پست ثابت

 

 نیمکت تنهای من بهش سر بزنید

 

http://www.temptation1.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

امروز یکی ازم پُرسید تو واسه چی میری نِت


بهش گفتم واسِ تفریح


ولی میدونی تو دِلَم چی بود


پیشِ خودم گفتم وقتی میبینی نه همدمی داری


نه رفیقات رفاقت میدونن


نه عشقت قدرتِ درک کردنت رو داره و تنهات میذاره و میره


نه کسی می پُرسه زنده ای یا مُرده


کجا بهتر از نِت


* به سلامتیه همه ی رُفقای مجازی *



 


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, پسر پشیمون, عاشقانه ها, متن تنهای
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۰۸ ساعت 8:30 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

تعهد

میدونی تعهد یعنی چی ؟


یعنی اگه تو سیاره ات هزار تا گل قشنگ باشه


بازم تو عاشق گل خودت باشی

برچسب‌ها: تعهد, وبلاک وسوسه, وبلاک بابک, متن زیبا
+ نوشته شده در ۱۴۰۵/۰۴/۰۲ ساعت 17:47 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

ما دوام آوردیم..

ما دوام آوردیم …

با بی‌ پولی … با بی‌عشقی…

با چیزهایی که خواستیم و نداشتیم

با کنایه‌های کسی که کافی نبودیم براش

با لحظه‌های دلتنگی…

با خاطرات ما دوام آوردیم با سخت‌گیری‌های خانواده

با آزادی‌های دلهره‌آور و پنهانی

با شغلی که از سر نیاز بود نه علاقه !

با سگ‌ دو زدن‌های بی‌نتیجه

با ذوق‌ های سرکوب شده…

ما زندگی نمی‌کنیم…

ما مدام در حال دوام آوردنیم!

.

─═हई♚ temptation ♚ईह═─

فرمانروای احساسات


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وبلاک برتر, وبلاک احساسی, وبلاک عاشقانه
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۳/۱۱ ساعت 21:12 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

بابک

بن بست؟؟؟


شکست؟؟؟

.
من؟؟؟

.
شوخیت گرفته؟؟؟

.
بذار اینجوری بهت بگم رفیق

.
اصلا بابک به دنیا اومده که موفقیت رو معنی کنه


برچسب‌ها: بابک, وسوسه, وبلاک برتر, خاص
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۱/۲۹ ساعت 8:52 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

دشمن داخلی

دشتمان گرگ اگر داشت نمی نالیدم

.

نیمی از گله‌ ی ما را سگ چوپان خورده


برچسب‌ها: وسوسه, برترین وبلاک احساسی, وبلاک پسر پشیمون, بابک
+ نوشته شده در ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ ساعت 10:0 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

حجامت

         خنجر از پشت

 

           دیگه برا ما انقد عادی شده که دیگه برا ما حجامته


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, پسر احساسی, پسر پشیمون
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۹/۱۴ ساعت 20:11 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

الا یا ایها الناس

من از حاشا كردنِ اين عشق بيزارم


الا يا ايها الناس


دوستش دارم

برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, وبلاک برتر, جدایی
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۰۱/۱۲ ساعت 22:43 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

پختن نان

فرآیند عاشقی مثل نون پختن می‌مونه

اول آردی تا اینکه یهو نگات میخوره به نگاش

دقیقاً همین جاست که آب عاشقی می‌ریزه روت

حالا دقیقاً همین جاست که

با تمامِ ناز و عشوه اش

با تمام زیر چشمی نگاه کردناش

با تمام مونالیزا لبخند زدناش

هعی اینور اونور ات می‌کنه

هعی بالا پایینت می کنه

اینجاست که خمیر مایه ی تنهایی هم وارد میشه و

کمک میکنه زودتر به عمل بیای.

بعد از تموم اینا خودتو جمع و جور میکنی و آماده میشی واسه گفتن

تا میگی، پرتت می‌کنه تو تنور داغ شکست

اونوقت که تو خودت میری  

این تو خودت رفتنا و این داغیه شکستنا

خُشکت می کنه

اونقدر خُشک که اگه یکی نباشه بیرونت بیاره میسوزی

ذره ذره می سوزی

اونقدر می سوزی که دیگه از خود قبلیت هیچی نمی مونه

میدونی این وسط چی مهمه؟

یه نفر

یه نفر که قبل سوختنت بیرونت بکشه

این یه نفر میتونه خودت باشه

بهترین رفیقت باشه

یا یه رهگذر

از این یه نفرا واسه همتون آرزو میکنم

ولی امیدوارم زود بیرونتون نکشه

زود بیرون بیایی خمیر میشی و ناپخته

وسلام

برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, وبلاک برتر, جدایی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۱۱/۰۳ ساعت 12:25 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

سنک . کاغذ . قیچی

 

من سنگ کاغذ قیچی هم بازی میکردم پوچ در می آمد


برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, وبلاک برتر, جدایی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۸/۲۲ ساعت 22:34 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

زندگی باید کرد

یک ﺗﺎﺟﺮ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎیی ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ

ﮐﻪ ﯾﮏ ﻗﺎﯾﻖ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﺍﺯ ﺑﻐﻠﺶ ﺭﺩ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺵ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺎﻫﻰ ﺑﻮﺩ

ﺍﺯ ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺗﺎﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻯ؟

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﻣﺪﺕ ﺧﯿﻠﻰ ﮐﻤﻰ !

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺻﺒﺮ ﻧﮑﺮﺩﻯ ﺗﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﻰ ﮔﯿﺮﺕ ﺑﯿﺎﺩ؟

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﺳﯿﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ !

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﺍﻣﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻭﻗﺘﺖ ﺭﻭ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻰ؟

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﺗﺎ ﺩﯾﺮﻭﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ ! ﯾﮏ ﮐﻢ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﺑﺎ ﺑﭽﻪﻫﺎﻡ ﺑﺎﺯﻯ ﻣﯿﮑﻨﻢ ! ﺑﺎ ﺯﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻭﻧﻢ ! 

ﺑﻌﺪ ﻣﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﻣﯿﭽﺮﺧﻢ !

 ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺷﮕﺬﺭﻭﻧﻰ

ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺸﻐﻮﻟﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺯﻧﺪﮔﻰ !

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﻫﺎﺭﻭﺍﺭﺩ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ

ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﺑﮑﻨﻰ ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﻰ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﯾﮏ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﺨﺮﻯ !

 ﻭ ﺑﺎ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﻭﻥ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻗﺎﯾﻖ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﻌﺪﺍ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻰ !

 ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﺩﺍﺭﻯ !

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﺧﺐ ! ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻰ؟

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﺑﺠﺎﻯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﻫﻰﻫﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﻰ 

ﺍﻭﻧﺎﺭﻭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﻬﺎ ﻣﯿﺪﻯ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﻰ …

ﺑﻌﺪﺵ ﮐﺎﺭﺧﻮﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻯ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪﺍﺗﺶ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﻰ …

 ﺍﯾﻦ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺗﺮﮎ ﻣﯿﮑﻨﻰ ﻭ ﻣﯿﺮﻯ ﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺳﯿﺘﻰ

 ﺑﻌﺪﺵ ﻟﻮﺱ ﺁﻧﺠﻠﺲ ! ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ … 

ﺍﻭﻧﺠﺎﺱ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﻯ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﻰ …

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﺍﻣﺎ ﺁﻗﺎ ! ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ؟

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝ !

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻰ ﺁﻗﺎ؟

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻫﻤﯿﻨﻪ ! ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﮐﻪ ﮔﯿﺮ ﺍﻭﻣﺪ

ﻣﯿﺮﻯ ﻭ ﺳﻬﺎﻡ ﺷﺮﮐﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺧﯿﻠﻰ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻰ

ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﻬﺎ ﺩﻻﺭﺑﺮﺍﺕ ﻋﺎﯾﺪﻯ ﺩﺍﺭﻩ !

ﻣﮑﺰﯾﮑﻰ : ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﻬﺎ ﺩﻻﺭ ؟؟؟ ﺧﺐ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻰ؟

ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﻰ : ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻰ

ﻣﯿﺮﻯ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺩﻫﮑﺪﻩ ﺳﺎﺣﻠﻰ ﮐﻮﭼﯿﮏ ! 

ﺟﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻰ ﺗﺎ ﺩﯾﺮﻭﻗﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﻰ ! 

ﯾﮏ ﮐﻢ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﻯ ﮐﻨﻰ ! ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻧﺖ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻰ ! ﻭ …

ﻣﮑﺰﯾﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ

 ﺧﺐ ﻣﻦ ﺍﻻﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﻨﮑﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ !!!


ﺳﺮﮔﺸﺘﻪ ﭼﻮ ﭘﺮﮔﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﺩﻭﯾﺪﯾﻢ .

ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻘﻄﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ

ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﻱ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ

ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ

ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻧﺨﻮﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ

ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻠﻢ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ

ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ

ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ

ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺑﯽ ﻏﻢ ﻭ ﻣﻨﺖ

ﻣﻨﺖ ﻧﮑﺶ ﺍﺯ ﻏﯿﺮ ﻭ ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ

ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﺎﻧﯽ ﮔﺬﺭﺍﻧﯽ

ﭘﺲ ﺷﺎﮐﺮ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ.

برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک برتر, فرمانروا, پسر پشیمون
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۶/۲۳ ساعت 20:8 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

غارتگران مملکت

گندم دزدی را گرفتند و سوار بر الاغ در شهر میچرخاندند

مردم هم میخندیدن و هل هله میکردند

سرباز خطاب به دزد گفت: سخت میگذرد؟؟

دزد پاسخ داد گندم ها را که خوردم

سواری هم کردم

مردم هم شاد شدند و میخندند چی از این بهتر

حکایت مملکت ماست

بیت المالو میخورن

بنزشو هم سوار میشن

ما مردم هم جوک میسازیم و میخندیم



                                   التماس تفکر

                          हई♚ temptation ♚ईह

برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک برتر, فرمانروا, پسر پشیمون
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۴/۱۹ ساعت 12:56 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

شیر

 

مهم نيست وضعيت اقتصادى جنگل چطور باشه

 

هرگز نميبينيد يه شير علف بخوره

 

 


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۲/۱۵ ساعت 22:31 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

باران بیایید نیایید بدبختیم

گویند مردی دو دختر داشت


یکی را به یک کشاورز و دیگری را به یک کوزه گر شوهر داد...

 

چندی بعد همسرش به او گفت :


ای مرد سری به دخترانت بزن واحوال آنها را جویا شو


مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت وجویای احوال شد

 

دخترک گفت که زمین را شخم کرده و بذر پاشیده ایم

 

اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم...

 

مرد به خانه کوزه گر رفت

 

دخترک گفت کوزها را ساخته ایم و در آفتاب چیده ایم

 

اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست...

 

مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:


چه باران بیاید و چه باران نیاید ما بدبختیم!!!

 

 حکایت امروز ماست در هر صورت بدبختیم...

 


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۱۱ ساعت 11:41 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

بی زارم از آزار کسی

نشو محبوب آن یـــــــــــارے


ڪه خود یــــار ڪسـے باشد

 

نرو بالاے دیـــــــــــــــــوارے


ڪه دیــــــــوار ڪسـے باشد

 

نڪن ڪارے ڪه با خـوارے


بـے افـــــــــتـے در ڪَرفتارے

 

ڪَرفتارے اڪَــــــــــر او هم


ڪَــــــــــــرفتار ڪسـے باشد

 

بسوز اے دل بـــــساز اے دل


مریـــــــض آن ڪسـے بودے

 

ڪه فڪرش را نمـے ڪردے


پرســـــــــــــتار ڪسـے باشد

 

اڪَر این عــــــشق آزار است


عــــــــــاشق نیستم دیڪَر

 

ڪه بـــــے زارم از آن ڪارے


ڪه آزار ڪـــــــــــسـے باشد.

 

 


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۱۰ ساعت 22:33 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

و آخرین حرف دل

و آخریــــــــڹ حرف دل ....

 


برای او ڪه دیگر به فراموشے سپردمش..

 


نگاه میڪنم عڪست

 

را......  

 

                                
و به خاطر مےآورم تمام حرف هایت را.

 


نگاهت را..

 


و حتـے چشمانت را.

 


نمیدانم مڹ بـد بودم..

 


زمانه بــد بود...

 


یا شاید هــم زبانــم

 

 

لال.....تـــــو.....

 


هنـوز هم در تعجب رفتنت مانده‌اَم.

 


امـــا..

 


هــر ڪجا رفتے خدا پشت و پناهــت..

 


یادت باشد......

 


مڹ تو را بخشیدم....

 


امــا دلــم را نمیدانم...


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ساعت 11:27 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

دلم تنگ است از این دنیا

دلم تنگ است از این دنیا...


                      چرایش را نمیدانم!


من این شعر غم افزا را...


                  شبی صدبار میخوانم...


چه میخواهم از این دنیا...


                  از این دنیای افسونگر


قسم بر پاکی دریا...


                        جوابم را نمیدانم!


بهارزندگانی را...


                      چندین بار بوییدم...


کنون با غصه میگویم


                      خداوندا پشیمانم...


دلم تنگ است از این دنیا...


             چرایش را نمیدانم

 

 


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ساعت 11:22 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

خدایا میبینی

خـدایا!!!


حال و روزم را میبینـی؟


ایـن روزها


دیگـر حرف نمیزنم


فقط مثـل خودت


"نگاه"میـکنم و میگذرم


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۷ ساعت 18:53 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

آخرین نگاهت را

آخرین نگاهت را


در شب هایت


از کدام پنجره


روانه ی آسمان می کنی؟


که خورشید


به شوق دیدار تو


دوباره طلوع می کند...


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۷ ساعت 12:11 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

دختر عاقل

یک دختر عاقل


میبوسد اما عشق نمی ورزد


گوش می کند اما باور نمی کند


وترک می کند قبل از اینکه ترکش کنند


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۷ ساعت 12:8 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

تقدیر من

تقــدیــر مــن

 

مثـــل اون مــرغیـــســت

 

 کــه هــم تــو عــروســی

 

 ســرشـــو میــبــــرن

 

هــــم تـــو عــــــزا


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۶ ساعت 17:28 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

محرم دل

هر که شد محرم دل درحرم یار بماند


وانکه این نکته ندانست در انکار بماند

 

----------

زندگی جز نفسی نیس غنیمت شمرش

نیس امید که همواره نفس برگردد

 

-------------

 

 

تو باخدای خود انداز کار و دل خوش دار


که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

 

 


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۶ ساعت 14:12 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

عشق اگر عشق باشد

عشق اگه عشق باشه یه قوه ی محرکه هست یه انگیزست


میدونی عشق مثل رنگ میمونه


میتونه همه چیزو قشنگ تر و تازه تر کنه


مثل صداست مثل یه موزیک مورد علاقت توی حال خوبته


که میتونه روزتو بهتر کنه


بدون عشق میشه


ولی باهاش زندگی معنی و رنگ و صدای خودشو بهتر میکنه


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, وسوسه, بابک, بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۹/۰۱/۰۶ ساعت 13:38 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

حرفهای....

 

برایش در شهری عربده کشیدم   


که فریاد حکم اعدام داشت  

 

 

 

من براش کم بودم  


رفت با عبدالله ابن زیاد ... 

 

 

به طرف راه رفتن یاد دادیم    


با خودمون میخواست مسابقه دو بده     

 

 

آخر بازیست........

 

سک سک........

 

پیدایت کردم.....

 

آنجا..........


درآغوش او .....

 

 

 

  

اینجاآرامگاه بغض های کهنه است

 


لطفا کمی سکوتــــــــــــــ

 


که اگر بیدار شوند

 


نفس گیرنــــــــد،  لعنتی ها

 

 

  


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, غمگین, احساسی, بابک
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۲/۱۰ ساعت 20:38 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

تنهایی.

 

ﺑاﻟﺸﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﯿﺪ

 

ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ. . .

 

ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ


برچسب‌ها: وبلاک وسوسه, غمگین, احساسی, بابک
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۱/۱۹ ساعت 11:30 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

فرمانروایی احساسات

 

حتی خدا زمان خلقت من اضطراب داشت

 

اسپند رانخست

 

من را بعدا آفرید...

 

हई♚ temptation ♚ईह


برچسب‌ها: بابک رحیمی, بابک, عکس بابک, عکسهای بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۰۳ ساعت 9:56 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

سجده شیطان..

 


  وقتی خدا 

 

منو

 

        آفرید

 

شیطان گفت:

 

              اگه از اول اینو می آفریدی

 

                                          سجده میکردم

 

 

                       ─═हई♚ temptation ♚ईह═─

                                   فرمانروای احساسات


برچسب‌ها: بابک رحیمی, بابک, عکس بابک, عکسهای بابک رحیمی
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۳۱ ساعت 13:3 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

بچه فقیر

 

💔بچه فقیر رو


  💔چه به عاشق شدن


    💔بسوزه


      💔پدره


        💔نداری

        ____temptation_____

 


برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, پسر پشیمون, وبلاک احساسی
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ ساعت 18:17 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

اگه با اون خوشحالی منم خوشحالم

 

همیشه بهم میگفت:زندگیمی . . .

وقتی رفت بهش گفتم: مگه من زندگیت نبودم؟

جواب داد: آدم برای رسیدن به عشقش باید از زندگیش بگذره

 

 

***************************

 

غمگینم

همانند دلقکی که

روی صحنه چشمش به عشقش افتاد

که با معشوقش به او میخندیدند

 


برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, پسر پشیمون, وبلاک احساسی
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ ساعت 18:12 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

"مشترک مورد نظر در حال مکالمه است"


سخته ... درد داره

ساعت 01:00 شب وسط کلی لوس بازیای عاشقونه

و هزار مدل قربون صدقه های از ته دل

یه sms بهش میدی با این مضمون

"aziizam esheghetam" 

یک دقیقه بعد ..

دو دقیقه یعد......

سه دقیقه ....

دقیقه ها پشت هم میگذره و تو منتظری

اونم بهت بگه "man bishtar"

اخه قبل اینکه شبا باهاش حرف نزنی خوابت نمیبره

نگران میشی ...

بهش زنگ میزنی

داغون میشی...

خورد میشی ...

پیر میشی...

قلبت ب درد میاد...

دستات به لرزه میوفته....

بغض راه نفستو میگیره ...

اشک تو چشمات حلقه میزنه

فقط با شنیدن این صدا :

"مشترک مورد نظر در حال مکالمه است"


برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, پسر پشیمون, وبلاک احساسی
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ ساعت 18:4 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |

اصالت

 

اگه به یه مگس بال های یه پروانه رو بدی 

 

نه زیبا میشه نه میتونه باهاشون پرواز کنه 

 

میدونی چیه؟ 

 

دارم از اصالت حرف می زنم

 

**************************


فرمانروایی احساسات temptation

 

   


برچسب‌ها: وسوسه, وبلاک وسوسه, پسر پشیمون, وبلاک احساسی
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۴/۰۹ ساعت 17:58 توسط ❥❥●✿ temptation ✿●❥❥ |