عظمت


خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک



ولی جالب اینجاست که ....



تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ؛



ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام . . .



عجب صبری خدا دارد....

 
اگرمن جاي او بودم
 
همان يک لحظه ي اول
 
که اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان
 
جهانرا با همه زيبايي وزشتي
 
بروي يکدگر،ويرانه مي کردم

عجب صبري خدا دارد!

اگر من جاي او بودم
 
که در همسايه ي صدها گرسنه،چند بزمي گرم عيش و نوش
 
 مي ديدم
 
نخستين نعره ي مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي کردم

عجب صبري خدا دارد!
 
اگر من جاي او بودم

که مي ديدم يکي عريان ولرزان،ديگري پوشيده از صد جامه ي
 
 رنگين
 
زمين وآسمانرا واژگون،مستانه مي کردم
 

عجب صبري خدا دارد!
 
اگر من جاي او بودم
 
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان
 
سرا پاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي کردم

عجب صبري خدا دارد!
 
اگر من جاي او بودم
 
بعرش کبريايي، با همه صبر خدايي

تا که مي ديدم عزيز نا بجايي، ناز بر يک ناروا خاري مي فروشد
 
گردش اين چرخ را وارانه،بي صبرانه مي کردم

عجب صبري خدا دارد!
 
چرا من جاي او باشم
 
همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و،تاب تماشاي تمام
 
 زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد!

وگرنه من بجاي او چو بودم

يک نفس کي عادلانه سازشي

با جاهل و فرزانه مي کردم

عجب صبري خدا دارد...

                                                            

                                         تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نیاز؟؟؟


                                            میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم!!!




                    

گویند که کریم است و گنه میبخشد...

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم؟؟؟!!

                             

                              آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري

                                 ( يا مهدي ادركني)

الهی شکر

از تو ممنونم بخاطر هر دم و بازدم

 بخاطر جهنم و بهشتت

بخاطر زندگی و مرگ

بخاطر آسمان و زمین و زمان

بخاطر همسرم .همسرم. همسرم. پدر و مادر و آشنایان و دوستانم

و بخاطر استادم و تک تک سرورانم

بخاطر تمام خوردنی ها و نوشیدنی ها و پوشیدنی ها

بخاطر خواب و بیداری

بخاطر شکر و حمد و ستایش و دعایت

بخاطر پیامبران و امامان و اولیائت

خدایا بخاطر تمام صفات کریمه و جمال و جلالت از تو راضی ام

و ممنونم و هرگز نمیتوانم شکر حتی یک نعمتت را بجای آورم !

 یا الله یا الله یا الله!

 ای خوب ای زیبا ای الله!

یا مجیب! یا قریب! یا سلام! یامُعطی! یا توّاب! یا وفیّ! و یا شکور!

 ای کسی که تا می‌خوانمت اجابت میکنی ٬ و چون می‌خوانی‌ام خود را به خواب می‌زنم!

 ای کسی که تا می‌خواهمت در بری ٬ و چون می‌خواهی‌ام روی می‌گردانم!

ای کسی که روز و شب برمن سلام و درود می‌فرستی و جوابی نمی‌دهم!

 ای کسی که چون از تو می‌طلبم میبخشی بی‌حساب٬ و چون خرده‌ای از آن می‌طلبی بخل میورزم!

 ای کسی که چون گناه می‌کنم ٬ تو به من٬ توبه می‌کنی!

 ای دلدار باوفایی که عهد می‌بندی و من باز و باز می‌شکنم!

ای شکرگزاری که همه نعمت‌ها از توست و منِ روسیاه را شکر می‌کنی!

***

 

توبه بر لب

                       سبحه بر دست

دل پر از شوق گناه

                      معصیت را خنده می آید ز استغفار ما

 سبحه = تسبیح

یا علی رفتم بقیع اما چه سود

                               هر چه گشتم فاطمه انجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست

                              آن گل بشکسته پهلویت کجاست

 

صفای خانه ام دیگر به خانه بر نمیگردد

                                 پرستوی سفر کرده به لانه بر نمیگردد

بنال ای بلبل بی دل به یاد گلعذار من

                                که گلچین برده از باغم گل هجده بهار من

 

بسم الله

 

 

ای خدای بیت الله!

 

چشم ما را از سنگ و خاک  بگیر و به جمال صاحب خانه روشن کن.

 

ای خدای کعبه!

 

ما را از خودمان تهی کن و آکنده از حضور خودت کن.

 

ای خدای خانه!

 

به زائرانی که بر در خانه ات اویخته اند بگو:"اًین باب الله الذی منه یوًتی"

 

ای خدای مکه!

 

کی میشود میزبان حقیقی خانه ظهور کند و مکه را از دست غاصبان جاهل برهاند.

 

ای خدای ابراهیم!

 

دستیابی به مقام ابراهیم کار آسانی نیست.حرفی از الفبای رفاقت ابراهیم را به ما

 

بیاموز و جرعه ای از جسارت ابراهیمی را در جانمان بریز.

 

ای خدای احرام!

 

توفیق ده که لباس اخلاق را از تن فرو بریزیم و احرام اخلاق تو را بر تن کنیم.

 

کاش می شد که همیشه محرم باشیم.

 

ای خدای صفا ومروه!

 

همه عمر سعی میان خوف و رجاء را ارزانی بدار.

 

ای خدای زمزم!

 

خواستن وچگونه خواستن را به ما بیاموز وجشمه ی معرفت را از کویر وجودمان،

 

زلال و همیشگی بجوشان.

 

ای خدای محمد!

 

ننگ جهالت وجاهلیت را از دامان اسلام ومسلمین پاک گردان.

 

ای خدای عرفات!

 

آدمی که حد خویش بشناسد، از مصائب دهر مصون می ماند.ما را شناسایی حد خویش

 

قرار ده.

 

ای خدای طواف!

 

طواف بی امام،به گشتن به دور خویش می ماند.شرک و ضلالت و گمراهی است.

 

چشم ما را در طواف، به محبوب و مقتدایمان روشن کن.

 

ای خدای لبیک!

 

نیاید ان روزی که ما تو را بخوانیم و پاسخی نشنویم،رو به سوی تو آریم و روی

 

باز تو را نبینیم.

 

ای خدای هاجر!

 

عشق واعتماد و یقین به خودت را در ما تقویت کن تا دست تلاش و پای رفتنمان

 

در مسیر تو فرو نماند.

 

ای خدای مدینه!

 

احساس غربت و مظلومیت شیعه را درمدینه ای که وطن تشیع است به ظهور

 

فرزند مدینه التیام ببخش.

 

ای خدای حج!

 

آنکه از محضر کریم تو دست خالی بازگردد،دچار خسارتی عظیم شده است

 

ما را مستحق ملامت ملائک مساز.

 

کعبه سنگ سیاهی است که ره گم نشود       حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

 

           

 

خداجان تو را بخاطر تمام آنچه در زندگی٬ غم و ماتم و مصیبت مینامند شکر

بهترينا تو را برای تمام آنچه شادی و نعمت میدانند شکر

پروردگارا تو را بخاطر تمام دارایی‌ها و نداری‌ها شکر

تو را برای آنچه بوده و هست و خواهد بود شکر

خدايا شکرت و حمدت را شکر

محبوبا شکر شکرت و شکر حمدت را شکر

دلبرا شکرت که شکرت که شکرت که...

 

در شگفتم که سلام اغاز هر دیداریست

 

ولی در نماز پایان است .  شاید این بدین معنیست که

 

پایان نماز ِ اغاز دیدار  است.

دریاب از این همه پراکندگی ام          عمری ست که شرمندهّ این بندگی ام

 

به کعبه گفتم:تو از خاکی منم خاک, چرا باید به دور تو بگردم؟

 ندا امد : تو با پا امدی باید بگردی, برو با دل بیا تا من بگردم

تکیه گاه

 
 
در دیاری که تویی بودنم انجا کافیست
 
                            ارزوی دگرم غایت بی انصافیست
 
خدای نازنین
 
امشب کسی اینجا برای آغوش تو له له میزد
 
آغوشی که همیشه به روی خلایقت باز بوده است
 
...باز ...باز
 
چه کسی جز تو می توانست این چنین پناه سردرگمی اش شود؟؟
 
به خودت قسم که هیچ کس
 
خدایا
 
می خواستم بگویم چه خوب که تو هستی
 
کاش برایت خوب شوم...خوب...آنقدر که به من ببالی..
 
آنقدر که این شرم دست از سرم بر دارد
 
می دانم خسته ات کرده ام
 
بد کرده ام
 
تو مرا بخواه...بخواه و خوبم کن خوب من
 
عجیب به تو محتاجم
 
 و آواره ی الرحمن الرحیم سوره ی الحمدت
 
میدانم که می دانی
 
باز هم توبه و سر افتاده ی من
 
باز هم توبه و بغض در گلو مانده من
 
بازهم توبه و الهی کیف ارجی سواک گفتن من
 
می دانم خسته ات کرده ام
 
اما بازهم آغوشت را باز کرده ای...
 
آه از خودم که این شرم مرا از پا انداخته است
 
اما چقدر پشتم به تو گرم است و خیالم قرص.........

در لحظات شادی خدا را ستایش کن  در لحظات سختی خدا را جست و جو کن

در لحظات آرامش خدا را مناجات کن  در لحظات درد آور به خدا اعتماد کن

                                                             

 

چند جمله ی زیبا

خدای را به قدر نیازی که به او داری فرمان بر

و به ان مقدار که بر عذابش طاقت داری معصیتش به جای اور

وبرای ان مدت که در ان جهان خواهی زیست کوشش کن

و به اندازه ی زمانی که در ان جهان خواهی ماند توشه ی

عمل بر گیر.

 

ما با می ومستی سر تقوا داریم

                                 دنیا طلبیم ومیل عقبی داریم

کی دنیاودین هردوبه هم جمع شوند

                                     این است که ما نه دین نه دنیا داریم

جویندگان خدا

موج !!! مردی تصمیم گرفت به دیدار زاهدی برود که می گفتند نه چندان دور از صومعه اسکتا

میزید.پس از مدتی سرگردانی بی هدف در صحرا، سر انجام راهب را یافت و گفت: می خواهم

 نخستین گامم را در طریق روح بدانم. زاهد مرد را به کنار چاه کوچکی برد و از او خواست

بازتاب چهره خودش را در آب بنگرد. مرد کوشید چنین کند، اما در همان هنگام ، زاهد

 ریگهایی

به درون آب پرتاب میکرد و به آب موج می انداخت. مرد گفت: اگر شما همین طور ریگ در

 آب بیندازید که نمیتوانم چهره ام را در آب ببینم. زاهد گفت: دزست همان طور که آدم نمیتواند

 جهره خودش را در آب های مواج ببیند ، جست و جوی خداوند با ذهنی نگران این

جست و جو

 هم ناممکن است. این نخستین گام است !

                                           

خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است،

 تو اگر مدارا نکني مارا خداي ديگر کجاست ؟

از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد خدا گفت: نه رها کردن کار توست.

 تو بايد آنهارا رها كني. از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد خدا گفت: نه

 شکيبايي زاده رنج و سختي است. شکيبايي بخشيدني نيست، به دست

 آوردني است. از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد خدا گفت: نه

من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري از

خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد خدا گفت: نه رنج و سختي ، تو را از دنيا

دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند. از خدا خواستم تا روحم را

 تعالي بخشد خدا گفت: نه بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي

 اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي من هر چيزي را

که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه من به

تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.

دل سراپرده ی محبت اوست

                               دیده اینه دار طلعت اوست

بی خیالش مباد منظر چشم

                              زانکه این گوشه جای خلوت اوست

 

 

(( الهی ما عبدتک خوفا من نارک

و لا طمعا فی جنتک و لکن وجدتک

اهلا للعبادت فعبدتک))

"خدایا" من تو رو به خاطر ترس از جهنم

یا رفتن به بهشت عبادتت نمیکنم

فقط واسه اینکه تو رو شایسته ی

عبادت و پرستش دیدم

با تمام وجودم میپرستمت.

معشوق واقعی

الهی و ربی من لی غیرک

 

به من بگو معشوقت کیست تا به تو بگویم در چه سطحی هستی

معشوق من انقدر لطیف است که خود را به بودن نیالود

که اگر جامه ی وجود بر تن میکرد

معشوق من نبود.