به گوش...

منتظران مهدی (عج) به گوش!

حسین (ع) را منتظرانش کشتند...



دعایم کن...

دعایم کن           


                بعد دیدار تو باشد روز پایانم....

خدا...   دوستت دارم قد هزارتا آسمون







يوسف مي دانست که تمام درها بسته اند ؛


اما بخاطر خدا و تنها به اميد او ،

به سوي درهاي بسته دويد و تمام درهاي بسته برايش باز شد ...


اگر تمام درهاي دنيا هم به رويت بسته شدند ؛

تو هم بخاطر خدا و با اعتماد به او ، به سوي درهاي بسته بدو ،

چون :

خــداي تــو و يوســف يکـيــسـت ...

و اما حسین (ع)...




در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی
کرد٬می‌گریند.حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان
دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند...


از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب
(س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای
همیشگی مانده‌ایم!
دکتر شریعتی

عشق فقط یک کلام...  حسین علیه السلام!




حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و
آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است.
مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران
تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم،
بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر
یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت،
مساوی است.
دکتر علی شریعتی


گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟...



خواجه دانست که من عاشقمو هیچ نگفت...


                                    حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود؟....


باز به انتظار تو جمعه غروب میشود / اگر بیایی از سفر آه چه خوب میشود . . .



عمريست كه از حضور او جا مانديم

در غربت سرد خويش تنها مانديم

او منتظرست تا كه ما برگرديم

ماييم كه در غيبت كبري مانديم





با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد


مجموعه 10 تصویر بسیار زیبا با موضوع امام زمان (عج)

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت



نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب


پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما

با پروین...

 
 
 
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
 
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
 
 
 
واقعا زیباست...
 
ادامه را بخوانبد
ادامه نوشته

کودکی ام...گم شد.

بک گراند های زیبا و با کیفیت

....


کی تا حالا برگشته به کودکی؟؟؟

...     درخت روشنایی


تو درخت روشنایی،گل مهر برگ وبارت

تو شمیم آشنایی،همه شوق ها نثارت

تو سرود ابر وباران و طراوت بهاران

همه دشت انتظارت.


هله ای نسیم اشراقِ کرانه هایِ قدسی

بگشا به روی من پنجره ای ز باغ فردا

که شنیدم از لب شب

نفس ستاره ها را.


دلم آشیان دریا شد و نغمه صبوحم

گل و نکهتِ ستاره

همه لحظه هام محراب نیایش محبت،،

تو بمان که جمله هستی به صفای تو بماند



شب اگر سیاه و خاموش چه غم که صبح مارا

نفس نسیم بندد به چراغ لاله آذین

به سحر که میسراید ملکوت دشت ها را...




اگر این کبود خاموش  سراچه ی شیاطین

تن زهرگین به گلبرگ ستارگانش آراست

و گرم نسیم این شب

به درنگ نیلگون خواند

به نگاه اهوان 

     بر لب چشمه سار

           سوگند
   
         که نشنوم حدیثی

چه سپیده های رویان

که در آشتین فرداست.

بهل ای شکوه دریا که ز جو کنار ایَام

ننهد به باغ ما گام سرودِ جویباران،


چو نگاه روشنت هست،چه غم که برگهارا

به سحرگاهان نشویند به روشنان باران.


به ستاره برگ ناهید

نوشتم این غزل را 

                     که براین رواق خاموش

به یارگار ماند

ز زبان سرخ آلاله شنیدم این ترانه:

که اگر جهان برآب  است

ترنم تو بادا    

     و شکوه جاودانه....        


تا خدا...


به نام خداوندِ مِهر،مُهر،سجود...


بعضی وقتها دلم میخواهد...


ادامه مطلب رابخوانید

ادامه نوشته

بی شک جهان را به عشق کسی افریده اند


همچو من..که آفریده ام از عشق



 جهانی برای تو...

آبی اما سبز...

آبی اما سبز...

 

در را باز میکنم..داخل می آیم.

اینجا چه بوی خوشی میدهد...

.

پر از شوق...پر از احساس  بارانی شدن...

.

پر از پرواز ...پر از زندگی...

پنجره را باز میکنم!به به، چه هوایی...

.

هوا هم مثل من است...

هردویمان به همه زندگی میدهیم و هنوز هم تنهاییم...

 

تنهای تنها...

 


مثل قطراتی که به آرامی به انگشتان دستم میخورد و نوازشم میکند...

چقدر باران در ترنم احساس را دوست دارم...

هوا ابردارد

آسمان خیلی صبر  دارد...

این زمین با صبر آسمان و ابر،رنگ سبز دارد...

...واین نتیجه احساس صبرِ سبزِ آسمان آبی است....

برای جان بخشیدن به زمین خاکی است

و نتیجه احساسی سبز،سبز شدن است.

گرچه آبی باشد...

 .

.

آسمان

جای دردودل است...

زیرا بزرگ است.مثل دریا نیست، زیرا دریا،

نتیجه ی عشق آسمان است...

میدانی چیست؟

همه میگویند:

به بزرگی دریا

به آرامی اقیانوس مانند آرام...

دل دریایی...

ما کسی نگفته:دل آسمانی..

هیچکس نمیداند آبی دریا هم برگرفته از جان آبی آسمان است

چقدر تنهاست آسمان...

ولی میبینی؟...

به خاطر آسمانی بودنش،دم نمیزند...

جان هم میبخشد...

چقدر بی منت

دوست دارم این بیکرانه پاک را...

این احساس پرواز را تا قلب خورشید دردل  آسمان

 

مثل سبز شدن.

دل...

واژه غریبی است...

و با ارزش ترین چیز دنیاست

باید  مثل آسمان باشد نه دریا...

زیرا اگر مثل دریا باشد

هرکه نتواند شنا کند

غرق خواهد شد

اما دل

اگر به ژرفای آسمان

،پر از احساس سبز باشد

 

حتی اگر آبی هم باشد

همه در آن به پرواز در می آیند

جان میبخشند،

صبر میکنند،

و در نهایت آسمانی میشوند

مثل خودش

 

آبی اما سبز....

آسمان


نغمه خاطر نواز مرغ شب،

کاروان ماه را همراه بود.

نیمه شب ها اسمان را عالمی است

آه اگر این آسمان بی ماه بود!

بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

...و شیعه این است!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شیعه روح حقیقی و راه اصلی اسلام است.  و هر اندیشه آزاد و آگاهی که از تبلیغات و

.

 اتهامات رژیم های  ضد اسلامی خلافت و حکومت های وابسته و وارث خلافت اموی

.

 و عباسی، ونیز توطیه های نفاق افکن استعمار غربی،  خودرا رها کند وتنها از زبان

.

 قرآن وسنت پیغمبر بیاموزد، و بارها با روح اسلام و عدالت مظلوم درتاریخ اسلام  آشنا

.

 باشد،خواه نا خواه- در جستجوی حقیقت، از دربار های دمشق  وبغداد و قصرهای ظلم

.

 و مسجد های ضراری که قرنها پایگاه  " اسلام دولتی" بوده، بی تردید به سراغ "خانه

.

 فاطمه" خواهد آمد و اسلام را از" زبان علی " خواهد آموخت.

.

و شیعه این است.

Dr.Ali Shariati

گل سرخ

کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

 

کار ما این است که در افزون گل سرخ شناور باشیم...

یا صاحب الزمان

کاش وقتی زندگی فرصت دهد


گاهی از پروانه ها یادی کنیم


کاش بخشی از زمان خویش را


وقف قسمت کردن شادی کنیم


کاش گاهی در مسیر زندگی


باری از دوش نگاهی کم کنیم


فاصله های میان خویش را


با خطوط دوستی مبهم کنیم


کاش وقتی آرزویی میکنیم


از دل شفاف مان هم رد شود


مرغ آمین هم از آنجا بگذرد


حرف های قلبمان را بشنود

 

الهم عجل لولیک الفرج


خلوتگه دوست....

پرسیدم :کدام راه نزدیک تر است؟

گفت: به کجا؟

گفتم: به خلوتگه دوست...

گفت :تو مگر فاصله ای میبینی بین دل آن کس که دلت خانه اوست...

سحر باباد میگفتم حدیث آرزو مندی...         بهانه

خاطره ایست... پیشکش به او که خوب خوبان عالم است.

اکنون که در حال نوشتن هستم به یاد می آورم آن روز را...

ادامه نوشته

خدایا...

خدایا...

دستم به آسمانت نمیرسد...

توکه دستت به زمین میرسد بلندم کن.

عشق

توان گفتن آن راز جاودانی نیست!

تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!

 

پراز هراس و امیدم که هیچ حادثه ای

شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست

 

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید

وگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست!

 

درختها به من آموختند:فاصله ای

میان عشق زمینی و آسمانی نیست

 

به روی آیینه پرغبار من بنویس:        بدون عشق جهان جای زندگانی نیست...

تقدیم به تمام عاشقان.

 کتاب اقلیت.نوشته فاضل نظری

حرف دل....

بعضی وقتها میخواهم از ته دل از خدا تشکر کنم.....به خدا بگویم که ممنونم از تمام نعمتهایی که به من دادی...ومهم تر از همه عشق...خدایا دلم میخواهد بگویم که چه زیبا وساده عشق را به من هدیه کردی تا زندکیم زیباتر باشد...با هدیه تو زندگی من معنای دیگری پیدا کرده...تا آنجا که میتوانم بگویم: انگار دوباره متولد شدم.. کمکم کن تااينبار پايم نلغزد...

مرا ببخش....

سلام عزیز ...این نامه ایست از من حقیر به تو...به توکه خوب خوبان عالمی...سلامی به گرمی تابش خورشید در بهار ....سلامی که در آن خدا اباشد و بس...

مهدی جان...ای عزیز فاطمه..لحظه های بیتو بودن  میگذرد اما به سختی...

میدانی مهدی جان دلم گرفته...به اندازه وسعت اقیانوس مانند چشمانت...خیلی وقت ها متوجه میشوم که چقدر ساده در  محضر تو گناه میکنم و تو چشم میپوشی...

عزیز شنیده ام که هر هفته کارنامه ای از عمال ما به دستت میدهند...خداوند مرا ببخشد که چشمان زیبایت را تر کردم و بدون هیچ اعتنایی از کنار اشکهایی که برای گناهانم ریختی گذشتم....

مهدی جان...مرا برای تمام گناهان وکارهای بیهوده ام ببخش که اگر تو از من راضی نباشی...ای مولای من اگر تو از من راضی نباشی خدا هم دیگر نگاهم نمیکند...

به امید بخششت یا صاحب الزمان.

نجواباشهيدان

...واما شما شهيدان عزيز! شمابر بال سپيده کدام ملک نشستيد که بي امان وشتابان به سوي معبود شتافتيد؟شمادر نماز شبهايتان باخدا چه گفتيد که معبود اينگونه زود پذيرفتتان؟شما خدارا باديده بصيرت چگونه ديديد که عاشقش شديد،عاشقتان شد وبه حضور پذيرفتتان؟... پاسخم رابدهيد،ترا به خدا بگوييد،نگذاريد سوالهايم بي جواب بماند،البته!البته که جوابها روشن است.ميدانم چه گفتيد،ميدانم چه خوانديد،چه ديديد،کجارفتيد،درکجاهستيد! شماهمگي رفتيد ومارا"لياقت" رفتن نبود. عاشق کجا وعاشق نما کجا!يافتن کجا وبافتن کجا....

سید احمد...

ادامه نوشته