گویند عشق شهوت متراکم است .
به راستی در این داوری از کدامین مقدمه به کدامین نتیجه رسیده اند ؟
گویند عشق شهوت متراکم است .
به راستی در این داوری از کدامین مقدمه به کدامین نتیجه رسیده اند ؟
اقلیانلار بیرگون گولر
((( اونایی که گریه میکنن یه روز میخندن )))
*****************
گچر بو دا گچر
((( میگذره ِ اینم میگذره )))
این همه رنجی که دنیا بر سر ما میکند
غیر ما هر کس که باشد ترک دنیا میکند
بارها گفتم که فردا ترک دنیا میکنم
چون به یاد تو می افتم امروز و فردا میکنم
راز عشق ورزیدن به هر چیز درک این جمله است :
شاید از دست برود .
شریعتی
مرد متولد آبان دارای احساسات افراطی است،اگر چه دارای ظاهری آرام و
خونسرد باشد سر سخت و خود دار است.او با صفات دوگانه ی عقرب یعنی
شهوت و استدلال میتواند هر کسی را سر گردان کند.بیش از حد باهوش
است و همیشه در فکر پیروز شدن در هر کاری است.نسبت به اینکه دیگران
در باره ی او چه فکر میکنند بی تفاوت است،یعنی کسی نمیتواند مانع
تصمیمات وی شود.او فردی با صداقت،جذاب،با شهامت و آزاد است.در جایی
که دیگران شکایت میکنند او شجاعترین و قاطعترین رفتار را از خود
نشان میدهد.شیفته اسرار است و هیچ راز حل نشده ای را باقی
نمیگذارد.او میتواند کمی حسود باشد ولی هرگز اجازه نمیدهد که زنی بر
او حکومت کند.
رنگ محبوب : قرمز سیر سنگ خوش یمن : سیلیس فلز وجود : آهن شخصیت : ثابت عنصر وجود: آب سیاره : پلوتون شعار : من آرزومندم سمبل : عقرب
سلام به دوستای دوست داشتنی خودم . اولا عید قربان همتون پیشاپیش مبارک
بعدشم من روز قبل از عید یعنی ۱۵ آبان به دنیا میام .
صرفا جهت اطلاع کادو هم قبول نمیکنم ![]()
![]()
![]()
این شعر و خودم گفتم خواهش میکنم
بخونید و نظر بدید .
در اذامه
سرم رو شونه هات میزارم تا نبینی گریه هام و
نمیخواستم که برنجی نمیخواستم که ببینی گریه های بی صدام و
اشکهای بی انتهام و دونه دونه پس میگیرم
با تو نفس میگیرم
متین
من نه آنم که صد قصه ی رنگین گویم
من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز را در تو تشحیص دهد .
اندوه پنهان شده در لبخندت را ـ عشق پنهان شده در عصبانیتت را و معنای حقیقی در سکوتت را .
زحمی بر پهلویم است . روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم .
دکتر علی شریعتی
اگر بیشتر میماندم باران را میدیدم ، که ماندم .
گرمای آفتابت سوزاندم ، خورشیدم ، بمان ، سوختنم را به فال نیک میگیرم .
همیشه توی یه ارتفاع از آسمون دیگه ابری نیست «اگه گاهی آسمون دلت ابری شد بدون به اندازه ی کافی اوج نگرفتی»
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت دریا دزد کفشهای من .
مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی .
موج آمد و جملات را با خود شست و تنها این پیام را باقی گذاشت که :
برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی .
تاباتمزدیم آیرلقا برجه دقیقه گوندن گونه ِآیدان آیا ِ ایلدن ایله دوشدی
![]()
![]()
گزلرن گزلرم برگجه مهمان الاجاخ الرن دردلرم بر گجه درمان الاجاخ
![]()
![]()
![]()
![]()
آقلارام غربتلره هر دم سن یاد ایلرم آقلارام ساعت به ساعت عمری بر باد ایلرم
ایسترم باد خزانه گندرم پیغامم یازماز قلم توتماز الیم هر دم سن یاد ایلرم
معنی در ادامه بنا به درخواست
دکتر امیل کوئه همیشه برای مداوای مریضاش قبل از تجویز دارو یک ربع باهاشون حرف میزد و میگفت دارویی که برات تجویز میکنم معجزه میکنه و محشره تا حالا هر مریضی از این دارو استفاده کرده خوب شده تو هم مطمئن باش خوب میشی . به همه ی مریضاش یه دارو تجویز میکرد یه داروی بدون رنگ و بدون بو که هیچ مزه ای نداشت کم کم از همه ی دنیا جلوی در مطبش صف میکشیدن که از داروی معجزه اسای دکتر استفاده کنن تا اینکه یکی ازش پرسید چطور همه ی مریضا رو با یه دارو شفا میدی امیل گفت همه با آب شفا پیدا میکنن فقط به خاطر تلقینی که به خودشون میکنن خوب میشن .
یه روز دو تا زن میرن پیش یه دکتر یکیشون سرما خوردگی داشته یک هفته بعد خوب میشده یکیشون سرطان داشته یک هفته بعد میمرده . میرن جواب ازمایش بگیرن برگه ها رو اشتباه بهشون میدن زنی که سرما خورده بود بعد از یه هفته به علت سرطان از دنیا رفت و زنی که سرطان داشت با خوردن قرص سرما خوردگی خوب شد .
یه روز یه دکتری میخواست از شهرش به شهر دیگه با قطار سفر کنه با عجله تو ایستگاه قطار میبینه بلیطش رو گم کرده حالا باید حتما بره اگه از قطار جا میموند یکی از نزدیکاش میمرد . طوری که کسی نبینتش خودش میندازه توی قطار .قطار که حرکت میکنه دکتر به خودش میاد و متوجه میشه تو سرد خونه ی قطار و در هم بسته قطار هم بدون توقف ۱۸ ساعت تا مقصد باید میرفت .شروع میکنه به نوشتن جریان و مینویسه و میگه الان ۱ساعت گذشته دارم خودم و با دم و بازدم گرم میکنم ...الان ۳ ساعت گذشته داره کم کم بدنم سرد میشه ...الان ۵ ساعت گذشته دارم نرمش میکنم تا بدنم گرم بمونه ...الان ۷ساعته که اینجام دارم یخ میکنم دیگه نمیتونم ...خلاصه دکتر بعد از ۱۰ ساعت از سرما یخ میزنه و میمیره . وقتی قطار به مقصد میرسه نگهباها مردی رو توی سرد خونه پیدا میکنن که مرده و از دو چیز تعجب میکنن که اولا این مرد اینجا چیکار میکنه دوما چرا مرده آخه سرد خونه ی قطار خاموش بوده .
تجربه را تجربه کردن خطاست .
تنبل ها فردا کار میکنند .
من به آمار زمین مشکوکم اگر این شهر پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست .
تو زندگی آدمهایی هستن که مثل قطار شهر بازی اند . از بودن با اونا لذت میبری ولی تو رو به جایی نمیرسونن .
قلی میره جهنم بهانه واسه ورود به بهشت نداشته با فرغون خالی میره جلوی در بهشت که بره تو میگن کجا داری میری میگه مفقود الاثر آوردم برین کنار.
قلی افسر میشود :
یارو چراغ قرمز و رد میکنه قلی با موتور میفته دنبالش هی میگفته پراید بزن چنار . پراید میگم بزن چنار یارو بی اعتنا به راهش ادامه میداد قلی پیچید جلوش پیاده شد جلوی شیشه به راننده گفت مگه نمیگم پراید بزن کنار . بیا پایین ِ یارو میگه من ماشینم پراید نیست گلفه . قلی میگه : من گلف ملف حالیم نمیشه از شیشه بیا پایین . ![]()
قلی میره خارج خونه داداشش ریدنش میگیره میره دستشویی میبینه توالت فرنگیه بهش فشار
میاد گلدون و خالی میکنه میرینه توش . بر میگرده ایران داداشش بعد از چند ماه زنگ میزنه میگه قلی جون مامان بگو کجا ریدی که تا حالا ۴ تا خونه عوض کردیم بوش نرفته . ![]()
![]()
امروز به رضا زارعی گفتم یه جک بگو گفت یه روز یه ترکه میره ... هه هه ![]()
![]()
قلی لب دریا داشته دست میزده ازش میپرسن چی شده : میگه ماشالا پسرم نیم ساعته داره زیر ابی میره . ![]()
![]()
امید نان روزانه آدمیت است .
روز ششم
روزگار استاد فراموشی هاست امیدوارم تو شاگردش نباشی
روز پنجم
اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی.
روز چهارم
خوشبختی فاصله ای است از این بدبختی تا بدبختی بعدی .{دکترعلی شریعتی} روز سوم
دریای آرام ملوان خوب تربیت نمیکند .
روز دوم
تو زندگی آدمهایی هستند که مثل قطار شهر بازی اند از بودن با اونا لذت میبری ولی تو رو به جایی نمیرسونن .
روز اول
سلام من شرمنده به جون رضا وقت نمیشه ولی قول میدم از این به بعد بترکونم ![]()
![]()
سلام
![]()
بازم اومدم باهاتون بمونم ......""
راستی تو این مدتی که نبودم چه خبر بود ؟ چی کار می کردین ؟
میدونم دلتون برام تنکیده بود ![]()
منم دلم براتون یه ریزه شده بود ولی چه کنم که نمیتونستم بیام آپ کنم
خلاصه
دوستون دارم به زودی با دست پر میام سراغتون ![]()
امروز ۵ عیده تازه وقت کردم بیام آپ کنم . پس اول عیدتون مبارک .
امیدوارم سالی پر از خیر و برکت و همراه با شادی و خوشی در پیشرو داشته باشین .
من که نداشتم ، اون از چهار شنبه سوزی
، اون از لحظه تحویل سال
، اینم از اولین
یکشنبه که داداش محمدمون و ازمون گرفت
، دیشبم که خلخال زلزله اومده![]()
![]()
ما که نتونستیم ارتباط برقرار کنیم گویا پل های ارتباطی قطع شدن .
" امیدوارم سالی که نکوست از بهارش پیداست " درست نباشه .
خلاصه منتظر دلداریاتون میمونم .
راستی اگه کسی خبری از خلخال داره بگه ، مردم از دلشوره .
عشق یعنی سوختن یا ساختن ، عشق یعنی زندگی را باختن ،
عشق یعنی انتظار و انتظار ، عشق یعنی هرچه بینی عکس یار ،
عشق یعنی دیده بر در دوختن ، عشق یعنی در فراقش سوختن ،
عشق یعنی لحظه های التهاب ، عشق یعنی لحظه های ناب ناب .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به من گفت : آنقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر ، میمیرم...
باورم نمیشود... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر...
سالهاست در تنهایی پژمرده ام... کاش امتحانش نمیکردم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نمیدانم چرا غم ها نمیدانند که من سلطان غم هایم...
بیا ای مرگ با من باش که من تنهای تنهایم...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
الهی بمیرم سیاه پوشت کنم نه آنکه بمانم فراموشت کنم.
خوب مثل اینکه شما شانس ندارین ، شایدم من خیلی خوش شانسم
خلاصه سرتون و درد نیارم ما رفتیم که بریم خدمت ولی گفتن هنوز خیلی بچه ای برو ۳ ماه دیگه بیا یعنی از امروز نبود ۲ ماه و ۲۹ روز دیگه![]()
دوستون دارم واسه همینم دلم نمیومد برم ،از این نظر خوشحالم ولی ..........![]()
چی بگم وعده ی دیدارم با هندونه عقب افتاد . آقا من کاری ندارم واسم دعا کنین حداقل بیفتم دیار یارم تا دیگه دلتنگی نکنم .![]()
راستی نظر یادتون نره![]()
تاکه بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی
تاکه رفتیم همه یار شدند "خدمتیم" و همه بیدار شدند...
" فاصله همیشه واسه عاشق سخته چه ۸۰۰ کیلومتر چه ۸ متر"
"این و از چشمای خیس سربازی فهمیدم که از بالای"
"برجک دیدبانی به عشقش نگاه میکرد."