازات زیادی دادیم وامتیازات کمی گرفتیم اما از خط قرمز ها عبور نشد.دولت محترم باید توجه کند صرفا اینکه چند سانتر فیوژ بچرخد نتیجه مطلوب حاصل نشده است وباید از این انرژی که حق ملت ایران است ودر این راه هزینه های زیادی شده  وجوانانی از این کشور در این مسیر شهید شده اند استفاده شود.       

 


                                                                                            والعاقبه للمتقین

                                                                                                                                                                                                                 

بصیرت قطب نمای حرکت صحیح.

هر واقعه ی تاریخی با گذشت زمان تجزیه وتحلیل می شود،زوایای پنهان آن آشکار میشود ودرک آن وتصمیم گیری در مورد آن راحت تر میشوداما پیروز واقعی کسی است که در لحظه مسیر درست را تشخیص دهد بطور مثال واقعه ی عاشورا از دید مردم سال 61هجری قمری با مردم سال1392هجری شمسی یکی نیست ،شاید امام حسین (ع)واهدافش مانند امروز برای مردم مشخص نبود وچهره ی واقعی یزید ویزیدیان مانند امروز به نمادی برای خروج از دین تبدیل نشده بود. اما امروز جبهه ی حق وباطل واقعه ی عاشورا واضح است،شخصیت امام حسین (ع)واهدافش روشن تر شده ،چهره ی واقعی یزید هم آشکار است.حال راحت تر میتوان تصمیم گرفت حسینی بود یا یزیدی،اما پیروز واقعی کسانی بودند که به ندای امام وقتشان لبیک گفتند وسعادتمند شدند معنای بصیرت هم این است.

حال پس از گذشت چندصد سال از آن واقعه در محرم سال 1388ودر روز عاشورا مردم برای تجدید میثاق با آرمان ها واهداف امام حسین(ع)به خیابان آمده بودند وعزاداری میکردند،اما در طرف دیگر عده ای آشوب گر،با شادی وکف زدن هم آمده بودند که ثابت کنند هنوز یزید صفتانی هستند که حرمت اهل بیت پیامبر(ص)را نگه نمی دارند وعده ای از سران فتنه، که فتنه گری را از اعتراض به نتیجه ی انتخابات شروع کردند وقبل از اتمام رای گیری خود را پیروز انتخابات معرفی کردندوتا اهانت به سالار شهیدان وشعار برعلیه ولایت فقیه که مهم ترین اصل قانون اساسی است ادامه دادند،این حرمت شکنان را مردمی خداجو نامیدند وامروز با کمال بی شرمی می گویند ما از طلب خود در سال88 گذشتیم!!

بنظر من حرمت شکنانی که در سال 88 بر علیه ولایت فقیه که بفرموده ی امام خمینی (ره):همان ولایت رسول اله است،ودر واقع ادامه راه آن بزرگواران است شعار دادند آنها کسانی هستند که از محور ولایت خارج شده اند ودر واقع خوارج زمان ما هستند،رهبری در حال حاضر سکان دار همان محور مقاومت دربرابر ظلمی است که امام حسین(ع)در آن راه فدا شد وامام زمان (عج)نیز برای دفاع از آن خواهد آمد. بنظر من درحال حاضرمصداق واعتصمو بحبل الله یعنی اتحاد حول محور ولایت است،تابتوان جامعه ی حسینی ومنتظر ظهور ایجاد کرد، باید از این مسیر جدا نشویم.یعنی عده ای که مدعی اند اگر درسال 61هجری قمری درکربلا بودند تا آخرین لحظه با امام حسین (ع) می ماندند،امروز بایددر اطاعت از رهنمودهای حضرت آقا کوتاهی نکنندوبدانند که لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است،وامروز باید به ندای حضرت آقا لبیک بگوییم. همانگونه که مردم ایران در 9 دی 88 نشان دادندکه تا آخرپشتیبان ولایت می مانندو حسین زمان را تنها نمی گذارند،زیرا پس از شهادت حسین بن علی دیگر نهضت توابین وغیره چه سودی دارد؟ واین نهضت ها نشانه ی بی بصیرتی بعضی خواص بود.

وکلام آخر اینکه شاید اعمال فتنه گران در حال حاضرآنچنان که باید برای عده ای روشن نشده وامثال ما را افراطی بدانند که البته باید اعتراف کنیم  که درمقابل دشمنان اسلام وولایت افراطی هستیم همانطور که قرآن میفرماید :اشداءعلی الکفار.......،مانیز اهل تسامح وتساهل با دشمنان اعتقاداتمان نیستیم  که کوتاه بیاییم یعنی بعضی مثال رانگوییم یا طوری بگوییم که مطابق میل عده ای باشد که مثلاعده ای جذب شوند،اتفاقا این افرادی که اینگونه بخواهند جذب شوند جزءهمان حداقلی هستند که باید جذب نشوند.وتاریخ وآینده در مورد این افرادحرمت شکن نظر خواهد داد وبنظر من این افراد به نماد نفاق در نسل آینده تبدیل خواهند شد.

 

                                                                                                                                      والعاقبه للمتقین